چرا آمریکایی‌ها به کمبود کالا و کمبود تنوع کالا عادت نکردند؟

کالای نایاب باعث افسردگی است

تاریخ 1401/04/26 ساعت 08:56

 در بازار آمریکا شاهد کمبود شدید خودرو هستیم و خودروهای موجود هم قیمت بالایی دارند. تازه اکثر اوقات آن مدل و رنگی که خریدار می‌خواهد اصلاً در بازار نیست

آینده نگر/ منبع: واشینگتن پست

چرا آمریکایی‌ها این روزها حس منفی نسبت به اقتصاد کشورشان دارند؟ آنچه در این‏باره در رسانه‌ها پیدا می‌شود این است که فرصت‌های شغلی برای کسی که دنبال کار باشد پیدا می‌شود و جاهایی هم که به خاطر محدودیت‌های کرونایی بسته بودند مدت‏هاست که باز شده‌اند. با این حال، حس منفی در خصوص وضعیت اقتصادی جریان دارد. قاعدتاً تورم بالا که تقریباً در چهل سال اخیر بی‌سابقه بوده و البته ثابت‌ماندن دستمزدها در میان این تورم، روی روحیه مردم تاثیر منفی زیادی گذاشته است. اما یک موضوع دیگر هم در کار است: کمبود برخی کالاها که مردم آمریکا به نبودشان در بازار عادت ندارند.

این مسئله در نبود کلی کالاها یا کم‌شدن تنوع آنها در بازار مشاهده می‌شود و شاید اهمیتش به همان اندازه افزایش قیمت‌ها باشد. آخرین باری که آمریکایی‌ها این پدیده را تجربه کردند احتمالاً در دهه ۱۹۷۰ میلادی بوده و همان دورانی که صف‌های طولانی در پمپ بنزین‌ها تشکیل شده بود. اما امروز در حالی که دو سه سالی از آغاز بحران کرونا می‌گذرد، شاهد کمبود کالاها در حوزه‌های مختلف در بازار هستیم و شاید بتوان گفت دوران نایابی شروع شده است.

به بازار مسکن نگاه کنید. خانه‌های زیادی برای فروش گذاشته نشده‌اند. اخیراً یک خانه مستقل در حومه واشینگتن برای فروش گذاشته شده بود که صد نفر دنبالش بودند. تازه این خانه عالی هم نبود و دستشویی‌اش احتیاج به بازسازی داشت. با این حال در نهایت ۱۳ نفر مشتری قطعی‌اش بودند. این خانه که ابتدا به قیمت ۵۰۰ هزار دلار برای فروش گذاشته شده بود در نهایت به قیمتی بالاتر یعنی ۵۸۰ هزار دلار فروخته شد.

در بخش‌های دیگر هم وضع همین است. اکثر خانوارها احساس می‌کنند به‏موقع نمی‌توانند به چیزهایی که می‌خواهند برسند. درواقع مشکل این است که آنهایی که پول زیاد دارند خیلی زودتر به هرچه که شما می‌خواستید رسیده‌اند و بازار را خالی کرده‌اند؛ حالا می‌خواهد ماشین ظرفشویی باشد یا خودرو یا خانه. در این بازار شاهد کمبود شدید خودرو هستیم و خودروهای موجود هم قیمت بالایی دارند. تازه اکثر اوقات آن مدل و رنگی که شما بخواهید اصلاً در بازار نیست.

به همین طریق این بلایی است که سر رستوران‌ها و فروشگاه‌های مختلف آمده. هر کس دنبال کالایی است که قبلاً به وجودش عادت داشت اما حالا نمی‌تواند به راحتی و با قیمت مناسب پیدایش کند. تا پیش از بروز بحران کرونا تقریباً می‌شد میزان کالاهای نایاب را پنج درصد دانست. اما حالا احتمالاً این رقم به ۱۲ تا ۱۵ درصد رسیده است.

پیتر اتواتر رئیس موسسه فایننشال اینسایت که به تحلیل اوضاع مالی می‌پردازد در این خصوص می‌گوید: «آمریکایی‌ها به شرایط نایاب‌بودن کالا عادت ندارند. این وضع در حالی اتفاق افتاده که سیاستمداران در یک سال اخیر دائم داشتند به مصرف‌کننده آمریکایی اطمینان می‌دادند که هر چه در دوران پاندمی کرونا اتفاق افتاده به زودی تمام خواهد شد و اختلال‌های زنجیره تامین هم دارد به پایان می‌رسد. حالا طبیعی است که مصرف‌کنندگان از وضع فعلی خشمگین باشند.»

جنگ اوکراین و همین طور قرنطینه شانگهای باعث شده که فشار روی زنجیره‌های تامین جهانی بیشتر شود و محموله‌های باری به تاخیر بیفتند و در مواردی هم صادرات برخی کالاها ممنوع شود. این باعث شده که تولیدکنندگان مجبور شوند به صورت متوسط صد روز برای رسیدن مواد مورد نیازشان از خارج صبر کنند. این تقریباً از دهه ۱۹۸۰ میلادی تاکنون بی‌سابقه بوده است.

این وضعیت برای مردم و کسب و کارهایی که دوران کرونا را با تمام استرس‌هایش تحمل کرده‌اند سخت است. در فضاهای کاری و تحصیلی نیز بسیاری از امور هنوز به وضعیت سابق برنگشته است. آن دوپرینس استاد روان‏شناسی دانشگاه دنور می‌گوید: «اگر مردم این حس را داشته باشند که وضع‌شان بد است، دائم دنبال شواهدی برای تقویت همین حس می‌گردند و درنتیجه کنترل اوضاع بیشتر از دست‌شان خارج می‌شود.»

دولت‌ها در این میان چه کار می‌توانند بکنند؟ اگر مورد آمریکا را در نظر بگیریم، احتمالاً می‌توان گفت دولت بایدن نمی‌تواند کاری کند که فرضاً ماشین‌های ظرفشویی به شکل جادویی دوباره به بازار برگردند. همچنین از دولت‌ها نمی‌توان انتظار داشت که در اضافه‌کردن خانه‌هایی که در فهرست فروش قرار دارند کمکی بکنند. اما کاری که از دولت‌ها برمی‌آید این است که مشکلات زنجیره تامین را تا حد امکان کاهش بدهند. مثلاً کاخ سفید زیاد درباره این موضوع صحبت می‌کند اما مشخص نیست که در کوتاه‌مدت یا درازمدت چه برنامه‌ای برای کم‌کردن اختلال‌ها در زنجیره تامین کالا دارد. آینده برای مصرف‌کنندگان در حال حاضر بیش از اندازه نامعلوم به نظر می‌رسد.