
سم والتون کارآفرین مشهور آمریکایی است که با راهاندازی فروشگاههای زنجیرهای والمارت تبدیل به ثروتمندترین فرد آمریکا شد. کسبوکار او زمانی بزرگترین شرکت اقتصادی دنیا بود. از جهت اشتغالزایی هم والتون طی دورهای بزرگترین کارآفرین خصوصی جهان به حساب میآمد.
آینده نگر
ساموئل مور والتون در ابتدای بهار 1918 در کینگفیشر اکلاهما به دنیا آمد و مانند بسیاری از همنسلان خود مجبور شد مسیری پرفراز و نشیب را برای رسیدن به موفقیت طی کند. موفقیت ساموئل والتون، که بعدها به نام سَم والتون مشهور شد، راهاندازی فروشگاههای زنجیرهای والمارت بود. البته راهاندازی کلوپ سَم هم یکی دیگر از دستاوردهای او بود که به شکلی ویژه به مشتریانی که حق اشتراک داشتند، خدمات خردهفروشی ارائه میکرد.
سم دوران کودکی خود را تا 5 سالگی همراه خانوادهاش در مزرعهای در همان کینگفیشر گذراند. در آن دوران فشار زیادی روی کشاورزان آمریکایی، به ویژه اکلاهماییها وجود داشت و پدر سم که نمیتوانست با درآمد یک مزرعه خرج خانواده را بدهد، به دادن وام رهنی روی مزرعه روی آورد. پدر سم، توماس، در شرکت رهنی والتون که متعلق به برادرش بود کار میکرد و کارگزاری بیمه عمر متروپلیتن را بر عهده داشت. یکی از کارهای او به اجرا گذاشتن اسناد رهنی مزارع طی دوران «بحران بزرگ» بود. شاید برای شما جالب باشد که داستان «خوشههای خشم» نوشته جان استاینبک دقیقاً مربوط به کشاورزانی اهل اکلاهما است که در آن سالها مزارع خود را به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی بانکی از دست میدادند.
خانواده والتون از اکلاهما به میزوری رفتند و به مدت چند سال از یک شهر کوچک به شهر کوچک دیگری نقل مکان میکردند و این نقطه آغاز رشد استعدادهای سَم کوچک بود.
*جمعآوری دانش و تجربه
سم با به دست آوردن جایزه جوانترین پیشاهنگ ایالت میزوری نشان داد که تواناییهای عملی فراوانی دارد و این روحیه پیشاهنگی تا سنین بالا هم همراه او بود. زمانیکه خانوادهاش نهایتاً به شهر کلمبیای میزوری نقل مکان کردند، سم درگیر گذراندن نوجوانی خود در سالهای سخت بحران بزرگ اقتصادی بود. او با کمک کردن به خانواده سعی میکرد مانند بسیاری از نوجوانان در بهبود وضعیت اقتصادی خانواده موثر باشد. او هر روز گاو خانواده را میدوشید، اضافه شیر را بطری میکرد و به خریداران میرساند. پس از انجام این کار روزنامه محلی کلمبیا تریبیون را بین مردم پخش میکرد و اشتراک مجله به مردم میفروخت. هنگامی که قرار بود از دبیرستان دیوید هیکمن فارغالتحصیل شود، با رای همکلاسهای خود به عنوان «انعطافپذیرترین پسر» مدرسه انتخاب شد.
سم پس از دبیرستان تصمیم گرفت به کالج برود تا راهی بهتر برای کمک کردن به خانوادهاش پیدا کند. زمانی که در دانشگاه میزوری حضور داشت، علاوه بر درس خواندن به بهترین نحو، هم شغلهایی مانند گارسونی داشت، هم در تمام محافل گوناگون دانشگاه عضو بود. سم نهایتاً در سال 1940 توانست مدرک کارشناسی خود را در رشته اقتصاد دریافت کند.
سه روز پس از اینکه از دانشگاه فارغالتحصیل شد در یک دوره کارآموزی مدیریتی در فروشگاههای زنجیرهای جی. سی. پِنی مشغول به کار شد. این موقعیت شغلی ماهانه 75 دلار درآمد برای او به همراه داشت و سم 18 ماه کار خود را در همین جایگاه ادامه داد. در سال 1942، زمانی که سم انتظار داشت برای خدمت نظامی در دوران جنگ جهانی دوم فراخوانده شود، از مجموعه جی. سی. پنی جدا شد و پس از طی کردن دوره کاری بسیار کوتاهی وارد شاخه اطلاعاتی ارتش آمریکا شد. سم موفقیت خود را در امور نظامی هم نشان داد و در نهایت توانست به درجه سروانی برسد.
*اولین فروشگاه
والتون بعدها گفتهبود که از همان سنین پایین به این باور رسیدهبود که بچهها هم باید به کارهای خانه در تمام جوانب بپردازند و صرفاً یک «گیرنده» نباشند. زمانیکه در ارتش مشغول خدمت بود با توجه به تجربهای که از جی. سی. پنی داشت، به این فکر افتادهبود که کسبوکار خودش را در زمینه خردهفروشی راه بیندازد.
والتون پس از اینکه در سال 1945 از ارتش ترخیص شد، مدیریت اولین فروشگاه خود را بر عهده گرفت. این فروشگاه مملو از همه جنسها با قیمت نسبتاً پایین بود. او که در سال 1943 ازدواج کردهبود، 20 هزار دلار از پدر زن خود وام گرفت و با 5 هزار دلاری که از دوران خدمتش پسانداز کردهبود فروشگاه همهچیزفروشیِ بِن فرانکلین در آرکانزاس را خریداری کرد. این فروشگاه یکی از شعبههای مجموعه زنجیرهای باتلر برادرز بود.
والتون ایدههای جدید بسیاری را رفتهرفته به کار بست که در نهایت در موفقیت او نقشی پررنگ داشتند. به نظر خود او، اگر فروشگاهش اجناس را با قیمتی رقابتی نسبت به شهرهایی ارائه کند که چهار ساعت با آنها فاصله داشتند، قطعاً مردم ترجیح میدادند از همین فروشگاه نزدیکتر خرید کنند. او همیشه تمام قفسههای فروشگاهش را با طیف گستردهای از کالاها پر نگه میداشت. دومین فروشگاه او که نسبتاً کوچک هم بود، یک خیابان با فروشگاه بن فرانکلین فاصله داشت و در کنار رقیبش، فروشگاه نیوپورت، قرار داشت.
حجم فروش فروشگاههای والتون طی سه سال از 80 هزار دلار به 225 هزار دلار رسید و همین مسئله باعث شد توجه صاحب مغازهاش، هلمز، که به صورت خانوادگی در زمینه خردهفروشی تجربهای داشتند، به او جلب شود. هلمز که موفقیت عظیم والتون را میستود به دنبال پس گرفتن مغازه از او و گرفتن حق فرنچایز فروشگاه افتاد و قصد نداشت قرارداد اجاره مغازه را تمدید کند. همین مسئله درسی بزرگ به والتون داد و او در نهایت مجبور شد انبار فروشگاه را به قیمت 50 هزار دلار به هلمز واگذار کند، که به نظر خود والتون قیمتی منصفانه بود.
با اینحال او به کمک پدرزن خود و برادرش توانست رفتهرفته فروشگاههای بیشتری خریداری کند و به سمتی پیش برود که زنجیرهای از فروشگاههای بن فرانکلین را تحت مدیریت و مالکیت خود دربیاورد. دهه 50 میلادی که دهه خوبی به لحاظ اقتصادی در آمریکا بود، برای والتون هم مفید از آب درآمد.
*اولین والمارت
اولین فروشگاه واقعیِ والمارت در روز دوم ژوئیه 1962 در شهر راجرز ایالت آرکانزاس افتتاح شد. این فروشگاه «شهر تخفیف وال-مارت» نام داشت. هدفگذاری اولیه والتون در این فروشگاه، فروش محصولات آمریکایی بود و به همین خاطر به دنبال تولیدکنندگانی در آمریکا گشت که بتوانند کالای لازم برای زنجیره والمارت را با قیمتی رقابتی نسبت به خارجیها تولید کنند.
در آن دوران فروشگاههای زنجیرهای مِیجر هم وضعیت خوبی داشتند و به شدت در حال رشد بودند. این مسئله توجه والتون را به خود جلب کرد و او متوجه شد که ایده «خرید همهچیز از یک جا»یی که در ذهن داشت، در واقع در میجر تبلور پیدا کردهبود. والتون در این مرحله برخلاف روند رایج دیگر فروشگاههای زنجیرهای تخفیفدار، شعبههای مختلف فروشگاه خود را در شهرهای کوچک راهاندازی کرد، نه در شهرهای بزرگ. در واقع، به منظور نزدیک بودن به مشتریها، تنها گزینه پیش رو باز کردن شعبههایی در شهرهای کوچک بود. مدل والتون از دو مسئله بهره میبرد. اولین مسئله رقابت محدود بود و دومین مسئله این بود که اگر یک فروشگاه میتوانست به اندازه کافی در یک شهر رشد کند، رقبا از ورود به آن شهر دلسرد میشدند.
والتون به منظور تحقق مدل خود، تاکید ویژهای بر لجستیک داشت و فروشگاهها را در فاصلهای یکروزه از انبارهای منطقهای تاسیس میکرد و برای جابهجایی کالاها از کامیونهای خود بهره میبرد. برنامههای او به شکلی پیش رفت که والمارت از 190 فروشگاه در سال 1977 به 800 فروشگاه در سال 1985 رسید.
با توجه به مقیاس و تاثیر اقتصادی فروشگاههای والمارت در هر منطقهای که شعبهای از آن افتتاح میشد، بعدها این آثار با عنوان «اثر والمارت» مشهور شدند. البته این آثار میتوانستند منفی یا مثبت باشند.
نهایتاً سم والتون در بهار 1992 در اثر نوعی از سرطان خون درگذشت و خبر فوتش از طریق ماهواره در 1960 فروشگاه والمارت پخش شد. در این زمان، شرکت والمارت بیش از 380 هزار نفر نیروی کار و فروش سالانه تقریباً 50 میلیارد دلاری داشت. والتون در زمان مرگ، 8.5 میلیارد دلار ثروت داشت که در صورت تطبیق با نرخ تورم، امروزه چیزی در حدود 15 میلیارد دلار ارزش دارد.