پاسخ محمد فاضلی، جامعه‌شناس به سوالات آینده‌نگر درباره دانشگاه و مسائل جامعه ایرانی

دانشگاه محل تربیت ناجی نیست

تاریخ 1401/09/21 ساعت 15:08

راه‌حل سیاستی هیچ شباهتی به چای کیسه‌ای ندارد که این گونه جلسات نقش آب جوش را بازی کنند و از دل آن‌ها راهکار سیاستی قابل استفاده بیرون بیاید. راهکار سیاستی محصولی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است که ایده آن می‌تواند با مشارکت دانشگاه تولید شود اما چنین جلساتی برای رسیدن به این ایده هم کفایت نمی‌کنند.

آینده نگر

هر زمان که شرایط ویژه‌ای در عرصه جامعه، اقتصاد و ساحت‌های دیگر اجتماعی پیش می‌آید، همه دنبال ناجی‌ای از دانشگاه می‌گردند که به فوریت راه‌حل‌هایی ارائه دهد و با سرعت مسائل را خارج از چارچوب معمول حل کند. چرا دانشگاه‌های ما چنین ناجی‌ای را تربیت نمی‌کند؟

دانشگاه چنین وظیفه‌ای ندارد. دانشگاه محل تربیت کردن ناجی فوری نیست. دانشگاه چند کارکرد یا وظیفه مشخص دارد. پژوهش و تولید دانش، آموزش و انتقال دانش، تولید خرد انتقادی، تربیت نیروی انسانی متخصص در سطوح مختلف، تربیت شهروند مشارکت‌جو و آماده برای زیستن در دنیا و قادر به تطبیق یافتن با تغییرات آن، و در یکی دو دهه اخیر مباحثی هم درباره نقش دانشگاه در تولید فناوری هم مطرح است. دانشگاه ناجی اقتصادی تولید نمی‌کند و به همین ترتیب از دانشگاه هم نباید انتظار داشت برای مسائل اجتماعی ناجی اجتماعی، و برای مسائل سیاسی ناجی سیاسی تربیت کند.

ناجی اقتصادی و اجتماعی می‌تواند بهره‌مند از تخصص دانشگاهی باشد یا متخصصان دانشگاهی را هم به‌کار بگیرد، اما در واقع این نجات را باید در سیاست جست. رئیس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد یا رئیس سازمان برنامه می‌توانند متخصصان دانشگاهی درجه یکی باشند که چون در سمت‌های سیاسی هم قرار گرفته‌اند ظرفیت و قدرتی برای اصلاحات دارند. قدرتی که به فرد اجازه اصلاح‌گری می‌دهد از دانشگاهی بودن ناشی نمی‌شود بلکه از حضور در عرصه سیاسی ناشی می‌شود. ناجیان را باید در سیاست جست، سیاستمدارانی که یکی از آن چیزهایی که باید بدانند، علوم و تخصص‌های ضروری است. اما حتی با داشتن تخصص هم بدون دسترسی به قدرت نمی‌توان اصلاح‌گری کرد.

بارها شاهد بوده‌ایم که سیاست‌مداران در دوره‌های متعدد برای یافتن راه‌حل‌هایی، با دانشگاهی‌ها در رشته‌های مختلف نشست هم‌اندیشی دوره‌ای برگزار کرده‌اند؛ این نحوه برخورد با علم بیانگر چه نگاهی است؟

یونسکو در دهه 1990 از وظیفه دانشگاه درخصوص تربیت شهروند متخصص مشارکت‌جو سخن می‌گفت. دانشگاهی باید متخصص باشد و دانشگاه متناسب این قرن باید مشارکت‌جویی را هم در دانشجو و استادش تقویت کند. فرض می‌گیریم که دانشگاه‌ها در گذشته و فعلاً فرد متخصص به تعداد کافی تربیت کرده و می‌کنند. حال مسأله این است که تکلیف مشارکت‌جویی – از جمله مشارکت دانشگاهیان برای حل مسائل – چه می‌شود؟ مشارکت امر پیچیده‌ای است که سازمان، قواعد نهادی و امکانات لازم دارد. کشورهای دیگر انواعی از ساختارها برای جلب مشارکت دانشگاهی ایجاد کرده‌اند. بگذارید برخی از آن‌ها را مرور کنیم.

احزاب در کشورهای دموکراتیک که دانشگاه هم بیشتر در آن‌ها کارکرد دارد، برای جلب نظر و رأی مردم باید برنامه ارائه کنند. رقابت انتخاباتی نوعی بازاریابی برای ایده‌های احزاب نیز هست. احزاب برنامه سیاستی می‌فروشند و رأی مردم را می‌خرند. تدوین برنامه سیاستی مناسب برای گرفتن رأی مردم به عقلانیتی نیاز دارد که در دانشگاه باید پیدا شود. رقابت برای تدوین همین برنامه سیاستی، زمینه‌ای برای اثربخش شدن دانشگاهیان است. ما چنین سازمان‌دهی و ساختاری برای احزاب نداریم تا دانشگاه هم نقش پیدا کند.

عمده کشورها سازمان‌هایی با عنوان کلی اندیشکده ایجاد کرده‌اند و اندیشکده‌های خصوصی هم در کشورهای توسعه‌یافته رواج دارند. این‌ها هم به عنوان بستری برای جذب دانشگاهیان و اثربخش کردن آن‌ها در عرصه سیاستی عمل می‌کنند. زمینه‌هایی هم برای رفت و برگشت بین دانشگاه و عرصه سیاست‌گذاری در برخی کشورها فراهم شده است.

ما همه این صورت‌ها را به صورت نصفه و نیمه داریم اما هر کدام با نقص‌های جدی مواجه است. نه سیاست دموکراتیک و رقابت برای گرفتن رأی مردم صورت خوبی دارد و نه ساختارهای اندیشکده‌ای یا رفت و برگشت بین دانشگاه و دولت دقیق و منسجم تعریف شده است. این‌ها که نیست، نوعی نمایش‌های هم‌اندیشی با اساتید دانشگاه توسط مقامات سیاسی برگزار می‌شود. دو نقد عمده بر این هم‌اندیشی‌ها وارد است. اولاً حاضرین در آن‌ها از قبل روی موضوع جلسه کار نکرده‌اند و اغلب فقط کلیاتی را می‌گویند که خیلی به کار سیاست‌گذاری نمی‌آیند. ثانیاً، مجموع ایده‌های گاه متعارضی که در این گونه جلسات مطرح می‌شوند، معلوم نیست که با چه پردازشی و برای کدام هدف در اختیار سیاست‌مداران قرار می‌گیرند. نکته مهم‌تر شاید این است که سیاست‌مدار هم اغلب زمینه و بستر سیاست‌گذاری و محدودیت‌ها و شرایطش را توضیح نمی‌دهد و با دانشگاهیان به اشتراک نمی‌گذارد. لذا این گونه جلسات اغلب نمایشی و فاقد زمینه‌ای برای تولید فهم مشترک یا راه‌حل است. در ضمن، راه‌حل سیاستی هیچ شباهتی به چای کیسه‌ای ندارد که این گونه جلسات نقش آب جوش را بازی کنند و از دل آن‌ها راهکار سیاستی قابل استفاده بیرون بیاید. راهکار سیاستی محصولی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است که ایده آن می‌تواند با مشارکت دانشگاه تولید شود اما چنین جلساتی برای رسیدن به این ایده هم کفایت نمی‌کنند.

مدت‌هاست که برخی از انحطاط در جامعه دانشگاهی می‌گویند که نفع گروهی در تداوم ساختار غلط است؛ شما چه ارزیابی از نظام حکمرانی در سیستم آموزش کشور دارید؟

دانشگاه دچار صورت‌هایی از انحطاط و زوال شده است اما شاخص این انحطاط، تولید نکردن ناجیان اقتصاد و جامعه‌ای نیست که شما مد نظر دارید. دانشگاه به این معنا در برخی ابعاد در مسیر تضعیف است که نمی‌تواند آن شهروند متخصص مشارکت‌جو را تربیت کند، معیارهای سنجش عملکرد دانشگاه چیزهایی شده است که نسبتی با سرزندگی دانشگاه ندارند، دانشگاه دچار چنان کمی‌گرایی در تولید مقاله شده است که آن ‌را از کارکردهای آموزشی‌اش تهی کرده و دانشگاه به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی آن‌چنان محافظه‌کار شده که قادر به ایفای نقش اجتماعی انتقادی خود نیست. دانشگاه دچار فساد در نوشتن پایان‌نامه‌های دانشجویان یا تقلب علمی در نگارش مقالات توسط اساتید شده است. ساختارهای منافعی هم بر حول هر کدام از این‌ها شکل گرفته که مانع از درمانشان می‌شود. اگر این‌ها را لحاظ کنیم، دانشگاه حال و روز خوشی ندارد. دانشگاه باید در درجه اول همین مشکلاتش را درمان کند و بعد به فکر ارائه راهکار سیاستی باشد و تا زمانی که این مسائل باقیست، دانشگاه ظرفیت زیادی برای مشارکت اجتماعی نخواهد داشت.