گفت وگو با نیما اشرف زاده، تحلیل گر اکوسیستم استارتاپی ایران

مردم به خدمات آنلاین خوش بین شده اند

تاریخ 1401/02/28 ساعت 10:45

عدم شناخت بخش عمده ای از حاکمیت از جنس کسب وکارهای نوپا به وضع قوانین ناامید کننده توسط آنان منجر می شود. در کنار این، نباید از فشار تحریم ها و سختی شرایط اقتصادی گذشت که بحران ها را برای استارتاپ های ایرانی شدیدتر کرده است. با این حال نیما اشرف زاده، تحلیل گر اکوسیستم استارتاپی و کارآفرین می گوید تغییر باورهای مردم نسبت به خدمات آنلاین نقطه ای روشن در فضای کسب وکارهای نوپا و امیدی به ماندن در اکوسیستم استارتاپی ایران است.

گفت وگو از زینب کوهیار/ آینده نگر

*پرونده ما به طور مشخص درباره چالش های استارتاپ ها و کسب وکارهای نوپا و آینده آن هاست. امروز با پیامدهایی مثل موج عظیم مهاجرت نیروهای تحصیل کرده در حوزه فناوری دست و پنجه نرم می کنیم. حتی در گفت وگوهای گذشته هم به این نکته اشاره کردید که بحران منابع انسانی برای استارتاپ ها جدی است.  پرسش اصلی ما این است که چرا امروز در اکوسیستم استارتاپی ایران چنین بحرانی بروز کرده است؟ 

ما در سال های آغاز دهه 90 خوب رشد کردیم اما از چهارسال پیش شرایط برای اکوسیستم استارتاپی متفاوت شد. درواقع  در اکوسیستم استارتاپی به حالت سکون فرو رفتیم. مجموع عوامل دست به دست هم داد و شرایط را برای کسب وکارها سخت کرد.  سرمایه گذاری افراد و مجموعه های خارجی در اکوسیستم استارتاپی ایران به دلیل تحریم ها و ماجراهای برجام متوقف شد.  سخت تر شدن شرایط اقتصادی هم دست به دست تحریم ها داد تا روند مهاجرت استعدادها و نیروهای جوان تحصیل کرده از کشور شدت بگیرد. شرکت ها با توجه به شرایط اقتصادی کشور توان پرداخت مبالغ بالاتر به نیروهای حرفه ای را نداشتند. همین باعث شد نیروها یا مهاجرت کنند یا با شرکت های خارجی و خوب دورکاری کنند. همه این ها باعث شد بحران دسترسی به منابع انسانی در اکوسیستم استارتاپی ایران عمیق تر شود.

*در حوزه سرمایه گذاری چه وضعیتی داریم؟

سرمایه گذار زمانی که ببیند اکوسیستم استارتاپی در کشوری به بلوغ رسیده، منابع مالی اش را در اختیار استارتاپ ها و کسب وکارهای نوپا قرار می دهد، اما زمانی که شرایط به ویژه به دلیل تحریم ها برای استارتاپ های ایرانی سخت شد، سرمایه گذاران خارجی پول هایشان را از کسب وکارهای نوپا کشورمان خارج کردند. درواقع آن چرخه ای که در اکوسیستم های استارتاپی عادی در دیگر کشورها جریان دارد، در ایران درهم شکست. به طور حتم در شرایطی که سرمایه گذار خارجی جرات ورود به اکوسیستم استارتاپی را پیدا نکند، سرمایه گذار داخلی هم دست نگه می دارد. در سال های گذشته باور به سرمایه گذاری در اکوسیستم استارتاپی در بین صاحبان سرمایه در داخل کشور درحال شکل گیری بود، اما تحولاتی رخ داد که این جریان را کُند کرد. سرمایه گذاران داخلی در حجم های بزرگ حاضر به سرمایه گذاری نیستند. در حجم های کوچک  هم دیگر تنها بحث مبلغ مطرح نیست بلکه به درک درست کسب کارهای نوپا هم نیاز داریم. وقتی بحث سرمایه گذاری های کوچک به میان می آید، شروط صاحب سرمایه اهمیت پیدا می کند. برای مثال وقتی می خواهند با سرمایه گذاری اندکی 70 درصد کسب وکار را بگیرند، دیگر جایی برای گفت وگو باقی نمی ماند. البته حق هم دارند چراکه تجربه خروج موفق سرمایه گذار در اکوسیستم استارتاپی ایران را ندیده اند. به همین دلیل سختگیرتر از همیشه وارد مذاکره با گروه های استارتاپی می شوند.

*برای اعداد کوچک و بزرگ در جریان جذب سرمایه در اکوسیستم استارتاپی بازه ای وجود دارد؟

اعداد کوچک در سرمایه گذاری در اکوسیستم استارتاپی ایران از 200 میلیون تومان تا 2.5 میلیارد تومان را در بر می گیرد. این اعداد در این بازه هم برای کسب وکارهای نوپا و هم برای سرمایه گذار کوچک است. اعداد بزرگ از 2.5 میلیارد تومان به بالا را در بر می گیرد. شاید  بتوان گفت درسال گذشته می توانستیم بازه ای از 2.5 میلیارد تا 16 میلیارد تومان را برای سرمایه بزرگ در اکوسیستم استارتاپی ایران در نظر بگیریم اما امسال در اندازه های بزرگ، رقم بزرگ این بازه، 50 میلیارد تومان و چه بسا بیشتر است.

*در پاسخ پرسش نخست به داستان برجام اشاره کردید که از سال 97 و با خروج ترامپ از آن برای اقتصاد ایران چالش برانگیخت. پس از روی کارآمدن دولت سیزدهم مذاکرات دوباره آغاز شده است. به عنوان فعال اکوسیستم استارتاپی فکر می کنید نتیجه بخش بودن این مذاکرات بر روند فعالیت استارتاپ های ایرانی اثر دارد؟

بله. به طور حتم  اگر مذاکرات به نتیجه برسد، اکوسیستم استارتاپی ایران هم با توجه به تحولات بین المللی و بهبود وضعیت اقتصاد کلان، از آن  اثر مثبت می پذیرد. در وهله نخست باید گفت، مثبت شدن روند مذاکرات و به نتیجه رسیدن آن سرمایه گذار خارجی را به اکوسیستم استارتاپی ایران باز می گرداند. در این شرایط  سرمایه گذاران داخلی که ریسک پذیری کمتری دارند در استارتاپ های پرسود ایران ورود می کنند. کسب وکارهای سنتی هم فرصت استفاده هرچه بیشتر از دستاوردها و راه حل های فناورانه استارتاپ های داخلی را پیدا می کنند.

*چنین امیدی را به اکوسیستم استارتاپی دارید که حتی در رتبه بندی موسسات و نهادهای جهانی جایگاهی ندارد. از جمله این رتبه بندی ها، فهرستی است که استارتاپ بلینک سالانه ازوضعیت اکوسیستم ها در سراسر جهان منتشر می کند. در آخرین گزارش رتبه تهران 512 جهان است و سقوط 74 پله ای جایگاه آن گزارش شده است. ضمن اینکه ایران به طور مشخص در بین یک هزار شهر از 100 کشور جهان هم بررسی نشده است و نام پایتخت ایران در بین شهرهایی است که به دلایلی مثل آشفتگی های سیاسی و دولت های ناکارآمد مورد بررسی مستقیم نبوده اند.

احساس می کنم یک دلیل عمده بی توجهی نهادهای بین المللی و جهانی به استارتاپ های ایرانی عدم انتشار داده های لازم برای رتبه بندی اکوسیستم استارتاپی ایران است. در واقع ما هیچ اطلاعاتی را در اختیار این نهادها و موسسات قرار نمی دهیم که در رتبه بندی آن ها جایی داشته باشیم.

*به این پرسش باتوجه به بحرانی که در حوزه منابع انسانی برای کسب وکارها وجود دارد پاسخ دهید. فکر می کنید اکوسیستم استارتاپی ایران چه نکات مثبتی دارد که یک جوان تحصیل کرده یا در آغاز تحصیل و مسیر کاری اش، به خاطر آن در ایران ماندگار شود و به کار کردن ادامه بدهد؟

ببینید، به نظر من اکوسیستم استارتاپی همه گیرتر و جذاب تر هم شده است و البته این دلیل غیر اقتصادی دارد.  استارتاپ های بزرگی مثل دیجی کالا و اسنپ هم چنان در مسیر رشد حرکت می کنند و یک دلیل مهم در بروز چنین رشدی، باورهای مردم در ارتباط با دریافت خدمات از این کسب وکارهای نوپاست. خرید اینترنتی در بین خانوارهای ایرانی جای خودش را باز کرده است. مردم به استفاده از تاکسی های اینترنتی روی خودش بیشتری نشان می دهند. این باورمندی مردم به خدمات آنلاین،  فضا را برای کارآفرینان جوان تر هم فراهم می کند تا ایده هایشان را به میدان بیاورند و برای به سرانجام رسیدن آن تلاش کنند. هم چنان می توان گفت پول های کوچکی در بازار در حال جابه جایی است واین هم فرصت زاست. صندوق های سرمایه گذاری جسورانه در ایران شکل گرفته و در مجموع، سرمایه گذاری های کوچکی در اکوسیستم استارتاپی ایران انجام می شود. شکل گرفتن اتحادیه ها و کمیسیون های مربوط به فعالیت تجارت الکترونیک و شرکت های فناوری محور هم از دیگر نکات مثبتی است که باید در تحلیل اکوسیستم استارتاپی به آن اشاره کرد. از جمله مهم ترین سازمان های موثر در آینده اکوسیستم استارتاپی ایران، سازمان نصر یا همان نظام صنفی رایانه ای استان تهران است. وجود چنین سازمان هایی فرصت هم فکری بیشتر و همراهی کسب وکارهای نوپا و استارتاپ ها را فراهم می کند. در چنین سازمان هایی اعضا دست به دست هم می دهند و از منافع کسب وکارها دفاع می کنند.

*همین مسئله ای که سازمان هایی مثل نصر و اتحادیه ها را عاملی در بهبود آن می دانید، از دلایل عمده مهاجرت نیروهای نخبه از اکوسیستم استارتاپی ایران است.

 بله. متاسفانه حقوق و قوانینی که در فضای کسب وکارهای فناورانه وضع می شود، بدون درک شرایط فعالان این حوزه و الزامات و قواعد کسب وکارهای نوپاست.  همراهی و همکاری کسب وکارهای نوپا در اتحادیه ها و کمیسیون های مشترک کمک می کند آن بخش از حاکمیت که برای کسب وکارهای نوپا قانون می گذارد، به درک بهتری از شرایط کاری آن ها برسد و بداند اکوسیستم از چه جنسی است و چطور باید با آن رفتار کرد. اگر به تجربه اکوسیستم استارتاپ ها و کسب وکارهای فناورانه نگاهی بیندازید، به خوبی متوجه می شوید که شناساندن شرایط این کسب وکارها به قانونگذاران  چه اهمیتی دارد. در  سال های گذشته می دیدم که اگر کسی روی یک پتلفرم کالای ممنوعه ای راتبلیغ می کرد، مالک پتلفرم احضار می شد و کسی که محاکمه می شد، او بود. اما به تدریج قانون گذاران و سیاستگذاران دریافتند که باید چطور با کسب وکارهای آنلاین رفتار کرد و چه قوانینی است که علاوه بر حفظ فرصت های اقتصادی این کسب وکارها، از درصد خطای آن ها کم می کند.  هرچه بزرگتر شدن اکوسیستم استارتاپی در اینجا نقش کلیدی را ایفا می کند. هرچه اکوسیستم بزرگتر شود، در جلسه های تصمیم گیری شرکت داده می شود و حرف هایش شنیده می شود.

* یکی از عوامل موثر در شتاب گرفتن مهاجرت نیروهای کار از اکوسیستم استارتاپی ایران داستان طرح صیانت از کاربران در فضای مجازی است. چنین طرح هایی را تا چه اندازه در اکوسیستم استارتاپی و فضای نوآوری در کشور موثر می دانید؟

طرح هایی مثل طرح صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی بیش از هرچیز اثر روانی بر اکوسیستم استارتاپی ایران دارد. یا بهتر است بگویم در وهله نخست چنین اثری بر کسب وکارهای نوپا برجای می گذارد. ناامیدی و یاسی که  تهیه و بررسی چنین طرح هایی ترویج می دهد، به بالا رفتن آمار مهاجرت استعدادها و نیرویها جوانی که می توانند کسب وکار خودشان را در اکوسیستم استارتاپی راه بیندازند، کمک می کند. هر زمان که تهیه و بررسی چنین طرح هایی لغو می شود، همه بر می گردند سرکارشان و وقتی دوباره، جریان هایی در حاکمیت چنین طرح هایی را آماده بررسی و اجرا می کنند، نیروهای نخبه و با استعداد در کسب وکارهای نوپا سراغ دورکاری با شرکت های خارجی و مهاجرت می روند. غیر از این مسئله ناامیدی، طرح چنین موضوعاتی به پیش بینی ناپذیری اقتصاد و محیط کسب وکار ایران دامن می زند. در چند سال اخیر، در کل اقتصاد و اجتماع ایران امکان پیش بینی آینده به کمترین سطح رسیده و این مشکل، تنها در اکوسیستم استارتاپی خودنمایی نمی کند. همه جامعه درگیر پیش بینی آینده اند. کسب وکارهای خردی که امروز در اینستاگرام جنس می فروشند هم نمی دانند قرار است در یک سال آینده چه اتفاقی بیفتد. در چشم مردم عادی هم آینده گنگ است. کسی نمی داند چه می خواهد و همه مشغول یافتن راهی برای حفظ ارزش سرمایه اند. بعضی وارد سوداگری  زمین  ودلار و طلا در کشور شده اند، برخی دیگر به دنبال خرید زمین و ملک در کشورهای همسایه از جمله ترکیه اند. همه این اقدامات، پیامد تصمیم هایی است که ناامیدی را در کشور ترویج می کند.  عدم شفافیتی که ناشی از چنین طرح هایی است باعث می شود مردم تصمیم های لحظه ای و احساسی بگیرند. تصمیم هایی که در اجرای آن ها نمی توان کسی را محاکمه یا مواخذه کرد چراکه شرایط بیرونی، چاره ای جز این برای مردم نگذاشته است. مردم راه حلی جز اجرای چنین تصمیم هایی ندارند چراکه برای زندگی بهتر امکان  پیش بینی آینده را فراهم کرد.

*فکر می کنید نکات مثبتی که در اکوسیستم استارتاپی از جمله حضور  در جلسه ها به آن اشاره کردید، در سال های آینده بر روند فعالیت جوان ها در اکوسیستم استارتاپی ایران اثر بگذارد؟

امیدواریم همانطور که در گذشته، مواردی از این دست دیده شده، بازهم از فعالان اکوسیستم استارتاپی برای هم فکری کردن دعوت کنند. نکته مهم تر توجه به حرف هایی است که در این جلسه ها توسط این فعالان مطرح می شود. همین که پای ما به این جلسه ها باز شده  گام مثبتی است اما نکته آزار دهنده این است که به حرف های فعالان استارتاپی بها نمی دهند و در جلسه های خودشان همه چیز وتو می شود و برمی گردند سر خانه اول. امیدواریم این مسئله هم به مرور رفع شود.