
ترکیه چرا به رغم دوری از کشورهای غربی به پیمان ناتو پیوست و امروز چه نقشی در آن دارد؟ بخوانید تا ببینید چرا آنکارا بازیگر مهمی در مهلکه اوکراین به شمار میآید.
آینده نگر
ترکیه به عنوان یک کشور عضو پیمان ناتو سابقه نسبتا آشفتهای در این پیمان امنیتی دارد و بحث خودمختاری استراتژیک به صورت مداوم به عنوان نقطهای در برابر تضمینهای امنیتی ارائهشده توسط ناتو برای ترکیه مطرح بوده است. البته ترکیه توانسته از این موضوع به عنوان راهی موثر برای ایجاد و تقویت هویت غربی برای خود استفاده کند. این در حالی بود که غرب عملا به خاطر تامین منافع خود در دوران جنگ سرد خواهان عضویت ترکیه در ناتو بود.
این وضعیت معماگونه همچنان هم ادامه دارد و با بروز جنگ اوکراین اهمیت بیشتری پیدا کرده است. حالا نگاه به گذشته ناتو و ترکیه هم مورد توجه قرار گرفته است: آیا تغییر موضع ترکیه در سال ۱۹۵۱ میلادی و کنار گذاشتن بیطرفی واقعا ضرورت داشت؟ آیا استالین واقعا به سرزمین ترکیه چشم دوخته بود؟ میدانیم که در آن زمان، عصمت اینونو در ترکیه بر سر کار بود که دیدگاهی به شدت اروپایی-اقیانوس اطلسی داشت و گمان میکرد که مدرنیزاسیون ترکیه فقط و فقط از طریق همکاری با غرب امکانپذیر است. اما اگر در آن زمان یک رهبر کمالیست دیگر روی کار بود و به اندازه اینونو زیر بار امضای پیمانهای انگلو-آمریکایی نرفته بود باز هم اوضاع ترکیه امروزی در مقابل ناتو همین طور بود؟
واقعیت این است که مناسبات ترکیه و اتحاد جماهیر شوروی در دوران پیوستن ترکیه به ناتو نسبتا آرام باقی مانده بود. در نوامبر سال ۱۹۵۱ میلادی، مسکو یادداشتی برای دولت ترکیه فرستاد که در آن به تصمیم ترکیه برای پیوستن به ناتو اعتراض شده بود. در این یادداشت آمده بود: «اینکه تلاش کردهاند ترکیه را که هیچ ارتباطی با آتلانتیک ندارد به پیمان آتلانتیک بکشانند خودش به وضوح نشان میدهد که برنامه این است که از خاک ترکیه برای ایجاد پایگاههای نظامی استفاده کنند و اهداف تهاجمی خود علیه جبهه اتحاد شوروی را تقویت کنند.»
به نظر میرسد که تمایلات ایدئولوژیک در تبدیلشدن به بخشی از اتحاد نظامی غربی یکی از مهمترین انگیزههای ترکیه برای تصمیمگیریهایش در سال ۱۹۵۱ میلادی بوده است. این طور به نظر میرسد که در آن زمان هیچ تهدید قریبالوقوع یا مشخصی از سوی اتحاد شوروی علیه ترکیه وجود نداشته است.
از سوی دیگر، اهمیت جغرافیایی ترکیه- هم برای غرب و هم برای اتحاد شوروی- باعث شده بود ترکیه ارزش زیادی پیدا کند. آنکارا به شکل موفقیتآمیزی از این اهرم برای کسب منافع خود در دهههای بعدی استفاده کرد.
جالب اینجاست که این بههم پیچیدگی را امروز هم میتوان در تمایل کشورهایی مثل سوئد و فنلاند برای پیوستن به ناتو مشاهده کرد. ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه در سخنانش در حاشیه نشست دریای خزر در عشقآباد تقریبا به همین موضوع اشاره کرد و گفت: «ناتو یادگاری از دوران جنگ سرد است و فقط دارد به عنوان ابزار سیاست خارجی آمریکا به کار میرود. {...} ما با سوئد و فنلاند آن مشکلاتی را که با اوکراین داشتیم نداریم. مناقشه ارضی یا مسائل دیگر با آنها نداریم. چیزی وجود ندارد که باعث نگرانی ما درمورد پیوستن آنها به ناتو باشد.»
این در حالی است که در مورد پیوستن این دو کشور به ناتو حالا حرف ترکیه مهمتر از بقیه شده است و ترکیه میخواهد که آنها برخی مخالفان کُرد دولت ترکیه را به آنکارا تحویل بدهند. طارق اوغوزلو استاد سیاست خارجی ترکیه اخیرا در این مورد گفته: «ترکیه دیدگاه خود نسبت به ناتو را از مدتها قبل عوض کرده بود و علتش هم سیاست خارجی چندجانبه آنکارا است. نگاه واقعگرایانهتری نسبت به قبل در خصوص این مسئله در ترکیه وجود دارد. البته شکلگیری جنگ سرد دوم بین غرب و روسیه باعث خواهد شد که فضای مانور در سیاست خارجی ترکیه زیاد شود و این مسئله به افزایش اهمیت استراتژیک ترکیه خواهد انجامید. اینکه ترکیه در سالهای آینده در فضای بین المللیِ بسیار قطبیشده چطور عمل خواهد کرد درواقع نکتهای است که باید دنبالش کنیم.»
در این میان، یک نکته در خصوص نقش ناتو جلب توجه میکند. به نظر میرسد علاقمندی دولت جو بایدن به پیوستن سوئد و فنلاند به ناتو چیزی شبیه علاقمندی هری ترومن رییس جمهور وقت آمریکا در زمان پیوستن ترکیه به ناتو (در هفتاد سال پیش) باشد. در این میان، احتمالش زیاد است که ترکیه به عنوان عامل برقراری تعادل بین غرب و روسیه جایی برای ایفای نقش داشته باشد و در عین حال قادر باشد منافع خودش را هم تامین کند. همه چیز به تحولات اوکراین و میزان تشدید تنش غرب با روسیه در این مناقشه در آینده نزدیک بستگی خواهد داشت.