
درخواست عضویت ایران در بریکس چرا و با چه هدفی انجام شده است؟ سرنوشت درخواست عضویت ایران در بریکس چه خواهد شد و به چه عواملی بستگی دارد؟ پاسخ این پرسشها را در مقاله پیش روی بخوانید.
کورش احمدی تحلیلگر مسائل بینالملل/آینده نگر
مجمع بریکس طی 13 سالی که از شکلگیری آن میگذرد، بهعنوان یک نهاد مستقل جدید بینالمللی توجهاتی را برانگیخته و بهعنوان نهادی که ممکن است نقشی در سرعت بخشیدن به روند دوقطبی شدن نظام بینالمللی و به چالش کشیدن نهادهای پولی و مالی و تجاری تحت کنترل آمریکا ایفا کند، مورد توجه بوده است. قدرتهای رقیب آمریکا مانند چین و روسیه امیدوارند با بهرهگیری از بریکس و به همراه برخی نهادهای مشابه دیگر مانند سازمان همکاری شانگهای که رسماً بر تروریسم، افراطیگری و تجزیهطلبی متمرکز است، نظم مستقر در دوره بعد از جنگ سرد به سرکردگی آمریکا و غرب را به چالش بکشند.
تشکیل و اهداف بریکس
ایده اولیه تشکیل این بلوک اقتصادی در جریان نشست وزرای خارجه کشورهای چین، روسیه، هند و برزیل که بهعنوان اقتصادهای نوظهور با رشد شتابان مطرح بودند، در سپتامبر 2006 در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل مطرح شد. نخستین نشست سران آن در ژوئن 2009 در یکاترینبرگ در روسیه تشکیل شد و طی آن موجودیت «مجمع بریک» (BRIC نظرآزمایی) رسماً اعلام شد. بریکس فاقد سند تأسیسی و دبیرخانه است. هدف بریک در بیانیه 2009 صرفاً «ارتقای گفتوگو و همکاری بین کشورهایمان» ذکرشده است. از این نظر بریک و بعداً بریکس را میتوان کوچکشده جنبش عدم تعهد با مواضع اقتصادی تقریباً مشابه به شمار آورد. یک سال بعد آفریقای جنوبی نیز به این مجمع پیوست و از آن پس با نام مجمع بریکس (BRICS نظرآزمایی) شناخته شد. اعضای بریکس مایلاند نشان دهند که بریکس بهعنوان یک نهاد مالی و پولی میتواند گزینه قابل اتکایی در مقایسه با نهادهای تحت کنترل غرب مانند بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول باشد.
اگرچه ارزیابیهای متفاوتی در مورد تحقق اهداف اعلامشده بریکس وجود دارد، اما هنوز بهعنوان نهاد مهمی مطرح است. اعضای بریکس مجموعاً 26.7 درصد از مساحت جهان و 41.5 درصد از جمعیت جهان را در خود جایدادهاند. مطابق برآورد بانک جهانی، اعضای بریکس در 2020 مجموعاً حدود 20.5 تریلیون دلار از تولید ناخالص داخلی جهانی را در اختیار داشتهاند. با توجه به اینکه مجموع تولید ناخالص جهانی در آن سال حدود 85 تریلیون دلار بوده، کشورهای بریکس حدود 24 درصد از کل تولید جهانی را داشتهاند. البته بهعنوان یکی از نقاط ضعف بریکس گفتنی است که این مقدار تولید به نحو بسیار نابرابری بین اعضای آن توزیعشده است. بهطوریکه چین 14.7، هند 2.62، روسیه 1.48، برزیل 1.44 تریلیون و آفریقای جنوبی تنها حدود 375 میلیارد دلار از کل تولید ناخالص داخلی اعضای بریکس را در اختیار دارد. در مقام مقایسه گفتنی است که تولید ناخالص آمریکا و اروپا در همان سال به ترتیب حدود 21 و 18 تریلیون دلار بوده است. این دو قطب اقتصادی به همراه اقتصادهای همسو با آنها در خاور دور بیش از 60 درصد کل تولید ناخالص جهانی را در اختیار دارند.
در شرایطی که شماری از کشورهای درحالتوسعه از رشد اقتصادی بسیار بالایی در دهه 2000 برخوردار بودند و برخی از این اقتصادهای نوظهور حتی نرخ رشد دورقمی داشتند، این ایده که این کشورها بهسرعت در حال رسیدن به کشورهای توسعهیافته و حتی پیشی گرفتن از آنها هستند، قوت گرفت. در چنان شرایطی، کشورهایی که بریکس را بنیان گذاشتند، در این فکر بودند که باید از طریق مشورت مستمر و همکاری با هم و همافزایی بر امکان ایستادگی مشترک در برابر تضییقات ناشی از نفوذ قدرتهای اقتصادی بزرگ در نهادهای مالی و پولی و تجاری بینالمللی بیفزایند. البته اگرچه رشد بسیار بالای دهه 2000 در این کشورها تدریجاً رو به کاهش نهاد و در اواخر دهه 2010 حدود نصف شد، اما این کشورها همچنان توانستند توان بالا و کارآمدی اقتصاد خود را حفظ کنند. بااینحال، اعضای بریکس هنوز از بسیاری جهات بهویژه از نظر تولید ناخالص سرانه فاصله زیادی با کشورهای توسعهیافته دارند. البته از این نظر کشورهای عربی نفتخیز خلیجفارس و نیز 4 اقتصاد نوظهور خاور دور (سنگاپور، تایوان، کره جنوبی و هنگکنگ) در وضعیت بسیار بهتری قرار دارند.
سهم کشورهای عضو بریکس از تجارت جهانی اگرچه در فاصله بین 2001 تا 2015 از حدود 7.33 درصد به 17.25 درصد افزایش یافت که رشد قابلتوجهی بود، اما طی سالهای اخیر سرعت رشد آن نیز بسیار کند شده است. البته از این مقدار حدود 12 درصد آن متعلق به چین است و سهم 4 کشور دیگر از حدود 5 درصد تجاوز نمیکند. نقطهضعف بریکس میزان نسبتاً کم تجارت بین اعضای آن است. حجم تجارت بین این کشورها در 2015 حدود 12 درصد از کل تجارت خارجی آنها بوده است که در این مورد نیز بخش عمده به چین تعلق داشته است.
تمرکز بریکس تاکنون عمدتاً بر بهبود شرایط اقتصادی جهانی و اصلاح نهادهای پولی و مالی و اقتصادی بینالمللی بوده است. اعضای بریکس همچنین راههای افزایش نقش کشورهای درحالتوسعه در امور بینالمللی و نیز گسترش همکاریها بین اعضای بریکس را در مرکز توجه دارند. به پیشنهاد هند بانک توسعه نو NDB توسط اعضای بریکس در نشست سران در 2014 ایجاد شد و موافقتنامهای بهعنوان مبنای حقوقی این بانک به امضای سران رسید. توافق شد که سرمایه این بانک 50 میلیارد دلار باشد و هریک از اعضا 10 میلیارد دلار آن را تأمین کنند و این سرمایه طی چند سال به 100 میلیارد دلار افزایش یابد. هدف اعلامشده این بانک کمک به برنامههای توسعه پایدار در سطح ملی از طریق تأمین مالی پروژههای قابلقبول به لحاظ اجتماعی و اقتصادی و زیستمحیطی است. مقر این بانک در شانگهای است و علاوه بر اعضای بریکس چهار کشور مصر، امارات، بنگلادش و اروگوئه نیز به این بانک پیوسته و اقدام به خرید سهام آن (بهاستثنای مصر) کردهاند.
در حوزه مالی، بریکس نهاد دیگری موسوم به «ترتیبات ذخیره احتمالی» (CRA) ایجاد کرده که هدف آن حمایت از اعضا در برابر نوسانات ارزی جهانی، ازجمله حمایت از ارزهای ملی اعضا در برابر فشارهای پولی و مالی بینالمللی است. این تدبیر ازآنجهت در دستور کار قرار دارد که اقتصادهای نوظهور که آزادسازی اقتصادی سریعی را تجربه میکنند، گاه از نقطهنظر دادههای اقتصاد کلان در وضعیتی مخاطرهآمیز قرار میگیرند. این ترتیبات بهعنوان رقیبی برای صندوق بینالمللی پول در نظر گرفتهشده و امید است که همراه با بانک توسعه نو ابزاری در خدمت بسط همکاری جنوب – جنوب باشد. در سال 2014 پیمانی برای این منظور به امضای اعضای بریکس رسید
یکی دیگر از اهداف بریکس از 2012 ایجاد یک کابل مخابراتی زیردریایی بین اعضای بریکس بوده است. اعضا امیدوارند که از این طریق مانع شنود پیامها بین اعضای بریکس توسط آژانس امنیت ملی آمریکا شوند. در سال 2019 وزرای مخابرات بریکس یادداشتی مبنی بر اعلام قصد خود (letter of intent) در مورد همکاری در حوزه فناوریهای اطلاعاتی و مخابراتی امضا کردند. بریکس همچنین مشغول کار در مورد ایجاد یک نظام پرداختی است که میتواند در صورت تکمیل بهعنوان جایگزینی برای سیستم سوئیفت عمل کند و امکان دهد تا در صورت از دسترس خارج شدن سوئیفت اعضای بریکس بتوانند در معاملات بین خود از ترتیبات پرداختی جدید استفاده کنند.
موانع بر سر راه بریکس
تلاشهای بریکس به شرح فوق تاکنون نتایج قطعیِ چندانی نداشته است. هدف تلویحی بریکس این بوده که بدیلی برای سیستم اقتصادی موجود که آمریکا در رأس آن قرار دارد، ارائه کند. اما تلاش بریکس در این زمینه بهجای اینکه بالنده و روبهجلو باشد، عمدتاً دچار افول بوده است. یکی از دلایل آن روند کاهشی رشد تولید ناخالص داخلی این کشورها از اواسط دهه 2010 به بعد بوده است. مشکلات ژئوپلیتیک و تعارضات در درون بریکس را میتوان از دیگر موانع بر سر راه بریکس به شمار آورد. نشست سالانه مجمع بریکس در 23 ژوئن 2022 در شرایطی برگزار شد که ژئوپلیتیک جهانی تحت تأثیر حمله روسیه به اوکراین دستخوش تحول عمدهای شده بود. قابلتوجه است که این نشست نیز مانند دو نشست سالانه 2020 و 2021 بهصورت مجازی برگزاری شد. این در حالی بود که با خاتمه تقریبی پاندمی کرونا، دیگر مجامع بینالمللی روال برگزاری حضوری نشستهای خود را از سر گرفتهاند. نشست مجازی بریکس بهویژه با توجه به برگزاری حضوری نشست مجمع گفتوگوی امنیتی موسوم به کواد (Quad) در ماه می در ژاپن با شرکت آمریکا، ژاپن، استرالیا و هند که با هدف مقابله با نفوذ اقتصادی و نظامی چین به وجود آمده، جلبتوجه کرد.
یکی از مشکلات اعضای بریکس این است که ضمن اینکه هریک از آنها بزرگترین اقتصاد در منطقه خود است، روند توسعه آنها با هم سازگار نیست و وجوه اشتراک بین آنها اندک است. هریک از این کشورها رشد اقتصادی خود را به طریقی متفاوت تأمین میکنند. بهعنوانمثال درحالیکه چین، برزیل، هند و آفریقای جنوبی واردکننده انرژی هستند، روسیه تولیدکننده و صادرکننده انرژی است. لذا اعضای بریکس مشکل میتوانند همراه با هم رشد کنند. همچنین اعضای بریکس به لحاظ منافع سیاسی و استراتژیک همسو نیستند و به دشواری ممکن است بتوانند سیاست خارجی همسویی داشته باشند. روسیه عمدتاً بر انرژی و تولید و صدور سلاح متکی است و نظام سیاسی خاص خود را دارد بهنحویکه گفته میشود که 20 درصد اقتصاد آن تحت کنترل اولیگارشها قرار دارد. مثال دیگر رقابتهای ژئوپلیتیک هند و چین است. تا آنجا که هند اکنون عضو کواد است که اساساً برای کنترل آنچه جاهطلبیهای اقتصادی و ژئوپلیتیک چین در منطقه خوانده میشود، به وجود آمده است.
همچنین اگرچه اقتصاد همیشه در مرکز توجه بریکس بوده، اما حمله روسیه به اوکراین مهمتر از آن است که بریکس بتواند آن را نادیده بگیرد. اعضای بریکس علناً روسیه را به خاطر حمله به اوکراین نقد یا محکوم نکردهاند، اما خواستار مذاکره برای خاتمه جنگ شدهاند. به علاوه عواقب اقتصادی ناشی از جنگ اوکراین مانند تورم جهانی، نرخ انرژی، کمبود غلات و بلاتکلیفی در بسیاری امور نمیتوانند نادیده گرفته شوند. بااینحال، روسیه انتظار دارد که در مقابله با تحریم غرب موردحمایت اعضای بریکس قرار گیرد. اگرچه اعضای بریکس متناسب با منافع اقتصادی و سیاسی خود کموبیش چنین کرده و ازجمله هند و آفریقای جنوبی و چین به قطعنامه سازمان ملل برای محکومیت تجاوز نظامی روسیه به اکراین رأی ممتنع دادند، اما برزیل به آن قطعنامه رأی مثبت داد. در قطعنامه مجمع عمومی برای اخراج روسیه از شورای حقوق بشر درحالیکه چین رأی منفی داد، برزیل و هند و آفریقای جنوبی به آن رأی ممتنع دادند. این در حالی بود که روسیه برای جلوگیری از رسیدن آرای مثبت به دوسوم آرای منفی خواستار رأی منفی دوستان خود شده و به آنها علیه دادن رأی ممتنع هشدار داده بود.
بعضی اعضای بریکس، بهویژه هند، نمیخواهند بهعنوان عضو یک بلوک ضد غربی به نظر آیند. هند که مدعی نوعی «خودمختاری استراتژیک» است، از این نظر رویه روشنتری دارد. این کشور تاکنون مانعی در برابر انتقاد از غرب در بیانیههای بریکس بوده است؛ ازجمله در بیانیه 23 ژوئن گذشته که نهتنها حاوی انتقادی از غرب نبود، بلکه اختلافنظر اعضای بریکس در مورد بحران اوکراین را به نمایش گذاشت؛ چراکه در آن صرفاً گفتهشده که «ما مواضع ملیمان را که در مجامع مربوطه مطرح شد، یادآوری و از مذاکره بین روسیه و اوکراین حمایت میکنیم.» نخستوزیر هند همچنین بعد از جلسه بریکس در نشست گروه 7 در آلمان شرکت کرد که نشانگر توجه هند به ایجاد توازن بود. درحالیکه روسیه و چین از کواد بهعنوان «ناتوی آسیایی» انتقاد میکنند، هند عضو آن شده است. همچنین هند که همواره درگیر جنگ و رقابت ژئوپلیتیک با چین بوده است، از نقش غالب چین در بریکس خشنود نیست.
عضویت ایران در بریکس
تاکنون آفریقای جنوبی تنها کشوری است که به اعضای اولیه مجمع بریکس افزودهشده است. این کشور اگرچه بزرگترین اقتصاد آفریقا محسوب میشود و چین طرف اصلی تجارت خارجیاش است، اما از نظر حجم اقتصاد (حدود 375 میلیارد دلار در 2010) و رشد تولید ناخالص داخلی (حدود 3 درصد در 2010) از دیگر اعضای بریکس بسیار عقبتر بوده است. در آن سال چین بهعنوان رئیس دورهای بریکس از آفریقای جنوبی برای عضویت در بریکس و نیز حضور در نشست سران بریکس در آوریل 2011 دعوت کرد.
طی چند سال گذشته نزدیکی بیشتر چین و روسیه به هم از یک سو و افزایش تعارضات بین آنها با آمریکا از سوی دیگر موجب شده تا چین و روسیه اهمیت بیشتری برای تقویت بریکس بهعنوان وزنهای که ممکن است به آنها در تقابل با غرب و نهادهای بینالمللی تحت کنترل آمریکا کمک کند، قائل شدهاند. ظاهراً به این دلیل، آنها نسبت به پذیرش اعضای جدید علاقه نشان دادهاند. در این چارچوب، مدتی است که صحبت از پیوستن ایران به مجمع بریکس است. اخیراً اعلامشده است که ایران در 28 ژوئن درخواست عضویت خود در بریکس را ارائه کرده است. همزمان سخنگوی وزارت خارجه روسیه نیز از درخواست آرژانتین برای عضویت در بریکس خبر داد. اگرچه رئیسجمهور آرژانتین قبلاً از علاقهمندی کشورش برای عضویت در بریکس خبر داده بود، اما یک مقام آرژانتینی بعد از سخنان سخنگوی روس، به رویترز گفت که آرژانتین هنوز اقدامی عملی در این رابطه انجام نداده است. اینکه سرنوشت درخواست عضویت ایران در بریکس چه خواهد شد، بستگی به سیاست بین اعضای بریکس دارد. محتمل است هند تمایلی به عضویت ایران در بریکس نداشته باشد. بلومبرگ اخیراً طی گزارشی مدعی شده است که هند با خواست چین و روسیه برای افزایش اعضای بریکس بهنحویکه بر نفوذ چین افزوده شود، مخالف است. یکی از دیگر مسائلی که ممکن است در جریان تصمیمگیری راجع به عضویت ایران پیش آید، اکراه برخی اعضا نسبت به افزایش جنبه ضدآمریکایی بریکس با عضویت ایران است. در جریان درخواست عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای نیز شاهد چنین مشکلی بودیم.
همچنین لازم به ذکر است که ارزش نهادهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای قبل از اینکه به لحاظ محتوایی و نتایج عملی آن باشد، به خاطر امکاناتی است برای حضور کشور عضو در نشستهای مهم بینالمللی و فرصتی که از طریق آن برای تماس در سطوح بالا ایجاد میکند. کشورها همچنین از طریق عضویت در این نهادها این امکان را پیدا میکنند که به ابزارهای بیشتری برای ایجاد توازن در سیاست خارجی خود دست یابند؛ همانطور که هند اکنون دقیقاً مشغول چنین کاری است.