
کشورهای آسیای مرکزی قصد ندارند تمام تخممرغهای خود را در همکاریهای منطقهای و دیپلماتیک در یک سبد بگذارند. آنها به احتمال قوی به دلایل تاریخی به همکاری گسترده با روسیه ادامه خواهند داد، به دلایل اقتصادی مناسبات خود را با چین حفظ خواهند کرد و در زمینه امنیتی هم به همکاری با آمریکا خواهند پرداخت
آینده نگر/ نویسنده:جومارت اتوربایف، نخست وزیر سابق قرقیزستان
هنوز خاطرات اولین سفرم به ترکیه یادم هست. سال ۱۹۹۳ میلادی بود. درست دو سال قبلش اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرده بود و ما قرقیزها به دنیایی که قبلش برایمان قابل دسترسی نبود رسیده بودیم. اکثرمان فامیل و دوستی در کشورهای غربی داشتیم و سالها از آنها بیخبر مانده بودیم؛ اما ترکیه برایمان نزدیکتر و جالبتر به نظر میرسید. واکنش مشابهی هم از سمت ترکیه نسبت به ما دیده میشد. ترکیه اولین کشوری بود که استقلال قرقیزستان و سایر جمهوریهای سابق شوروی در آسیای مرکزی را به رسمیت شناخت.
به همین خاطر وقتی در فرودگاه آتاتورک استانبول از هواپیما پیاده شدم سراغ ترکها رفتم و سعی کردم با آنها حرف بزنم. اما در کمال ناامیدی متوجه شدم که ما حرف همدیگر را نمیفهمیم. در ظاهر این طور به نظر میرسید که زبانهای ما یکی است، اما در ترکی مدرن آنقدر کلمات فارسی، عربی و لاتین وارد شده بود که یک ترک اهل استانبول و منِ اهل قرقیزستان قادر به فهمیدن زبان یکدیگر نبودیم. ما فرهنگ و سنتهای مشابهی داشتیم اما در طول تاریخ، اوضاع بین ما تغییر کرده بود و عوامل مختلف در آن دخیل بودند.
اما آنچه در سی سال اخیر بین کشورهای ما رخ داد به تدریج برخی از یخهای موجود را آب کرد. در نوامبر امسال نشستی در استانبول برگزار شد و هفت کشور عضو شورای همکاری کشورهای ترک زبان یعنی قزاقستان، قرقیزستان، ترکیه، آذربایجان، ازبکستان و همین طور ترکمنستان و مجارستان به عنوان دو عضو ناظر در آن شرکت داشتند. این کشورها در مجموع محدودهای بالغ بر ۶۱۴۹ کیلومتر را از مجارستان تا قرقیزستان تشکیل میدهند و مجموع جمعیت کشورها هم بالای ۱۷۰ میلیون نفر است. همچنین مجموع تولید ناخالص داخلی آنها بالغ بر ۱.۳ تریلیون دلار میشود. در همان نشست استانبول رهبران کشورهای مذکور روی این نکته تاکید کردند که ویژگیهای مشترکشان میتواند به همکاری آنها در توسعه اقتصادی، تجارت و سرمایهگذاری بینجامد. در عرصه اقتصادی، این کشورها قصد دارند روی بهبود کوریدورهای حمل و نقل بین آسیای مرکزی، قفقاز و ترکیه تاکید کنند. همچنین وصلکردن این مسیر به تجارت با چین و اروپا برایشان اهمیت زیادی دارد. بنابراین به نظر میرسد که موقعیت جغرافیایی و ویژگیهای مشترک بین این کشورها میتواند درنهایت به سود وضعیت اقتصادی و تجاری آنها تمام شود.
به همین ترتیب، پتانسیلهای زیادی برای همکاری در عرصه انرژی بین این کشورها وجود دارد. چهار کشور از هفت عضو این شورای همکاری یعنی قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان و آذربایجان دارای ذخایر هیدروکربنی زیادی هستند. ترکیه هم در تلاش است موقعیت خود را به عنوان مرکزی برای انتقال منابع انرژی از روسیه و قفقاز به سمت اروپا تقویت کند.
در اینکه رجب طیب اردوغان دوست دارد ترکیه را به اصلیترین بازیگر منطقهای بدل کند هیچ شکی نیست. او به شدت روی این هدف متمرکز است و این تصور را داشته که باید یکی از سه الگوی پان اسلامیسم، نئوعثمانیسم و یا پان ترکیسم را پیش ببرد. در زمینه پان اسلامیسم، ترکیه رقبای منطقهای قدری دارد. نئوعثمانیسم در دوران امروزی چندان قابل اجرا نیست؛ چون ترکیه نفوذ خود را در کشورهای شرق اروپا و همین طور در برخی مناطق آسیا از دست داده است. پس پان ترکیسم باقی میماند. ترکیه در این زمینه رقیبی ندارد و بنابراین هر فرصتی را که در این زمینه فراهم ببیند، به شدت از آن استفاده میکند. این فرصتطلبی را در جریان مناقشه ارمنستان و آذربایجان و در مسئله قرهباغ به وضوح مشاهده کردهایم.
البته تا اینجای کار نشانهای از اینکه ترکیه قصد دارد شورای همکاری کشورهای ترکزبان را در کنترل خود بگیرد ندیدهایم. حتی اگر ترکیه چنین قصدی هم داشته باشد، به نظر میرسد کشورهای آسیای مرکزی آنقدر قدرت دارند که فضای مانور ژئوپلیتیک را برای خودشان حفظ کنند. از آنجا که این منطقه اکنون زمین بازی سه قدرت بزرگ جهانی یعنی روسیه، چین و آمریکا است، کشورهای آسیای مرکزی هم قادرند اهداف مختلفی را در این زمینه پیش ببرند.
به صورت اصولی، همه کشورها به این علت وارد مشارکت و همکاری با یکدیگر میشوند که بتوانند اهداف داخلی و خارجی خود را محقق کنند. کشورهای آسیای مرکزی نیز در همین راستا قصد ندارند تمام تخم مرغهای خود را در همکاریهای منطقهای و دیپلماتیک در یک سبد بگذارند. آنها به احتمال قوی به دلایل تاریخی به همکاری گسترده با روسیه ادامه خواهند داد، به دلایل اقتصادی مناسبات خود را با چین حفظ خواهند کرد و در زمینه امنیتی هم به همکاری با آمریکا خواهند پرداخت. این موقعیت حتی برای ترکیه هم خوب است، چون ترکیه در زمینه پیوستن به اتحادیه اروپا به در بسته خورد و حالا میتواند به جایش روی اتحادیه همکاری اقتصادی اوراسیا حساب باز کند. آینده همکاری کشورهای ترکزبان در چنین شرایطی احتمالا موفقیتآمیز خواهد بود.