چگونه کینگ کمپ ژیلت نام خانوادگی‌اش را ماندگار کرد؟

ریش‌ها زیر تیغ ژیلت

تاریخ 1401/01/15 ساعت 12:44

این روزها همه ژیلت را به عنوان تیغ می‌شناسند. ماجرا از ابداع کینگ کمپ ژیلت آغاز شد؛ مردی فرانسوی‏تبار‏ که در آمریکا زاده و بزرگ شد و کارخانه‌اش را در این کشور پایه‌گذاری کرد. پس از گذشت بیش از یک قرن، نام ژیلت هنوز برای همه آشناست و خیلی‌ها فکر می‌کنند ژیلت نام تیغ است!

آینده نگر

شاید خیلی‌ها برای کارآفرینی به دنبال کارهای عجیب و غریب باشند. خیلی‌ها هم تصور می‌کنند برای تبدیل شدن به یک تاجر بزرگ باید وارد صنایع سنگین و بزرگ شد. اما بیش از یک قرن پیش، مردی با ابداع یک وسیله ساده توانست نام خانوادگی‌اش را برای همیشه در تاریخ ماندگار کند. او تیغ‌هایی را ابداع کرد که مردم می‌توانستند برای تراشیدن مو از آن استفاده کنند، بدون اینکه به پوستشان آسیب برسانند. استفاده از این تیغ‌ها به قدری ساده بود که خیلی زود مشتریان بسیاری برای آن پیدا شد. به این ترتیب، این مرد توانست تنها با یک تیغ نازک، برندی ماندگار را در تاریخ ایجاد کند: ژیلت! او کینگ کمپ ژیلت بود، تاجری آمریکایی که با ابداع تیغ‌های ریش‌تراشی به یکی از چهره‌های همیشگی در تاریخ کارآفرینی بدل شد. اما قصه او از کجا آغاز شد؟
در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی اقلیتی مذهبی در فرانسه زندگی می‌کردند که به آن‌ها «اوگنو» می‌گفتند. اوگنوها در حقیقت پروتستان‌های فرانسوی بودند که از نوشته‌های ژان کالون در دهه 1530 الهام می‌گرفتند. اما این اقلیت مذهبی به قدری تحت فشار و شکنجه قرار گرفتند که ناچار به ترک فرانسه شدند. در قرن شانزدهم قریب به نیم میلیون نفر اوگنو از فرانسه به انگلستان مهاجرت کردند. خانواده کینگ کمپ ژیلت هم جزو همان اوگنوهایی بودند که به عنوان مهاجر قدم به انگلستان گذاشتند.
اما انگلستان هم جای همیشگی برای خانواده ژیلت نبود. در سال 1630 همگی تصمیم گرفتند به آمریکای شمالی مهاجرت کنند. کینگ کمپ دو یا سه نسل بعد بود. او در پنجم ژانویه 1855 در ویسکانسین به دنیا آمد و در شیکاگو بزرگ شد. بزرگ‌ترین خاطره نوجوانی‌اش مربوط به سال 1871 می‏شود. در آن زمان آتش‌سوزی بزرگ شیکاگو رخ داد و تقریباً 300 نفر از مردم شیکاگو در این ماجرا جان خود را از دست دادند. بیش از 100 هزار نفر از ساکنان شهر هم در این جریان بی‌خانمان شدند. خانواده ژیلت یکی از همان خانواده‌ها بود.

ابداع پیش چشمان شماست
کینگ ژیلت در سال 1890 فعالیت در شرکت بسته‌بندیِ کران کورک را آغاز کرد. در آن زمان، ژیلت برای اولین بار می‌دید بطری‌هایی که در این شرکت تولید می‏شوند درهایی دارند که پس از باز شدن، دور انداخته می‌شوند. همان زمان به این فکر افتاد که می‌توان کسب‌وکاری راه انداخت و کالایی را در آن عرضه کرد که پس از چند بار مصرف، دور انداخته می‌شود و مشتری دوباره به آن نیاز پیدا می‌کند. حالا ژیلت باید به دنبال چنین کالایی می‌گشت.
آن سال‌ها، مردان برای اینکه ریش صورتشان را بتراشند از تیغ‌هایی استفاده می‌کردند که هر روز کند می‌شد. آن‌ها برای اینکه بتوانند ریش خود را بتراشند باید برای هربار استفاده، با وسیله‌ای مخصوص، تیغ را تیز می‌کردند. ژیلت به این فکر می‌کرد که تیغ‌هایی تیز اما مطمئن تولید کند که افراد بتوانند چند باری از آن استفاده کنند بدون اینکه نیازی به تیز کردن آن داشته باشند. پس از اینکه تیغ خاصیت خود را از دست می‌داد هم می‌توانستند آن را دور بیندازند و تیغی جدید بخرند. البته این وسیله باید تا جای ممکن ارزان طراحی می‌شد تا مشتری رغبت کند مدام تیغ جدید را بخرد.
حالا ژیلت می‌دانست که باید دنبال چه چیزی باشد. او سعی داشت تیغ‌های موجود را بهبود ببخشد. پس از وقت گذاشتن‌های بسیار بالاخره فهمید می‌تواند از ورقه‌های فولاد کربن برای تولید تیغ‌های مورد نظرش بهره بگیرد. نکته مهم در مورد تیغی که ژیلت ابداع کرد، قیمت آن بود. در آن زمان هزینه تهیه این تیغ‌ها به قدری مقرون به صرفه بود که حتی کارگران هم می‌توانستند آن را خریداری و از آن استفاده کنند. به همین خاطر است که خیلی زود، ژیلت توانست میلیون‌ها تیغ به فروش برساند و به تاجری سرشناس بدل شود.

پیش به‏سوی کارخانه ژیلت
درست کردن تیغی از فولاد کربن که نازک، امن، تیز و ارزان باشد، کار چندان ساده‌ای نبود. در واقع به آشنایی با اصول مهندسی نیاز داشت. اما ژیلت در این زمینه خوش‌شانس بود و توانست به کمک یکی از افراد آشنا در این زمینه، کارش را راه بیندازد. کمی بعد، ویلیام امری نیکرسون هم به عنوان شریک و آشنا به ساخت این وسایل، به ژیلت پیوست و به او کمک کرد مدل اصلی تیغ را بهبود ببخشند. آن‌ها توانستند برای تیغ، قابی مخصوص طراحی کنند و به این ترتیب استفاده از آن هم آسان‌تر شد. حالا آن‌ها می‌توانستند کالای خود را به مرحله تولید انبوه برسانند.
فروش محصول به اندازه تولید آن سخت نبود. ژیلت در تاریخ 28 سپتامبر 1901 به سراغ یکی از کارخانه‌های تیغ آمریکایی رفت و آن را خریداری کرد. بلافاصله نام آن کارخانه را به نام خودش یعنی ژیلت تغییر داد. از جولای 1902 این کارخانه با عنوان کارخانه ژیلت فعالیت می‌کرد. ژیلت به نام خودش اکتفا نکرد و گفت روی بسته‌بندی این تیغ هم عکس و امضایش را چاپ کنند. تولید تیغ از سال 1903 آغاز شد و فروش هم هم‌زمان با آن کلید خورد.
سال اول اوضاع بد نبود اما مطلوب هم محسوب نمی‌شد. اما سال دوم، ژیلت توانست بیش از 90 هزار تیغ بفروشد. قیمت پایین این تیغ‌ها به جذب مشتری کمک می‌کرد. او می‌توانست به کمک فناوری‌های کارخانه‌ای، تیغ‌ها را به صورت انبوه و با قیمتی پایین‌تر تولید کند، به همین خاطر قیمت فروش هم کمتر بود. به این ترتیب مشتری از این تیغ‌ها استقبال می‌کرد. البته او در عرصه تبلیغات هم بسیار قدرتمند ظاهر شد. کار فروش و توزیع را شرکتی دیگر به صورت مجزا انجام می‌داد. به این ترتیب فضای تولید با فضای فروش تداخلی پیدا نمی‌کرد. موفقیت ژیلت به قدری بود که توانست تا سال 1908 کارخانه‌هایی را در کانادا، بریتانیا، فرانسه و آلمان هم راه‌اندازی کند. در سال 1915 هم توانست 450 هزار واحد تیغ بفروشد.
در سال 1917 آمریکا وارد جنگ جهانی اول شد. در آن زمان شرکت ژیلت برای همه سربازهایی که در جنگ حاضر شده بودند، یک بسته تیغ تهیه کرده بود که هزینه آن توسط دولت پرداخت می‌شد. به این ترتیب ژیلت توانست بار دیگر خودش را مطرح کند. همه این‌ها باعث شد ژیلت به نامی همیشگی در تاریخ تبدیل شود. همین حالا هم خیلی‌ها، نام تیغ‌ها را با عنوان ژیلت می‌شناسند بدون اینکه بدانند قصه آن به کجا می‌رسد.

تیغ و سوسیالیسم تخیلی
ظاهراً کینگ کمپ ژیلت یک تاجر معمولی نبود. او به سوسیالیسم تخیلی باور داشت و حتی در این زمینه کتاب‌هایی را هم به رشته تحریر درآورد. در دوره‌ای هم به تئودور روزولت پیشنهاد داد با یک میلیون دلار، ریاست شرکت ژیلت را بپذیرد. البته روزولت این پیشنهاد را نپذیرفت. او در سال 1890 با دختری در آمریکا ازدواج کرد و صاحب فرزندی شد که اسمش را کینگ گینز ژیلت گذاشت. کینگ کمپ علاقه زیادی به سفر داشت و جالب اینجاست که اکثر مردم هم در نقاط دیگر او را می‌شناختند، به خاطر تصویرش که روی بسته‌بندی ژیلت‌ها بود. بعضی از مردم هم با دیدنش ابراز تعجب می‌کردند چون تصورشان این بود که تصویر او فقط برای بازاریابی روی بسته‌بندی تیغ‌ها قرار گرفته‌است.
این روزها هم نام کارخانه ژیلت برقرار است و هم شیوه و مدل کسب‌وکارش به عنوان یکی از مدل‌های موفق شناخته می‌شود. اکثر کارآفرین‌ها، ژیلت را به عنوان کارآفرینی نوآور می‏شناسند که توانست شیوه بازاریابی را متحول کند. این روزها اگر نام برندهایی نظیر براون، اورال بی و دوراسل را شنیدید، بدانید که همه این‌ها متعلق به برند اصلی یعنی ژیلت است.
ژیلت در سال‌های پایانی عمرش با بحران رکود بزرگ اقتصادی آمریکا در دهه 30 میلادی مواجه شد. در آن زمان او و بسیاری از دیگر تاجران و اهالی کسب‌وکار، ورشکسته شدند. کینگ کمپ هم جزو همان افراد ورشکسته بود. اما برندی که او راه‌اندازی کرد سال‌ها پس از مرگش به عنوان برندی موفق به فعالیت ادامه داد و این روزها پس از گذشت یک قرن و چند دهه، هنوز همه نام ژیلت برایشان آشناست. ترکیب تیغ و سوسیالیسم تخیلی برای کینگ کمپ جواب داد و نامش را در تاریخ کارآفرینی ماندگار کرد.