
تعداد کم جایگاههای سی.ان.جی ایران بهازای هر ۱۰۰۰ خودرو گازسوز، در مقایسه با سایر کشورها نشاندهنده عدم تناسب بین تعداد خودروهای گازسوز و جایگاههای عرضه سوخت سی.ان.جی موجود در کشور است.
تقاضای روبهرشد بنزین در نیمه اول دهه 8۰، سبب شده بود واردات بنزین در سال ۱۳8۵ به 27.5 میلیون لیتر در روز برسد. این حجم از واردات، ۳7 درصد از کل تقاضای بنزین را تشکیل میداد که موجب شد در همان سالها، برای مهار رشد بیرویه مصرف بنزین دو سیاست اثرگذار اتخاذ شود. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی به بررسی موانع توسعه گاز طبیعی فشرده در حمل ونقل کشور پرداخته است.
سیاست اول راهاندازی سامانه هوشمند سوخت و الزامی شدن استفاده از کارت سوخت در جایگاههای عرضه بنزین و نیز سهمیهبندی آن در تیرماه ۱۳86 بود. سهمیهبندی بنزین به همراه اختلاف قیمت مناسب بین بنزین و سی.ان.جی سبب اقبال مردم به سمت استفاده از سوخت جایگزین، یعنی سی.ان.جی شد. سیاست دوم اجرای گام اول قانون هدفمندی یارانهها در آذرماه ۱۳89 و افزایش قیمت بنزین بود.
هدفمندی یارانهها هرچند سبب شد روند کاهش مصرف بنزین ادامه یابد و واردات بنزین بهشدت کاهش پیدا کند، اما در ادامه سیاست ناکارآمد قیمتگذاری نسبی بنزین و سی.ان.جی تا سال ۱۳98 سبب کاهش فاصله قیمتی بنزین و گاز فشرده شد و لذا طی آن دوره استفاده از گاز فشرده بهجای بنزین برای مصرفکنندگان، دیگر مانند گذشته صرفه اقتصادی نداشت. قیمت سی.ان.جی معمولاً ۴۰ تا 6۰ درصد کمتر از قیمت بنزین است. در آن سالها قیمت سی.ان.جی حدود ۴۰ درصد قیمت بنزین آزاد کشور بود که با سهمیهبندی بنزین طی سالهای ۱۳9۳-۱۳89، نسبت قیمت سی.ان.جی به قیمت بنزین سهمیهای به حدود 7۵ درصد رسیده بود و این فاصله قیمتی نمیتوانست بهاندازه مطلوب، محرک جایگزینی سی.ان.جی با بنزین و افزایش مصرف سی.ان.جی شود و درنتیجه سبب کاهش خرید (و تبدیل کارگاهی) خودروهای گازسوز شد.
با افزایش قیمت بنزین و بازگشت سهمیهبندی در سال ۱۳98، فاصله قیمت سی.ان.جی با قیمت بنزین آزاد، از حدود ۴۰ درصد به ۱۵ درصد رسید و این فاصله قیمتی یک ابزار محرک تقاضا برای سوخت سی.ان.جی بود و ازاینرو دوگانهسوز کردن یک میلیون و ۴6۰ هزار خودروی عمومی در دستور کار قرار گرفت. اما سیاست ناکارآمد در تخصیص سهمیه بنزین خودروها و شرایط اقتصادی (ازجمله افزایش تورم) سبب بیارزش شدن مابهالتفاوت قیمت سی.ان.جی تا قیمت بنزین شد. درنتیجه بیتفاوت شدن سبد هزینه مردم نسبت به اختلاف قیمت سی.ان.جی و بنزین مانع از افزایش تقاضای سی.ان.جی و کاهش انگیزه برای تبدیل به خودروهای گازسوز شده است.
عامل بسیار مهم توسعه صنعت سی.ان.جی در کشور، میزان تولید و تبدیل خودروهای گازسوز است. در سالهای ابتدایی توسعه سی.ان.جی و با افزایش سریع خودروهای گازسوز، مصرف هم بهسرعت رشد کرد و در سال ۱۳9۱ به حدود ۱9 میلیون مترمکعب در روز رسید. در دهه منتهی به سال ۱۴۰۰، علیرغم افزایش تعداد خودروهای گازسوز، مصرف گاز فشرده افزایش نیافته است که این موضوع نشانگر کاهش رغبت صاحبان خودروهای گازسوز به مصرف سی.ان.جی و درنتیجه افول تقاضای خرید و تبدیل کارگاهی خودروهای گازسوز بوده که بهتبع کاهش تولید خودروهای پایه گازسوز و تبدیل کارگاهی را به همراه داشته است.
یکی از عللی که باعث شده مصرف گاز فشرده طی دهه اخیر رشدی نداشته باشد، دسترسی خودروها به جایگاههای سی.ان.جی است. بررسی ها نشان می دهد رشد جایگاه سازی با توقف رشد مصرف گاز فشرده هماهنگ بوده و ادامه یافته است.
مهمترین عاملی که باعث شده تعداد احداث جایگاهها کم باشد، اقتصاد نامناسب جایگاهداری است. با بررسی کارمزد جایگاههای سی.ان.جی در سالهای اخیر مشاهده شد، تغییرات کارمزد جایگاههای سی.ان.جی در هر سال نسبت به سال پایه در جایگاههای شهرداری 10.72 درصد کمتر از شاخص قیمتی مصرفکننده (CPI)و برای جایگاههای خصوصی کلانشهرها 32.47 درصد کمتر از CPI رشد داشته است.
تعداد کم جایگاههای سی.ان.جی ایران بهازای هر ۱۰۰۰ خودرو گازسوز، در مقایسه با سایر کشورها نشاندهنده عدم تناسب بین تعداد خودروهای گازسوز و جایگاههای عرضه سوخت سی.ان.جی موجود در کشور است. بهازای هر ۱۰۰۰ خودرو گازسوز در کشور، 0.64 جایگاه سی.ان.جی موجود است که نسبت به میانگین ۱۰ کشور دارای بیشترین خودرو گازسوز (با داشتن حدود یک جایگاه بهازای هر ۱۰۰۰ خودرو گازسوز) مقدار کمتری است. در کلانشهرها عدم تناسب پراکندگی جایگاهها با نقاط تمرکز تقاضا و نسبت کم تعداد جایگاهها به خودروهای گازسوز سبب شلوغی و دسترسی دشوار خودروها به جایگاههای سی.ان.جی شده است.
