سیل: نعمت یا نقمت؟

از ماست که برماست

تاریخ 1401/07/18 ساعت 09:30

چگونه می‌توان آسیب سیلاب‌ها را به حداقل رساند؛ آیا راهی برای این موضوع وجود دارد؟ این مقاله را بخوانید.

سید ابوالفضل میرقاسمی کارشناس منابع طبیعی و آبخیزداری/آینده نگر

به‌دلایل مختلف، با بروز سیلاب‌های ویرانگر و مخرب مواجه هستیم. البته در گذشته هم مشکل سیل را داشته‌ایم و سیل در کشور ما که یک کشور خشک و نیمه‌خشک است و اکثراً بارندگی‌ها به صورت سیل‌آسا اتفاق می‌افتد از گذشته وجود داشته است. شاید آمار خسارات سیل در گذشته کمتر ثبت و ضبط می‌شده زیرا در گذشته، جمعیت ایران و ساخت‌وساز در حریم رودخانه‌ها کمتر بوده و از طرف دیگر، رسانه‌ها به این گستردگی نبودند که هرجا اتفاقی می‌افتد، سریع بتوانند گزارش کنند. در قدیم، چه‌بسا سیل‌های زیادی می‌آمده و از رودخانه‌ها عبور می‌کرده و ما اصلاً متوجه آن‌ها نمی‌شدیم به خاطر اینکه ساخت‌وسازی (باغ و ویلایی، کارخانه و کارگاهی، تاسیسات و پلی) در آنجا نداشتیم تا خراب بشود. با توجه به حساسیت نسبت به پدیده سیل و تبعات منفی آن و تخریبی که اتفاق می‌افتد و تلفات جانی و مالی زیادی که دارد، می‌بایست این پدیده با دقت زیاد مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود که دلایل بروز سیل چیست؟ آیا سیل یک نعمت الهی است و یا یک نقمت (مایه عذاب، آزار، آسیب و خسارت).

دلایل بروز سیلاب‌های مخرب اخیر را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد. دلایلی که طبیعی هستند و دلایلی که عمدتاً انسان‌ساخت هستند یعنی عامل انسانی در بروز آن‌ها نقش آفرین است. پدیده گرمایش کره زمین (بدلیل انتشار گازهای گلخانه ای) و تغییر رژیم‌های بارندگی، یکی از دلایل اصلی بروز سیلاب‌های مخرب است. در گذشته (حدود ۵۰ سال پیش) بارش برف سنگین را داشتیم که چه بسا کوچه‌های روستاها تا سقف خانه‌ها پر از برف می‌شد. مردم برای اینکه از یک طرف کوچه به طرف دیگر بروند باید تونل ایجاد می‌کردند ولی امروزه دیگر خبری از بارش برف نیست. گسترش بی رویه ساخت‌وسازهای شهری (در کلانشهرها) و گازهای منتشر شده از سیستم گرمایش ساختمان‌ها و اگزوز ماشین‌ها و دودکش کارخانجات سبب شده که در اطراف کلانشهرها یک توده هوای آلوده و نسبتاً گرم بوجود آید که مانع بارش برف شود (اثر گلخانه‌ای). متوسط دمای کره زمین هم به تدریج افزایش می‌یابد و در نتیجه بارش‌ها عمدتاً به صورت باران‌های شدید شده‌اند و از بارش برف خبری نیست.

خوبی بارش برف در گذشته، این بود که سریع جریان پیدا نمی‌کرد (و تبدیل به سیل نمی‌شد) بلکه در بالای کوه‌ها که دمای هوا سرد است، به صورت یخچال ذخیره می‌شد. یخچال‌های طبیعی در بهار و تابستان که هوا گرم می‌شود به تدریج، آب شده و در خاک نفوذ می‌کردند و سبب تغذیه چشمه‌ها و قنوات و همچنین تقویت دبی پایه رودخانه‌ها می‌شدند و در تابستان که بارشی وجود ندارد آب مورد نیاز شهرها و روستاها را تأمین می‌کردند. در حال حاضر که بیشتر نزولات جوی به شکل باران و آن هم باران‌های شدید است، آب باران فرصت نفوذ در خاک را پیدا نمی‌کند و سریع تبدیل به رواناب می‌شود. یعنی جاری می‌شود و این جریان‌های قشری و دامنه‌ای (Overland Flow) تبدیل می‌شود به جریان‌های آبراهه‌ای (Channel Flow). شبکه مویرگی رودخانه‌ها سبب بهم پیوستن و تمرکز آب جوی‌های کوچک می‌شود و رودهای بزرگ‌تری را تشکیل می‌دهند و در نتیجه قدرت تخریب و انرژی رود بیشتر می‌شود و هر مانعی که سر راهش باشد یا آن را برمی‌دارد (ویران می‌کند) و یا اینکه آن را دور میزند. بنابراین سبب بروز خساراتی به دیواره رودخانه و تاسیسات و سازه‌های موجود می‌شود.

جالب است که واژه «رودخانه» یعنی «خانه رود» (محل زندگی رود) لذا کسی حق ندارد که به حریم رودخانه تجاوز کند و در حریم رودخانه، ساخت‌وسازی انجام دهد. باید به احترام صاحبخانه که همان رود است، در فاصله ای امن از رودخانه زندگی کرد تا مبادا جریان خروشان رودخانه (که ممکن است هر از چند سال و یا هر از چند ده سال و یا هر از چند صد سال اتفاق بیفتد) سبب تخریب خانه یا مزرعه یا رستوران یا باغ ایجاد شده در حاشیه رود شود. اگر کسی در ساخت‌وسازها، حریم رودخانه را رعایت نکرده است، خودش مقصر است. نباید فکر کرد که آب رودخانه همیشه کم است. هر ۱۰۰ سال یا هر هزار سال یا هر ده هزار سال، ممکن است یک بارش استثنایی و خیلی شدید در حوضه آبریز بالادست رودخانه اتفاق بیفتد که سبب بروز یک سیلاب مهیب و مخرب شود. پس «از ماست که بر ماست» ما مقصریم که رفتیم و در حریم رودخانه ساخت‌وساز کردیم و تاوان آن را هم باید بپردازیم.

طبق نظریه تکتونیک (صفحات قاره ای در پوسته کره زمین)، صفحه ایران در بین دو صفحه روسیه و عربستان، در حال فشار و بالا آمدن (Uplift) است. در نتیجه رودخانه‌های ایران اکثراً جوان هستند و انرژی زیادی دارند و برای اینکه به تعادل هیدرولیکی برسند، شروع می‌کنند به کندن بستر رودخانه و این باعث می‌شود که دیوارهای حائل یا سیل برگردان‌هایی که ساخته شده‌اند و یا پایه‌های پلی که ساخته شده است در اثر زیر شویی توسط آب پر انرژی (آبی که به دلیل حمل رسوبات، چگالی و وزن مخصوص آن زیاد شده و در نتیجه قدرت تخریب زیادی دارد) در معرض خطر واژگونی باشند.

تجربیات جهانی حاکی از آن است که در طراحی هر کسب‌وکاری می‌بایست برنامه استمرار کسب‌وکار (Business Continuity Plan) هم پیش بینی شود یعنی هرگونه ریسک و مخاطره‌ای که ممکن است یک کسب‌وکار را به خطر بیندازد، می‌بایست در مرحله طراحی به آن توجه شود و سازوکار مناسب جهت کاهش آن ریسک لحاظ شود. حالا چه بلایای طبیعی مثل زلزله و فعالیت آتشفشان باشد و وقوع طوفان و چه اتفاقات طبیعی مثل بروز سیل و یا هجوم ریزگردها یا آتش سوزی و حتی ریسک‌های دیگری که از نظر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی مطرح است. تا آنجایی که می‌دانم در ادبیات طراحی کسب‌وکار ما به برنامه استمرار کسب‌وکار (برنامه‌ای که می‌خواهد پایداری و تداوم یک کسب‌وکار را تضمین کند) اعتنایی نمی‌شود و این موضوع مغفول مانده است و در نتیجه اکثر کسب‌وکارها در معرض آسیب جدی هستند.

گاهی اوقات بروز سیل می‌تواند به دلیل اشتباه طراحی باشد و یا اشتباه در اجرا باشد و یا کوتاهی در مرمت و نگهداری سازه‌ها و تاسیسات ساخته شده در حاشیه رودخانه باشد. به عنوان مثال، چنانچه پل طراحی شده جهت عبور وسایل نقلیه درست طراحی نشده باشد و برای دوره بازگشت طولانی سیل طراحی نشده باشد (با هدف کاهش هزینه‌های اجرا)، این صرفه جویی و طراحی نادرست دهانه‌های پل سبب می‌شود که سیلاب بزرگ را نتواند از خود عبور دهد یا آب سیل از روی پل عبور می‌کند و هر چه آنجا هست را با خودش می‌برد و یا اینکه دیواره‌های کناری پل را تخریب نموده و راه خود را باز می‌کند و کلی خسارت جانی و مالی به بار می‌آورد و ارتباطات جاده ای قطع می‌شود و امکان کمک رسانی و انجام «عملیات امداد و نجات» با مشکل مواجه می‌شود.

 شرکت‌های مهندسین مشاوری که مسئول طراحی سازه‌ها و تاسیسات بر روی رودخانه‌ها هستند، می‌بایست دقت بیشتری داشته باشند. همچنین پیمانکاری که یک تاسیسات و یا سازه ای (نظیر پل) را اجرا می‌کند باید طرح را اصولی و درست اجرا کند و ناظر هم با دقت عملیات را کنترل کند. ممکن است ناظر طرح غفلت کند و آنچه که اجرا می‌شود، با سازه ای که طراحی شده، تفاوت‌هایی داشته باشد. اینجا قصور از طرف پیمانکار است (کم کاری و عدم رعایت استانداردها و ضوابط فنی جهت کسب منافع بیشتر).

به طور کلی عوامل بروز سیل شامل موارد ذیل هستند:

1- پدیده گرمایش کره زمین و افزایش دما و در نتیجه تغییر اقلیم و تغییر رژیم بارندگی

 

2- تخریب پوشش گیاهی طبیعی (جنگل‌ها و مراتع) در بالادست حوضه آبریز رودخانه (پوشش گیاهی نمی‌تواند چتر حفاظتی خوبی برای حفظ خاک باشد و نمی‌تواند کمک کند به نفوذ آب باران در درون پروفیل خاک توسط ریشه‌ها)

 

3- تغییر کاربری اراضی در بالادست رودخانه‌ها به خصوص در مناطق ییلاقی و خوش آب و هوا که اکثراً مراتع و جنگل‌ها را تبدیل به ویلا نموده‌اند (ساخت خانه دوم برای افرادی که در شهرها زندگی می‌کنند). این ساخت‌وسازها سبب می‌شود که سطح غیر قابل نفوذ افزایش یابد یعنی پوشش بتنی و آسفالت معابر و سقف منازل، سطوح غیر قابل نفوذی هستند که سبب تبدیل شدن آب باران به رواناب و جمع شدن این رواناب یعنی همان بروز سیل و تبعات منفی آن.

 

حال بپردازیم به پاسخ سئوال اصلی این یادداشت که «آیا سیل، نعمت است یا نقمت»؟

 این بستگی دارد که چگونه با پدیده سیل مواجه شویم. چنانچه اقدامات استحصال آب باران (Rain Water Harvesting) و اقدامات آبخیزداری در بالادست، در قالب عملیات مدیریتی، بیولوژیکی، بیومکانیکی در سطح دامنه‌ها و همچنین در آبراهه‌ها، اقدامات سازه‌ای کوچک (نظیر Check Dam) صورت پذیرد، چه‌بسا بتوان آب باران را حفظ نمود (حفظ آب یعنی حفظ خاک و کنترل فرسایشی آبی و رسوبات ناشی از آن).

در شرایط اقلیمی ایران، برای تشکیل یک سانتیمتر خاک نباتی (حاصلخیز)، ۳۰۰ تا ۸۰۰ سال زمان لازم است لذا نباید اجازه داد که منابع حیاتی خاک به راحتی توسط باران و جریان رواناب سطحی شسته شده و خسارت بوجود آورد. هم خسارت در بالا دست، به دلیل از دست رفتن خاک حاصلخیز که محل استقرار گیاهان و درختان است و هم خسارت در پایین دست که این رسوبات (آب گل آلود سیلاب) بروند و در پشت سازه‌هایی نظیر سدها و کانال‌ها جمع شوند. برای ساخت یک سد، کلی هزینه می‌شود که آب جمع کند ولی به تدریج، با رسوبات پر می‌شود (و تبدیل به یک آبشار مصنوعی بزرگ می‌شود). بخشی از رسوبات وارد کانال‌ها می‌شوند و کلی هزینه را برای لایروبی کانال‌ها تحمیل می‌کنند (البته جلگه‌ها و آبرفت‌های حاصلخیز بدلیل همین فرآیند طبیعی نهشته شدن تدریجی رسوبات در طی میلیون‌ها سال قبل بوجود آمده‌اند).

در حال حاضر، سیلاب علاوه بر رسوبات، نخاله‌ها، ضایعات، پسماندها و مواد آلوده خطرناک را هم با خود حمل می‌کند لذا نهشته شدن آن رسوبات در عرصه‌های طبیعی پایین دست بخصوص در سطح مزارع و باغات مضر است و سبب از بین رفتن خاصلخیزی اراضی می‌شود (اگر آب سیل آلوده نبود، رسوبات وارد آبرفت‌های درشت دانه می‌شد و کمک می‌کرد به بهبود کیفیت خاک‌ها).

نیاکان خردمند ما روش‌هایی برای آبیاری سیلابی در باغات داشته‌اند (نظیر باغات جنوب شهر قزوین) یعنی در مقاطع مختلف رودخانه، آب سیل را از طریق احداث بند انحرافی به کانال‌هایی هدایت و از طریق آن کانال‌ها، آب را به باغات (باغات پسته و بادام در قزوین) می‌رساندند. مرزها و دیوارهای اطراف باغات نسبتاً مرتفع بود تا بتواند آب سیل بیشتری را ذخیره و به تدریج نفوذ دهند به سفره آب زیرزمینی یعنی آب سیل هم باغات را آبیاری می‌نمود و هم کمک می‌کرد به تغذیه آبخوان‌ها (ذخیره آب در سفره آب زیرزمینی برای مصرف آن‌ها در فصل‌های خشک سال یعنی اواخر بهار و تابستان که بارشی وجود ندارد). بدلایلی از این روش‌های سنتی و دانش بومی خویش غافل شدیم. همه رفته اند سراغ روش‌های راحت تر نظیر حفر چاه عمیق و نیمه عمیق و استخراج آب توسط موتور پمپ که کنترل آن در دست خود بهره بردار است و چه‌بسا بسیاری از معضلاتی که الان در خصوص فرونشست اراضی و دشت‌ها داریم به دلیل بهره‌برداری بی رویه از آب‌های زیرزمینی است. به همراه آب پمپاژ شده، مواد ریزدانه خارج می‌شوند و به تدریج این درشت دانه‌ها در هم فرو می‌روند و تمام خلل و فرج سفره آب زیرزمینی کور می‌شود و حتی اگر در آینده، ترسالی هم باشد دیگر سفره آب سیب زمینی خلل و فرجی برای نگهداشت آب ندارد و این یک فاجعه بزرگی است که چه‌بسا سبب مهاجرت‌های اجباری شود.

سیل می‌تواند نعمت باشد اگر علاوه بر اقدامات آبخیزداری در بالادست و نفوذ آب باران در دامنه‌های بالادست حوضه‌های آبریز رودخانه‌ها، در پایین دست هم (یعنی زمانی که رودخانه از کوهستان خارج می‌شود و وارد دامنه‌های آبرفتی می‌شود) بتوانیم در عرصه‌های آبرفتی، تاسیسات پخش سیلاب داشته باشیم که آب سیل را هدایت کند به سمت حوضچه‌های آرامشی که اجازه نفوذ آب و تغذیه آبخوان‌ها را بدهد. یعنی آب سیل به جای آنکه در پایین دست خسارت وارد کند، آب را هدایت کنیم به سمت این دامنه‌ها که هم پوشش گیاهی طبیعی تقویت شود و هم بتوانیم بخشی از این آب را تغذیه کنیم برای آبخوان‌ها (البته بخشی از آن هم تبخیر می‌شود). نظیر طرح پخش سیلاب گربایگان فسا (استان فارس) که توسط آقای دکتر کوثر اجرا شده است (البته دانش بومی آن را هم داریم).

تاسیسات پخش سیلاب چند نقش دارند:

کنترل سیل و پیشگیری از بروز خسارت سیل در پایین دست

 

تغذیه آبخوان‌ها (مقابله با کم‌آبی در فصول خشک سال)

 

بهبود بافت خاک: مواد مغذی و رسوباتی که آب گل‌آلود سیل با خود همراه می‌آورد سبب می‌شود که آبرفت‌های درشت‌دانه در ترکیب با این مواد ریز دانه، بافت بهتر و مناسب‌تری برای استقرار گیاه و رشد گیاهان و درختان داشته باشند. ضمناً ریشه درختان و گیاهان کمک می‌کند به بهتر نفوذ کردن آب از این حوضچه‌های پخش سیلاب به سفره‌های آب زیرزمینی.

 برای کنترل خسارات سیل می‌بایست در میان‌بند حوضه آبریز نیز یک سری سازه‌های کنترل سیل کوتاه و کوچک ساخته شود (اقدامات سازه ای آبخیزداری) تا زمان تمرکز سیل را به تأخیر بیندازند. البته طراحی و جانمایی آن‌ها می‌بایست کارشناسی شده و دقیق و همراه با شبیه سازی باشد. ممکن است طراحی نادرست آن‌ها سبب تشدید سیل شود. باید از نرم افزارهای طراحی تخصصی و مدل‌های شبیه‌سازی استفاده کرد برای طراحی سازه‌های کنترل سیل در میان‌بند که بعضی از آن‌ها، سدهای کوتاه کنترل سیل و یا کنترل رسوب هستند.

می‌گویند مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود و جای تعجب دارد که چرا ما همه‌ساله، خسارات مالی و جانی زیادی ناشی از سیل داریم و این پدیده مخرب، بارها تکرار می‌شود و تبعاتی دارد که غیر قابل جبران است به خصوص در زمینه خسارت‌های جانی وارده.

 تنها هنر دولتمردان، پرداخت بخشی از خسارات مادی وارده به افراد آسیب‌دیده از سیل است که چندان فایده‌ای هم ندارد. وقتی که مزرعه و باغ یک روستایی از بین رفته، وقتی که خانه‌اش خراب شده، وقتی که کارگاهش از بین رفته، یا دامش را سیل برده، جبران کردن خسارت خیلی سخت است. پوشش‌های بیمه‌ای هم خیلی پاسخگو نیست.

دستگاه‌های متولی و ذیربط مثل وزارتخانه‌های کشور، جهاد کشاورزی، نیرو، صمت، تعاون، کار و رفاه اجتماعی و همچنین سازمان مدیریت بحران، می‌بایست تمرکز خویش را بر پیشگیری بگذارند. عقل سلیم حکم می‌کند که «پیشگیری بهتر از درمان است». با احیای پوشش گیاهی طبیعی بالادست حوضه آبریز (بجای پرداخت خسارت سیل در پایین دست) نباید اجازه بدهیم سیل مخربی به وجود آید و خسارات عدیده‌ای را به مردم و بهره‌برداران محلی وارد کند. باید سیستم‌های هشدار و پیش‌آگاهی سیل (Early Warning System) دقیق‌تری داشته باشیم. می‌بایست نظارت دقیق‌تری بر ساخت‌وسازها در حریم رودخانه‌ها داشته باشیم. در زمینه طراحی ضوابط و استانداردهای مختلف مرتبط با ساخت‌وساز در بالادست، میان دست و پایین دست حوضه‌های آبریز می‌بایست دستورالعمل‌ها و آیین نامه‌ها و استانداردها تدوین و ابلاغ شده و توسط دستگاه‌های ذی‌ربط به دقت مورد بررسی و نظارت قرار گیرند.

 افزایش آگاهی عمومی و طراحی سیستم هشدار، اعتمادسازی در سطح مردم و بهره‌برداران محلی می‌بایست با کمک تشکل‌های مردم‌نهاد (NGOs) در دستور کار باشد. ضعف سرمایه اجتماعی و بی اعتمادی عمومی سبب شده است که مردم به هشدارهای سازمان هواشناسی و یا مقامات محلی در زمینه امکان بروز سیل اعتنایی نکنند. چون قبلاً پیش‌بینی‌ها اکثراً درست نبوده‌اند. چه‌بسا هشدار داده شده به افرادی که در حاشیه رودخانه اطراق کرده‌اند ولی اعتنایی نکردند و گرفتار سیل شده‌اند. بنابراین در زمینه اعتمادسازی، افزایش آگاهی عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی هم می‌بایست کار شود (با حضور فعال رسانه‌ها و تشکل‌های مردم نهاد)، طراحی سیستم هشدار عمومی و یا طراحی زنگ‌های خطر در مکان‌های سیل گیر از اقدامات دیگری است که می‌بایست انجام شود.

 در پروژه سیل گلستان جایکا (آژانس همکاری‌های بین المللی ژاپن JICA) که بعد از سیل فاجعه‌بار گلستان در سال‌های 1380 و 1381 (یعنی ۲۰ سال پیش) به اجرا درآمد، موضوع طراحی سیستم پیش آگاهی و هشدار سیل در دستور کار قرار گرفت. یعنی کارشناسان ما با این ادبیات آشنا هستند ولی چرا کوتاهی کردند؟ چرا بعد از گذشت حدود ۲۰ سال از اجرای پروژه جایکا هنوز هم که هنوز است ما شاهد این قبیل فجایع دلخراش و ناگوار هستیم؟

انتظار می‌رود که از تجربیات تلخ گذشته درس بگیریم و سیستم‌هایی را طراحی کنیم که در زمینه پیشگیری از سیل و دیگر بلایای طبیعی، موفق تر و مؤثر تر باشند و خسارات جانی و مالی ناشی از سیل به حداقل برسد. امیدوارم گوش شنوایی باشد و تدبیر لازم اندیشیده شود.