
یکی از بحرانهایی که میتواند به تهدیدی جدی برای جهانیان تبدیل شود، کاهش نرخ باروری است. اما چطور جمعیت کمتر، منجر به بروز مشکلات اقتصادی و اجتماعی خواهد شد؟ این گزارش اکونومیست نشان میدهد که چطور چنین چیزی ممکن است.
اکونومیست/آینده نگر
چندی پیش بود که خبر آمد ایلان ماسک، مدیرعامل شرکت خودروهای برقی تسلا و ثروتمندترین مرد جهان صاحب دوقلو شدهاست. اما این دوقلوها نخستین فرزندان او نبودند و شاید آخرینشان هم نباشند. او به دنبال واکنشها در مورد تعداد فرزندانش، در پیامی توییتری اعلام کرد نرخ باروری در جهان به شدت کاهش پیدا کرده و این امر میتواند خطرات بسیاری را به همراه داشته باشد. کمی بعد از صحبتهای او، پیشبینیهای سازمان ملل در رابطه با جمعیت جهان منتشر شد. طبق گزارش سازمان ملل، نرخ باروری در حال کاهش است. برخی از کشورها هم با کاهش جمعیت مواجه هستند. اما نکته اینجاست که بهرغم همه اینها، جمعیت جهان تا ماه نوامبر 8 میلیاردی میشود و تا سال 2080 هم به 10 میلیارد و 400 میلیون نفر خواهد رسید. سپس تا پایان قرن در همین حدود باقی میماند. پرسش این است که اگر جمعیت جهان در بسیاری از کشورها کاهش پیدا میکند، پس کدام کشورها با افزایش جمعیت همراه خواهند شد؟
در سال 1950 هر زن به طور متوسط 5 فرزند به دنیا میآورد. به مرور خانوادهها به سمت شهرها رفتند و زنان سرگرم تحصیل و کار شدند. به همین خاطر نرخ باروری آنها هم کاهش پیدا کرد. نرخ باروری زنان در سال 2021 به 2.3 رسیدهاست. انتظار میرود این عدد به زودی به 2.1 فرزند برسد. در این شرایط میزان مرگومیر با میزان تولد تا سال 2050 برابر خواهد شد. زنان چینی بسیار کمتر از آنچه پیشبینی میشد به فرزندآوری علاقه نشان میدهند. به صورت کلی جمعیت جهان در حال پیرتر شدن است. امید به زندگی در فاصله سالهای 1990 تا 2019 افزایش پیدا کرده و به 72.8 سال رسیدهاست.
خداحافظ بچه
در حالیکه نرخ باروری در اکثر کشورها کاهش یافته اما نرخ مرگومیر در اکثر کشورها کمتر شده و به نوعی امید به زندگی هم در همه کشورها افزایش یافتهاست. همه اینها دست به دست هم داده و باعث شده پیشبینیها در مورد آینده جمعیت زمین تغییر کند. انتظار میرود در آیندهای نه چندان دور، هند جای چین را در زمینه پرجمعیت بودن بگیرد. اما در حالیکه هند از چین سبقت میگیرد، برخی از کشورها به لحاظ جمعیتشناختی مسیری ناامیدکننده را در پیش میگیرند. برای مثال، آلمان تا پایان این قرن به جمعیت کمتر از 70 میلیون نفر خواهد رسید که این تعداد، کمتر از جمعیت آن در سال 1950 خواهد بود. همزمان با کاهش جمعیت اروپاییها، تعداد آفریقاییها در جهان افزایش پیدا خواهد کرد. تنها هشت کشور جهان تا سال 2050، نیمی از افزایش جمعیت زمین را بر عهده خواهند داشت: جمهوری دموکراتیک کنگو، مصر، اتیوپی، هند، نیجریه، پاکستان، فیلیپین و تانزانیا.
اصولاً فجایع و بلایای طبیعی به عنوان یکی از عوامل اصلی از دست رفتن جان انسانها و در نتیجه کاهش جمعیت دیده میشود. اما واقعیت این است که سیاستهای دولت بیش از فجایع و بلایای طبیعی، منجر به کاهش یا حتی افزایش جمعیت جهانیان خواهد شد. برای مثال در برخی از کشورها، سیاستهای دولت در راستای افزایش سواد زنان و در نهایت افزایش مشارکت اقتصادی آنهاست. همین امر باعث میشود زنان میل کمتری به فرزندآوری داشته باشند و در نتیجه جمعیت روندی نزولی را آغاز خواهد کرد.
اما کاهش جمعیت میتواند خطراتی را به همراه داشته باشد، برای مثال یکی از بزرگترین نگرانیها در مورد کاهش جمعیت این است که دیگر کسی برای نگهداری از افراد مسن، نخواهد بود. افراد جامعه پیرتر میشوند و به حقوق نیاز دارند اما کسی نیست که از آنها مراقبت کند و حتی با پرداخت حق بیمه، مستمری این افراد را تامین کند. این شروع بحران است. علاوه بر همه اینها، افزایش جمعیت باید در کشورهایی صورت بگیرد که بستر لازم را برای پیشرفت جوانان در خود داشته باشد. برای مثال آنگولا به عنوان یک کشور آفریقایی، جزو نقاطی است که جمعیت آن روندی صعودی دارد اما نکته اینجاست که جوانان در این کشور بیکار هستند و بستر لازم برای بهرهگیری از این نیروی جوان وجود ندارد.
قطعاً اکثر افراد تمایل دارند مانند ایلان ماسک، فرزندانی به دنیا بیاورند و جهان را از خطرات ناشی از کاهش جمعیت، رهایی ببخشند اما مسئله اینجاست که همه مانند ایلان ماسک از ثروت کلان برخوردار نیستند و نمیتوانند از عهده مخارج آن کودک بربیایند. نتیجه همه اینها، کاهش نرخ باروری در جهان است.