
مقایسه ایران و کشورهایی نظیر هند، چین و کره جنوبی که اولین برنامههای توسعه خود را تقریباً بعد از ایران آغاز کردهاند، نشان از افزایش قدرت اقتصادی کشورهای فوق طی نیم قرن اخیر دارد، البته ریسک بیرونی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به میزان فراوانی بر این مهم تأثیرگذار بوده است
حسن زیبایی، پژوهشگر حوزه اقتصاد توسعه
در میان کشورهای درحالتوسعه، ایران یکی از پیشگامان تهیه و تنظیم برنامههای توسعه محسوب میشود. در اوایل سال 1325 دولت هیئتی به نام «کمیسیون برنامه» را برای تهیه برنامه هفتساله عمرانی، تحت عنوان «برنامه هفتساله عمرانی اول» تشکیل داد. بدین ترتیب، اولین اقدام عملی دولت در راستای برنامهریزی در قالب برنامه عمرانی اول شکل گرفت. برنامه مذکور مشتمل بر مجموعهای از طرحها بود که توسط شورای عالی اقتصاد تدوین شد.
جمهوری اسلامی ایران تاکنون با علم بهضرورت برنامه و برنامهریزی برای ایجاد تحول در ساختار اقتصادی بهمنظور اعتلای سطح زندگی مادی و معنوی افراد جامعه پنج برنامه توسعه را به اجرا درآورده است و در این رهگذر تجربیات پرارزشی را به دست آورده است که آن را برای اصلاح و رفع تنگناهای قبلی توسعه و رشد به کار بسته است. برنامه چهارم و پنجم توسعه به ترتیب اولین و دومین برنامههایی هستند که بر اساس افق سند چشمانداز بیستساله کشور تدوین شدند و در این مقطع که کشور در سال آغازین برنامه ششم توسعه قرار دارد، طبیعی است که بر اساس عملکرد گذشته، باید یک ارزیابی از وضعیت کلی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به عمل آید تا چراغ راهی برای اجرای هرچه بهتر برنامه ششم و رفع کاستیهای آینده قرار گیرد.
مقایسه ایران و کشورهایی نظیر هند، چین و کره جنوبی که اولین برنامههای توسعه خود را تقریباً بعد از ایران آغاز نمودهاند، نشان از افزایش قدرت اقتصادی کشورهای فوق طی نیم قرن اخیر دارد، البته ریسک بیرونی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به میزان فراوانی بر این مهم تأثیرگذار بوده است.
عملکرد برنامههای توسعه از ابتدا تاکنون
این برنامه، پنجمین برنامه توسعه کشور بعد از انقلاب و جنگ تحمیلی و دومین برنامه از مجموعه برنامههای سند چشمانداز بود.
مروری گذرا بر برنامههای بعد از انقلاب
برنامه اول توسعه (1372-1368) با هدف بازسازی اقتصادی کشور در پایان جنگ تحمیلی شکل گرفت. فعالیتهای پیشبینیشده برنامه اول در چارچوب یک خطمشی مالی متناسب با نیازهای بازسازی و سازندگی در جهت ایجاد تعادل در بودجه دولت و تأمین درآمد از طریق مالیات، افزایش عوارض و تعدیل خدمات مختلف پیشبینی شده بود. در این برنامه، شورای عالی سیاستهای بازسازی، مجلس، هیئت دولت، شورای اقتصاد، سازمان برنامهوبودجه، کمیتههای کلان، شوراهای بخشی و نیز گروههای تلفیق و کمیتههای بخشی و استانی سازمان دادهشده بود.
در برنامه دوم توسعه (1378-1374) مدیریت کلان اقتصادی به دلیل افزایش تعهدات خارجی کشور در اواخر برنامه اول توسعه و افزایش قیمتها، با هدف تأکید بر ثبات اقتصادی و سازماندهی بازارهای مختلف، افزایش کارایی در استفاده از منابع دولت و تغییر در ساختار اداری دستگاهها و موسسههای دولتی در جهت کاهش اندازه بخش دولت، شکل گرفت. تدوین طرح ساماندهی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران در 1377 از دیگر اقدامات دولت درزمینه برنامهریزی در سالهای برنامه دوم توسعه به شمار میرود.
برنامه سوم توسعه (1383-1379) با هدف اصلاح ساختارها و ایجاد زیربناهای لازم برای توسعه، اصلاح قوانین و مقررات و سایر برنامههای اجرایی شکل گرفت. همچنین این برنامه باهدف توجه به افزایش سطح مشارکت اجتماعی، اهتمام بر امر اشتغال و فراهم آوردن امکان دستیابی به رشد اقتصادی موردنیاز شکل گرفت.
برنامه چهارم توسعه (1388-1384) در چارچوب سند چشمانداز و با هدف رشد پایدار اقتصادی دانایی محور و یکرقمی شدن نرخ بیکاری و تورم، رشد مستمر و پایدار، توسعه مبتنی بر دانایی، تعامل فعال با اقتصاد جهانی، رقابتپذیری اقتصاد، امنیت انسانی و عدالت اجتماعی، امنیت ملی، ارتقای سلامت و بهبود کیفیت زندگی، محیطزیست و توسعه پایدار، توسعه فرهنگی، توسعه مدیریت دولت، امنیت و توسعه قضایی و تعادل و توازن منطقهای کشور شکل گرفت.
برنامه پنجم (1394-1390) دومین برنامه از دوره سند چشمانداز است که میبایستی در جهت اهداف سند یعنی دستیابی به جایگاه اول اقتصادی و علمی و فناوری در منطقه همراه با هویت اسلامی و انقلابی و الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بینالملل حرکت نماید. درحالیکه در سیاستهای کلی برنامه و ماده 234 این قانون نرخ رشد متوسط 8 درصد، نرخ بیکاری 7 درصد و قطع وابستگی هزینههای جاری دولت به درآمدهای نفت و گاز تا پایان برنامه هدفگذاری شده بود اما عملاً در پایان سال 1394 نرخ رشد به 1.6 - درصد و نرخ بیکاری به 11 درصد رسید.
آسیبشناسی برنامهریزی در ایران
الف- آسیبشناسی اهداف
ب- آسیبشناسی نظام برنامهریزی
ج- آسیبشناسی فرآیند تصویب
د- آسیبشناسی اجرای برنامهها
ه- آسیبشناسی فرآیند نظارت و ارزشیابی
- نظارت بر برنامههای توسعه در بهترین شرایط محدود به نظارت عملیاتی و پیشرفت فیزیکی بوده است.
- تداخل وظایف دستگاههای نظارتی و دائمی و مستمر نبودن فرآیند نظارت.
برنامه ششم توسعه و رشد موردنیاز سند چشمانداز
سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 و سیاستهای کلی برنامه چهارم توسعه، ارتقای قدرت و توان تولید اقتصاد کشور را با ویژگیهای «رشد پرشتاب و مستمر» مورد تأکید قرار داده است، برنامه چهارم توسعه اولین، برنامه پنجم توسعه دومین برنامه، برنامه ششم توسعه سومین برنامه و برنامه هفتم توسعه آخرین برنامه از مجموعه برنامههای توسعه سند چشمانداز است.
ازآنجاییکه در ابتدای دهه دوم سند چشمانداز و اجرای سومین برنامه از مجموعه برنامههای سند چشمانداز یعنی برنامه ششم توسعه قرار داریم، بررسی میزان دسترسی به شاخصهای مطرح ازجمله رشد اقتصادی و سرمایهگذاری در ارزیابی گذشته و کمک به آینده مفید خواهد بود.
متأسفانه میزان تحقق هدف رشد اقتصادی سالانه 8 درصدی، در برنامه چهارم توسعه فقط 55 درصد و در برنامه پنجم 8.7- درصد و کل دوره چشمانداز از ابتدا تا پایان سال 1394 تنها 23 درصد بوده است. همچنین از هدف رشد سالانه سرمایهگذاری 12.2 درصدی، در برنامه چهارم توسعه فقط 46 درصد و از هدف رشد سرمایهگذاری سالانه 11 درصدی در برنامه پنجم توسعه، رقم 53- درصد محقق گردید، بهواقع در برنامه پنجم توسعه، اهداف حوزه رشد و سرمایهگذاری نهتنها محقق نشده است بلکه انحراف و شکاف قابلتوجهی در رشد و سرمایهگذاری موردنیاز اقتصاد کشور، نسبت به سند چشمانداز ایجادشده است. برنامه ششم توسعه در حالی آغاز شد که کشور با چالشها و مشکلات زیر مواجه بود:
درمجموع روند تحولات رشد و سرمایهگذاری حاکی از شکاف بین مسیر چشمانداز و عملکرد اقتصاد کشور است، لذا به نظر میرسد در سالهای باقیمانده از چشمانداز یعنی سالهای 1396 الی 1404 برای جبران عدم تحققهای دهه گذشته نیاز به تلاش مضاعف و رشدهای بالا و مداوم اقتصادی و سرمایهگذاری خواهیم داشت و این مهم باید دغدغه سیاستگذار در برنامه ششم (1400-1396) و برنامه هفتم (1405-1401) قرار گیرد.
با توجه به اینکه مهمترین رقبای اصلی ایران در سند چشمانداز کشورهای ترکیه و عربستان است، لذا درصورتیکه ایران بخواهد جایگاه اول اقتصادی را در انتهای سال بعد از چشمانداز (1405) کسب نماید بر اساس شاخص حجم تولید (بر اساس برابری قدرت خرید و برحسب دلار) میبایست بالاتر از این دو رقیب قرار بگیرد. با فرض اینکه این دو کشور و سایر رقبا صرفاً به رشدهای قبلی خود ادامه دهند، ایران برای جبران رشدهای اقتصادی ازدسترفته قبل میبایست در گزینه یک در دو برنامه ششم و هفتم توسعه بهطور مداوم و متوالی سالانه رشد اقتصادی حداقل 9.7 درصدی و در گزینه دوم در برنامه ششم توسعه سالانه رشد اقتصادی حداقل 8 درصدی و در برنامه هفتم توسعه رشد اقتصادی حداقل سالانه 11.4 درصدی را تجربه کند.
کلام آخر اینکه، کاهش شدید قیمت نفت به زیر 30 دلار در هر بشکه در ابتدای سال 2016، و تثبیت آن در کانال 50 دلار در سال 2017 فرصت مناسبی برای سیاستگذار فراهم کرده تا یک بار برای همیشه، مسیر رشد و رونق اقتصادی بدون اتکا به منابع نفتی ناپایدار، توأم با اصلاحات ساختاری در حوزه فضای کسبوکار، رقابتپذیری و حوزه مالی و تجاری و تعامل فعال و سازنده با جهان و استفاده از ظرفیتهای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و ظرفیتهای جدید سرمایهگذاران خارجی را انتخاب نماید، چراکه ساختار کنونی اقتصاد نفتی ایران توان ایجاد رشد اقتصادی باکیفیت و بالای 4 درصد و تثبیت نرخ بیکاری و تورم تکرقمی در بلندمدت را ندارد.