
یکی از مشکلات اصلی سازمان تامین اجتماعی مسائل مالی است و هر روز مشکلات معیشتی، گرانی و تورم دامنه اعتراض و نارضایتیها را گستردهتر کرده است؛ سازمانی که اگرچه بر روی کاغذ نهادی غیردولتی است اما در عمل قوانین و مقرراتی از طرف دولت برآن اعمال میشود
گزارش 1400
بحرانی طولانی
حدود یک قرن از تصویب اولین قانون استخدامی کشوری میگذرد؛ سال 1301 بود که این قانون تصویب شد و این اولین سابقه تامین اجتماعی در ایران است. در این قانون، سه اصل تامین اجتماعی یعنی فراهم کردن «حقوق و تامین خاص»، «مقرری خاص» و «حمایت کارفرمایان» از خانواده هر مستخدم که فوت شود، به چشم میخورد. هشت سال بعد طرح تشکیل «صندوق احتیاط کارگران راهآهن» به تصویب دولت رسید. در این مصوبه، دولت تسهیلات خاصی را برای کارگران ضایعه دیده یا فوت شده در حین احداث راهآهن پیشبینی کرد. در سال ۱۳۱۵ «نظامنامه کارخانجات و موسسات صنعتی» برای کارگران بخش صنعت به تصویب هیئت دولت رسید. در سال ۱۳۲۵، قانون کار توسط هیئت دولت تصویب شد. طبق این قانون، کارفرمایان، علاوه بر اینکه مکلف به رعایت قانون بیمه کارگران بودند، باید دو صندوق شامل صندوق بهداشت و صندوق تعاون را در هر کارگاه تشکیل میدادند. در سال ۱۳۲۸، وزارت کار رسماً تاسیس شد و در روزهای ابتدایی بهمن سال ۱۳۳۱ اعلامیه تاسیس سازمان تامین اجتماعی صادر شد. حالا مدتهاست از بحران در سازمان تامین و صندوق بازنشستگی میگویند و بحران صندوقها از ابرچالشهای اقتصاد ایران است. سازمان تامین اجتماعی یک نهاد عمومی غیردولتی بین نسلی، با هویت اجتماعی-اقتصادی در یک گستره عمومی، جامعترین و محوریترین ارائهدهنده حمایتهای قانونی تامیناجتماعی مبتنی بر اصول بیمههای اجتماعی است، که بهصورت مستقل بر اصل سهجانبه گرایی کارگر، کارفرما و دولت اتکا دارد و مهمترین رکن نظام تامین اجتماعی در ایران محسوب میشود. این سازمان حدود ۴۰ میلیون نفر از جمعیت کشور را تحتپوشش خود دارد و با قشر بزرگی از مردم ایران در ارتباط مستقیم است. زمستان 1400 برای تامین اجتماعی روزهای اعتراض بود؛ تجمع گروهی از بازنشستگان و مستمریبگیران در اعتراض به پایین بودن حقوق و مستمریشان که تصویب لایحه «متناسبسازی حقوق بازنشستگان لشکری، کشوری و تامین اجتماعی» از مطالبات این تجمعها بود. ششم مردادماه 1400 لایحه همسانسازی حقوق بازنشستگان به مجلس ارائه شده است اما هنوز در دستور کار مجلس قرار نگرفته است.
یکی از مشکلات اصلی سازمان تامین اجتماعی مسائل مالی است و هر روز مشکلات معیشتی، گرانی و تورم دامنه اعتراض و نارضایتیها را گستردهتر کرده است؛ سازمانی که اگرچه بر روی کاغذ نهادی غیردولتی است اما در عمل قوانین و مقرراتی از طرف دولت برآن اعمال میشود؛ قوانینی اغلب بدون پشتوانه مالی کافی که به مرور زمان به یکی از مشکلات اصلی این سازمان بدل شده است. نتیجه تحمیل این قوانین، انباشت بدهی دولت به این سازمان بیمهای است؛ آنطور که علی حیدری، نایبرئیس هیئت مدیره سازمان تامین اجتماعی در تیرماه ۱۳۹۹ گفته است مبلغ این بدهی حالا به ۳۲۰ هزار میلیارد تومان رسیده است و سازمان در انتظار وصول طلبهای خود است.
پیشبینی سال 1401
در بر همان پاشنه
ســازمان تامین اجتماعی با بیش از 17 میلیون نفر بیمهشده و مستمریبگیر اصلی، بزرگترین صندوق بازنشستگی ایران است. آمار از میزان کسری اسن سازمان خبر میدهد و این روند مدتهاست که شروع شده است. سازمان در سال جاری 1397 حدود 19 هزار میلیارد تومان کسری داشته است به نحوی که منابع حاصل از حق بیمه، کفاف تامین مصارف را نمیداد. در طول دو سال گذشته این عدد به دلیل بحرانهای اقتصادی، تحریم، بیماری کرونا و موج بیکاری بیشتر شده است. نشانهی «بحران» در یک صندوق بازنشستگی، ناتوانی در تامین اعتبار برای انجام تعهدات ماهانه خود است؛ این نشانه در تامین اجتماعی به سادگی قابل رویت است؛ در نگاه پارامتریک، یکی از علائم بحران، نزول «نسبت پشتیبانی» یا صعود تعداد مستمریبگیران به بیمهشدگان است. وقتی خروجیهای صندوق نسبت به ورودیهای آن شروع به افزایش کند، نسبت پشتیبانی صندوق پایین میآید تا جایی که به زیر ۵ یا حتی کمتر میرسد و ناتوانی در انجام تعهدات به یک احتمال قوی تبدیل میشود. اگر صندوق نتواند مطالبات خود را از بدهکاران اصلی خود وصول کند، انجام تعهدات مالی به تعویق میافتد و به ناگزیر ناچار میشود به روشهای ترمیمی مانند استقراض از بانکها پناه ببرد.
تحلیل
مهدی کرباسیان، مدیرعامل اسبق ایمیدرو
همه صندوقهایی که امروز تعادل ورودی وخروجی منابع ندارند، صندوقهای بازنشستگی بر اساس سیستم درست و علمی تاسیس نشدهاند؛ همه صندوقهایی که امروز زیانده هستند از اساس با محاسبات نظام واقعی بیمهای (اکچوئری) طراحی نشدهاند که کسور دریافتی، سرمایهگذاری شود و متقابلاً از محل بازدهی سرمایهگذاری، حقوق بازنشستگی پرداخت شود. از طرفی در نظام سیاسی-اداری ما وضعیت نیروی کار از اهمیت ویژهای برخوردار است، و بهطور مستقیم با اشتغال، توسعه، آرامش جامعه، کیفیت کار و نیروی انسانی و بهرهوری ارتباط دارد و بیمههای اجتماعی و صندوقهای بازنشستگی در این میان نقش اساسی دارند. مشکل اساسی صندوقهای بازنشستگی پارامتریک است که باید اصلاح شود. در مسیر سرمایهگذاری هم خطاهایی رخداده است. افراد فکر میکنند با سرمایهگذاری و حرکت به این سمت صندوقها میتوانند ادامه حیات دهند. اما منبع اصلی درآمد صندوق، حق بیمههایی است که نفرات میپردازند. سوءمدیریت همیشه کم و بیش تاثیر داشته ولی ایرادات ساختاری از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ برای کمکردن ضریب خطای سوءمدیریتی باید از تصدیگری به شدت کاسته شود. دولت بدهی خود را به صندوق پرداخت نمیکند و مبالغ انباشته شده و تبدیل به کوهی از بدهی دولت به صندوق شده است. این وضعیت امروز صندوقها را دچار مشکل کرده است؛ در صندوق بازنشسته کشوری و دیگر صندوقها به این ترتیب عمل شده است.