یونس حمیدی، دبیر انجمن سرمایه گذاری خطرپذیر ایران پاسخ می دهد

چرا سرمایه گذاری جسورانه کم جان است؟

تاریخ 1401/02/07 ساعت 11:43

تسهیلات ارزان دولتی، شرایط اقتصاد کلان و نااطمینانی و ابهام در فضای قانونگذاری که به مهاجرت بیشتر نخبگان دامن می زند، باعث شده انگیزه بسیاری از سرمایه گذاران جسور در شرکت های سرمایه گذاری جسورانه و صندوق ها برای حمایت مالی از استارتاپ ها کاهش پیدا کند. «یونس حمیدی» دبیر انجمن سرمایه گذاری خطرپذیر در گفت وگو با آینده نگر از عبور صنعت سرمایه گذاری جسورانه از مرحله نوپایی می گوید، در عین اینکه باید این صنعت را در بلندمدت ارزیابی کرد.

گفت وگو از زینب کوهیار/ آینده نگر

*سرمایه گذاری خطرپذیر در ایران چه ترکیبی دارد و تا چه اندازه شناخته شده است؟

مجموعه سرمایه گذاری خطرپذیر در ایران را باید به سه دسته تقسیم کرد. دسته نخست صندوق های سهامدار دولتی، دسته دوم شرکت های vc و دسته سوم صندوق های سرمایه گذاری جسورانه اند. صندوق های سهامدار دولتی به طور عمده در مراحل ابتدایی کار قرار دارند و علت هم این است که ماموریت هایی برایشان تعریف شده اما محدودیت منابع دارند. این صندوق ها  در پروژه های بلند مدت و ریسک پذیر امکان مانور ندارند. دسته دوم یعنی شرکت های سرمایه گذاری جسورانه (vc firm) پیشروترند. این شرکت ها سهامدار خصوصی دارند و فرصت ها را خوب شناسایی می کنند و ارتباط نزدیک تری با شبکه کارآفرینی در کشو ر دارند. شناسایی پروژه ها برای این سرمایه گذاران آسان تر است و می توان گفت سرمایه گذاری های خوبی هم تا امروز در کشور انجام داده اند. دسته سوم، یعنی صندوق های سرمایه گذاری جسورانه از سازمان بورس مجوز فعالیت می گیرند. هرچند از نظر دانشی  و رویکردهایشان به اکوسیستم کارآفرینی و نوآوری در سطح قابل قبولی قرار دارند اما به دلیل محدودیت های ناشی از بازار سرمایه، در پروژه های بزرگ حاضر نمی شوند و به همین دلیل عملکرد مناسبی از آن ها ندیدیم.

*آیا می توان گفت این صنعت در ایران هنوز نوپاست؟

خیر. به نظر من صنعت سرمایه گذاری در ایران را نمی توان صنعت نوپایی دانست. می توان گفت که این صنعت از مرحله نوپایی  عبور کرده و این مرحله را طی کرده است. صنعت سرمایه گذاری ایران در 10 سال گذشته مشغول آزمون و خطا بوده و امروز به تجربه و شناخت واقع بینانه تری از اکوسیستم استارتاپی رسیده است. در سال های نخست می دیدیم که بعضی شرکت های سرمایه گذاری حتی با ادبیات کار آشنا نبودند اما به تدریج، تجربه کسب کرده و رشد کردند. به همین دلیل می توان گفت امروز در وضعیت بحرانی از نظر صنعت سرمایه گذاری در کشور قرار نداریم و در اکوسیستم استارتاپی و نوآوری کشور هم این صنعت در حال حرکت است، با این حال نمی توان گفت که متاثر از چالش های ناشی از وضعیت اقتصاد کلان در کشور قرار نگرفته است.

*یکی از ابهامات درباره سرمایه گذاری جسورانه، مربوط به نرخ بالای شکست استارتاپ هاست. از هر 10 استارتاپ 9 استارتاپ شکست می خورند. با توجه به نرخ بالای شکست استارتاپ ها، انتظار یک موسس این است که سرمایه گذار جسور درواقع باید پول را با هدف شکست استارتاپ سرمایه گذاری کند و از موسس وثیقه یا تضمین سنگینی نگیرد. این انتظار، چالش جدی در مسیر تعامل سرمایه گذاران و موسسان جوان استارتاپ هاست. به ویزه آن ها که در اغاز مسیر مذاکره با سرمایه گذاران قرار می گیرند. یک نکته دیگر هم، عمل نکردن وی سی ها به تعهداتشان است.

ببینید، ما در سرمایه گذاری جسورانه 2 دیدگاه نسبت به شکست داریم.  در نگاه اول،  سرمایه گذار جسور در شناسایی یک کسب وکار اشتباه نکرده  و گروه از فنی و ویژگی های کیفی خوب ارزیابی شده اما کسب وکار شکل نگرفته  است. در نگاه دوم، شرکت سرمایه گذار  بر اساس موضوع و بازار مناسب محصول سرمایه گذاری کرده اما گروه از نظر قابلیت های فنی، گروه خوبی نبوده و کسب وکار شکست خورده است و در عمل سرمایه گذاری هم شکست خورده است. با توجه به این دو دیدگاه شکست سرمایه گذاری ها را تعریف می کنیم. سرمایه گذاران جسور با آگاهی نسبت به این موضوع است که سرمایه گذاری می کنند. با آگاهی از اینکه در بازارهای موازی سود بیشتری انتظار آن ها را می کشد و سرمایه گذاری در استارتاپ ها چالش برانگیز تر است و احتمال شکست وجود دارد. این احتمالی است که بیشتر وی سی ها آن را پذیرفته اند. صندوق های سرمایه گذاری جسورانه می دانند که نرخ شکست استارتاپ ها بالاست. ضمن اینکه ممکن است بعضی از آن ها به انجام کارهایی متعهد شوند اما به آن تعهد عمل نکنند یا زیر قولشان بزنند. این هم ریسک کاهش اعتماد به صندوق ها را در پی دارد چراکه اکوسیستم استارتاپی کوچک است. بنابراین وی سی ها تلاش می کنند خودشان را بدنام نکنند.

*الزامات توسعه سرمایه گذاری خطرپذیر چیست؟ مقدمات توسعه سرمایه گذاری جسورانه تا چه اندازه در کشور ما فراهم است؟

نخست، به دلیل شرایط کلان اقتصاد کشور، در حوزه سرمایه گذاری خطرپذیر منابع محدودی داریم. حتی بخش خصوصی هم به دلیل سوددهی بازارهای موازی رغبتی به سرمایه گذاری جسورانه نشان نمی دهد. بازارهای کم ریسک تر سالانه 40 تا 50 درصد بازدهی دارد.

نکته دوم، ورود منابع دولتی ارزان به حوزه سرمایه گذاری جسورانه است. وام هایی که نهادهای دولتی و شبه دولتی به اکوسیستم تزریق می کنند، سود 4 درصدی دارد. این میزان سود در عمل رقابت در حوزه سرمایه گذاری جسورانه را از بین می برد. استارتاپ ها و شرکت های دانش بنیان که ظرفیت سرمایه پذیری از سمت یک سرمایه گذار جسور هوشمند را دارند، به سمت تسهیلات ارزان دولتی گرایش پیدا می کنند و همین انگیزه وی سی ها را از بین می برد. در سال های گذشته این چالش را داشتیم که شرکت ها از منابع دولتی بودجه های ارزان گرفتند و عدم انگیزه فعالان برای ادامه مسیر و رفتن به مراحل بعدی، از آسیب های وجود این بودجه ها در اکوسیستم است.

نکته سوم، چالش نیروی انسانی است که همه اکوسیستم را درگیر کرده است. آسیب های خروج نخبگان از کشور برای اکوسیستم استارتاپی ایران جدی است.  مسئله بزرگ در این بین، جذابیت مقاصد نخبگان مهاجر نیست بلکه، طرح ها و قوانینی است که به نااطمینانی و ریسک های غیرعادی در صنعت سرمایه گذاری و فضای کار سرمایه پذیران دامن می زند و انگیزه سرمایه گذاری خطرپذیر را به کمترین سطح می رساند.

*به نظر می رسد در کشور ما بیشتر استارتاپ هایی مورد توجه سرمایه گذاران جسور قرار می گیرند که ایده شان تکراری است و در جای دیگری این ایده پیاده شده و امتحانش را پس دادهاست. ایده های ناب  و برگرفته از شرایط کشور کمتر مورد توجه است.

این یک روند طبیعی در دنیاست. برای مثال در مورد استارتاپ های تجارت الکترونیک هم این را می بینیم. شرکت هایی که در حوزه تجارت الکترونیک فعال تر بودند، نخستین موردهای سرمایه گذاری توسط سرمایه گذاران جسور به شمار می روند. اما در کشور ما دلایل دیگری هم برای نکته ای که به آن اشاره کردید وجود دارد. دلیل عمده اینکه وی سی ها سراغ حوزه های مختلف نمی روند، محدودیت منابع است. بعضی زمینه ها به بودجه های کلان نیاز دارد جراکه در بلند مدت به بازدهی می رسد به اضافه اینکه آینده بعضی پروژه ها یا فناوری ها چندان روشن نیست. به همین دلیل وی سی تلاش می کند در حوزه ای سرمایه گذاری کند که برایش جذاب تر، روشن تر و احتمال بازدهی اش بالاتر است. ضمن اینکه نباید از شرایط کلان اقتصاد ایران گذشت. می توانید به روند 50ساله سرمایه گذاری در کشور نگاه کنید. ما طی این سال ها به طور متوسط 20 درصد تورم را تجربه کردیم و نمره سرمایه گذاری ثابت در ایران در یک دهه گذشته منفی بوده است. سرمایه زیادی از کشور خارج شده و می توان گفت صنعتی که به عنوان یکی از صنایع پرریسک حال حاضر دنیا شناخته می شود، در شرایط امروز ایران با احتیاط بیشتری عمل می کند. نمی توان در نقد و تحلیل سرمایه گذاری جسورانه در کشور از واقعیت های اقتصادی در ایران چشم پوشی کرد. اصولا نگاه وی سی ها به سرمایه گذاری با نگاه بازار متفاوت است. برای مثال  تحریم ها رانتی را در کشور ما ایجاد کرده است. رانت تولیدی که باعث شده بعضی صنایع به سود قابل توجه برسند. برای مثال در حوزه الکترونیک واردات تجیهزاتی مثل لب تاپ و گوشی مزیت پیدا کرده  است. نگاه وی سی اما توسعه ای و جهانی است. وی سی به این فکر می کند که آیا یک صنعت یا فعالیتی که قرار است محصول یا خدمتی را عرضه کند در یک بازه زمانی پنج ساله و بیشتر به نتیجه ای که باید می رسد یا خیر.

*در ایران سرمایه گذاران جسور بیشتر به کدام زمینه فعالیت استارتاپ ها علاقه نشان می دهند؟

حزه خدمات و فروش بیشترین سهم را از سرمایه گذاری جسورانه در ایران دارد و این با توجه به روند کلی اقتصاد کشورمان طبیعی است. استارتاپ هایی که در حوزه توزیع و فروش خدمات کار می کنند برای وی سی ها جذابترند. نکته دوم اینکه ایران به طور کلی بازار بزرگی برای صنایع مصرفی است به همین دلیل استارتاپ ها با گرو ههای خوبی در این حوزه شکل گرفته ومی توان گفت تعداد آن ها بیشتر هم خواهد شد. ضمن اینکه هزینه ها برای راه اندازی پتلفرم فروش پایین است و در میان مدت به نتیجه می رسند. این مجموعه عوامل طبیعی در کنار هم قرار می گیرند و به تصمیم نهایی صندوق های سرمایه گذاری جسورانه منجر می شود تا او با منابع محدودی که در اختیار دارند، در این بخش سرمایه گذاری کنند.

*آیا در ایران موانع فرهنگی در توسعه سرمایه گذاری جسورانه وجود دارد و اگر وجود دارد چه نقشی در این بین ایفا می کند؟

به نظر من شرایط اقتصادی به تفکرات و رفتار مصرف کنندگان و تولیدکنندگان جهت می دهد و بر آن اثر دارد. مسائل فرهنگی هم بی اثر نیست به ویزه که ما انتظار داریم براساس فرهنگ ایرانی و اسلامی در ایران در مورد موضوعات دیگر هم کارهایی انجام شود. اما تک تک کنشگران اقتصادی چه مصرف کننده، چه تولیدکننده و چه سرمایه گذار بر مبنای شرایط اقتصادی و به طور عقلانی رفتار می کنند. آن ها براساس منافع شخصی شان تصمیم می گیرند. باید این واقعیت را هم در نظر گرفت که مصرف کنندگان این حق را دارند که به سمت خدماتی بروند که ارزان تر است یا کیفیت بالاتری دارد.

* عملکرد بخش خصوصی به عنوان یکی از بازیگران در حوزه سرمایه گذاری جسورانه را در کشور چطور ارزیابی می کنید؟

سرمایه گذار بخش خصوصی همیشه دنبال فرصت است، و اگر فرصتی تعریف شود به طور حتم به سرمایه گذاری علاقه نشان می دهد. در حوزه استارتاپ ها هم وضعیت همین است. حتی اگر بگوییم 80 درصد از اقتصاد ما به طور سنتی اداره می شود، به هرحال نوآوری و فناوری و ورود آن در میان مدت و بلندمدت به صنایع سنتی برای سرمایه گذاران جذابیت دارد. کاری که باید در این بین انجام شود، تسهیل فرایندهای شناسایی این فرصت ها و تغییر شکل دخالت های دولت است، به این معنا که دولت در بلندمدت در جایگاه تصدی گری قرار بگیرد. برای مثال در روز نخست تاسیس صندوق های سرمایه گذاری، 49 درصد از سهام دولتی بود اما می بینیم که در 2 تا 3 مرحله افزایش سرمایه، دولت تلا ش می کند سهام 30 و جند درصدی اش را حفظ کند. درواقع جایی که بخش خصوصی تلاش می کند افزایش سرمایه بدهد، دولت اجازه آن را نمی دهد به همین دلیل صندوق های سرمایه گذاری جسورانه در ایران کوچک می مانند.

*غیر از بخش خصوصی، می بینیم که سرمایه هایی از نهادهای حاکمیتی و بخشی هم از دولت وارد اکوسیستم استارتاپی شده است. شما پیشتر به آثار مخرب ورود این سرمایه ها اشاره کردید و گفتید که رقابت را برای سرمایه گذاران بخش خصوصی سخت می کنند. به نظر شما ورود این سرمایه ها به اکوسیستم استارتاپی چه دلیلی دارد؟

می توان به 2 دلیل اشاره کرد.  نخست نگاه حاکمیتی دولت هاست و اینکه دوست دارند هرجایی حضور داشته باشند. دوم، تازه بودن فضای سرمایه گذاری جسورانه است و اینکه سیاستگذاران با وجود نداشتن دانش کافی، به آن علاقه نشان می دهند.

*اخرین آمار از سرمایه گذاری جسورانه در ایران به ما از این نوع سرمایه گذاری چه تصویری ارائه می کند؟

براساس آخرین آماری که در انجمن داریم، 120 شرکت و صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر در ایران فعالیت می کنند که تعداد آن ها به تدریج افزایش پیدا می کند. بعضی سرمایه گذاران خطرپذیر در اکوسیستم شناخته شده نیستند و فرایندهایی که طی می کنند شبیه به وی سی ها شرکتی (cvc) هاست. از نظر حجم سرمایه گذاری، براساس آمار انجمن تا پایان سال 99، 750 میلیارد تومان سرمایه گذاری جسورانه در کشور انجام شده است. البته این آمار وی سی هایی است که در انجمن عضوند و با در نظر گرفتن صندوق هایی که عضو انجمن نیستند، برآورد می کنیم که این رقم به 1500 میلیارد تومان در سال 99 برسد. اگر این رقم را به دلار محاسبه کنیم، نسبت به سال های گذشته، رقم سرمایه گذاری جسورانه در کشور رشد چندانی نداشته است. صنعت سرمایه گذاری جسورانه همچنان به پول نیاز دارد و سرمایه بر است و طبیعی است که باید با نگاه بلندمدت آن را ارزیابی کرد.