سرمایه انسانی چطور به اقتصادها کمک می کند؟

آموزش کافی نیست

تاریخ 1401/01/28 ساعت 11:33

باتوجه هرچه بیشتر اقتصاددانان به سرمایه انسانی، به عنوان متغیری مهم در توسعه اقتصادی، مخارج آموزشی در بنگاه های اقتصادی مورد توجه تولیدکنندگان قرار گرفت. با این حال، اینکه این مخارج آموزشی در حکم مخارج مصرفی است یا سرمایه ای، مورد تردید واقع شد.

سرمایه انسانی تلفیقی از ویژگی های ذاتی و ژنتیک، توانمندی های احراز شده، مهارت ها و تجربه های کسب شده توسط فرد در طول زندگی است. از آنجایی که  تفاوت محسوسی بین ویزگی های ارثی انسان ها در جوامع مختلف از نظر نژادی مشاهده نمی شود، چنین تفاوتی در سرمایه های انسانی را، ناشی از تفاوت در توانایی های اکتسابی فرد در نظر می گیرند. به عبارت دیگر، سرمایه انسانی، توانمندی ها، دانش ها و مهارت هایی است که به طور عمده از طریق آموزش های مختلف به دست می آید. سرمایه انسانی در واقع، چیزی جز توانایی های افراد برای اداره زندگی نیست و از آنجا که این موضوع در زمینه اقتصادی مطرح می شود، پس به طور تبعی، این توانایی ها معطوف به تولید کالاها و خدماتی است که در زندگی کاربرد دارد، امور را تسهیل کرده، به فعالیت ها رونق می دهد و زمینه رفاه فرد در زندگی فردی و اجتماعی اش را فراهم می کند.

نظریه های اقتصادی که سرمایه را به طور خاص مطالعه می کردند، تا مدت ها صرفا سرمایه مادی را محور توجه خود قرار داده بودند. ساختمان ها، کارخانه ها و ماشین هایی که در قالب تولید کالاها و خدمات درآمدزایی می کنند، محور اصلی در این نظریه ها بود. اما در دهه های گذشته، بسیاری از اقتصادانان از تربیت و کارآموزی حرف می زنند که در نهایت به ظرفیت و بهره وری بیشتر نیروی کار می انجامد.

باتوجه هرچه بیشتر اقتصاددانان به سرمایه انسانی، به عنوان متغیری مهم در توسعه اقتصادی، مخارج آموزشی در بنگاه های اقتصادی مورد توجه تولیدکنندگان قرار گرفت. با این حال، اینکه این مخارج آموزشی در حکم مخارج مصرفی است یا سرمایه ای، مورد تردید واقع شد. شولتز از اقتصاددانان باور دارد اینکه مخارج آموزشی را مصرف جاری تلقی کنیم اشتباه بزرگی است چراکه آموزش نوعی سرمایه گذاری برای تحصیل سود  است. اما آیا در همه کشورها صرف توجه به آموزش کافی است؟

پژوهشگران ایرانی در یک بررسی اثر سرمایه انسانی بر ارزش افزوده اقتصادی در ایران را بررسی کردند. آن ها می گویند اثر سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی از  دو ناحیه قابل تصور است:

1.سرمایه گذاری در منابع انسانی با فرض ثبات سایر شرایط، توان تولید را افزایش می دهد که این برداشت، محور اصلی نظریه سرمایه انسانی است. بر مبنای این نظریه انباشت سرمایه انسانی هر اندازه بیشتر شود، انتظار می رود تولیدات با شتاب بیشتری رشد پیدا کند.

2.محور دیگر، بر این نکته متمرکز است که این سرمایه گذاری ها افزایش تولیدات را از ناحیه انتقال فناوری جدید و کاربرد آن محقق می کند. بر مبنای این محور، هرچه سرمایه انسانی از ناحیه آموزش بیشتر شود، بسترهای لازم برای استفاده از فناوری وارداتی هم بیشتر می شود.

براساس یافته های پژوهشگران در این مقاله، هزینه های صرف شده در بخش آموزش، به انباشت سرمایه انسانی منجر شده و ایجاد تورم و کاهش رشد ارزش افزوده اقتصادی را در پی دارد. پژوهشگران می گویند متاسفانه نظام های آموزشی کشورهای درحال توسعه ای مثل ایران، کارآمد نیست و برنامه ریزی بلندمدتی برای آینده ندارد. درواقع در جوامع درحال توسعه، فردی که تحصیل کرده و دولت هم خرج این تحصیل را می دهد، به دلیل عدم وجود مکانیزم های جذب استعداد، بیکار می ماند و یا شغلی بدون ارتباط با تحصیلاتش پیدا می  کند. بنابراین وجود مکانیزم های جذب استعداد در کشورهای درحال توسعه، در کنار آموزش و برنامه بلندمدت برای آن اهمیت دارد.

برای مطالعه بیشتر مقاله «بررسی اثر سرمایه انسانی بر ارزش افزوده اقتصادی در ایران و ارائه راهکارهای مناسب برای ارتقاء آن» را بخوانید. این مقاله در نشریه پژوهش های اقتصادی در بهار سال جاری منتشر شده است.