آینده توسعه و دانشی که نیاز داریم

امید دردمندانه

تاریخ 1401/01/24 ساعت 14:07

مصرف دارایی‌های بین‌نسلی چه تاثیری در آینده مسیر توسعه در ایران دارد؟ این مقاله را بخوانید.

محمدابراهیم رئیسی پژوهشگر اقتصادی/آینده نگر

 یک: برنامه‌های مجازی-نتایج حقیقی

نادر ابراهیمی کتابی دارد با عنوان «فردا شکل امروز نیست». او در این کتاب می‌نویسد: «اگر تو فردا را به‏درستی ندانی، سوگند به آسمان که هیچ‏چیز را نمی‌دانی، اگر تو فردا را ننویسی، هیچ‏چیز ننوشته‌ای، اگر تو فردا را چون نسیم شیرینی که گه‏گاه می‌وزد نبویی، هیچ‏چیز را نبوییده‌ای و اگر تو فردا را با ژرف‌ترین باورها باور نکنی، هیچ‏چیز را باور نکرده‌ای.» او فردا را با امیدواری که در نوشته‌هایش سراغ دارم بهتر از امروز انتظار می‌کشد. اما گویا این چند دهه برای ما از دیدگاه اقتصادی و توسعه، این جمله در واقعیت براساس قانون مورفی در حال اجراست؛ فرداهایی که تصویر می‌شود با برنامه‌های مجازی تهیه شده و به کاغذ چسبیده روشن است، خیلی روشن. اما در واقعیت حقیقی این روشنایی آن‌چنان که برنامه می‌گوید به چشم نمی‌آید و شاید اصلاً روشن نیست. شاید دلایل زیادی را برای آن باید متصور بود، از مشکلات داخلی تا دشمنان خارجی. اما به نظر می‌رسد که حالا که در آستانه بهار هستیم این جمله شاید به کار بیاید که هر سال دریغ از پارسال. این نگاه شاید چندان امیدوارانه به نظر نرسد اما بی‏شک دردمندانه است و اگرنه بی‏تفاوتی شاید می‌تواند آسان‌ترین راه در این روزها باشد؛ روزهایی که می‌تواند روزهای بزرگی برای آینده ایران رقم زند و تصمیماتی که فردا را بهتر از امروز کند. اما با همه این حرف‌ها باز به نظر می‌رسد که شاید و یا باید بتوانیم با تصمیمات درست راهی را برای فردا بگشاییم. فردایی که برنامه‌ها دیگر مجازی نباشد و نتایج حقیقی جایگزین آن شود. نتایجی که لازم نباشد در مورد موفقیت آنها توضیحات کارشناسی دهیم و جامعه -‏همان‌هایی که برنامه برای آنان و به نام آنان نوشته می‌شود- با تمام وجود موفقیت را احساسش کنند. کوتاه‏مدت نشد لااقل میان‏مدت که تناسبی باشد میان صبر جامعه و دوره مدیریتی مدیران.

 

دو: سرمایه‌ای که ازدست می‌رود

دولت درآمد ناشی از فروش نفت را مثل هر درآمد دیگری به سبد بودجه وارد می‌کند و آن را مثل همه درآمدهای دیگر به مصرف هزینه‌هایش می‌رساند، بدون آنکه درعمل -‏جز آن سهمی که باید به صندوق توسعه برود- تفاوتی برای خرج آن نسبت به سایر درآمدهایش قائل باشد. نفت یک دارایی است برای ایران، دارایی‏ای که برای تشکیل آن دولت سرمایه‌گذاری نمی‌کند و تمام سرمایه‌گذاری برای استخراج و آماده‌سازی آن برای فروش است. نفت یک منبع پایان‌پذیر است که می‌شود آن را در مقطعی کوتاه بدون توجه به نیازهای آتی به مصرف رساند. گو اینکه برخی از نظریه‌ها با نگاهی سطحی به آینده بازار نفت معتقدند فروش بیشتر نفت در کوتاه‌مدت از ضررهای عدم تقاضا و کاهش قیمت آن در آینده می‌کاهد. اما بی‌شک این نگرش صرفاً معطوف به استفاده مستقیم از نفت و فرآورده‌های آن به عنوان سوخت است و همچنان نفت ماده اصلی بسیاری از فرآورده‌های تکنولوژیک آینده است.

 شاید خیلی‌ها ندانند -حتی از متخصصان- که درآمد نفتی با این عنوان در بودجه کشور نمی‌آید و این عبارت در قوانین بودجه، اگرچه در بخش درآمدها درج می‌شود، نامش فروش دارایی‌های سرمایه‌ای است، دارایی‌هایی که باید با مدیریت فروش آنها تبدیل به طرح‌ها و پروژه‌هایی شوند، که این دارایی صرف‏شده را به طور مستقیم یا غیرمستقیم به درآمد ملی تبدیل کند؛ و به این ترتیب از این دارایی محدود نسل‌های آینده هم بهره‌مند شوند. دارایی‏ای که از قبل به ما رسیده و ما امانت‏دار آن برای آیندگان هستیم. این مفهومی است که باید همه آحاد جامعه با آن آشنا شوند و از این طریق بتوانند آگاهانه‌تر در تصمیمات و اظهارنظرهایشان و درنهایت مطالباتشان از دولت مشارکت کنند.

در نظام آموزش عمومی ما در درس مطالعات اجتماعی سال هشتم در مورد درآمدهای دولت این‌گونه به دانش‏آموزان تدریس می‌شود: «درآمدهای دولت به چند بخش تقسیم می‌شود، نام ببرید؟ درآمدهای حاصل از صادرات نفت، درآمدهای حاصل از مالیات و سایر درآمدها.» همان‌طور که مشاهده می‌شود در این کتاب وقتی از درآمدهای دولت صحبت می‌شود درآمد نفتی در رأس درآمدهای دولت قرار دارد و مالیات در رده بعدی است. سایر درآمدها را هم درآمدی که دولت از بابت ارائه خدمات برق، آب، گاز و تلفن به مردم به دست می‌آورد یا درآمدهای مربوط به خدماتی مانند صدور گواهی‏نامه رانندگی، سند مالکیت، گذرنامه و نظایر آن معرفی می‌کند. شاید باید مفهوم فروش دارایی سرمایه‌ای را در همین مقطع به دانش‏آموزان معرفی یا حداقل به آن اشاره کرد تا دانش‌آموز بداند که آنچه به عنوان درآمد به او معرفی شده است، فروش منابع کشور است که باید با سرمایه‌گذاری، در آینده برای او کار، رفاه و آسایش ایجاد و منافع آینده او را فراهم کند. توضیح درست این معانی برای نسل جوانان سبب آشنایی آن‌ها با این مفهوم شده و می‌تواند کمکی باشد تا از این توهم تاریخی که نفت را به عنوان درآمد عادی دولت به حساب آوریم، خارج شده و دست‏کم معنی درستی از آن ارائه دهیم.

 

سه: اجرای خوب تصمیم درست

در دولت جدید سعی شده تا از طریق درآمدهای ناشی از فروش نفت به شکل تهاتر، برای هر طرح توسعه روی زمین مانده، از انرژی‌های تجدیدپذیر گرفته تا افزایش میزان تولید برنج گشایشی حاصل شود. شکل این قضیه را چندان بد نمی‌بینم چراکه اگر طرح‌ها به‏درستی انتخاب و ظرفیت‌ها درست ارزیابی شوند، شرایط بهتر می‌شود. پس از سال‌ها این دارایی‌های سرمایه‌ای می‌خواهد صرف طرح‌هایی شود که جدا از منافع آن برای نسل حاضر، برای نسلی که می‌آید، مثمر ثمر شود. اما مثل همه تصمیم‌های درست می‌تواند در اجرا تبدیل به چیزی شود که ما را به هدف نمی‌رساند. شاید مهم‌ترین چیزی که به نظر می‌رسد این باشد که این تصمیم درست اجرای خوبی هم داشته باشد، تا از این تصمیم، همه بازیگران فعال صحنه تولید و ارائه خدمات در کشور منتفع شوند و شرایطی فراهم شود تا رقابت سالم سبب شود با فروش کمتر این دارایی‌ها، بتوانیم طرح‌های بیشتری را اجرا کنیم. روندی شفاف در فرایند واگذاری طرح‌ها و ایجاد بستری که همگان برای تبدیل نفت به پول به آن دسترسی داشته باشند، رقابت‌ها را جذاب‌تر و منجر به نتیجه بهتر خواهد کرد.

 

چهار: بهار

 باید این روزها را امیدوار به استقبال بهار برویم و در کنار هم در راه خوشبختی ایران قدم برداریم، حتی اگر کوچه خوشبختی ما به قول شمس لنگرودی سنگ‏باران باشد. راه سخت است اما به قول سایه عزیز، به‏سان رود که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند رونده باش/ امید هیچ معجزی به مرده نیست زنده باش.