
بررسی تاریخ کشور نشان می دهد سیاست هایی که دولت ها به عنوان چاره اندیشی از آن یاد می کنند، نه تنها اثر مثبت ندارد که به توسعه فساد در کشور کمک می کند. از جمله این تجربه ها، ماجرای انحصار توزیع قند و شکر در سال 1320 است.
اشغال ایران توسط متفقین
در جنگ جهانی دوم ایران بی طرف بود اما در 26 شهریورماه سال 1320، کشور به اشغال نیروهای متفق در آمد. رضا شاه در پنجم شهریورماه همین سال منصور الملک را از نخست وزیری برکنار و محمد علی فروغی را مسئول تشکیل کابینه کرد اما نه قدرت رضا شاه و نه ارتش او که بیشتر درآمد ایران صرف بازسازی آن می شد، نتوانست کشور را از چنگال قدرت های استعماری نجات دهد. نخستین اقدام فروغی برابر ارتش متفقین این بود که ارتش ایران هیچ ایستادگی در برابر آن ها نکند. فروپاشی ارتش و سرگردانی 500 هزار سرباز ارتش ایران به شکل ژنده پوش و گرسنه در سطح شهر، صف های طولانی و درگیری های روزانه در دکان ها بر سر اقلامی مثل قند و شکر از چالش های آن روزگار بود. نابه سامانی در آن زمان چنان بود که تا پایان جنگ و خروج نیروهای متفق از ایران، 12 نخست وزیر در کشور بر سر کار آمد.
قندو شکر، کالای اساسی ایرانیان
در سال 1320، 12 میلیون و 850 هزار نفر در ایران زندگی می کردند. قند و شکر در آن زمان از ارزاق پرمصرف در بین مردم ایران و صنایع دارویی و غذایی بود. اما با اشغال کشور در آن سال، براساس سهمیه جیره بندی، در هر ماه به هر نفر یک کیلوگرم قند و شکر داده می شد و البته این میزان بین شهرهای مختلف و روستاها متفاوت بود. در سال 1319، 35 هزارتن قند و شکر در ایران تولید می شد درحالیکه مصرف در کشور، 100 هزارتن بیشتر از این رقم بود. این میزان از واردات تامین می شد و به طور تقریبی در دوره رضاشاه کشور کمتر با مشکل کمبود قند و شکر رو به رو می شد اما در دوره اشغال از شهریور سال 1320، واردات هم با مشکل رو به رو شد. از مهم ترین کشورهای واردکننده قند و شکر به ایران روسیه بود. درگیری روسیه در جنگ و کاهش میزان واردات ایران به پیش از بحران 1929 میلادی در جهان، به بی تعادلی هرچه بیشتر در بازار این محصول دامن زد. روسیه بیش از صادرات این محصولات که با وجود جنگ هنوز هم در این کشور تولید می شد، ترجیح می دهد آن را در بازارهای سیاه کشورهای واردکننده عرضه کند و با قیمت بسیار بالا به مردم آن سرزمین ها بفروشد. کاهش واردات قند و شکر درحالی بود که تولید کارخانه های داخلی هم با اشغال نظامی متفقین کاهش یافت و کارخانه های کشور یک سوم تولید را از دست دادند. در این شرایط قیمت قند و شکر به شدت افزایش یافت. قیمت قند از قرار کیلویی 6.8 ریال در شهریور 1320 به 20 ریال در دی ماه همان سال رسید و این یعنی سه برابر شدن قیمت. در سال 1322 هر یک کیلو قند 141 ریال قیمت گرفت و هر یک کیلو شکر 140 ریال به فروش می رسید و این به معنای 25 برابر شدن قیمت ها بود.
دولت چه کرد؟
در دوره اشغال، دولت عرضه قند و شکر را به طور انحصاری به دست گرفت و برای کسب درآمد، قیمت این کالا را افزایش داد. هم چنین مالیات زیادی بر فرایندهای مربوط به تولید و توزیع این محصولات وضع شد. این رویکرد دولت نه تنها دردی از مردم دوا نکرد بلکه بر آن افزود. روزنامه عصر اقتصاد نوشت:«اگر منظور دولت از ورود انحصاری آن کالا این بوده که به قیمت ارزان و به طور جیره بندی بین عموم و اهالی به طور مساوی تقسیم شود و در موقع جنگ مردم از حیث مواد مزبور که از ضروریات اولیه به شمار می رود در زحمت نباشند، باید صراحتا متذکر شد که منظور فوق عملی نشده و گذشته از اینکه کالاهای فوق در اثر سوء اداره در بازار، بورس سیاه پیدا کرده و هر یک چندین برابر قیمت دولتی مورد خرید و فروش قرار گرفته اند».
در فروردین ماه سال 1320 دولت برای توزیع بهتر اقلام انحصاری شرکت پخش کالاهای انحصاری را با سرمایه 50 میلیون ریالی تاسیس کرد. این شرکت زیر مجموعه کمیته خواروبار بود که برای پخش و توزیع کالاهای انحصاری در 14 تیرماه سال 1320 کار را شروع کرد. اما این شرکت از آغاز کار نتوانست به تعهدات خود برای تامین کالاهای انحصاری از جمله قند و شکر عمل کند. با وجود بودجه هنگفت دریافتی، این شرکت در توزیع و پخش کالا موفق نبود و به زودی دچار فساد شد و اعتراض مردم را برانگیخت.
قند و شکر اداره خواروبار در همان ساعت نخست بین چندین هزار نفر پخش می شد و به بقیه مردم تهران چیزی نمی رسید. این موضوع به درگیری پراکنده و افزایش خشونت بین مردم و کارگزاران حکومتی انجامید. مردم شیشه های شرکت های سهامی را به خاطر نبود قند و شکر شکستند و دولت این شرکت را تعطیل کرد. اعمال جیره بندی و توزیع کوپن از دیگر سیاست های دولت برای غلبه بر اعتراض های مردم به گرانی قند و شکر بود که هیچ کدام به به بهبود دسترسی مردم به این کالاها با نرخ مناسب کمکی نکرد. توسعه قاچاق و احتکار و ترویج فساد در دستگاه های دولتی و بدنه جامعه از پیامدهای ناگوار سیاست های دولت از سال 1320 تا ادامه اشغال ایران توسط متفقین و سال های پس از آن بود.
برای مطالعه بیشتر مقاله «سیاست ها و برنامه های دولت ایران در بحران قند وشکر در جنگ جهانی دوم» را بخوانید. این مقاله در نشریه پژوهش نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی به چاپ رسیده است.