
فرصت و تهدید سیلابها چیست و آنچه در مرداد 1401 اتفالق افتاد چه تبعاتی داشت؟ این مقاله را بخوانید.
محمدمهدی ضیاءنوشین دکترای جغرافیا و برنامهریزی روستایی/ آینده نگر
نیمه اول مردادماه 1401 برای بخش وسیعی از پهنه سرزمینی کشور، پُرحادثه و پُرتلاطم سپری شد. وقوع سیلابها و بارندگیهای موسمی (مونسون) در بسیاری از شهرها و روستاهای کشور مفقودیها و فوتیهای بسیاری برجای گذاشت بهطوری که طبق اظهارنظر رئیس جمعیت هلالاحمر و رئیس سازمان مدیریت بحران تا 14 مردادماه، ۲۴ استان کشور، 258 بخش و 133 شهر و ۱۴۳۲ روستا درگیر سیل بودند. ۱۶۲ محور مواصلاتی و ۱۶۸ شهرستان متأثر از سیل شدند و در مجموع در کل کشور ۹۰ نفر جان خود را از دست دادند و ۸ نفر نیز مفقود شدند. طبق آمارهای هواشناسی نیز بارشهای ناشی از مونسون در بسیاری از ایستگاهها بیسابقه بود و در مابقی نیز کمسابقه بوده است. ترکیب وقوع سیلاب و بارندگیهای موسمی با آمار فوتیها و مفقودیهای ناشی از سیلاب در استانهای در معرض سیل بویژه استانهای تهران، فارس، کرمان، سیستان و بلوچستان، یزد، لرستان و... شرایط شکنندهای را برای سکونتگاههای شهری و روستایی در معرض سیل رقم زد. در کنار آن غافلگیری و آماده نبودن برای مواجه با چنین سیلابهایی شرایط را پیچیدهتر کرد و موجی از انتقادات را برانگیخت.
1- نمیتوان و نباید صفر و صدی به ماجرای سیلابهای مردادماه نگاه کرد. اگرچه حجم خسارتها و اتفاقات تلخ ناشی از فوتیهای سیلاب برای هر هموطنی گران آمد و متأثرکننده بود اما اگر آمادگی بهتر و مواجه بهتری (همچون مراقبت بیشتر برای حفظ پوشش گیاهی، آبخیزداری، حفظ حریم رودخانهها، مدیریت بحران و...) با شرایط سیلابی کشور داشتیم، میتوانستیم جلوی بخشی از خسارتهای مالی و جانی را بگیریم و از نزولات جوی استفاده بیشتری ببریم. بارندگیهای نیمه اول مرداد پهنه وسیعی از کشور را در برگرفت و 15 تا 25 میلیمتر بر تراز بارندگی ایران افزود. بارندگیها جبرانِ ولو محدود و اندک از نیاز آبی کشور را کرد؛ به پُر شدن برخی از سدها و افزایش ظرفیت آب آنها کمک کرد و برخی از تالابها نفسی تازه کردند اما طبیعی است که این مواهب اندک بارش در تلخی فوتیهای سیلاب و نیز خسارتها به مساکن روستایی، بخش کشاورزی و زیرساختهای شهری و برخی از ابنیه تاریخی و میراثی کماثر جلوه کند.
2- بارندگیهای سیلابی در بسیاری از مناطق روستایی و عشایری منجر به خسارتهایی به اموال و داراییهای روستاییان از دام و زمین، مسکن، دارایی و ادوات و ماشینآلات آنان شد. اگرچه حجم خسارتهای وارده با جزئیات مشخص نیست و صرفاً وزارت جهاد کشاورزی آمارهایی مبنی بر خسارت بر بخش کشاورزی ارائه دادهاند اما ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی خسارت سیلابها بیش از اینها بوده و ناشناخته است. نکتهای که درباره خسارت سیلابهای اخیر در مناطق روستایی وجود دارد تفکیک قائل شدن بین روستاییان بومیِ ساکن در سکونتگاه روستاییِ درگیرِ سیلاب با مالکان ویلاها و مساکن روستایی -که عموماً از مهاجرین فصلی هستند- است. این وضعیت بویژه در روستاهای خسارت دیده از سیلاب در منطقه فیروزکوه بیشتر دیده میشود. به عبارتی بین کشاورزان و باغداران و دامداران روستایی بعنوان صاحبان اصلی روستا با مهاجرین فصلی و به تعبیری خوشنشینان روستا باید تفاوت قائل شد. بدیهی است که گروه اول زراعت و باغ و دام (مال و منال) همه کسب و کار و داراییشان بوده است و جبران خسارت باید به صورت حداکثری صورت گیرد. گروه دوم (مهاجرین فصلی) نیز اگرچه با خسارتهایی در مسکن و ساختمان و ویلا و... مواجه شدهاند اما دغدغهها و نگرانیهایشان قابل مقایسه با روستاییان نیست.
3- سیلابهای پیدرپی مردادماه که بخش گستردهای از کشور را با خود درگیر کرد تلنگری برای وزارتخانهها و دستگاههای متولی محسوب میشود. اینکه هشدارهای مربوط به تغییر اقلیم و بینظمی بارشها و بارندگیهای سیلابی جزئی از شرایط اقلیمی کشور است و همواره سیل به عنوان یک پدیده در کمین است و مواجه اصولی با آن ضرورت دارد. به معنای دیگر بخشی از بودجه و هزینهکرد دستگاههای متولی باید در موضوعات مرتبط با مدیریت سیلاب هزینه شود. توجه به پوشش گیاهی در بالادست، آبخیزداری، لایروبی، نگهداری و نگهداشت مناسب زیرساختهای روستایی، هدایت آبهای سطحی، رصد و پایش بهتر زیرساختهایی همچون پلها و اماکن و ابنیه فرسوده، نشست زمین و... از جمله موضوعاتی است که باید مورد توجه و تاکید مسئولین و دستگاهها از سطح کلان وزارتخانه تا سطح بخش و دهستان و مدیریت روستا باشد. به نظر باید در طرحها و پروژهها و اعتبارات و تخصیص و نقدینگی به جنبههای مدیریت بحران به طور عام و مدیریت سیلاب و مدیریت ریسک توجه بایستهتری صورت گیرد. اجرای پروژههای مرتبط با مدیریت سیلاب شاید آوردهِ عملکردی- کارنامهای برای وزرا و مسئولین استانی و شهرستانی نداشته باشد اما بدونتردید برای مدیریت موثرتر سیلابهای احتمالی در آینده دور و نزدیک بسیار کارساز خواهد بود. سیلابهای مخرب اسفندماه 1397 و فروردینماه سال 1398 و سیلابهای نیمه اول مرداد 1401 نشان داد که باید آمادگی مقابله با چنین رخدادهای طبیعی را بیش از پیش در خود ایجاد کنیم. چراکه سیلاب چه به صورت گسترده نظیر سیلابهای اخیر و چه به صورت موردی در پهنه کمتر اتفاق خواهد افتاد آنچه که قابل کنترل و برنامهریزی است هدایت بهتر منابع مالی برای هزینهکرد درست و بهرهگیری از ظرفیتهای انسانی، اجتماعی، NGOها و مهمتر از همه همراه کردن مردم برای کنترل و مدیریت بهتر است.
4- متاسفانه روال معمول و متداول این است که بعد از یک پیشآمد بد و اتفاق ناگوار و تلخ، دنبال مقصر جلوه دادن یا تسویه حسابکردن با این و آن هستیم تا اینکه بدنبال حل ریشهای مساله در یک فضای کارشناسی و عقلانی و گفتوگو باشیم. در کنار حوادث جادهای، ریلی و هواپیمایی که دنبال مقصر کردن دیگران هستیم سیلاب مردادماه 1401 یک بار دیگر نشان داد که در به همان پاشنه میچرخد و بیش از آنکه به دنبال یافتن راهحلهای بلندمدت برای پیشگیری یا کاهش اثرات منفی چنین رخدادهایی باشیم، انداختن تقصیر به گردن فلان سازمان یا دستگاه یا مسئول و حتی افراد را یاد گرفتهایم. مادامیکه دنبال مقصر میگردیم یعنی بدنبال پاک کردن صورت مساله هستیم. در بروز خسارتهای جانی و مالی چنین سیلابهایی بسیاری از دستگاهها که در یک فرایند طولانیمدت بیعملی و کمکاری به سر برده و میبرند، دخیلاند. در کنار آن عدم اجرای قوانین و نظارت کژدارو مریز و مدارا کردن و چشم بستن یا مقابله نکردن با تخطیها منجر به این شده که وضعیت محیطزیست شکنندهتر از قبل شود و با بروز سیلابهای این چنینی لطمات جبرانناپذیری بر سکونتگاهها (روستایی و شهری) وارد شود. واقعیت این است که در بسیاری از مناطق کوهستانی و کوهپایهای که اتفاقاً سیلابهای اخیر در این مناطق خسارتهایی را وارد کرد شاهد عدم رعایت حریم رودخانههای فصلی و مسیلها و مسیرهای طبیعی جریان آب در یک بازه زمانی طولانیمدت بودهایم. هجوم جمعیت غیربومی به شکل مهاجرین فصلی و خانههای دوم در این مناطق منجر به ساختوسازهای بیرویه در حریم رودخانهها و مجاورت درهها و مسیلها شده و طبیعی است که جریان آب و رودخانه در وضعیت سیلابی باید از این مسیرها عبور کند و هرآنچه در مسیر خود باشد را تخریب و از بین خواهد برد. ساخت هتل، رستوران، ویلا، ساختوسازهای بیرویه غیرمسکونی، جاده و آسفالت، تغییر در مسیر طبیعی آب همگی در رخداد سیلاب تاثیرگذارند. هر نوع بارگذاری در روستاهای کوهستانی و بین درهای که قابلیتهای گردشگری دارند اگر منطبق با قانونمندیهای طبیعت نباشد، به هنگام سیلاب، ریسک بالایی برای ساکنانشان- بومی و غیربومی- در پی خواهد داشت.
5- کسب تجربیات برای مواجه با سیلابهای مخرب ضروری است. سیلاب مردادماه 1401 باید درسآموختهای برای سیلابهای احتمالی سالهای آینده داشته باشد تا بتوان مدیریت بهتری داشت و خسارتهای جانی و مالی را فروکاست. در سیل اسفند ۹۷ و فروردین ۹۸ تعداد ۲۵ استان کشور شامل ۲۰۰ شهر و چهارهزار و ۳۰۴ روستا تحتتاثیر سیلاب و طغیان رودخانهها قرار گرفتند، بیش از ۶۰ هزار واحد شهری و روستایی تخریب شدند و بیش از ۷۵ هزار واحد مسکونی شهری و روستایی آسیب دیدند. بعد از این سیلاب گزارش ملی سیلابها که با تشکیل هیئت ویژهای متشکل از 21 نفر از اساتید دانشگاههای مختلف کشور و با مشارکت چندصد نفر از محققان و کارشناسان در فاصله فروردین تا اسفند 1398 نوشته شد که حاوی درسآموختهها و پیشنهادها و توصیههایی بود. مطالبه جدی امروز میتواند این باشد که دستگاهها و مسئولان مربوطه در حوزههای مختلف در فاصله این دو سیل (اسفند 97 تا مرداد 1401) در حدود 5/3 سال چکار کردهاند و چه طرحها و پروژهها و اقداماتی را در چارچوب گزارش ملی اجرا کردهاند یا در حال اجرا دارند. اساساً مدیریت کلان کشور و دولتها- فارغ از هر دولتی از هر جناحی- و وزارتخانهها و ارگانهای مسئول، اراده و عزم لازم برای عمل به وظایف و بهبود وضعیت برای جلوگیری از سیلاب و به تبع آن حفاظت از منابع آب و خاک و پوشش گیاهی و محیطزیست را چقدر جدی گرفتهاند و مصمماند. بدیهی است پاسخگویی نهادها و ارگانهای زیربط بدون مقصر جلوه دادن دیگران و ارائه بیلان کاری در حوزه وظایف و مسئولیتهای خود در مواجه با سیلاب طی سهنیم سال، بیانگر نگرش بلندمدت و امیدوارانه برای حل تدریجی مسائل سیلاب و فروکاستن از خسارتهای آن خواهد بود. در غیر این صورت آفت روزمرگی و عدم پاسخگویی لازم و مقصر جلوه دادن دیگران در سیلابهای احتمالی بعدی را همچنان شاهد خواهیم بود.
6- مناطق روستایی و بخش کشاورزی و زیرساختهای مرتبط با آن بیشترین تأثیر را از سیلابهای مردادماه دیدند و متضررین اصلی قلمداد میشوند. طبق آمارهایی که مسئولان ارائه کردهاند خسارت سیلابهای اخیر در بخش کشاورزی در استانهای درگیر سیلاب بالا بوده و ارقام چند هزار میلیارد تومانی را نشان میدهد. این خسارتها عمدتاً در بخشهای زراعت، باغداری، دام و شیلات و تاسیسات مربوط بدان بوده است. نکته مهمی که در این زمینه بویژه در لایههای پایین مدیریت روستایی در سطح بخش و دهستان و روستاها باید پیگیری شود توجه به موضوع سیلاب و خشکسالی و کاستن از خسارت چنین رخدادهای طبیعی است. از این منظر دهیاران و شوراهای روستایی نقش مهمی در کنترل و هدایت ساختوسازها بویژه در روستاهای کوهستانی و درهای دارند؛ آنان میتوانند با کسانی که در حریم رودخانههای فصلی و مسیلها اقدام به ساختوساز میکنند، به شکلهای قانونی برخورد کنند. لایروبی مسیلها و رودخانههای فصلی را با جلب مشارکت روستاییان پیگیری کنند؛ موضوع تقویت پوشش گیاهی در بالادست را با همکاری مردم روستا و دستگاههای زیربط دنبال کنند؛ در طرحهای هادی روستایی و بازنگری آن موضوعات مسیلها، جریان رودخانههای فصلی، مسیر سیلابهای اخیر، جهات توسعه فیزیکی روستا، رعایت حریم و... را در جلسات بنیاد مسکن جدیتر مطالبه کنند؛ با تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی مجدانه و هوشمندانه مقابله کنند. بدیهی است که همسویی و همراهی مدیریت کلان در سطح استانداریها و وزارتخانههای متولی امر با اقدامات اجرایی در سطوح دهستان و روستاها میتواند به مدیریت سیلاب و کاهش پیامدهای ناگوار و ناخواسته آن بر عرصههای زیستی و معیشتی روستایی منتهی شود.