اگر جنگ اوکراین امروز به پایان می‌رسید، برای اقتصاد جهان چه می‌کردیم؟

احیا برای تداوم حیات

تاریخ 1401/04/07 ساعت 09:23

جنگ اوکراین باعث شده برخی کشورها از جمله کشورهای اروپایی از سرمایه‌گذاری‌ در بخش انرژی سبز و مقابله با تغییرات اقلیمی بکاهند

آینده نگر/ منبع: فایننشال تایمز

*راگورام راجان، استاد دانشکده کسب‏وکار بوث در شیکاگو و رئیس سابق بانک مرکزی هند

طوفان اقتصادی بزرگی کشورهای صنعتی را درنوردیده است؛ وضعیتی که نشانه‌هایش از مدت‌ها پیش شروع شده بود. اول رقابت ژئوپلیتیکی چین و آمریکا بود که تجارت جهانی را دچار مشکل کرد و سرمایه‌گذاری‌های فرامرزی را کاهش داد. بعد همه‌گیری کرونا شروع شد و خیلی‌ها را واداشت که سبک زندگی یا سبک تجارت‌شان را عوض کنند و مثلا سراغ دوچرخه‌هایشان بروند. اما قرنطینه‌های متعاقب حتی باعث اختلال در تولید همان دوچرخه‌های کذایی هم شد. در حالت عادی، افزایش قیمت دوچرخه باعث کاهش تقاضا می‌شد. اما واکنش مالی و پولی به پاندمی در اقتصادهای پیشرفته باعث شد خانوارها همچنان به پول‌خرج‌کردن ادامه بدهند.

اما وقتی فضای قرنطینه‌ از شهرها برداشته شد و فرصت‌های شغلی دوباره باز شدند، پیدا کردن نیروی کار سخت شده بود. از یک طرف مهاجرت کاهش یافته بود و از طرف دیگر، کارگران مسن‌تر علاقه‌‏مند نبودند ریسک کار در فضای پاندمی را به جان بخرند و به شغل قبلی‌شان برنگشتند. ملغمه‌ای از افزایش تقاضا و عرضه کم باعث شد تورم بالا برود و آن هم به انواع کالاها تسری پیدا کرد. بعد هم که جنگ اوکراین شروع شد و به دنبالش قرنطینه شانگهای صورت گرفت و اوضاع پیچیده‌تر از قبل شد. جنگ باعث افزایش قیمت مواد غذایی و سوخت شد و قرنطینه شانگهای هم به زنجیره تامین جهانی لطمه زد.

در این میان، کشورهای در حال توسعه با دردسرهایی متفاوت از کشورهای صنعتی مواجه بودند. دولت‌ها آن‏قدرها قادر به ارائه کمک مالی به شهروندان در جریان همه‌گیری کرونا نبودند و برخی خانوارها در کشورهایی مثل هند منبع درآمد خود را از دست دادند و یا به فقر مطلق غلتیدند.

امروز با جهانی مواجهیم که قیمت مواد غذایی و انرژی در آن بالا رفته و باعث کاهش مصرف شده است؛ همان مواردی که می‌توانند در درازمدت به اعتراضات اجتماعی و مناقشات سیاسی منجر شوند. تردیدی نیست که آینده دنیا بر مبنای این روندها کاملا پرچالش به نظر می‌رسد. رشد پایدار به ابداعات و نوآوری‌هایی بستگی دارد که به مردم دنیا اجازه می‌دهند با هزینه کم‌تر، تولید بیشتری داشته باشند. همه‌گیری کرونا باعث شده که شرکت‌ها وادار به تجدید نظر در پروسه‌های کاری خود شوند؛ مثلا دورکاری کارکنان را بپذیرند. اما به هر حال همه این تجدیدنظرها تنها زمانی واقعی و موثر خواهند بود که موانع پیش روی ارائه خدمات از راه دور نیز برداشته شده باشد. در غیر این صورت، رشد در برخی بخش‌ها موقتی خواهد بود و با ایجاد تقاضای جدید، به سمتی جدید منتقل خواهد شد. به همین ترتیب، مسن‌شدن جمعیت جوامع به کاهش نیروی کار و کاهش رشد اقتصادی منجر خواهد شد و این خودش چالش بزرگی است.

این نکته را نیز نباید فراموش کرد که وقتی جنگی در جهان در حال رخداد است، هزینه‌ای که کشورها به این بخش اختصاص می‌دهند هم تغییر می‌کند. احساس نیاز به افزایش بودجه نظامی به معنی کاهش بودجه و سرمایه‌گذاری در بخش‌های مهم دیگر است. همین حالا می‌دانیم که جنگ اوکراین باعث شده برخی کشورها از جمله کشورهای اروپایی از سرمایه‌گذاری‌ در بخش انرژی سبز و مقابله با تغییرات اقلیمی بکاهند.

برای اینکه اوضاع امروزی بهتر شود، جهان نیاز دارد که روی احیای رشد از طریق سیاست‌های جلب سرمایه و افزایش تولید متمرکز شود. شکی نیست که اولین گام در این راه باید پایان جنگ اوکراین باشد. اگر فرض کنیم که این اتفاق افتاده است، آسان‌ترین راه اقتصادی و سخت‌ترین راه سیاسی این خواهد بود که برای مقابله با روند جهانی‌زدایی (در برابر جهانی‌شدن) تلاش کنیم. مثلا شرکت‌ها باید هر بخشی از زنجیره تامین خود را تنوع ببخشند و البته انعطاف‌پذیری این زنجیره را هم بالا ببرند. نکته دیگر این است که شرکت‌ها و حکومت‌ها فقط روی انجام کسب‏وکار با کشورهای دوست متمرکز نباشند.

از آنجا که بعد از جنگ اوکراین تمرکز جهان از لزوم مقابله با بحران گرم‌شدن زمین برداشته شده است، چاره‌ای نیست جز اینکه برای بازگشت این موضوع به مباحث جهانی تلاش کنیم. در بخش‌هایی که به صورت عمده آزادکننده گازهای گلخانه‌ای هستند باید سرمایه کمتری جذب شود و سرمایه مازاد وارد بخش‌های مرتبط با انرژی‌های جدید و تجدیدپذیر شود. شاید این همان مسیری باشد که اقتصاد جهان برای احیای خودش و بیرون‌آمدن از رکود به آن احتیاج دارد. ضروری است که برنامه‌ریزی‌های لازم در این زمینه برای حداقل یک دهه پیش رو صورت بگیرد و البته منابع مالی برای حرکت در این مسیر هم وجود داشته باشد.

اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که جهان به سیاست‌های قاطعانه‌تری نیاز دارد که تا این حد تحت تاثیر مسائل سیاسی نباشند و بتوانند مسیر خود را به صورت مستقل‌تری طی کنند. در غیر این صورت، در جهان آن‏قدر چیزی باقی نخواهد ماند که کشورهای مختلف بر سرش دعوا کنند.