چرا قدرت‌های اروپایی با جنگ اوکراین موقعیت‌شان را از دست دادند؟

جنگی که خلأ قدرت ساخت

تاریخ 1401/04/11 ساعت 15:00

افکار عمومی آلمان با گرفتارشدن کشور در مسئله خرید گاز موافقت زیادی ندارند و اصولاً خرید گاز ارزان از روسیه را به گزینه‌های دیگر ترجیح می‌دهند

آینده نگر/ منبع: فارن پالسی

در آغاز سال ۲۰۲۲ میلادی، این‏طور به نظر می‌رسید که آینده اروپا در دستان برلین و مسکو قرار دارد. آنها پیش‌برندگان اوضاع اروپا بودند. اما حمله روسیه به اوکراین باعث تغییر در نقشه ژئوپلیتیکی اروپا شد: نقش کشورهای دیگر مثل لهستان و انگلیس پررنگ شد و آمریکایی‌ها هم دوباره به صحنه سیاست اروپا برگشتند.

واقعیت این است که قدرت اقتصادی آلمان به خصوص بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸ شکل‌دهنده زندگی مردم در حوزه یورو بوده است. تصمیم‌هایی که برلین در حوزه‌های انرژی، مهاجرت، سیاست مالی و دیپلماسی می‌گرفت در موارد زیادی مورد انتقاد کشورهای اروپایی دیگر قرار می‌گرفت؛ اما کم‌تر کشوری قدرتش را داشت که به صورت مستقیم در برابر بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا بایستد.

در همان زمان، در سمت شرق اروپا، روسیه هم به شکل‌های مختلف -از تامین انرژی گرفته تا قدرت نظامی و مداخلات سیاسی- توانسته بود سیاست در اروپا را تحت تاثیر خود قرار بدهد. کشورهایی مثل آلمان و روسیه تمایل به همکاری با یکدیگر داشتند و به خصوص این مسئله در جریان مراودات حوزه انرژی مشخص بود. آلمان بهترین مشتری شرکت گازپروم روسیه بود و از آن سو، روسیه نیز خریدار تکنولوژی‌های مختلفی و مدرنی بود که شرکت‌های آلمانی ارائه می‌دادند.

آمریکا حواسش به اروپا بود اما تمرکزش به خصوص بعد از حوادث ۱۱ سپتامبر متمرکز روی خاورمیانه بود و البته ظهور چین در منطقه اقیانوس آرام هم به اولویت توجه آمریکا بدل شده بود و به نظر می‌رسید که آمریکا به آسیا کار دارد، نه به اروپا.

اما بعد از آغاز جنگ اوکراین این طور به نظر می‌رسد که بازیگران دیگر مثل لهستان، کشورهای اروپای مرکزی و نیز انگلیس بیشتر به نشان‌دادن موضع خود در برابر روسیه تمایل پیدا کرده‌اند و البته آمریکا هم هدفش را این قرار داده که باز از همین طریق، منافع خود را در بحران اوکراین تامین کند.

شاید بتوان گفت حالا کشورهای دیگری در اروپا می‌خواهند جای آلمان را در اِعمال نفوذ در عرصه سیاسی بگیرند و واکنش اروپایی مورد نظرشان را به روسیه نشان بدهند. در این میان به چند نکته درباره آینده عرصه ژئوپلیتیک و اقتصاد اروپا باید توجه کرد. اول اینکه اگر کشوری مثل آلمان بخواهد تمرکز زیادی روی ارسال سلاح سنگین و تجهیزات نظامی به اوکراین داشته باشد، احتمالش هست که آینده خود را به خطر بیندازد چون روسیه ممکن است به مقابله‌بامثل ترغیب شود. دوم اینکه افکار عمومی آلمان با گرفتارشدن کشور در مسئله خرید گاز موافقت زیادی ندارند و اصولاً خرید گاز ارزان از روسیه را به گزینه‌های دیگر ترجیح می‌دهند. سوم اینکه در دهه‌های اخیر که آلمان مشغول خرید گاز از روسیه بود و حتی خط لوله نورداستریم۲ هم در همین راستا داشت به نتیجه می‌رسید، برخی کشورهای اروپای مرکزی و حوزه بالتیک با موضع آلمان مشکل داشتند و حالا هم این نارضایتی را به شکل‌های مختلف نشان می‌دهند. چهارم اینکه تصمیماتی که آلمان در یک دهه اخیر در حوزه مهاجرت گرفت به مذاق برخی کشورهای اروپایی دیگر خوش نیامده بود و حالا آنها با جذب مهاجران اوکراینی به جای مهاجرانی که در صف انتظار برای پذیرش در کشورهای اروپایی بودند دارند آن نارضایتی را جبران می‌کنند.

جالب اینجاست که کشور اروپایی قدرتمند دیگر یعنی فرانسه هم بعد از جنگ اوکراین در وضعیتی قرار دارد که در امور اروپایی ضعیف‌تر از سابق به نظر می‌رسد. امانوئل ماکرون در ابتدای جنگ گمان می‌کرد می‌تواند نقش میانجی را به عهده بگیرد اما عملاً کاری از پیش نبرد و موضعش ساده‌لوحانه جلوه کرد. این وضعیت باعث شده باز هم گروهی از کشورهای اروپایی که پیش‌تر از تصمیمات فرانسه نارضایتی داشتند راهی برای جدا کردن راه خودشان از این کشور پیدا کنند. کاهش قدرت فرانسه در اروپا از این جهت اهمیت دارد که فرانسه خودش به دنبال کاستن از قدرت آمریکا در قاره اروپا بود اما عملاً راه به جایی نبرد و جنگ اوکراین هم باعث شد که نقش آمریکا در اروپا دوباره بسیار پررنگ شود.

لهستان و انگلیس که تا همین چندوقت پیش به دلیل مخالفت دائمی با سیاست‌های اتحادیه اروپا به عنوان بچه‌بدهای اروپا شناخته می‌شدند حالا فرصتی برای احیای خود در خلأ قدرت اروپا پیدا کرده‌اند. هردوی این کشورها با ارسال سلاح به اوکراین سعی کرده‌اند نقش خود را در اروپای امروز قوی‌تر از قبل نشان بدهند. حالا باید دید کشورهای اروپایی تا چه حد قادر به برقراری تعادل در مراوده با آمریکا خواهند بود و خلأ قدرت در اروپا را کدامیک و به چه شکلی پر خواهند کرد.