گفت وگوی آینده نگر با شهاب جوانمردی، مدیرعامل فناپ

استارتاپ های ایرانی برای جهان مهم نیست

تاریخ 1401/03/07 ساعت 13:15

اکوسیستم استارتاپی ایران آینه ای در انعکاس چالش های اقتصاد کلان است. شهاب جوانمردی مدیرعامل فناپ در گفت وگو با آینده نگر، از عواملی می گوید که در چندسال گذشته اکوسیستم استارتاپی ایران را ضعیف کرده است. اکوسیستمی که در مسیر حرکت در حل مشکلات صنایع و بخش های سنتی اقتصاد ایران حرکت نمی کند. به گفته جوانمردی، مشکلات برای نوآوران فرصت است اما جریان مهاجرت جوانان، به ویژه استعدادها از کشور جدی است. باید چه کرد؟

گفت وگو از زینب کوهیار/ آینده نگر

 *موسسه های غیرانتفاعی و نهادهای عمومی در سراسر جهان سالانه اکوسیستم های استارتاپی را رصد و رتبه بندی می کنند. زمانی که گزارش های سالانه این موسسات و نهادها را می خوانیم می بینیم رقابتی جهانی برای بهبود فعالیت کسب و کارهای نوپا در همه کشورها در جریان است. برای مثال در سال گذشته، استارتاپ بلینک، در گزارشی رتبه شهرها، کشورها و اکوسیستم ها را اعلام کرد. یک هزار شهر در 100 کشور در این رتبه بندی بررسی شده بود.  علاوه بر این، استارتاپ بلینک از شهرها در کشورهای پرتنش هم اطلاعاتی داده بود. شهرهایی که کارآفرینان در آن باوجود مشکلات مختلف  از جمله دولت های ناکارآمد به کار خود ادامه داده بودند. نکته قابل تامل اینکه نام تهران در بین این شهرها بود و رتبه تهران در سال 2021، 512 اعلام شده بود که نسبت به سال 2020، 174 پله سقوط را نشان می داد. رویکرد موسسات بین المللی نسبت به اکوسیستم استارتاپی ایران، گویای بحران عمیق تر در این اکوسیستم است؟ اکوسیستم استارتاپی ایران به واقع کجای کار ایستاده و چه وضعیتی دارد؟

باید بگویم پاسخ دادن به چنین  پرسشی آسان نیست اما می توان با یک فرض درست که می گوید هر کسب وکاری، نمایشی از بقیه اقتصاد است، به این بحث پرداخت. اکوسیستم استارتاپی ایران هم مثل دیگر ارکان اقتصادی کشور است و وضعیت آن را می توان نمایشی از وضعیت دیگر بخش های اقتصاد دانست. اگر رشد اقتصاد در کشور ما پایین است، به طور حتم اکوسیستم استارتاپی هم از آن تاثیر و نشات می گیرد. ممکن است تقاضا برای استارتاپ مشخصی در بازار کشور بالا برود. ممکن است استارتاپی ر ا ببینید که با اتکا به روش های نوآورانه محصولاتش را با محصولات قدیمی تری جایگزین می کند. حتی ممکن است در آمار کشور، رشد اقتصاد دیجیتال را گزارش کنند. اما در مجموع وقتی به همه ابعاد اقتصادهای نوآور نگاه می کنیم، می بینیم این مشاهدات و آمارها درصدی از رشد اقتصاد دیجیتال در کشور را نشان می دهد و سرمایه گذاری در این اقتصاد، تنها بخشی از کل اقتصاد کشور است. اگر اقتصاد ایران کوچک شده و رشد اقتصادی کاهش یافته، اقتصاد اکوسیستم استارتاپی هم به طور حتم کوچک شده است. چراکه با کوچک شدن کل اقتصاد، پول کمتری در بخش های زیر مجموعه از جمله اکوسیستم استارتاپی سرمایه گذاری می شود. به ویژه در مورد اکوسیستم استارتاپی با توجه به سرمایه گذاری ریسک پذیر، این کاهش مشهود است.

*آیا کاهش سرمایه گذاری به ویژه سرمایه گذاری ریسک پذیر در اکوسیستم استارتاپی ایران صرفا ناشی از مسائل اقتصادی از جمله کوچک شدن کل اقتصاد کشور و کاهش رشد اقتصادی است؟

بخشی از کوچک شدن اکوسیستم استارتاپی ایران و کاهش سرمایه گذاری در آن ناشی از عوامل اقتصادی است. به هرحال برای توسعه استارتاپ ها و اقتصاد نوآوری باید منابع مالی تامین کرد. اکوسیستم استارتاپی ایران در سال های اخیر از سرمایه خارجی محروم شده است. این نوع سرمایه به طور تقریبی در اکوسیستم استارتاپی ایران وجود ندارد. منابع داخلی هم برای سرمایه گذاری در اکوسیستم استارتاپی ایران شرایط ویژه ای دارد. منابع داخلی که در اکوسیستم استارتاپی سرمایه گذاری میشود به طور معمول سرریز سرمایه گذاری در دیگر حوزه های فعال اقتصاد است. به عبارت ساده بگویم کسانی که در کشور پولی دارند، باتوجه به خطری که در بازارهای مختلف حاکم است آن را در بخش های اقتصادی سرمایه گذاری می کنند. این افراد حاضر نیستند به آسانی خطر سرمایه گذاری در کسب وکارهای نوپا را بپذیرند. نکته مهم دیگر، امکان خروج سرمایه از اکوسیستم استارتاپی ایران است. وقتی هنوز حتی یکی از شرکت های استارتاپی وارد بازار سرمایه نشده و اصل و فرع سرمایه گذاری های گذشته به دست سرمایه گذار بازنگشته، چطور انتظار داریم سرمایه گذاری در این بخش رشد کند.

*چه عوامل غیراقتصادی اکوسیستم استارتاپی ایران را کوچک کرده؟

شرایط اجتماعی هم بر اکوسیستم اثر گذاشته است که بی اثر از عوامل اقتصادی نیست. انگیزه جوان ها برای ماندن و کار کردن و ساختن در ایران به شدت کاهش پیدا کرده است. موج مهاجرتی که در کشور نسل جوان را به دیگر کشورها هدایت می کند بسیار جدی است. بخش اعظمی از جوان هایی که مهاجرت می کنند، استعدادهایی اند که اگر در ایران بمانند می توانند در نقش هایی مثل لیدرها، فاندرها و کو فاندرها در اکوسیستم استارتاپی فعالیت کنند. اما آن ها رفتن را به ماندن ترجیح می دهند.

یک عامل مهم در وضعیت امروز اکوسیستم استارتاپی وتمایل بیش از اندازه استعدادها به مهاجرت، وضعیت بازار است. هرچند بازار ایران یک بازار 85 میلیون نفری است اما وصل نبودن به بازارهای بین المللی از عوامل موثر در عدم توسعه کسب وکارهای نوپا در آن است. زمانی که به این بازارها متصل نیستید، در عمل امکان توسعه بازار و جذب سرمایه گذار بیشتر را پیدا نمی کنید. استارتاپ هایی که به عنوان سرآمد در اکوسیستم های استارتاپی کشورهای منطقه و جهان می بینید، فرصت حضور در بازارهای بین المللی را پیدا کردند.

عامل سوم، مسائل مربوط به حکمرانی، قانونگذاری و رگولاتوری در اکویسستم استارتاپی ایران است. توسعه اکوسیستم های استارتاپی مرهون  و ناشی از رفتار قانونگذار با ابعاد مختلف اقتصاد نوآوری است. استارتاپ ها کسب وکارهایی اند که برای پر کردن خلاء ها یا برداشتن موانع به میدان می آیند. زمانی که مشوق جدی و واقعی وجود ندارد و قانون به جای حمایت، به عنوان مانعی در مسیر توسعه کسب وکارهای نوپا حرکت می کند، اکوسیستم  کوچک تر و جذب سرمایه های بزرگتر و بیشتر هم سخت تر می شود. در چنین محیطی که نه به بازار جهانی وصل است، نه مشوقی وجود دارد و نه قوانین به نفع کسب وکارها عمل می کند، سرمایه های انسانی هم راه اندازی کسب وکار را امیدوارانه نگاه نمی کنند و روند کشف و جذب منابع مالی تازه کمرنگ می شود. در ضمن به این نکته هم دقت کنید که دسترسی ما به فناوری، دسترسی از جنس دست دوم است. شرکت های بزرگی که تولیدکننده فناوری های روز در جهان اند، در دسترس شرکت های ایرانی نیستند و مراودات ایران با آن ها کمرنگ است.

*با توجه به مجموع عواملی که در کوچک شدن اکوسیستم استارتاپی به آن اشاره کردید، ما در یک جزیره برای خودمان کار می کنیم.

من نمی خواهم بگویم جزیره اما ما شبه جزیره ای برای خودمان هستیم. همین که در رتبه بندی موسسات بین المللی هم جایی نداریم شاید به همین دلیل است که استارتاپ های ما برای مردم در سایر مناطق جهان موضوعیت ندارد. ضمن اینکه من باور دارم در داخل اکوسیستم استارتاپی هم مسائلی به چالش های امروز ما دامن زده است. از جمله این مسائل این است که در توسعه بعضی استارتاپ ها از روی دست بقیه نگاه کردیم اما اصل ماجرا این نیست. اصل ماجرا این است که اکوسیستم استارتاپی ما بتواند در مسیر حل مشکلات روز جامعه حرکت کند، به ویژه مسائل حل ناشده ای که در بخش صنعت و بخش سنتی اقتصاد ایران وجود دارد. خبری از این حرکت جدی هم در اکوسیستم استارتاپی ایران نیست و در عمل تقاطع این دو خط، کمرنگ و کم فروغ است.

*با قبول همه نکات منفی که در شرایط امروز اکوسیستم استارتاپی ایران به آن اشاره کردید، دوست داریم نکات مثبتی هم که از نظر شما در این اکوسیستم وجود دارد را بشنویم.  تصور کنید یک جوان تازه فارغ التحصیل یا اصلا تحصیل نکرده در مقابل شما نشسته و شما قرار است او را تشویق کنید که در این اکوسیستم فرصت هایی برای ماندن وجود دارد.

ببینید، ذات کسب وکارهای نوپا و استارتاپ ها، خراب کردن قید و بندها و ساختارهای گذشته گراست. خلق کردن بر مبنای نوآوری و فناوری اصل و اساس کار استارتاپی است. گفتن مشکلات درباره وضعیت جایی به معنای این نیست که فرصتی برای رشد وجود ندارد. از نظر من زمانی که می گوییم مشکلات در جایی پررنگ است، درواقع به فرصت ها هم اشاره می کنیم. درواقع برای یک فرد فرصت گرا و نوآور، این مشکلات نیست که گفته و شنیده می شود بلکه فرصت هاست که مطرح می شود. یک مثال معروف در این زمینه وجود دارد که می گوید دو نفر به جزیره ای سفر کردند و دیدند هیچ یک از ساکنان آن جزیره کفش نپوشیده اند. نفر اول گفت اینجا بازاری وجود ندارد و دومی گفت عجب بازاری برای فروش کفش  و به خانه اش رفت و با کفش به جزیره برگشت و کسب وکاری را ساخت و توسعه داد. چرا امروز می گویند بازار آینده در جهان بازار آفریقاست؟ چون کشورهای آفریقایی کمتر توسعه یافته اند و مسائل جدی برای حل و فصل در این کشورها وجود دارد. آن هم برای کسانی که به واقع دنبال ساختن اند. ایران فرصت بزرگی برای کسانی است که به واقع بخواهند بسازند. ایران هنوز حوزه اقیانوس آبی است و قرمز نشده است.

*به نکته ای در پاسخ های قبلی اشاره کردید که همان نگاه قانون گذار و سیاستگذار به اکوسیستم استارتاپی و اقتصاد نوآوری است. ما در سال گذشته یک چالش جدی در حوزه کسب وکارهای نوپا و اقتصاد نوآوری داشتیم که همان طرح صیانت از کاربران در فضای مجازی بود. طرحی که این روزها اسامی مختلفی به خود گرفته و براساس آخرین خبری که تا امروز داریم قرار است در صحن علنی مجلس شورای اسلامی هم بررسی شود.  با عرضه نخستین نسخه ها از این طرح در رسانه ها، تلاش برای مهاجرت از سوی نیروی جوان و تحصیل کرده شدت گرفت و بسیاری از کسب وکارها هم به رویه ای که در تهیه این طرح در پیش گرفته شده اعتراض کردند. زمانی که از فرصت، تهدید و مشکلات در اکوسیستم استارتاپی ایران می گوییم نمی توانیم از چنین طرح هایی چشم پوشی کنیم که جز مایوس کردن نسل جوان ماحصلی برای کشور ندارد. آن هم در شرایطی که تحریمی امروز.

بله. درست می گویید.  اما ما همه سرنشینان یک کشتی هستیم و اینکه بنشینیم و نگاه کنیم، غصه بخوریم و مهاجرت کنیم، مشکلی را حل نمی کند. صاحبان کسب وکار و فعالان حوزه اکوسیستم استارتاپی باید در شرایطی که به آن اشاره کردید، از هر امکانی برای گفت وگو با قانونگذاران و سیاستگذاران کشور استفاده کنند. در این فضا باید جوانان را به استفاده از فرصت های طرح مسائل ترغیب کرد. طرح مسائلی از جنس طرح صیانت به این دلیل است که دریچه گفت وگویی برای حل و فصل مسائل وجود نداشته است. متاسفانه بخش عمده ای از جامعه کشور آموزشی درباره فناوری ندیده اند، آگاهی در این زمینه ندارند و این عدم اشراف آن ها باعث شده با آدم های اکوسیستم استارتاپی طوری رفتار کنند که انگار آن ها از خارج آمده اند. این درحالی است که رهبر انقلاب، سال 1401 را سال اقتصاد دانش بنیان نامیدند. این نشان میدهد رد بالاترین سطوح نظام، یک ظرفیت فکری و حمایتی جدی از اقتصاد نوآوری وجود دارد. ظرفیتی که باید در این اقتصاد برای بالفعل کردن آن تلاش کنیم. تا جایی که می توانیم باید درباره مسائل مختلف در اقتصاد فناوری بنویسیم، آموزش بدهیم و گفت وگو کنیم. دور شدن و داد و بیداد کردن هیچ نتیجه ای ندارد.