تاریخ از سقوط بازارها چه درسی به ما می‌دهد؟

بحران بعدی

تاریخ 1401/01/31 ساعت 12:14

برای تاریخ‌دان‌های هر رویدادی منحصر به فرد است. اما در علم اقتصاد اینطور نیست. مسائل کاملا عمومیت دارند. یعنی اگر شاهد یک الگوی مشابه باشیم باید انتظار نتیجه‌ای مشابه را هم بکشیم. این مسئله در مورد شرایط فعلی صدق می‌کند. یعنی باید در انتظار بحران مالی در جهان باشیم.

سال‌ها پیش چارلز کیندلبرگر در مطالعاتی که درباره بحران‌های مالی داشت نوشت: «برای تاریخ‌دان‌ها هر رویدادی، منحصر به فرد است. اما این فقط تاریخ است که موارد ویژه دارد. در علم اقتصاد با مسائلی سروکار داریم که عمومیت دارند.» این یعنی در علم اقتصاد می‌توانیم شاهد چرخه‌ها باشیم و حدس بزنیم یک الگوی مشخص می‌تواند چه نتیجه‌ای به همراه داشته باشد. امروز نظام مالی آمریکا تنها به یک الگو شباهت دارد آن هم به الگوی سقوط بازارهای مالی در سال 2001 و سال 2008. اخیرا هم شاهد نشانه‌هایی از نگرانی در وال‌استریت بوده‌ایم.
سهام مختلفی که در وال‌استریت معامله می‌شوند با اینکه در سال 2021 سیر صعودی داشتند، در نخستین ماه از سال 2022 یعنی در ماه ژانویه به قدری سقوط کردند که از سال 2009 تا کنون سابقه نداشته‌است. شاخص‌های وال‌استریت سقوط 5.3 درصدی را در این ماه به ثبت رسانده‌اند. قیمت دارایی‌های مختلف که اغلب مورد علاقه سرمایه‌گذاران هستند از سهام شرکت‌های فناوری گرفته تا رمزارزها و سهام سازندگان خودروهای برقی، همگی سقوط کردند. بازاری که تا همین چند وقت پیش همه را خوشحال می‌کرد اکنون به محلی برای ناله و زاری تبدیل شده‌است.
بانک‌های مرکزی تلاش دارند نرخ بهره را افزایش دهند و از این طریق نرخ تورم را مهار کنند. فدرال رزرو هم به عنوان بانک مرکزی آمریکا سعی دارد با افزایش نرخ بهره، جلوی افزایش سرسام‌آور نرخ تورم در آمریکا را بگیرد. برخی از تحلیل‌گران می‌گویند امسال فدرال رزرو دست کم پنج مرتبه نرخ بهره را افزایش می‌دهد. در اروپا هم شاهد تحرکاتی در این زمینه هستیم. ظاهرا همه به نوعی دچار بحران شده‌اند و سعی دارند از طریق اهرم‌هایی که در بانک‌های مرکزی در اختیارشان قرار دارد، شرایط را دوباره تحت کنترل خود درآورند.
همین اقدام بانک‌های مرکزی در زمینه افزایش نرخ بهره کافی است تا بازارها را به خاک سیاه بنشاند. در واقع به زودی شاهد ضررهای کلانی در بازارهای مالی، به‌ویژه در آمریکا خواهیم بود. نکته اینجاست که هنوز نمی‌دانیم اقدامات بانک‌های مرکزی الزاما اثربخش خواهد بود یا خیر. در واقع با توجه به شرایطی که اقتصاد جهان با آن روبه‌رو است، هنوز نمی‌دانیم که اقدامات بانک‌های مرکزی تا چه اندازه می‌تواند روی نظام اقتصادی جهان اثر مثبت بگذارد.

*لطف فناوری به نظام مالی
این روزها دیجیتالی شدن و نوآوری‌ها در عرصه فناوری باعث شده نظام تجارت جهانی هم متحول شود. برای مثال به کمک فناوری‌های نوین دیجیتالی می‌توان هزینه انجام معاملات در بازار را به صفر کاهش داد. به همین خاطر است که به لطف دیجیتالی شدن، میزان معاملات جهانی افزایش پیدا کرده و نظام آن متحول شده‌است. اکثر تغییراتی که در جهان شاهد آن هستیم در جهت مثبت پیش رفته‌است. در واقع شرایط را بهتر کرده‌است. فعالیت کردن خارج از مرزها هم ارزان‌تر و ساده‌تر شده‌است.
یکی از درس‌هایی که جهانیان از بحران بزرگ مالی در سال 2008 و 2009 گرفته‌اند این بوده که بانک‌های مرکزی به جای سیستم متمرکزی، امور خود را در سطح بین‌المللی و غیر متمرکز پیش ببرند. این درسی است که رهبران اقتصادی از تاریخ گرفته‌اند و به کمک آن می‌توانند جلوی بحران‌های بعدی را در اقتصاد بگیرند. با این حال، خطر هنوز به قوت خودش باقی است و می‌تواند مردم را تهدید کند. البته به صورت کلی شاهد بهبود شرایط اقتصادی بوده‌ایم.
برخی افراد تصور می‌کنند آسیب دیدن و ضرر کردن عده‌ای در بازارهای مالی نمی‌تواند زیان بزرگی برای سایر بخش‌ها باشد. اما واقعیت این است که وقتی آتش به میدان می‌افتد می‌تواند همه جا را ویران کند. این یعنی اگر یک گوشه بازار آتش بگیرد، شاهد آتش‌سوزی گسترده در سایر بخش‌ها خواهیم بود. تعداد زیادی از آمریکایی‌ها در بازارهای مالی فعالیت دارند و به صورت فعال، معامله می‌کنند. اگر بحران مالی رخ دهد، این افراد همگی دچار مشکل می‌شوند و این امر به سادگی می‌تواند اقتصاد را دچار مشکل جدی کند.
فعلا شاهد تنش شدید در بازارهای مالی هستیم. بازار با ثبات فاصله زیادی دارد. هر لحظه انتظار می‌رود که نظام مالی دچار فروپاشی شود و همراه با خود، اقتصاد را دچار بحران کند. فراموش نکنید که در اقتصاد، اگر یک الگو تکرار شود می‌تواند نتیجه‌ای مشابه به همراه داشته باشد و الگویی که اکنون شاهد آن هستیم شبیه به وضعیتی است که در گذشته به بحران مالی منجر شده‌است. به این ترتیب دیر یا زود شاهد بحران اقتصادی در جهان خواهیم بود.