حرکت بازارهای مالی به سمت یک بحران دیگر

ترن هوایی مالی

تاریخ 1401/01/05 ساعت 10:23

رفتارهای سرمایه‌گذاران بازارهای مالی و وضعیت کلی این بازارها شباهت بسیار زیادی به سال‌های منتهی به بحران اقتصادی 1929 دارد. این شباهت تا چه حدی است و در صورت سقوط نظام مالی توان مقابله با آن را دارد یا خیر؟

شباهت‌های بازارهای مالی و ترن‌های هوایی بسیار زیاد است. هردو بالا و پایین می‌روند و این دو عمل را به شکل متوالی انجام می‌دهند. زمانی هم که به اوج می‌رسیم، بعضی از حاضران نمی‌دانند جان سالم به در خواهند برد یا نه. افت‌های شدیدی که اخیرا در بازارهای سهام پدید آمد باز هم این این تشبیه‌ها را شدت بخشیده‌است و سرمایه‌گذاران نمی‌دانند که آیا واقعا باید برای یک حرکت شدید به سمت پایین در جای خود محکم بنشینند یا نه. اگر حرکت به سمت پایین آغاز شود، آیا زیرساخت‌های موجود تاب این حرکت را خواهند داشت؟ ساختار امور مالی به شدت از دوران بحران مالی سال 2007 تا 2009 تغیر کرده‌است. هر بخش جدید ابتدا باید به شدت تست شود تا از ایمن بودن آن اطمینان حاصل کنیم. البته باید در این بخش حواسمان باشد که در ترن هوایی به منظور تست از عروسک‌ استفاده می‌شود، اما در نظام مالی سوژه‌های تست هم انسان‌ها هستند.

تقریبا دو سال از روزهایی که سرمایه‌گذاری‌های عجیبی در بازار سهام انجام می‌شد گذشته‌است. سهام شرکت‌های بزرگ فناوری به شدت بالا رفت، زیرا فدرال رزرو دقیقا دو سال پیش یعنی در اواخر زمستان 2020 اعلام کرد که نرخ بهره را به صفر خواهد رساند. در 70 روز از 261 روز معاملاتی سال 2021، شاخص S&P500 در اوج تاریخی خود به سر می‌برد. تنها در سال 1995 بود که عددی بالاتر از این را می‌دیدیم.

 آغاز سقوط؟

دیگر صدای خنده به گوش نمی‌آید. در روز 27 ژانویه شاخص S&P500 به محدوده اصلاح نزدیک شد، 10 درصد پایین‌تر از جایی که در آغاز سال 2022 داشت. شاخص ترکیبی نزدک که بیشتر بر فناوری تمرکز دارد، 9.8 درصد پایین‌تر از اوج خود در ماه نوامبر است. رابرت شیلر، استاد دانشگاه ییل که بابت مطالعاتی که درباره حباب‌های مالی داشت نوبل اقتصاد را برد، شباهت‌هایی بین وضعیت کنونی و سال‌های منتهی به سقوط مالی 1929 می‌بیند. به نظر او در آن زمان «به شکلی انفجاری کارهای عجیب و بامزه در بازار سهام صورت می‌گرفت. فکر می‌کنم حالا در وضعیتی مشابه هستیم.» با توجه به پژوهش‌های شیلر، طی سال گذشته، سهم سرمایه‌گذاران منفردی که فکر می‌کنند قیمت‌ها در بازار سهام بیش از حد بالا است، بیشتر از هر زمانی در هزاره جدید است که این مسئله را می‌توان در نمودار هم دید. با این‌حال، این باور هم که حتی در صورت سقوط سهام‌ها مسیر صعودی می‌گیرند، هرگز به این شدت نرسیده‌است. این ترکیب متناقض از هراس از ارزش‌گذاری بیش از حد و هراس از جا ماندن، مشابه دینامیکی است که در سال 1929 می‌دیدیم.

فهمیدن این مسئله که اصلاحات در بازار تا چه میزان می‌توانند نظام مالی جدید را تکان دهند، کاری بسیار دشوار است. با این‌حال، می‌توان این سوال را پرسید که نظام مالی چه تغییری طی این دوران کرده‌است. این تغییرات خود را در سه حیطه اصلی نشان می‌دهند: مالک دارایی‌های مالی، بنگاه‌هایی که در بازار واسطه‌گری می‌کنند و چگونگی انجام تراکنش‌ها. حیطه مالکیت اهمیت بیشتری از دو حیطه دیگر دارد.

در حال حاضر سهم کمتری از دارایی‌ها مربوط به ترازنامه‌های بانکی هستند. در سال 2010، پس از بحران، بانک‌ها چیزی در حدود 115 تریلیون دلار از دارایی‌های مالی جهان را در اختیار داشتند. دیگر نهادهای مالی، مانند صندوق‌های مستمری و شرکت‌های بیمه هم تقریبا همین مقدار را در اختیار داشتند. از آن زمان تا کنون سهم غیربانکی‌ها به شدت افزایش پیدا کرده‌است. در پایان سال 2020، این گروه 227 تریلیون دلار را در اختیار داشتند، یعنی 26 درصد بیشتر از بانک‌ها. سهم رهن‌هایی که در آمریکا در اختیار بانک‌ها بود، پیش از بحران چیزی در حدود 80 درصد بود. امروزه تقریبا نیمی از این رهن‌ها خارج از نظام بانکی آغاز شده‌اند و بیشتر آن‌ها به سرمایه‌گذاران فروخته شده‌اند. همین تغییرات باعث شده‌اند که به نظر بعضی از تحلیل‌گران «دوران پسابانکی» در آینده از راه برسد.