
پس از کودتا و روی کار آمدن رضاشاه تمرکزگرایی با اتکا به درآمدهای دولت از محل فروش نفت، مورد توجه قرار گرفت. رضا شاه که نمی خواست به سرنوشت حکومت قاجار دچار شود، تمرکزگرایی سراسری را در کشور پیاده کرد.
فردریک لیست، از متفکران بزرگ اقتصادی و طراح تئوری اقتصاد ملی است. او در کتابی با نام «اقتصاد ملی» از دولتی کردن اقتصاد کشور، کاهش واردات، افزایش صادرات و ملی کردن منابع اقتصادی کشور به عنوان عوامل اصلی پیشبرد اهداف اقتصادی یاد می کند. چند دهه پس از مرگ او در دهه های آغازین سده بیستم میلادی، آلمان با اتکا به نظریه هایی مثل نظریه اقتصاد ملی فردیک لیست، به یکی از قدرت های بزرگ سیاسی و اقتصادی در جهان تبدیل شد. این امر باعث شد دیگر کشورها آلمان را به عنوان الگوی اصلاحات اقتصادی در نظر بگیرند. یکی از این کشورها ایران بود.
حاکمیت در دوره قاجار تعداد زیادی از ولایات را به شاهزاده ها واگذار کرده بود و همین به عدم تمرکز در حاکمیت و دولت مرکزی دامن می زد. با پیروزی انقلاب مشروطه هرج و مرج در ایران تشدید شد و با وقوع جنگ جهانی اول، نابه سامانی های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به اوج رسید. همین تمرکز حکومت را به مرکز ایران محدود کرد. به دلیل ناامنی راه ها تجارت در ایران تضعیف شد. توسعه قاچاق، تشدید توازن منفی واردات و صادرات، مهاجرت روستاییان به مکان های دیگر به دلیل نابودی قنات ها در جنگ و کاهش درآمد دولت از چالش های عمده در آن سال ها بود. در این شرایط عمده روشنفکران و سیاستمداران درباره وجود نظم در کشور به عنوان یک نکته اصلی به توافق رسیدند.
پس از کودتا و روی کار آمدن رضاشاه تمرکزگرایی با اتکا به درآمدهای دولت از محل فروش نفت، مورد توجه قرار گرفت. رضا شاه که نمی خواست به سرنوشت حکومت قاجار دچار شود، تمرکزگرایی سراسری را در کشور پیاده کرد. ایجاد ارتش نوین و منسجم، سیستم آموزشی جدید، اعزام محصل به خارج از کشور، تحولات گسترده در صنعت، خط آهن و راه سازی، توسعه بانک ملی و تمرکز و دولتی سازی همه امور کشور از مهم ترین کارهای رضاشاه بود.
این اصلاحات با هزینه های سنگینی که داشت، کسری بودجه ای دائمی را برای حکومت رضاشاه پدید آورد. با این وجود به اذعان پژوهشگران اقدام های اقتصادی در دوره رضاشاه براساس تئوری اقتصاد ملی فردریک لیست موفقیت آمیز بوده است.
حکومت رضاشاه مطابق با این دیدگاه به اصلاح ساختار اقتصادی کشور پرداخت. دیدگاهی که می گفت پیشرفت اقتصاد در یک جامعه منوط به بالا رفتن قدرت اقتصادی حکومت، تقویت صنعت و ساخت کارخانه های صنعتی، مکانیزه کردن کشاورزی، تولید مواد خام و تعیین تعرف گمرکی است. ساخت کارخانه های متعدد و مکانیزه کردن کشاورزی در کنار تلاش گسترده برای صنعتی شدن کشور از جمله اصلاحاتی بود که در زمان رضاشاه برای تغییر ساختار اقتصادی کشور انجام شد. نکته مهم در این بین ناکامی حکومت پهلوی اول در پیاده سازی تئوری اقتصاد ملی در صنعت نفت بود. پهلوی اول با عدم موفقیت در این زمینه مجبور شد به افزایش درآمد حداقلی تن بدهد و قراردادهای نفتی را دوباره تمدید کند.
برای مطالعه بیشتر مقاله «کوشش برای بازسازی ساختار اقتصادی ایران در دوره رضا شاه» را بخوانید. این مقاله در نشریه پژوهش نامه تاریخ اجتماعی واقتصادی ایران منتشر شده است.