
گزارش رشد اقتصادی سال 1400 که توسط مرکز آمار منتشر شده است نشان می دهد که میزان تشکیل سرمایه در زمستان سال گذشته دارای رشد منفی 6/ 0درصدی بوده است.
گزارش مرکز آمار ایران نشان می دهد رشد تشکیل سرمایه ثابت در زمستان ۱۴۰۰ پس از ۶ فصل، دوباره منفی شده است. پس از اینکه رشد تشکیل سرمایه در تابستان سال 1399، روند مثبت و صعودی به خود گرفته بود، این روند در زمستان 1400 منفی شد. براساس اطلاعات منتشرشده توسط مرکز آمار ایران، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در زمستان 1400 دارای رشد منفی 6/ 0 درصدی بوده است. بررسی اجزای این شاخص اقتصادی نشان می دهد که تشکیل سرمایه در ساختمان نیز در آخرین فصل سال گذشته منفی 5/ 3 درصد رشد کرده است.
تشکیل سرمایه ماشین آلات نیز در این فصل، 1/ 4درصد بوده، اما روند کلی آمار منفی است. یکی از مهمترین دلایل کاهش میزان سرمایه گذاری و فرار سرمایه در ایران نااطمینانیهای موجود در اقتصاد کلان ایران است. با توجه به این نااطمینانیها سرمایه به صورت هوشمندانه ای به جایی می رود که دارای بازدهی بالاتری است. در این بین به اعتقاد کارشناسان 2 مولفه ای که میتواند باعث بهبود تشکیل سرمایه شود، بهبود فضای کسب وکار و کنترل تورم است. یکی از عوامل مهم رشد هر اقتصادی آن است که چه میزان از ارزش تولیدشده را دوباره به چرخه تولید بازگرداند و از آن برای خلق ارزش افزوده مجدد استفاده کند. این شاخص خود از دو جزء تشکیل سرمایه در ماشینآلات و تشکیل سرمایه در ساختمان تشکیل شده است. اگر از این مفهوم استهلاک سرمایه کسر شود، تشکیل سرمایه خالص به دست میآید. بنابراین نسبت استهلاک سرمایه و تشکیل سرمایه ناخالص از اهمیت بالایی برخوردار است. در صورتی که میزان استهلاک سرمایه از تشکیل سرمایه ناخالص پیشی بگیرد، در این صورت اقتصاد کشور نه تنها توان رشد نخواهد داشت، بلکه دچار عقبگرد می شود.
گزارش رشد اقتصادی سال 1400 که توسط مرکز آمار منتشر شده است نشان می دهد که میزان تشکیل سرمایه در زمستان سال گذشته دارای رشد منفی 6/ 0درصدی بوده است. بررسی روند تشکیل سرمایه ثابت در سال گذشته بیانگر آن است که پس از رشد 1/ 11درصدی تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در اولین فصل سال گذشته، میزان رشد این شاخص در فصلهای تابستان و پاییز کاهش یافته است. میزان رشد این شاخص در دو فصل مذکور به ترتیب به 9/ 2 و 2/ 3درصد بوده است. اما در فصل پایانی سال نهتنها تشکیل سرمایه ثابت ناخالص دارای روند نزولی بوده، بلکه رشد منفی را ثبت کرده است. با این وجود، میانگین رشد شاخص مذکور در سال گذشته 9/ 3درصد بوده است.
این در حالی است که میانگین تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در سال 1399 معادل 7/ 3درصد بوده و این به آن معناست که وضعیت این شاخص در سال گذشته بهبود کمی نسبت به وضعیت شاخص مذکور در سال 1399 داشته است. بررسی جزئیات تشکیل سرمایه در سال گذشته بیانگر آن است که تشکیل سرمایه در ماشینآلات در زمستان گذشته دارای رشد 1/ 4درصدی بوده است. با وجود آنکه رشد سرمایه در ساختمان در 3 فصل ابتدایی سال 1400 دارای رشد مثبت بوده است، با این حال رشد این شاخص در زمستان سال گذشته به منفی 5/ 3درصد رسیده است. به صورت کلی مسکن در نیمه دوم دهه گذشته دارای رکود سنگینی بوده است. همین امر یکی از دلایل کاهش عرضه و افزایش قیمت مسکن در این سالها محسوب میشود.
از آنجایی که اقتصاد ایران در سالهای متمادی دارای نااطمینانیهای فراوان بوده است، سرمایه به صورت هوشمندانهای به دنبال مکانی برای بازدهی بیشتر بوده و از مرزهای کشور خارج شده است. هرچند که این موضوع مختص ایران نیست و بسیاری از کشورهای در حال توسعه به دلیل مشکلاتی در ساختار اقتصادی و سیاسی با این معضل مواجه هستند.
بررسی روند تشکیل سرمایه ثابت ناخالص از ابتدای دهه 1390 بیانگر آن است که این شاخص در تعداد سالهای قابلتوجهی دارای رشد منفی بوده است. برای مثال رشد شاخص مذکور در سال 1391 دارای رشد منفی 4/ 30درصد بوده است. بیشترین رشد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در یک دهه گذشته مربوط به سال 1395 بوده که شاخص مذکور در این سال رشد 6/ 19درصدی را تجربه کرده است. از سال 1391 تا سال 1400 یا به عبارتی در طول 10 سال، رشد تشکیل سرمایه ثابت در 6 سال از این 10 سال، منفی بوده است. با وجود اینکه تشکیل سرمایه ثابت ناخالص تنها یک شاخص اقتصادی است، نشان دهنده این موضوع است و وضعیت رشد اقتصادی و کاهش تولید صنعتی و مستهلک شدن آن نیز میتواند مهر تاییدی بر خروج سرمایه باشد.
یکی دیگر از مهمترین ایرادات اقتصاد کشورعلاوه بر خروج سرمایه این است که سرمایههای موجود در اقتصاد نیز عمدتا یا صرف ملکبازی میشود یا به بازارهای طلا و ارز میرود. در خود نظام بانکی یا بازار سرمایه که وظیفه اصلی تجهیز این منابع به تولید را بر عهده دارد، این منابع عمدتا نهایتا در بازارهای دارایی سرمایهگذاری میشوند. کارشناسان معتقدند که تورم برای تشکیل سرمایه یک سم مهلک است و مادامی که نرخ تورم در یک اقتصاد بالا باشد، سرمایهها به جای بخش مولد به بخش غیرمولد سرازیر خواهند شد، زیرا در حال حاضر به دلیل تورم بالا، سود بیشتری از سرمایهگذاری در تولید نصیب سرمایه گذاران خواهد شد.