بحران حتمی است

روزهای طوفانی

تاریخ 1401/06/09 ساعت 11:36

قطعی‌ترین چیزی که این روزها می‌توان در مورد آن سخن گفت، ورود اقتصاد جهان به دوران بحرانی است. اما این بحران می‌تواند بهتر از بحران ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ مدیریت شود چرا که درس‌هایی از گذشته گرفته‌ایم. در واقع می‌توان بحران اقتصادی جدید را مدیریت کرد.

ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست

احتمال وقوع رکود و بحران اقتصادی در جهان افزایش پیدا کرده و تورم همین حالا هم نشان می‌دهد که بحران در کمین است. دوران طولانی رکود تورمی که در آن هم شاهد افزایش بی‌رویه نرخ تورم و هم کاهش رشد اقتصادی هستیم، به خوبی نشان می‌دهد که رکود و بحران اقتصادی در جهان امری حتمی است. همه‌گیری کرونا از یک‌سو، جنگ روسیه و اوکراین از سوی دیگر دست به دست هم داده‌اند و مشکلاتی بزرگ را برای اقتصاد جهان ایجاد کرده‌اند. اما نمی‌توان نشست و دست روی دست گذاشت و صرفا همین عوامل را سرزنش کرد. در این صورت باید منتظر فاجعه‌ای اقتصادی، حتی بزرگ‌تر از بحران سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ باشیم. در آن زمان، بدهی‌های مربوط به وام مسکن، منجر به بروز بحران شد. حالا شوکی بزرگ‌تر در راه است که باید خودمان را برای آن آماده کنیم. ریشه بحرانی که در راه است، بی‌تردید «مالی» خواهد بود. پس باید ببینیم آیا توانایی مقابله با بحران مالی را داریم یا خیر.

در سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹، بحران مالی باعث شد اقتصاد جهان به زانو درآید. حالا هم شاهد همان وضعیت هستیم. در واقع وضعیت به صورت کلی، مشابه همان دوران بحرانی است. زنجیره تامین کالا کاملا پیچیده شده و اطلاعات هم به صورت ناقص به دستمان می‌رسد. به همین خاطر است که ناگهان دچار شوک می‌شویم. گویی گردی از ابهام روی شرایط اقتصادی پاشیده‌اند. همه‌چیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اما خبر خوب این است که سیاستمداران و مقامات مالی به‌ویژه در بانک‌های مرکزی تلاش کرده‌اند با همکاری با یکدیگر، به نوعی بحران جدید را مهار کنند. آن‌ها تلاش دارند با ارائه اطلاعات دقیق، منشا بحران را شناسایی و برای رفع آن هرچه سریع‌تر اقدام کنند. دولت‌ها هم تلاش دارند کم‌ترین دخالت را در امور مالی داشته باشند. در واقع نظام مالی به شکلی دیگر در حال تغییر است. به این ترتیب می‌توان امید داشت که شرایط مانند گذشته بحرانی نشود، چرا که همه از قبل، آماده شده‌اند.

 آنچه از بحران ۲۰۰۸ آموختیم

یکی از بزرگ‌ترین درس‌هایی که دولت‌ها و مقامات اقتصادی از بحران‌های اقتصادی در گذشته گرفته‌اند این است که نظام اقتصادی و مالی را کاملا منعطف کنند. در واقع آن‌ها سعی دارند از طریق ابتکار عمل‌های مختلف، جلوی وقوع بحران را بگیرند یا دست کم، اثرات بحران را کم کنند. آن‌ها می‌توانند نظامی را ایجاد کنند که جلوی شوک‌های بزرگ اقتصادی را می‌گیرد.

بانک‌ها در شرایط همه‌گیری کرونا توانسته‌اند شوک اقتصادی را مهار کنند. اکنون تلاش دارند همان مسیر گذشته را ادامه دهند. دلیل اینکه بانک‌ها می‌توانند بحران را مدیریت کنند این است که دولت‌ها ابتکار عمل را به دست آن‌ها داده‌اند و برایشان مانعی ایجاد نمی‌کنند. در واقع بانک‌های مرکزی می‌توانند آزادانه اقدام کنند تا شرایط اقتصادی کنترل شود. البته یکی دیگر از دلایل موفقیت بانک‌ها در شرایط بحرانی این است که دیگر مانند گذشته، شرایط پیچیده‌ای برای وام دادن یا بازپرداخت آن ندارند. در واقع مراحل اعطای وام، هیچ‌وقت مانند دهه‌های گذشته، پیچیده نخواهد شد، بلکه به‏مرور ساده‌تر هم خواهد شد.

این روزها، بانک‌های مرکزی نسبت به گذشته، اطلاعات بیشتری در اختیار دارند و می‌توانند با آمادگی بیشتری قدم به دوران بحرانی بگذارند. به این ترتیب می‌توانند به شیوه‌ای موفقیت‌آمیزتر، آن را مدیریت کنند. در واقع به جای اینکه تمرکز روی کارآمدی در کوتاه‌مدت باشد، بانک‌ها تمام تمرکز خود را روی مسائل درازمدت گذاشته‌اند. به نوعی می‌توان گفت آن‌ها دوراندیش و آینده‌نگر شده‌اند. این بزرگ‌ترین درسی است که آن‌ها از سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ در شرایط بحرانی گرفته‌اند.

وضعیت داده‌ها هم نسبت به گذشته بهبود پیدا کرده‌است. در واقع دومین درسی که دولت‌ها و مقامات اقتصادی از بحران ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ گرفتند این بود که از داده‌ها و اطلاعات موجود نهایت بهره را ببرند. یکی از دلایل سقوط برادران لمان در آن سال‌ها، کمبود اطلاعات و داده‌های اساسی بود. اما حالا داده‌هایی وجود دارند که کمک می‌کنند بحران را مدیریت کنیم.

به هر حال هنوز هم ابهام و عدم قطعیت می‌تواند عواقب بدی به همراه داشته باشد. هرچه شرایط ابهام بیشتری داشته باشد، احتمال اینکه دچار بحران شویم هم بیشتر می‌شود. تنها خبر بد این است که ابهام هنوز مانند گذشته در برخی از بخش‌ها وجود دارد به همین خاطر باید خودمان را برای بحران‌های شوکه‌کننده آماده کنیم. در واقع هنوز میل به تنش، در اقتصاد جهان وجود دارد. اما تا زمانی ‌که ابتکار عمل در دستان بانک‌های مرکزی باشد و مادام ‌که آن‌ها بر پایه اطلاعات درست کارشان را پیش ببرند، حتی اگر بحران هم رخ بدهد، آثارش مانند گذشته نخواهد بود.