
اگر میخواهید درباره دیروز و امروز جهاد سازندگی و دلیل تاکید امروز بر احیای آن بدانید، خواندن این مقاله به شما توصیه میشود.
محمدمهدی ضیاءنوشین دکترای جغرافیا و برنامهریزی روستایی/ آینده نگر
27 خردادماه هر سال برابر با روز جهاد کشاورزی است. این روز به مناسبت تأسیس جهاد سازندگی در 27 خرداد سال 1358 نامگذاری شده است. اندیشه تأسیس جهاد سازندگی در اوایل انقلاب اسلامی ایران عمدتاً با هدف محرومیتزدایی و خدماترسانی به مناطق محروم و روستاها بوده است. انقلاب مستضعفین، کمک به محرومین و رسیدگی به مناطق محروم در ادبیات ماههای پایانی انقلاب اسلامی و روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 موج میزد. گروههای مختلفی از جوانان و دانشجویان به صورت خودجوش حرکتهایی منبعث از آرمانهای انقلاب را شروع کرده بودند. بنابراین برای جامه عمل پوشاندن به تقاضاهای گسترده بعد از انقلاب ایجاد ساختارها و نهادهای جدید انقلابی احساس میشد.
1- هسته اولیه تشکیل جهاد سازندگی متشکل از دانشجویانی از دانشگاههای تهران بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به صورت خودجوش و در جهت محرومیتزدایی و پاسخ به شعارها و آرمانهای انقلاب به مناطق محروم و روستاها روانه شدند. این اقدامات خودجوش و پراکنده با تصمیم تاریخی امام مبنی بر تأسیس جهاد سازندگی در خردادماه 1358 رسمیت یافت. گروههای داوطلب و جوانان و دانشجویان با شور و هیجان ماههای اولیه انقلاب قدم در مسیری پرفراز و نشیب گذاشتند و باعث تحولات چشمگیر در محرومیتزدایی و خدماترسانی و انجام کارهای عمرانی در سالهای آتی شدند. با تشکیل جهاد سازندگی در اوایل انقلاب اسلامی، حضور جوانان و نیروهای انقلابی در مناطق روستایی پررنگ شد. نیروهای جهادی با تکیه بر شور و هیجان سالهای اولیه انقلاب اسلامی دست به کارهای بزرگی در مناطق روستایی سرزمین ایران زدند. بهطوریکه در راهسازی، برقرسانی، آبرسانی، ساخت حمام، پل، و انجام بسیاری از کارهای عمرانی برای مردم مناطق محروم خدمات ارزندهای ارائه کردند. این خدماترسانی گسترده در شرایط حساس سالهای اولیه انقلاب همزمان با بروز ناآرامیها در برخی از مناطق مرزی و در ادامه شروع جنگ تحمیلی و در فضای فقدان برنامههای توسعه، رقم خورد. آن روحیه و تفکر و دیدگاه در محرومیتزدایی و نهضت خدماترسانی به مناطق روستایی (نیروهای جهاد سازندگی در پشتیبانی جنگ نیز حضور فعالانهای داشتند) الگوی نسبتاً موفقی برای جبران کاستیها در روستاها به شمار میرفت.
2- یکی از نکات کمتر پرداخته شده در خصوص جهاد سازندگی و خدمات نیروهای جهاد در روستاها، توجه به اصل مشارکت و درگیر کردن مردم روستاها در هرگونه خدماترسانی و محرومیتزدایی بوده است. مشارکت دادن و دخالت دادن مردم در سرنوشت خود یکی از اهداف اصلی جهادیها در اوایل انقلاب بود. به طوری که بسیاری از تحولات چشمگیر در روستاها در سایه مشارکت و همراهی مردم روستاها با نیروهای جهادی محقق شد. بسیاری جهاد سازندگی را با کارهای عمرانی یعنی راهسازی، آبرسانی و برقرسانی و نیز پشتیبانی و خدمات مهندسی در جنگ میشناسند و انصافاً نیز نیروهای جهاد سازندگی در حوزههای عمرانی کارهای ماندگاری را در جایجای کشور رقم زدند. اما در کنار کارهای عمرانی، کارهای فرهنگی نیز توسط جهادگران در روستاها دنبال میشد. تشکیل شوراهای روستایی بهویژه در سالهای اول انقلاب توسط نیروهای جهاد انجام میگرفت. در کنار آن رساندن پیام انقلاب به آحاد روستاییان و پخش فیلم و سخنرانی و چاپ و توزیع کتاب و نشریه، احداث کتابخانه از دیگر اقدامات جهادیها بود که مشخصاً در قالب کمیته فرهنگی جهاد انجام میگرفت. در اساسنامه جهاد سازندگی در سال 1358 به موضوع مشارکت دادن مردم روستاها و مناطق محروم در تحولات روستاها تاکید شده است. در ماده 1- هدف، عنوان شده است «بسیج امکانات و استعدادهای مردم و دولت برای همکاری در امور تهیه و اجرای مؤثر و سریع طرحهای سازندگی و احیای جامعه در کلیه ابعاد معنوی و مادی آن با توجه و تأکید بر نیازهای روستاها و نقاط دور افتاده مملکت» و در ماده 2 اساسنامه که به روش کار جهاد سازندگی و نیروهای جهاد تاکید شده است «جهاد سازندگی برای نیل به اهداف خود از طریق مشارکت و همکاری افراد و گروههای معتقد به انقلاب اسلامی ایران و با همکاری ادارات ذیربط و سازمانهای داوطلب و با الهام از ارزشهای اصیل و متعالی اسلام و با بهکار گرفتن مقررات و دستورالعملهای ساده و سریع و به دور از ضوابط و مقررات دست و پاگیر و به طور غیرمتمرکز اقدام مینماید». کار کمیته فرهنگی جهاد و واحد شوراها و حوزههای مرتبط با امور فرهنگی و مشارکت موقعی اهمیتاش دوچندان میشود که بدانیم نیروهای فرهنگی به عنوان خط مقدم، روستاها را مهیای حضور نیروهای فنی و عمرانی میکردند. بعبارت دیگر جلب همکاری و مشارکت روستاییان در اجرای پروژههای عمرانی و بسترسازی برای حضور نیروهایی که بتوانند کار عمرانی در روستاها انجام دهند توسط نیروهای فرهنگی و شوراهای منتخب صورت میگرفت. مردم روستاها به نیروهای جهاد اعتماد و اطمینان بیشتری داشتند و حرف و عمل آنان را در محرومیتزدایی میدیدند. این مشارکت واقعی روستاییان در اداره امور روستا و اجرای پروژهها بهویژه در سالهای اولیه انقلاب و دهه 1360 حاوی نکات ارزشمند برای سازمانها و نهادهای درگیر در امر توسعه روستایی در اکنون ما است. اینکه موثرترین و کارآمدترین برنامهها و اجرای پروژهها زمانی اثرگذار و ماندگار خواهد بود که جامعه محلی و روستاییان به عنوان صاحبان اصلی و دریافتکنندگان خدمات در آن مشارکت واقعی داشته باشند.
3- در یک تقسیمبندی دورههای مختلف جهاد را میتوان 1- دورهای که جهاد به عنوان نهاد انقلابی به رفع محرومیتها و خدماترسانی به روستاها میپرداخت، 2- دورهای که نهاد انقلابی جهاد به وزارتخانه تبدیل میشود و وظایف و مسئولیتهای گستردهتری را بر عهده میگیرد و 3- دورهای که تفکیک وظایف بین وزارت جهاد و وزارت کشاورزی اتفاق میافتد و تا ادغام این دو وزارتخانه در سال 1379 ادامه دارد، دانست. در دوره اول، جهاد سازندگی به تازگی تأسیس شده است و به عنوان یک نهاد انقلابی متناسب با اقتضائات و شرایط روزهای اول انقلاب عمل میکند. ایده مرسوم این بود که سازمانهای سنتی روستایی با رویکرد بوروکراتیک نمیتوانند با محرومیت روستایی مبارزه کنند و حل مسائل روستایی به طور بنیادی و سریع نیاز به نظامی اداری (انقلابی) دارد که بر مبنای بسیج تودهها، افزایش مشارکت تودهها و پایان دادن به محرومیتها در روستاها باشد. این دوره مصادف با برخی تحرکات و ناآرامیها در برخی مناطق مرزی و شروع جنگ تحمیلی و سالهای پُرتب و تاب اول انقلاب است. در این دوره جهاد سازندگی با استفاده از نیروی با انگیزه و پُرشور جوانان و دانشجویان و نیروهای داوطلب مردمی اقدامات و برنامههای مختلفی -البته با مشارکت واقعی و حضور گسترده مردم- را در روستاها و مناطق محروم شروع میکند. ویژگی جهاد سازندگی در این دوره چابکی، انعطافپذیری، فقدان تشریفات اداری و رئیس و مرئوسی و روحیه بالای خدمترسانی و محرومیتزدایی است. به اعتقاد برخی این دوره مصداق واقعی کار جهادی و خدمت به مردم بوده است.
4- در سال 1362 نهاد انقلابی جهاد سازندگی به وزارتخانه تبدیل میشود. دورانی جدید با وظایف گستردهتر و حوزه اختیارات بیشتر شروع میشود. پس از سپری شدن سالهای اولیه تأسیس جهاد، این نهاد در سال 1362 به علت پویایی و انعطافپذیری در مجامع تصمیمگیری و سیاستگذاری با تصویب مجلس شورای اسلامی به وزارتخانه تبدیل شد. برخی از مدیران و نیروهای جهاد سازندگی، وزارتخانه شدن جهاد سازندگی را آغاز انحراف از وظایف یک نهاد انقلابی و افتادن در بوروکراسی اداری و کمرنگ شدن روحیه جهادی میدانند. یعنی جهاد بعد از وزارتخانه شدن از یک نهاد انقلابی تبدیل به یک نهاد بوروکراتیک شده است. به اعتقاد منتقدین جهاد میتوانست به همان صورت نهاد انقلابی به رسالت خود در محرومیتزدایی و خدماترسانی ادامه دهد. در مقابل موافقین وزارتخانه شدن جهاد سازندگی، پاسخگو شدن وزارتخانه و رسمیت یافتن جایگاه جهاد در بین وزارتخانهها را امری لازم میدانستند. بهویژه آنکه فضای سالهای اولیه انقلاب و هیجانات مربوط بدان سپری شده بود و نیاز به ساختارسازی و رسمیتبخشی به وظایف و عملکردها احساس میشد.
5- یکی از مسائلی که از همان ابتدای تشکیل جهاد سازندگی و بهویژه بعد از دوران وزارتخانه شدن وجود داشت اختلاف نظر و موازیکاری بین وزارت جهاد و وزارت کشاورزی بود. این اختلافات در سطوح بالای مدیریتی این دو وزارتخانه بیشتر به چشم میخورد. بر همین اساس تلاشهایی مبنی بر انحلال وزارت کشاورزی یا تفکیک وظایف و حلوفصل اختلافات فیمابین دو نهاد در حوزه وظایف و اختیارات صورت میگرفت. تفکیک وظایف عمدتاً بیشتر به دلیل بروز اختلافات و مناقشات بین وزارت جهاد سازندگی و وزارت کشاورزی مطرح شد. گو اینکه قبلتر در میانه دهه 1360 حتی مباحثی مانند انحلال وزارت کشاورزی نیز مطرح شده بود و در مجلس رأی نیاورده بود. در نهایت در دوره ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی تفکیک وظایف بین این دو نهاد تاثیرگذار در امر توسعه کشاورزی و عمران روستایی صورت گرفت. در سال 1369 جهت انجام وظایف به شکل اصولیتر قانون تفکیک وظایف وزارتخانههای جهاد سازندگی و کشاورزی در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و برابر این قانون علاوه بر عهدهدار بودن توسعه عمران و صنایع روستایی و بهسازی روستایی، رسیدگی به امور عشایر وظایف دیگری چون وظیفه حفظ و احیا و گسترش و بهرهبرداری از منابع طبیعی و جنگل و مرتع و آبخیزداری و امور دام و شیلات از وزارت کشاورزی جدا و به وزارت جهاد سازندگی واگذار شد. این اختلاف نظرها تا حدی وجود داشت تا اینکه در سال 1379 وزارت جهاد سازندگی و کشاورزی در یکدیگر ادغام شدند.
* بحث احیای جهاد سازندگی در یکی، دو سال اخیر جدیتر شده است و در دولت سیزدهم مصوبه تشکیل شورای عالی جهاد سازندگی، امور عشایر و توسعه روستایی و اساسنامه آن نیز در تاریخ 17/11/1400 ابلاغ شده است. علاوه بر این در بیانیه گام دوم انقلاب مقام معظم رهبری بر مقولاتی همچون فرهنگ جهادی، مدیریت جهادی، خدماترسانی و مشارکت مردم تاکید شده است و در ذیل بخش «برکات بزرگ انقلاب اسلامی» ایشان اشاره صریح به جهاد سازندگی دارند. تشکیل شورای عالی جهاد سازندگی، امور عشایر و توسعه روستایی و ابلاغ اساسنامه توسط رئیسجمهور در بهمنماه 1400 نشان از اهمیت رویکرد و مدیریت جهادگران در عرصه خدماترسانی و محرومیت زدایی در اوایل انقلاب دارد. در تشکیل شورای عالی جهاد سازندگی به ایجاد هماهنگی بین وزارتخانهها، نهادهای انقلابی و تشکلهای مردمی تاکید شده است. ظاهراً دیدگاه این است که نهادهای مختلف دولتی و غیردولتی و نظامی - همچون وزارت کشور، جهاد کشاورزی، بنیاد مستضعفان، کمیته امداد، معاونت توسعه روستایی ریاست جمهوری، بنیاد مسکن، بسیج مستضعفان، بسیج سازندگی، ستاد اجرایی فرمان امام، نیروی انتظامی و ارتش و...- که در وضعیت فعلی در امر روستاها نقشآفرین هستند و بعضاً به صورت پراکنده و با موازیکاری عمل میکنند و... در چارچوب شورای عالی جهاد سازندگی عمل کنند و همافزایی و یکپارچگی در برنامهها و اقدامات صورت پذیرد تا امر توسعه و عمران روستایی به نحو مطلوبتری محقق شود. پرسش مهم چرایی و چگونگی احیای جهاد سازندگی به سبک و سیاق اوایل انقلاب اسلامی ایران است. بدیهی است که شرایط امروز جامعه و فرهنگ و روحیه کار و فعالیت متفاوت از چهل و اندی سال قبل است. بسترها و زمینهها متفاوت شده است. یک ایده این است که جهاد خارج از تشکیلات دولت و به صورت یک تشکیلات و نهاد انقلابی عمل کند و زیر نظر رهبری باشد. یعنی احیای جهاد خارج از رویکرد غیربوروکراتیک و اداری دنبال شود و از تمام امکانات و نیروهای مردمی و داوطلب و جهادی در وضعیت فعلی برای محرومیتزدایی استفاده شود. به نظر نیازمند مطالعه کارشناسی و بررسی ابعاد مختلف احیای جهاد سازندگی هستیم. مطالعه کارشناسی درباره بسترها- الزامات، مکانیزمها و فرایندها، قوانین و مقررات، حوزه اختیارات نهادهای مختلف و چگونگی و کموکیف احیای این نهاد انقلابی میتواند به تصمیمسازان و سیاستگذاران کمک کند تا بهدرستی بیندیشند و راهکارهای عملیاتی را در پیش گیرند.