اولیرا نابیولینا، سکان‌دار ناو اقتصادی روسیه

انقلاب در بانک مرکزی

تاریخ 1401/10/03 ساعت 10:40

ریچارد پورتس، استاد اقتصاد مدرسه اقتصادی لندن در یک میزگرد درباره عملکرد نابیولینا چنین گفت: «او مدل دقیقی از یک رییس بانک مرکزی مدرن است. او کاری را انجام داده‌است که باید انجام می‌داد. تنها کافی است عملکرد ترکیه را طی این بحران‌ها ببینید تا متوجه شوید مداخله سیاست‌مداران در تصمیم‌های بانک مرکزی چقدر تاثیر وحشتناکی می‌تواند داشته باشد.»

آینده نگر

 الویرا نابیولینا یکی از برجسته‌ترین و قابل بحث‌ترین سیاست‌گذاران اقتصادی جهان است، اما تا حد لازم به او پرداخته نشده‌است. نابیولینا که در اکتبر 1963 به دنیا آمد در حال حاضر رییس بانک مرکزی روسیه است، اما پیش از آن هم همواره موقعیت‌های قابل توجهی در این کشور را از آن خود کرده‌است. نابیولینا از سال 2007 تا سال 2012 وزیر توسعه اقتصادی و تجارت روسیه بود، بین سال‌های 2012 و 2013 مشاور پوتین در مسائل اقتصادی بود و طی 9 سال اخیر، زمام‌دار بالاترین نهاد سیاست‌گذاری اقتصادی در روسیه شده‌است.

نابیولینا در باشقیرستان شوروی و در خانواده‌ای تاتار به دنیا آمد. بلندپروازی و انگیزه را از مادرش به ارث برده‌بود که مدیر یک کارخانه بود، در حالی‌که پدرش راننده بود. در دوران تحصیل دانش‌آموزی ممتاز بود و نهایتا در سال 1986 از دانشگاه مسکو فارغ‌التحصیل شد. گرچه به لحاظ حزبی، نابیولینا فردی مستقل مطرح می‌شود، اما نزدیکی او به ولادیمیر پوتین، امری تقریبا روشن برای همه است. مسئله اصلی این است که این نزدیکی واقعا چقدر عمق دارد.

همین کارنامه با ظاهر ساده نشان می‌دهد که او تا چه حد مورد اعتماد ولادیمیر پوتین است و جدای از آن چرا پس از اتفاقاتی مانند حمله نظامی روسیه به اوکراین مورد توجه جهان قرار گرفته‌است. برای مثال کشور استرالیا در ماه آوریل سال جاری، شخص نابیولینا را مورد تحریم خود قرار داد. با این‌حال، جدای جذابیت ویژگی‌های جنبی او، این عمکلرد او در دورانی بحرانی است که باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد.

*مرده‌باد، زنده‌باد

نابیولینا از همان ابتدای ورود توانست جامعه بانک‌داری جهانی را تحت تاثیر خود قرار دهد. بانک‌دارها او را به خاطر گرفتن موضعی سرسختانه در مورد بخش بانک‌داری روسیه بین سال‌های 2013 و 2017 می‌ستودند. او در این دوره بیش از 300 پروانه بانک‌داری را از نهادهایی پس گرفت که یا سابقه ضعیفی داشتند یا عملکرد بدی از خود نشان می‌دادند. این نکته شایان توجه است که این نهادها تقریبا یک‌سوم نهادهای اعتباری روسیه را تشکیل می‌دادند.

مسئله دیگری که باعث شد نابیولینا مورد تحسین همه قرار گیرد، رویکردی چالاک در مورد تورم بود. او در ماه فوریه 2018 نرخ بهره پایه را به 2.18 درصد رساند که یک رکورد مینیمم حساب می‌شود. از سوی دیگر نباید فراموش کرد پس از آغاز درگیری روسیه با اوکراین بر سر منطقه کریمه در سال 2014، این نابیولینا بود که با شناور کردن نرخ ارز توانست جلوی آسیب‌های اقتصادی این نبرد نظامی را تا حد قابل قبولی بگیرد. کنترل کردن نرخ ارز سنتی جاافتاده در روسیه بود که نابیولینا توانست آن را درست در مهم‌ترین لحظات کنار بگذارد.

با این‌حال تمام این نکات، سویه دیگری هم دارند که منتقدان نابیولینا روی آن‌ها دست می‌گذارند. به طور کلی از دید منتقدان، نابیولینا یک ویترین زیبا برای دیکتاتوری پوتین در عرصه‌های مختلف است. آن‌ها برای این مدعا روی برنامه‌های شکست خورده بانک مرکزی روسیه طی دوران زمام‌داری نابیولینا دست می‌گذارند. برای مثال، عمده 300 بانکی که پروانه خود را طی سال‌های 2013 تا 2017 از دست دادند، در نهادهای دیگر تحکیم شدند. از بین این نهادهای بزرگ‌تر، سه مورد بانک اتکریت، بانک B&N و بانک پرومسیواز، بعدها دچار ورشکستگی شدند و بانک مرکزی روسیه مجبور شد با هزینه 2 تریلیون روبلی آن‌ها را نجات دهد. هر سه این بانک‌ها تحت تملک الیگارش‌هایی به نام ایگور فینوگنوف، میخاییل گاتسریف و برادران آنانیف قرار داشتند که هر سه ارتباطات عمیقی با کرملین دارند.

از دید منتقدان نمی‌توانیم دقیق بگوییم الویرا نابیولینا کیست و چه انگیزه‌ای دارد. اما اگر عملکرد او را بخواهیم در نظر بگیریم باید بدانیم که مقر اصلی او کرملینی است که هرچه باشد، نهاد شفافی نیست. او که در ابتدای کار ظاهرا یک تکنوکرات لیبرال بود، به مرور زمان و در همکاری روزافزون با ولادیمیر پوتین، دیدگاه‌های ساده سیاسی خود را کنار گذاشت. البته این احتمال وجود دارد که او مخالف حمله نظامی اخیر روسیه به اوکراین باشد و حتی در این راستا اقدام به استعفا هم کرده باشد، اما همین که هنوز بر این مسند تکیه دارد و مانند 22 سال اخیر در کنار پوتین ایستاده‌است، نشان می‌دهد توانایی هضم هر تصمیمی از جانب رییس جمهوری روسیه را دارد. به طور کل از دید منتقدان اگر اقتصاددان یا روزنامه‌نگاری در غرب، هنوز هم امید دارد که نابیولینا روزی به اقتصاد کلان غیرحزبی و غیر سیاسی روی بیاورد، امیدی واهی است.

*اقتصاد جنگی

اِشه نلسون، گزارشگر اقتصادی نیویورک‌ تایمز، طی یادداشت نسبتا مفصلی رویکردی مثبت نسبت به عمده اقدامات نابیولینا در پیش گرفته است که در ادامه بیشتر با آن آشنا می‌شویم، مخصوصا بخش‌هایی که مربوط به مدیریت بحران‌های اقتصادی روسیه می‌شود.

نابیولینا در سال 2014 توانست یک فاجعه اقتصادی را به فرصتی مناسب تبدیل کند. اقتصاد روسیه طی آن سال از دو سو تحت فشار زیادی قرار گرفت. اولین مسئله مربوط به سقوط قیمت نفت است و دومین مسئله تحریم‌هایی بود که پس از اشغال کریمه توسط نیروهای روسی اتفاق افتادند.

این اتفاق منجر به سقوط ارزش روبل شد و دقیقا در همین زمان بود که نابیولینا تمام سیاست‌های سنتی را کنار گذاشت. از بین این سیاست‌های سنتی می‌توان به خرج کردن مقادیر زیاد ارزهای خارجی برای حفظ نرخ ارز اشاره کرد. به جای این اقدام، تمرکز اصلی بانک مرکزی روسیه روی مدیریت تورم قرار گرفت. نابیولینا نرخ بهره را به 17 درصد رساند و تا چند سال این نرخ را نسبتا بالا نگه داشت.

اقدام نابیولینا تجویزی دردناک برای اقتصاد روسیه به حساب می‌آمد و باعث شد تولید ناخالص داخلی این کشور افتی یک سال و نیمه را از سر بگذراند. با این حال تا اواسط سال 2017 اتفاقی در این اقتصاد افتاد که حتی در تخیل سیاست‌مداران روسی هم نمی‌گنجید: تورم کاهش یافته و به 4 درصد رسید، کمترین مقدار از زمان فروپاشی شوروی.

ریچارد پورتس، استاد اقتصاد مدرسه اقتصادی لندن در یک میزگرد درباره عملکرد نابیولینا چنین گفت: «او مدل دقیقی از یک رییس بانک مرکزی مدرن است. او کاری را انجام داده‌است که باید انجام می‌داد. تنها کافی است عملکرد ترکیه را طی این بحران‌ها ببینید تا متوجه شوید مداخله سیاست‌مداران در تصمیم‌های بانک مرکزی چقدر تاثیر وحشتناکی می‌تواند داشته باشد.»

تحت مدیریت نابیولینا، بانک مرکزی روسیه اقدامات گسترده‌ای در جهت مدرن‌سازی خود انجام داد. هم از یک سو هم‌کاری با تحلیل‌گران متخصص بسیار بیشتر از قبل شد، هم تصمیمات با شفافیت بیشتری مقابل گزارشگران و خبرنگاران مطرح شدند. طی دوران ریاست او، بانک مرکزی روسیه به مغز متفکر واقعی این کشور تبدیل شد و توانست همکاری بسیاری از اقتصاددان‌های برجسته بخش خصوصی را هم به خود جلب کند.

البته این فرایند مدرن‌سازی تدریجی بانک مرکزی و مسائلی مانند مدیریت تورم، تا جایی ادامه داشت که اقتصاد روسیه وضعیت نسبتا نرمالی را از سر می‌گذراند. با حمله روسیه به اوکراین در سال 2022، باز هم شرایط اقتصاد این کشور به هم ریخت و این مسئله باعث شد نابیولینا سیاست‌های مورد علاقه خود را کنار بگذارد. او نرخ بهره را بیش از دو برابر کرد و به 20 درصد رساند و با استفاده از ابزارهای کنترل سرمایه، جریان خروج پول از کشور را به شدت تنگ کرد. جدای از این اقداماتی نظیر تعطیل کردن موقت بازار سهام مسکو و ساده‌تر کردن مقررات بانک‌ها، توانست تا حدی شرایط را در اختیار خود بگیرد.

این اقدامات توانستند شرایط بحرانی اولیه را مدیریت کنند و ارزش روبل را به حد اولیه خود بازگردانند، اما نباید فراموش کرد که استفاده از ابزارهای کنترل سرمایه تنها تا حدی کنار گذاشته شدند. در حال حاضر گرچه اقدامات نابیولینا در دوران بحرانی جنگ مثبت ارزیابی شده‌اند، اما اقتصاد روسیه درگیر مسائلی بسیار کلان است که شاید حتی مدیریت مناسب او هم نتواند وضعیت را درست کند.

 

*ماجرای سنجاق سینه

یکی از جالب‌ترین نکات درباره نابیولینا، استفاده او از سنجاق سینه برای ارسال سیگنال‌هایی درباره تصمیمات بانک مرکزی است. برای مثال او در سال 2020 با یک سنجاق سینه آبی رنگ در کنفرانس مطبوعاتی حاضر شد و این اتفاق در سال 2021 هم افتاد. هر بار او تصمیماتی جهت تغییر در سیاست‌های کلان اقتصادی را اعلام کرده‌بود. خود او هم روی این مسئله به عنوان ابزاری ارتباطی تاکید می‌کند، زیرا می‌خواهد به «بازار فرصتی برای فکر کردن و تصمیم گرفتن» بدهد. البته اینکه هر شکل و رنگی از سنجاق سینه دقیقا چه معنایی دارد، یک معماست و خود او هم این مسئله را می‌داند. نکته جالب عدم استفاده از سنجاق سینه در کنفرانس مطبوعاتی مربوط به بحران مالی روسیه در سال 2022 است. بسیاری افراد می‌گویند معنای این اتفاق عدم موافقت او با حمله به اوکراین است. با این‌حال برخی دیگر هم می‌گویند گرچه واضح است در مورد مسئله تصمیم‌گیری برای حمله نظامی او یکی از افراد حلقه نزدیک پوتین نبوده‌است، عدم استفاده از سنجاق سینه به معنای «کنار گذاشتن سیاست‌های پولی عادی» است.