
«اقتصاد گاندی» مکتبی در اندیشه اقتصادی است که ریشه در اصول معنوی و اجتماعی مهاتما گاندی دارد. این اندیشه در اساس مخالف یک اصل قدیمی اقتصادی است و طبق آن انسانها همواره بازیگرانی عاقل نیستند که به دنبال به حداکثر رساندن منفعت مادی شخصی خود باشند.
آینده نگر
هند در قرن بیستم میلادی چهرهای را به جهان معرفی کرد که از تمام ستارههای سینمایی این کشور شهرت بیشتری دارد و تقریبا تمام مردم جهان با دیدن یک لحظه تصویر او به یاد هندوستان میافتند. مهانداس کارامچاند گاندی، حقوقدان و رهبر سیاسی هند بود که توانست با استفاده از جنبش مقاومت بدون خشونت، این کشور را به استقلال از سلطه بریتانیا برساند. همین اقدام مهاتما گاندی بعدها الهامبخش بسیاری از جنبشهای حقوق مدنی در جهان شد.
گاندی که در سال 1921 به رهبری کنگره ملی هند رسیدهبود، جنبشی ملی را برای کاهش فقر و گسترش حقوق زنان به راه انداخت. در ادامه او در مسیر از بین بردن بسیاری از تبعیضهای نژادی و کاستی گام برداشت و در نهایت استقلال هند را هدف گرفت. همه ما تصویر گاندی با پوشش خاص او را در ذهن داریم. دلیل انتخاب این پوشش ایجاد همحسی و همهویتی با افراد فقیری بود که در مناطق روستایی هند زندگی میکردند. گاندی به شکلی خودکفا زندگی میکرد و عادت به خوردن غذاهای ساده داشت. روزههای طولانی او هم فرصتی بودند برای تامل در نفس خود، هم ابزاری برای نشان دادن اعتراضی سیاسی. گاندی بارها در مبارزه با استعمارگران بریتانیایی هم در انگلستان و هم در آفریقای جنوبی به زندان افتاد.
درباره منش سیاسی و زندگی شخصی گاندی میتوان متونی مفصل نوشت، که همین کار بارها و بارها هم انجام شدهاست. اما درباره نگاه اقتصادی ویژه او، باید با کلیتی به اسم «اقتصاد گاندی» آشنا شویم تا بفهمیم رهبر هند، کشوری که مختصات پیچیدهای به لحاظ اقتصاد سیاسی دارد، دقیقا چه در سر داشت.
اقتصاد از نگاه گاندی
«اقتصاد گاندی» مکتبی در اندیشه اقتصادی است که ریشه در اصول معنوی و اجتماعی مهاتما گاندی دارد. این اندیشه در اساس مخالف یک اصل قدیمی اقتصادی است و طبق آن انسانها همواره بازیگرانی عاقل نیستند که به دنبال به حداکثر رساندن منفعت مادی شخصی خود باشند. در حالی که نظامهای اقتصادی غربی چه در گذشته چه در حال حاضر مبتنی بر چیزی بوده و هستند که گاندی «ضرب خواستهها» مینامید، به نظر او این نگاه نه تنها پایدار نیست، بلکه آسیبهای جدی به روح انسان وارد میکند. نگاه گاندی به دنبال ارضای نیازها بود، که شامل نیاز به داشتن جامعه مناسب و داشتن معنا هم میشود.
زمانی که دیدگاههای کلی گاندی در قالب یک نظام اقتصادی دربیاید با عناصری مانند حمایتگرایی، ملیگرایی، وفاداری به اصول و اهداف جنبش بدون خشونت و دوری جستن از جنگ طبقاتی میرسیم. گاندی به دنبال یک هارمونی اقتصادی-اجتماعی بود. این نگاه ویژه که با ماتریالیسم هم مخالفت داشت، توسط جی. سی. کوماراپا، یکی از حامیان نزدیک گاندی، تحت عنوان «اقتصاد گاندی» صورتبندی شد.
گاندی تحت تاثیر اندیشههای اقتصادی افرادی چون جان راسکین و هنری دیوید تورو، مشکلات اقتصادی را صورتبندی میکرد. او که همواره در دل جنبش استقلال هند به فکر مبارزه با فقر شدید، عقبماندگی و دیگر چالشهای اقتصادی و اجتماعی بود در نهایت در مخالفت با شکل اقتصادی کورپورت یا همان ابرشرکتی رایج در جهان غرب، به سمت اقتصادی خودکفا حرکت کرد. به نظر گاندی بسیاری از کالاهای غربی، مثلا پوشاک اروپایی، نه تنها نمادی از استعمارگری بریتانیا بودند، بلکه منجر به فقر و بیکاری گسترده در هند هم میشدند. دلیل این مسئله هم تقریبا روشن بود، زیرا با روانه شدن کالاهای اروپایی به هند، میلیونها کارگر ساده و ماهر و زن و مرد هندی بیکار و بدون راهی برای کسب درآمد شدهبودند.
تمرکز گاندی بر مصرف کالاهای داخلی هند، به خوبی در چهارچوب جنبش استقلالطلب این کشور قرار میگرفت. او رهبری دهقانان هندی را در مقابل زمینداران ثروتمندی بر عهده گرفت که تحت حمایت دولت بریتانیا بودند. مسئله اصلی در این موضوع مالیات فزایندهای بود که این گروه به دهقانان تحمیل میکردند و گاندی دهقانان را در مسیر نافرمانی مالیاتی تشویق و رهبری کرد. گاندی در همین مسیر با هر نوع تبعیضی که برخاسته از نظام طبقاتی کاستی بود مقابله کرد و در کنار آن حقوق زنان، آموزش و بهداشت را به کانون ماجرا کشاند.
از سوی دیگر گاندی و پیروانش تعداد زیادی آشرام را در هند پدید آوردند. آشرام چیزی شبیه به کمون است و اهالی آن در تامین نیازهایشان خودکفا هستند. البته پیش از هند، گاندی در آفریقای جنوبی هم تعدادی آشرام را راهاندازی کردهبود. جدای از این الگوی زندگی جمعی، گاندی دائما پیروی از اصل خودکفایی و سادهزیستی را در زندگی فردی هم تجویز میکرد.
تا اینجای کار شاید گاندی به نظرتان سوسیالیست و حتی کمونیست به نظر برسد، اما اینطور نیست. گاندی بر خلاف بسیاری از سوسیالیستها و کمونیستهای هندیِ همدوره خود، به طور کل با هر نوع برداشتی از جنگ طبقاتی و انقلاب طبقاتی مخالف بود. به نظر او چنین اقداماتی در جامعه ایجاد خشونت میکردند و هارمونی را از بین میبردند. برابریخواهیِ خاص گاندی بر خلاف سوسیالیستها نه بر توسعه مادی، بلکه بر حفظ شان انسانی استوار بود. بسیاری از طرفداران برجسته گاندی، صنعتگرانی شناخته شده بودند که هم ایدههای مترقی او را در مدیریت کردن روابط خود با نیروی کارشان به کار میبردند، هم به صورت شخصی در آشرامها به کار و فعالیت میپرداختند.
قطعا برای شما هم قابل حدس باشد، اما یکی از جالبترین نکاتی که دیدگاه اقتصادی گاندی بیرون میآید، مسئله حفاظت از محیط زیست است. بسیاری از طرفداران او هم همین کار را کردند. افرادی مانند خودِ کوماراپا در دهه 30 و 40 میلادی کتابهای زیادی را درباره این مسئله نوشتند. این نوشتهها عمدتا در مخالفت با پروژههای عظیم سدسازی و آبیاری صورتبندی شدهبودند. به ادعای این افراد پروژههای کوچک بهینه و کارآمدتر از پروژههای بزرگ بودند و استفاده از کودهای ارگانیک آسیب کمتری نسبت به کودهای شیمیایی صنعتی برای سلامت محیط زیست و انسان، به همراه دارد. از سوی دیگر در مسئله جنگلداری، به نظر این گروه، هدف از این کار باید حفظ منابع آب باشد، نه به حداکثر رساندن درآمد. البته دولتهای راج و نهرو توجه خاصی به این گروه نکردند. افراد زیادی کوماراپا را پدر محیطزیستگرایی مدرن هند میدانند.
کاربست در هند
طی نبرد استقلالخواهانه هند، پوشش خود گاندی و دفاع او از پوشاک هندی، تبدیل به نمادی مردمی از میهنپرستی و ملیگرایی شد. جواهرلعل نهرو، اولین نخستوزیر هند، در این زمینه کاملا متفاوت از گاندی بود، حتی پیش از اینکه هند به استقلال برسد. گاندی در جشن استقلال هم شرکت نکرد و تمام تمرکز خود را بر کنترل خشونتی بالقوه در جامعه هند گذاشت.
بسیاری از پیروان گاندی، مانند بهاو و نارایان، بعدها جنبش ساروودایا را به راه انداختند. هدف از این جنبش ارتقای خودکفایی در جامعه روستایی هند بود. مسیری که این هدف را میسر میکرد، بازتوزیع زمین، اصلاحات اقتصادی-اجتماعی و ترویج صنایع خانگی و روستایی بود. این جنبش به دنبال مبارزه با مشکلات ناشی از کشمکشهای طبقاتی، بیکاری و فقر بود و در عین حال قصد داشت ارزشها و سبک زندگی روستاییان هند را هم حفظ کند. البته نباید فراموش کرد که این ارزشها و سبک زندگی از طریق صنعتیسازی و مدرنیزاسیون به سرعت در حال نابودی بودند.
از سوی دیگر در دل این جنبش، بخشی به نام جنبش بودان هم وجود داشت با هدف اهدای زمین از سوی زمینداران به دهقانان، تا از این طریق بتوان به نظام قرون وسطایی زمینداری در هند هم پایان داد. به نظر طرفداران گاندی، این حرکت بهترین روش برای بازتوزیع صلحآمیز زمین و ایجاد برابری در اقتصاد، مالکیت زمین و فرصت بود، بدون اینکه درگیریهای طبقاتی را دامن بزند. هم بودان و هم ساروودایا در بسیاری از بخشهای هند با موفقیت اجرا شدند. در نهایت رهبران این جنبش به نمادی از نظم و بهرهوری بین دهقانان و کارگران هندی تبدیل شدند. از سوی دیگر اقدامات گستردهای در زمینه مبارزه با جنایت سازمانیافته، دائمالخمری و دیگر مشکلات اجتماعی هم صورت گرفت.
نزدیکی اندیشههای اقتصادی گاندی به سوسیالیسم باعث شدهاست بسیاری از طرفداران اقتصاد بازار آزاد، از او انتقاد کنند. به نظر آنها، اقتصاد گاندی که قرار است به عنوان جایگزینی برای ایدئولوژیهای جریان اصلی اقتصادی عمل کند، به دنبال این است که خودکفایی اقتصادی را ارتقا دهد، اما در این راه نمیتواند درکی درست از تلاشهای مادی برای توسعه انسانی داشته باشد. تاکید گاندی بر صلح، تعاون و الگوی مدیریت هیئت امنایی به عنوان جایگزینی برای رقابت در نظر گرفته میشود. البته این مسئله که فقر، درگیریهای اجتماعی و عقبماندگی باید در کشورهای در حال توسعه از بین بروند، یکی از نقاط مشترک دیدگاه گاندی با انواع جریانهای اقتصادی است.
حاکمیت هند بر خود
گاندی در سال 1909 با نوشتن این کتاب دیدگاههای خود درباره سواراج، تمدن مدرن و مکانیزاسیون را مطرح میکند. سواراج به معنای حاکمیت بر خود است و تقریبا به شکلی خلاصه میتواند استقلالطلبی گاندی را نشان دهد. این کتاب در سال 1910 توسط دولت بریتانیا ممنوع اعلام شد، زیرا به نظر آنها محتوای کتاب مردم هند را فریب میداد. گاندی این کتاب را به زبان بومی خود در زمانی نوشت که از لندن به آفریقای جنوبی در حال سفر بود. یکی از جالبترین نکات این کتاب، شکل نوشتن دیالوگی آن است که ما را یاد آثار افلاطون میاندازد. در این کتاب گفتوگویی بین دو شخصیتِ «خواننده» و «ویرایشگر» را میخوانیم. شخصیت خواننده نقش یک فرد روستایی تیپیکال هندی را بر عهده دارد که باورها و استدلالهای عمومی مردم هند را بر زبان میآورد. ویرایشگر هم ایرادهایی را که در استدلالها و باورهای خواننده وجود دارد برملا میکند. قطعا این کتاب به صرف سبک نوشته شدن، اثری بسیار خواندنی است.