
احتمالش هست که در همین سال جاری میلادی حباب بازار دارایی و مسکن در آمریکا بترکد چون حبابها بر این ایده اشتباه که «نرخ بهره تا همیشه در سطح بسیار پایین امروزی باقی خواهد ماند» مبتنی بودهاند
آینده نگر/منبع: هیل/، دزموند لاچمان، اقتصاددان و مقام سابق صندوق بینالمللی پول
میگویند وقتی اقتصاد آمریکا عطسه میکند اقتصاد بقیه کشورهای دنیا هم احتمالاً سرما میخورد. اگر بخواهیم چنین فرضیهای را قبول کنیم، باید به پرسشهای مختلفی درباره چشمانداز اقتصادی کنونی دنیا هم پاسخ بدهیم. قضیه این است که ناخوشی اقتصاد آمریکا تا آینده نزدیک احتمالاً در حد یک عطسه باقی نخواهد ماند و البته اقتصادهای بزرگ دیگر دنیا مثل چین (دومین اقتصاد بزرگ دنیا) هم احتمالاً به همان بیماری دچار خواهند شد. از آنجایی که اقتصاد چین و آمریکا در مجموع تشکیلدهنده بیش از چهل درصد از ارزش پولی کلی کالاها و خدمات تولیدشده در دنیا هستند، ما هم چارهای نداریم جز آنکه به بیماریهای احتمالی اقتصاد این کشورها توجه نشان دهیم.
یکی از دلایلی که هراس ما درباره مسیر اقتصاد آمریکا و حرکت آن به سوی آبهای خروشان را تقویت میکند، این است که فدرال رزرو بالاخره -و البته خیلی دیر- تشخیص داده که کشور دچار مشکل بزرگ تورم است و خیلی زود باید نرخ بهره را بالا ببرد تا غول چراغ جادو (همان تورم) به داخل بطری برگردد.
تورم در آمریکا در حال حاضر دارد با نرخی بسیار سریعتر از آنچه که در چهل سال اخیر دیدهایم حرکت میکند. به همین جهت است که فدرال رزرو اعلام کرده که برنامه خرید اوراق قرضهاش را در ماه مارس متوقف میکند؛ یعنی راه را برای دور دیگری از افزایش نرخ بهره هموار خواهد کرد. جروم پاول رئیس فدرال رزرو در اخیرترین کنفرانس مطبوعاتی خود گفت که اقتصاد آمریکا در حال حاضر آنقدر قوی هست که بتواند چندین دور افزایش نرخ بهره را تاب بیاورد. همین وضع باعث شد که گلدمن ساکز پیشبینی کند که در سال جاری مجموعاً پنج بار افزایش نرخ بهره را در آمریکا شاهد خواهیم بود.
سیکل قریبالوقوع افزایش نرخ بهره در زمانی رخ خواهد داد که آمریکا دچار حباب هم در بخش داراییها و هم مسکن است. درواقع در آغاز سال جاری میلادی، وضعیت قیمت سهام در آمریکا در حدی بد بود که شاید در صد سال گذشته فقط یک بار دیده شده بود. در عین حال، قیمت مسکن در آمریکا حتی بعد از تطبیقپذیری با تورم هم بالاتر از سطحی بود که در زمان آخرین ورشکستگی بازار مسکن این کشور دیده شده بود.
احتمالش هست که در همین سال جاری میلادی حباب بازار دارایی و مسکن در آمریکا بترکد چون حبابها بر این ایده اشتباه که «نرخ بهره تا همیشه در سطح بسیار پایین امروزی باقی خواهد ماند» مبتنی بودهاند. اگر نرخ بهره افزایش یابد و حباب بترکد، فشار مالی بازار -به خصوص روی بخشهای غیربانکی نظام مالی- حس خواهد شد.
مشکلات اقتصاد آمریکا اصولاً روی اقتصادهای دنیا تاثیر میگذارد و در شرایط کنونی، این مسئله مهمتر هم هست؛ چون اقتصاد چین نیز در حال حاضر با چالشهایی مواجه است که میتوانند در آینده به رکود در اقتصادهای دیگر دنیا منجر شوند. مهمترین چالش پیش روی چین، بخش املاک است که در حال حاضر سی درصد از اقتصاد این کشور را تشکیل میدهد. بسیاری از شرکتهای فعال این حوزه از جمله اورگراند دچار قصور در پرداخت بدهی هستند. همچنین بیست درصد از املاک شهری در چین در حال حاضر خالی است و قیمت خانه در قیاس با درآمدها به شکل شدیدی افزایش یافته است.
موضوع دیگری که روی چشمانداز درازمدت رشد اقتصادی چین سایه افکنده است، برخوردهای دولتی است که اخیراً با غولهای فعال در حوزه تکنولوژی در این کشور صورت گرفته تا ثروت آنها در چارچوب برنامه رفاه عمومی دولت چین، بین مردم از طبقات مختلف تقسیم شود. وقتی چنین برنامههایی در اولویت دولت قرار میگیرد، نگرانیهایی بین صاحبان کسب و کارها به وجود میآید و ظاهراً قرار هم نیست در چشمانداز نزدیک در چین، مانعی بر سر راه اجرای برنامههای مشابه رفاه عمومی وجود داشته باشد.
حالا تصور کنید که همزمان، اقتصاد آمریکا دچار کُندی رشد باشد و اقتصاد چین هم معضلاتی را تجربه کند که به کاهش رشد آن بینجامد. در چنین شرایطی بیراه نیست اگر بگوییم سایه سنگین و تاری بر افق آینده اقتصاد جهان (به صورت کلی) و اقتصادهای بازار نوظهور (به صورت مشخص) خواهد افتاد. اگر سیاستگذاران در این اقتصادها در حال حاضر مشغول بررسی اوضاع اقتصاد آمریکا و چین و تلاش برای اجتناب از ضربات ناشی از کاهش رشد آنها نباشند، حتماً در آینده به اشتباه خود پی خواهند برد. شاید هم بهتر است بر اساس همان ضربالمثل قدیمی و معروف به سران این کشورها بگوییم مراقب باشید در چاه نیفتید چون کسی نیست که بتواند شما را بیرون بیاورد.