
در حال حاضر تنها ۱۸ درصد از خانههایی که در چین خریداری میشود با وام است و این در حالی است که مثلاً در آمریکا رقم مشابه ۵۰ درصد است
آینده نگر/ منبع: فوربز
*وید شپرد، نویسنده کتاب «شهرهای خالی چین»
روزگار نهچندان دوری یک آپارتمان خیلی معمولی ۸۲ متری در نزدیکی مرکز شهر شیامن چین اجاره کرده بودم. وقتی از آنجا بلند شدم در گفتوگو با صاحبخانه متوجه شدم که این آپارتمان یک مشتری جدی دارد که حاضر است سیصد هزار دلار پول برایش بدهد. باورم نمیشد. این آپارتمان در یک ساختمان پانزده ساله که خیلی هم خوب نمانده واقع شده. در چین معمولاً عمر ساختمانها بین ۲۵ تا ۳۰ سال است و بعدش احتمالاً ساختمان را میکوبند و نو میسازند. تصور کنید که آپارتمان من ۱۵ ساله بود، در و دیوارش چندان نو نمانده بود، کاشیهای آشپزخانه لق شده بودند و در حمام و دستشویی هم مشکلات زیادی داشت. اما ظاهراً چنین آپارتمانی هم میتواند با قیمت بالا در شهرهای چین فروش برود.
البته گرانی مسکن در بعضی جاها مثل شانگهای خیلی بیشتر است. در بهترین منطقه شانگهای یک آپارتمان ۸۰ متری بالای ۸۰۰ هزار دلار قیمت دارد. اما اگر به محلههای ارزان بروید احتمالاً با ۲۰۰ هزار دلار میشود آپارتمان کوچکی خرید. در پکن قیمت متوسط آپارتمان ۸۰ متری تقریباً ۳۱۰ هزار دلار است. این قیمتها برای کشوری که در آن با پنج دلار میشود کلی مواد غذایی از سوپرمارکت خرید و با بلیت ۷۰ دلاری قطار از این سر کشور به آن سر کشور رفت، کمی عجیب است.
بر اساس آنچه که صندوق بینالمللی پول در خصوص نسبت قیمت مسکن به دستمزد میگوید، هفت شهر چین در فهرست دهتاییِ گرانترین شهرهای دنیا برای واحدهای مسکونی قرار میگیرند. در شهرهای درجه یک، درجه دو و حتی درجه سه چین، قیمت مسکن اصلاً با درآمد مردم ساکن در آن شهرها تطابق ندارد.
همین شیامن که محل زندگی من بود، یک شهر ساحلی است که بازار مسکن پررونقی دارد. گفتم که قیمت آپارتمان ۸۰ متری معمولی در این شهر ۳۰۰ هزار دلار است؛ آن هم برای شهری که حداقل دستمزد در آن به ماهانه ۲۰۰ دلار هم نمیرسد. حتی برای افراد طبقه متوسط ساکن در این شهر که ماهانه بین ۱۲۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار درمیآورند هم قیمت مسکن زیادی بالاست.
اما واقعیت این است که مردم چین میتوانند خانه با چنین قیمتهایی هم بخرند. در واقع ۹۰ درصد از خانوادهها در چین صاحبخانهاند و این برای خودش رکوردی در سطح دنیا محسوب میشود. از آن جالبتر اینکه ۸۰ درصد از خانهها مالکیت فوری دارند؛ یعنی درگیر وام و رهن نیستند. همچنین بیشتر از ۲۰ درصد از خانوارهای ساکن شهرهای چین صاحب بیش از یک خانه هستند. با توجه به آماری که در مورد دستمزدها دادم، این سوال پیش میآید که واقعاً چطور اینهمه آدم توانستهاند با این قیمتهای نجومی صاحبخانه شوند؟
قبل از اینکه بفهمیم مردم چطور در بازار پرتورم مسکن چین دوام میآورند، باید ببینیم منشا این بازار کجا بوده است. تا همین ۲۰ سال پیش، بازار مسکن در چین وجود نداشت. تازه از اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی بود که مجموعهای از اصلاحات به مردم ساکن در شهرها اجازه داد که مسکن بخرند و بفروشند. آنها میتوانستند خانههایی را که پیشتر در مالکیت دولت بود، با قیمت مناسب خریداری کنند و از همین جا بود که اکثر آنها توانستند صاحبخانه شوند. حالا مردم میتوانستند هر لحظه اراده کنند خانههایی را که از دولت خریده بودند بفروشند و خانه مطلوبتری برای خود بخرند. بازار مسکن چین از همین جا رونق گرفت. در سال ۲۰۱۰ یعنی یک دهه بعد از این تغییر، بازار مسکن چین به بزرگترین بازار مسکن دنیا تبدیل شد.
بازار مسکنی که امروز دربارهاش حرف میزنیم، چندان انفرادی نیست. یعنی معمولاً شبکهای از خانواده و آشنایان به یک نفر کمک میکنند که خانه بخرد. در مرکز این شبکه اجتماعی، اغلب والدین فرد خریدار قرار دارند. وقتی یک جوان چینی از لحاظ مالی به وضعیت دلخواهش رسیده باشد و شغل خوبی پیدا کرده باشد و به دنبال ازدواج هم باشد، خانهداشتن به دغدغه والدینش تبدیل میشود. وقتی سن والدین بالا برود، آنها در منزل فرزندشان زندگی خواهند کرد و بنابراین خرید خانه برای آن فرزند یک نوع سرمایهگذاری چندنسلی است. حتی اگر والدین پول کافی هم نداشته باشند، معمولاً در گرفتن قرض از فامیل برای خرید خانه میتوانند به فرزندشان کمک کنند. در حال حاضر تنها ۱۸ درصد از خانههایی که در چین خریداری میشود با وام است و این در حالی است که مثلاً در آمریکا رقم مشابه ۵۰ درصد است.
در چین این تصور وجود دارد که دستمزدها در آینده به دلیل تداوم رشد اقتصادی این کشور همچنان رو به افزایش خواهد بود. اگر این طور باشد، رویای جوانان برای اینکه صاحبخانه باشند همچنان قابلیت محققشدن خواهد داشت.