
سومین بار بود که در سه دولت گذشته اجازه دادند که در بازار متشکل ارزی که نزدیک به بازار آزاد است، صادرکنندهها ارزهای خود را بفروشند و بازار به تعادل برسد.
یوسف کاووسی/ کارشناس پولی و بانکی/ آینده نگر
دولتها در ایران معمولاً از روش ارزپاشی و سرکوب نرخ ارز استفاده میکنند درحالیکه چنین روشی در دنیا مرسوم نیست؛ با این روش، تورم در کوتاهمدت پایین نگهداشته میشود ولی با یک اتفاق غیرمنتظره مانند خروج ترامپ از برجام، فنر تورم رهامیشود و با تورم بالایی روبهرو میشویم. بر همین اساس از نیمه دوم سال 1397 دچار مشکل جدی در این حوزه شدیم چراکه دولت وقت امریکا بنا را بر فشار حداکثری گذاشت و فروش نفت ما را بسیار محدود کرد. این درحالیکه است که در دورههای قبل نفت را گران میفروختیم و درآمد خوبی هم از این محل داشتیم. مثلاً قیمت نفت در دوره دوم محمود احمدینژاد به اوج خود رسید و نفت را با قیمت بالا میفروختیم؛ اواخر سال ۹۴ روزی ۴ میلیون بشکه نفت میفروختیم که یا پولش را وارد کشور میکردیم یا در حسابهای خارجی بانک مرکزی بلوکه میشد! بانک مرکزی ریال این پولها را به دولت میداد درصورتیکه ارزی نداشت که بازارسازی انجام دهد و به همین دلیل با تکرار این رویه، دلار تا ۳۲ هزار تومان بالا رفت. البته در قانون پولی و بانکی، وظیفه بانک مرکزی، کنترل تورم و حفظ ارزش پولی و ثبات بازارهاست؛ روسای بانکهای مرکزی نیز برای رسیدن به این سه هدف معمولاً مدیریت بازار ارز را در دستور کار قرار میدهند. روش مدیریت بانک مرکزی در این خصوص شناور مدیریت شده که براساس نیاز بازار، عرضه و تقاضا و... بانک مرکزی ورود میکند و بازار را به تعادل میرساند.
حالا بار دیگر پرسش این است که دولت چقدر در بازار ارزپاشی کرده است؟ واقعاً و به طور مستند نمیتوانیم پاسخ دقیقی داشته باشیم و بگوییم که دولت چقدر در بازار ارز دخالت مستقیم داشته است. چون این آمارها، آمارهای محرمانه است؛ ولی میتوانیم بگوییم با سیاستی که در پیش گرفتند و در دورههای قبل هم داشتیم، ابتدا سختگیریهای فراوانی انجام میدهند و بعد آن شرایط را تسهیل میکنند. این مسئله در رابطه با ارز صادرکنندگان است که ابتدا صادرکنندگان را مجبور میکنند که ارز خود را با نرخ دستوری به بازار عرضه کنند که پایینتر از نرخ بازار آزاد و معاملاتی است؛ با این دلیل و استدلال که ما در داخل کشور سوبسید میدهیم، انرژیهای ارزان میدهیم، امکانات فراوان دولتی میدهیم و شما باید این ارز را که مال دولت است، همان طور که آقای روحانی در دوره قبل میگفت، به دولت بفروشید. در این مورد ابتدا سختگیری میکنند؛ ولی بعد از اینکه بازار دچار مشکل میشود، به خصوص اسکناس، این را به عنوان یک امتیاز به صادرکننده میدهند و سیاست دیگری در پیش میگیرند و میگویند که شما بیا 30 درصد یا 50 درصد ارز حاصل از صادرات را در بازار آزاد بفروش و بقیه را هم مثلاً در بازار نیما بفروش؛ لذا این بار هم همین اتفاق افتاده است و این سومین بار بود که در سه دولت گذشته این اتفاق افتاده و مجدداً این راه را باز کردند و اجازه دادند که در بازار متشکل ارزی که نزدیک به بازار آزاد است، صادرکنندهها ارزهای خود را بفروشند و بازار به تعادل برسد. اگر این اتفاق نمیافتاد و نظارتهای بانک مرکزی نبود، ممکن بود که ما ارز را در قیمتهای بالاتر ببینیم. چنانچه در همین مقطع ما با محاسبهای که بر نرخ سکه میکردیم، میتوانستیم بگوییم که دلار بالای 35 هزار تومان بود؛ ولی چون ارز یک مسئله حیثیتی برای دولتها و حاکمیت شناخته میشود، روی آن حساسیت وجود دارد و تلاش میشود که از نرخ 32 هزار تومانی که در چند سال اخیر در بالاترین وضعیت بوده، عبور نکند.
سؤال دیگر این است که اگر ارزپاشی صورت نمیگرفت، قیمتها چقدر رشد میکرد؟ در این شرایط نرخ دلار، میتوانست 35 هزار تومان را رد کند و تا پایان سال شاید بیشتر هم شود. چون اگر مسئله تورم را در نظر بگیریم و ارز را به عنوان یک کالا در نظر داشته باشیم، میانگین تورم میتواند بر ارز هم اثر بگذارد.
اما اینکه تأثیر مداخلهگریهای دولت در بازار ارز، به غیر از ارزپاشی چیست؟ باید گفت به غیر از اینکه بخواهد در بازار ارز توزیع کند، سیاستهای تسهیل برای صادرکننده و واردکننده ایجاد میکند. مقررات معافیت ایجاد میکند. به طور مثال در قانون اخیر در ارتباط با قاچاق کالا و ارز که در اسفند گذشته تصویب و در اردیبهشت ابلاغ شد، به صراحت آمده است که ورود و خروج ارز بدون اینکه مبدأ و منشأ آن معلوم باشد، قاچاق محسوب و با آن برخورد میشود. در اینجا وزارت اقتصاد و دارایی و سازمان امور مالیاتی بخشنامه کردند و گفتند که ورود ارز به هیچ وجه قاچاق محسوب نمیشود و نیازی هم نیست که منشأ آن معلوم باشد. فقط در مبادی ورودی اظهار کنند و هیچکس نمیتواند از آنها سؤال کند که این را از کجا آوردید و مالیات آن را باید بدهید. اینها سیاستهایی است که دولت و بانک مرکزی به غیر از اینکه بخواهند در بازار ارزپاشی کنند، میتوانند از آن استفاده و نرخ ارز را کنترل کنند. در مجموع سیاستهایی که دولتها و بانک مرکزی اجرا میکنند باید جامعالاطراف باشد و بتواند تمام شرایط را در بر بگیرد نه اینکه فقط یک یا دو یا سه مشکل را حل کند. باید به مسائل با دیدی بلندمدت نگاه کرد و تمام مشکلات را در تصمیمات دید و در اینجا میطلبد که نگاه کارشناسی به مسائل داشته باشیم و از کارشناسان و نظرات آنها استفاده بهینه ببریم.