تحلیل ساعات کار مردان دارای همسر شاغل

زمان هفتگی کار پدران با افزایش فرزندان افزایش می‌یابد

تاریخ 1401/09/22 ساعت 16:10

ساعات کار مردان متأهل با افزایش سن کاهش می‌یابد و شهرنشینی و تحصیل‌کردگی و نیز تعداد فرزندان بیشتر حضور مردان متأهل را در بازار کار طولانی‌تر می‌کند.

لیلاسادات زعفرانچی، مهدی گلدانی/ آینده نگر

مردان متأهل از گروه‌های اصلی شاغلان بازار هستند و از این رو، مطالعات رفتار کار بازاری آن‌ها از جمله اولویت‌های مورد نیاز برای سیاست‌گذاری بازار کار است. لیلاسادات زعفرانچی و مهدی گلدانی تحقیقی در این زمینه انجام داده‌اند و حاصل آن را در مقاله «تحلیل خرد از ساعات کار بازاری مردان متأهل دارای همسران شاغل» در شماره ۸۳ فصلنامه «پژوهشنامه اقتصادی» در دانشگاه علامه طباطبایی منتشر کرده‌اند. تحقیق حاضر در تلاش برای شناسایی متغیرهای مؤثر بر ساعات کار بازاری مردان متأهل دارای همسر شاغل مبتنی بر ادبیات الگوی جمعی عرضه کار خانوار است. اطلاعات پژوهش بر اساس داده‌های خرد و مقطعی کشور ایران در سال ۱۳۹۷ و نمونه آمار شامل ۷۲۴ نفر از مردان ساکن در مناطق شهری و روستایی کشور است. برآورد الگو با استفاده از روش علمی گشتاورهای تعمیم‌یافته انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که تابع عرضه کار بازاری مردان متأهل در نمونه مطالعه‌شده شکل استاندارد دارد اما رابطه مثبت دستمزد - ساعت کار کاهنده است. همچنین مردان متأهل دارای سطح تحصیلات بالاتر از همسران زمان بیشتری را صرف فراغت زندگی می‌کنند. به‌طور خلاصه، در خانوارهای مطالعه‌شده، ساعات کار مردان متأهل با افزایش سن کاهش می‌یابد و شهرنشینی و تحصیل‌کردگی و نیز تعداد فرزندان بیشتر حضور مردان متأهل را در بازار کار طولانی‌تر می‌کند.

***

در تاریخ اندیشه‌های اقتصادی، اوقات فراغت از ویژگی‌های یک کالای لوکس برخوردار بوده است. جان مینارد کینز در سال ۱۹۳۰ در مقاله خود تحت عنوان «احتمالات برای نوه‌های ما» پیش‌بینی کرد که نسل نوه‌های او خواهند توانست فقط سه ساعت در روز یا معادل ۱۵ ساعت در هفته کار کنند. این نگاه خوش‌بینانه کینزی بعدها فراگیر نشد و همچنان ساعات کار بخش قابل‌توجهی از زمان افراد را به خود اختصاص می‌دهد. اما در طول قرن بیستم ــ به‌خصوص در کشورهای صنعتی ــ ساعات کار کاهش قابل‌ملاحظه‌ای یافته است. تقریباً در تمامی جهان میانگین ساعات کار بازاری مردان بالاتر از زنان بوده است و مردان بیشتر از زنان در ساعات کار بیش از حد طولانی (بالاتر از ۴۸ ساعت در هفته) اشتغال دارند. در کنار کاهش نرخ مشارکت اقتصادی مردان بالاتر از ۱۵ سال در جهان از ۸۰.۱ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۷۴.۳ درصد در سال ۲۰۱۹، ساعات کار بازاری مردان نیز از اوایل قرن بیستم روندی نزولی را تجربه کرده است.

وضعیت تأهل بر مشارکت و عرضه ساعات کار بازاری زنان و مردان اثرات متفاوتی را دارا است و بررسی‌ها نشان می‌دهد که رفتار کار بازاری مردان متأهل می‌تواند در صورت اشتغال یا عدم اشتغال همسران متفاوت باشد. در کشور ایران، مروری بر بازار کار نشان می‌دهد که مردان به‌خصوص در وضعیت تأهل، با توجه به آمار بالای اشتغال (در سال ۱۳۹۵ به اندازه ۷۵.۴ درصد از مردان متأهل شاغل بوده‌اند) از جمله گروه‌های هدف و قابل‌توجه در زمینه سیاست‌گذاری بازار کار هستند. در این بین، الگوهای نظری مربوط به ساعات کار مردان و زنان متأهل به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند. دسته اول شامل الگوی واحد عرضه کار خانوار است که با در نظر گرفتن خانوار به‌عنوان یک کل واحد، تابع مطلوبیت منحصربه‌فرد هر خانوار را با در نظر گرفتن محدودیت بودجه همان خانوار به حداکثر می‌رساند. در سمت دیگر الگوی جمعی قرار دارد که برخلاف الگوی واحد، زوجین را با یک جفت تابع ترجیحات فردی مجزا و مستقل و به‌همراه یک قانون خاص تصمیم‌گیری درون‌خانوادگی در نظر می‌گیرد. در نقد الگوی واحد، معتقدان به رویکرد غیرواحد معتقدند که در خانوار هر یک از اعضای ترجیحات مربوط به خود را دارند و ممکن است در خصوص تصمیم‌گیری بهینه در خانوار اختلاف‌نظر وجود داشته باشد. الگوی واحد از منظر تجربه قیود قابل‌شناسایی و آزمونی را جهت بسط مطالعات تجربه ارایه کرده است اما بسیاری از مطالعات تجربی در تأیید مفروضات اصلی این الگو بر اساس داد‌های خرد و ملی موفق گزارش نمی‌شوند.

در بین ادبیات نظری متنوعی که در دهه ۱۹۸۰ ظهور کردند و سعی داشتند با در نظر گرفتن نقصان‌های الگوی واحد، تعامل روند تصمیم‌گیری مصرف و فراغت را در خانوار به‌شرط وجود ترجیحات مستقل زوجین تبیین کند، الگوی جمعی معرفی‌شده توسط برخی محققان جایگاه ویژه‌ای دارد. در نقد الگوی واحد، معتقدان به رویکرد غیرواحد بر این تصورند که در خانوار هر یک از اعضاء ترجیحات مربوط به خود را دارد و ممکن است در خصوص تصمیم‌گیری بهینه در خانوار اختلاف نظر وجود داشته باشد. الگوی نئوکلاسیک واحد از منظر تجربی قیود قابل‌شناسایی و آزمونی را برای بسط مطالعات تجربی ارایه کرد اما بسیاری از مطالعات تجربی در تأیید مفروضات اصلی این الگو بر اساس داده‌های خرد و ملی موفق نبوده‌اند.

الگوی جمعی زیرمجموعه‌ای از الگوهای همکارانه اقتصادی خانوار است و در مقایسه با الگوی واحد از جدی‌ترین رقبا و مطرح‌ترین نظریه‌های اخیر به شمار می‌رود و با استقبال زیادی مواجه شده است. در الگوی جمعی، تغییرات در دستمزد و قیمت و درآمد غیرکاری می‌تواند اثرات مستقیمی بر عرضه نیروی کار و تقاضای کالاها داشته باشد، اما تأثیرات غیرمستقیمی نیز از خلال متغیرهای مؤثر بر فرایند تصمیم‌گیری حادث می‌شود.

شاید بتوان اولین کار نظری و تجربی مربوط به بررسی عرضه ساعات کار بازاری را به‌تفکیک جنسیت به سال ۱۹۳۴ بازگرداند، اما ادبیات نظری عرضه کار بر اساس جنسیت به یکی از پرکاربردترین حوزه‌های تحقیقات اقتصادی در ۵۰ سال اخیر مبدل شده است. محققی به‌نام کاسترز در دهه ۱۹۶۰ اولین مطالعه تجربی ساعات کار مردان متأهل را انجام داده است. تحولات دهه ۱۹۷۰ میلادی با پیشرفت وسیع اقتصادسنجی و مباحث مرتبط با تورش انتخاب نمونه در عرضه ساعات کار بازاری متأهلان همراه بود. در سال ۱۹۷۳، دو محقق دیگر با استفاده از روش‌های مختلف اندازه‌گیری درآمدهای غیرکاری خانوار، تخمین‌های کاملاً متمایزی از تأثیر این‌گونه درآمدها را بر ساعات کار بازاری مردان متأهل نتیجه گرفتند و وجود ارتباط مثبت جزئی و البته معنادار بین درآمد غیرکاری مردان متأهل و ساعات کار بازاری از منظر آنان غیرمعمول نبود. این همبستگی مثبت و جزئی بعدها در مطالعات دیگر نیز دیده شد.

در کنار تحولات تکنیکی در برآورد عرضه ساعات کار بازاری مردان متأهل از دهه ۱۹۸۰، ویژگی‌های خانوار برجسته شد. این امر با بحث اوج‌گیری مشارکت اقتصادی زنان متأهل به‌طور جدی‌تری مورد توجه تحلیل‌گران بازار قرار گرفت. انتظار این بود که افزایش مشارکت اقتصادی زنان متأهل دارای تأثیرات مستقیم و غیرمستقیمی بر رفتار کار بازاری مردان متأهل باشد. ظهور ادبیات به‌نسبت گسترده‌ای در خصوص بازار کار زوجین هر دو شاغل در دهه ۱۹۸۰ متأثر از این اتفاق است.

به‌طور سنتی در مطالعات اقتصاد کار خانوار مبتنی بر الگوی واحد، فرض وجود یک تابع مطلوبیت جمعی برای اعضای خانوار فرض پایه‌ای به شمار می‌رفت. برخی از مطالعات نشان دادند که وارونگی ارتباط ساعات کار - دستمزد در گروه مردان متأهل چشمگیرتر است. به‌گفته برخی تحلیل‌گران اقتصادی، شاید بتوان یکی از عوامل موجد وضعیت اخیر ارتباط مثبت بین دستمزدها و ساعات کار بازاری مردان متأهل را افزایش بیشتر مشارکت اقتصادی زنان متأهل و اثرات مستقیم و غیرمستقیم آن بر عرضه ساعات کار مردان متأهل دانست. مروری بر مطالعات نظری - تجربی داخلی مربوط به بررسی عرضه ساعات کار بازاری به‌تفکیک جنسیت نشان می‌دهد که بیشتر تحقیقات در این حوزه بر عرضه کار زنان متمرکز بوده است. در ایران نیز برخی از مطالعات قبلی نشان می‌دهند که با افزایش دستمزد مردان به‌دلیل افزایش هزینه اوقات فراغت، ساعات کار بیشتری به کار اختصاص می‌یابد. همچنین با افزایش تجربه کاری، ساعات عرضه نیروی کار آن‌ها کاهش می‌یابد. بر اساس یافته‌های این مطالعه، در خانواده‌هایی که مرد و زن شاغل هستند، فعالیت زنان در بازار کار برای مردان حالت تکمیلی دارد. به‌عبارت دیگر، واکنش مردانی که همسران آن‌ها در بازار کار فعالیت ندارد به تغییرات دستمزد و درآمد شدیدتر از واکنش مردانی با همسران شاغل است.

 دستاوردهای تحقیق: اهمیت بعد خانوار در سیاست‌گذاری‌ها

این تحقیق در تلاش برای شناسایی متغیرهایی مؤثر بر ساعات کار بازاری مردان متأهل دارای همسران شاغل بر پایه ادبیات الگوی جمعی عرضه کار خانوار بود. از آنجا که میانگین ساعات کار بازاری مردان متأهل در این تحقیق برابر ۴۵.۵ ساعت در هفته و بر اساس استاندارد نزدیک به ساعات کار طولانی (بیش از ۴۸ ساعت در هفته) است، اصلی‌ترین توصیه پیشنهادی در این زمینه لزوم توجه سیاست‌گذاران بازار کار به فشار ناشی از بالا بودن ساعات کاری طولانی‌مدت مردان متأهل و دغدغه محدودیت زمان فراغت - زندگی ‌آنان است. مهار تورم، به‌خصوص در مناطق شهری، برای کاهش فقر فراغتی و معیشتی مردان متأهل و دارای همسر شاغل از محوری‌ترین توصیه‌های پژوهش به‌شمار می‌رود. کاهش ساعات کار به‌همراه افزایش سن مردان متأهل ایرانی به‌معنای آن است که برنامه‌ریزی ناظر بر افزایش تعهدات صندوق‌های بازنشستگی در آینده، می‌باید مورد نظر سیاست‌گذاران بازار کار قرار گیرد. از سوی دیگر، سیاست‌های مربوط به جمعیت و فرزندآوری در کشور امروزه از مسایل راهبردی سیاست‌گذاری رسمی محسوب می‌شود. با توجه به رابطه مثبت ساعات کار پدران با افزایش تعداد فرزندان بیشتر در خانوار (با توجه به اینکه صرفاً ۱۸ درصد از خانوارهای مطالعه‌شده دارای فرزند بالاتر از ۱۸ سال هستند)، سیاست‌های بازار کار باید در راستای سیاست‌های جمعیتی، از ابزارهای حمایتی والدگری و تشویقی در این خصوص بهره‌گیرد. به‌طور خلاصه، این تحقیق نشان می‌دهد که ساعات کار بازاری مردان متأهل و دارای همسر شاغل با افزایش بعد خانوار (تعداد فرزندان) و سکونت در مناطق شهری افزایش می‌یابد و سیاست‌گذاران بازار کار ضمن توجه به پرکردن شاف هزینه و درآمد خانوار باید به فراهم‌کردن امکان توازن بیشتر زمان کار ــ زندگی مردان متأهل دقت نظر داشته باشند.