
بازار سهام نوسانات عدیدهای را از سر گذرانده است. اما پرسش اینجاست که چگونه این نوسانات تا به این حد افزایش یافته است؟
آینده نگر/احسان حاجي علي اكبر، كارشناس بورس
بازار سهام از ابتدای سال جاری تا به حال یعنی از فروردین تا آبانماه 1400، برخلاف سال گذشته، بازدهی خاصی نداشت. آمار و اطلاعات بازار نشان میدهد، همگام با زمزمههای شروع رشد سنگین بازار در اواخر سال 1398، تا 19 مرداد ماه سال 1399، 133,000 میلیارد تومان نقدینگی توسط حقیقیها وارد بازار شده بود که تنها 122,000 میلیارد تومان از این نقدینگی ورودی به بازار سهام از ابتدای سال تا 19 مرداد 1399 بوده است. ورود این حجم نقدینگی در مدت تقریبی نیم سال به بازار که از آن به عنوان رنسانس بازار سهام ایران تعبیر میشود بی سابقه بود؛ اما از 20 مرداد ماه 1399 تا پایان اسفند ماه 1399، 85,000 میلیارد تومان نقدینگی حقیقیها از بازار خارج شد و روند خروج نقدینگی حقیقیها از بازار در سال 1400 نیز همچنان ادامه دارد. همچنین از ابتدای 1400 تا به امروز حدود 30 هزار میلیارد تومان پول حقیقیها از بازار خارج شده است.
شاخص کل
از طرفی شاخص کل بورس طی بازه زمانی 22 دی 1398 تا 19 مرداد 1399، با رشد 450 درصدی همراه شد اما از 19 مرداد 1399 تاکنون شاخص کل بورس بازدهی منفی را ثبت کرده است. دقیقاً در همان بازه زمانی صعودی بازار (از 22 دی ماه 1398 تا 19 مرداد ماه سال 1399) شاهد مثبت شدن خالص خرید حقیقیها در بازار سرمایه بودیم. اما این روند از شهریور 1399 تاکنون برعکس بوده است.
ارزش معاملات
میانگین ماهانه ارزش معاملات خرد بعد ثبت پیک خود در تیر ماه 1399 به روند نزولی خود ادامه داد و در مقطعی حتی به ارقام نازل 1700 میلیارد تومان معامله نیز در روز میرسید. این در شرایطی بود که حقیقیها در تیر و مرداد 1399 بالغ بر 15000 میلیارد تومان روزانه معامله داشتند.
چرا نوسانات بازار افزایش یافت؟
بازار سهام نوسانات عدیدهای را از سر گذرانده است. اما پرسش اینجاست که چگونه این نوسانات تا به این حد افزایش یافته است؟ پاسخ این پرسش چیزی جز تغییر بازیگران بازار سهام نیست. واضح است که سهامداران فعلی از جنس سهامداران پیش از سال ۹۷ نبوده و نیستند، اگر در آن زمان حرفهایها و علاقهمندان جدی صرفاً در بورس بودند حالا از همه قشری و همه طبقات جامعه وارد بازار بورس شدهاند. یکی از دلایل این همهگیری بورس دعوت مسئولان به سرمایهگذاری در بازار سهام و البته خاصیت ذاتی بازار سرمایه در جذب نقدینگی خرد است. وجود تورمی افسارگسیخته در اقتصاد و نبودن جایگزینهای سرمایهگذاری برای سرمایهگذاران خرد سبب شد تا این سیل عظیم نقدینگی راهی بازار سرمایه شود. در این میان آزادسازی سهامداران عدالت نیز خیل عظیمی به سرمایهگذاران خردِ بورسی اضافه کرد. این سهامداران جدید هیچ آموزشی ندیده بودند، دوران رکود بازار را درک نکرده بودند، ارزیابی مشخصی از ریسک نداشتند و در رویای یکشبه پولدار شدن بی محابا به بازار ورود کردند و قیمت سهام را به اوج رساندند. قیمتهایی که در بسیاری از جهات با واقعیات اقتصادی همخوانی نداشت. بنابراین اغلب قریب به اتفاق افرادی که بعد از مرداد 99 به بازار آمده بودند با زیانهای سنگینی همراه شده و احتمالاً بازار را ترک کردهاند. بنابراین بخش بزرگی از خروج نقدینگی حقیقیها میتواند به این عامل ربط داشته باشد. به همین دلیل بود که بازار دیگر به اخبار مثبت واکنش مثبتی نشان نمیداد. آمار و ارقام نشان میدهد که در اوج بازار سهام در مرداد ماه 1399 نسبت P/E ttm برابر 29.7، نسبت P/S ttm برابر 6.8 و نسبت P/D برابر 50.28 بود. این در شرایطی است که در حال حاضر و با اصلاح بازار سهام این نسبتها به نسبت P/E ttm برابر 8.6، نسبت P/S ttm برابر 2.9 و نسبت P/D برابر 16.8 رسیده است.
سهامداران جدید آموزش ندیدهاند؛ هیجانات در تصمیمگیری سرمایهگذاریهای آنها نقش اساسی دارد. این افراد مصداق آن ضربالمثل معروف هستند که با یک غوره سردی و یا یک مویز گرمیشان میکند. ساختارهای بازار از جمله صفوف خرید و فروش نیز این مقوله را تشدید میکند. صفوف خرید خاصیت جاماندگی را القا میکند و افراد به سرعت و بدون بررسی همه جانبه شرایط، وارد این صفوف میشوند. بالعکس صفوف فروش نیز همین شرایط را ایجاد میکند. بنابراین صف خرید و صف فروش آموزش و تحلیل را در بازار کمرنگ کرده است و نگاه همگان به این صفهاست. در این میان این رفتار آماتوری در بین سرمایهگذاران جدیدالورود به مراتب بیشتر دیده میشود؛ هرچند حرفهایها نیز گاهی اوقات تحت تاثیر چنین رویههایی قرار میگیرند. بنابراین از سرمایهگذاران خرد انتظار چندانی نمیرود.
راهکار حل مشکل کجاست؟
اما پرسش دیگر در این است که حال که این اتفاقات رخ داده است راه چاره چیست؟ نگاهی به تجربه جهانی در این خصوص نشان میدهد که راه چاره چیزی جز سرمایهگذاری غیرمستقیم نیست و ما در این حوزه بسیار ضعیف عمل کردهایم. در بیشتر بازارهای مالی جهان سرمایهگذاران به شیوه غیرمستقیم و با خرید واحدهای صندوقهای سرمایهگذاری در بازار فعالیت میکنند. در این صندوقها افراد متخصص با تجریه و تحلیل سهام اقدام به خرید و فروش میکنند. شبکههای اجتماعی و گسترش تکنولوژی در بازار سهام عامل مهم دیگری بود تا افراد بدون اطلاعات تحلیلی لازم اقدام به خرید و فروش سهام کنند. در دو سال گذشته افراد زمانی وارد بازار شدند که فرهنگسازی لازم انجام نشده بود و افراد از چندین جا سیگنالهای خرید و فروش دریافت میکردند بنابراین شاهد افزایش مخاطرات سرمایهگذاری در بازار شدیم. بهتر است سازمان بورس با ایجاد محدودیتهایی افراد را از طریق سبدگردانها و صندوقهای سرمایهگذاری وارد بازار کند. اما به دلیل کمبود شرکتهای سبدگردانی، مشاور سرمایهگذاری و نواقص در قوانین و مقررات، سرمایهگذاری غیرمستقیم در بازار به صورت گسترده همهگیر نشده است. بیشک ورود غیرمستقیم افراد به بازار سبب کاهش نوسانات و مخاطرات بازار خواهد شد. سرمایهگذاری عموماً باید با پول مازاد و دانش کافی صورت گیرد اما ورود پول ریسکی به بازار سبب افزایش ریسک سرمایهگذاری، افزایش هیجانات و نوسانات خواهد شد و مخالف روح سرمایهگذاری است. چرا که روح سرمایهگذاری عموماً بلندمدت است. اگرچه اخیراً با افزایش شرکتهای سبدگردان و صندوقهای سرمایهگذاری مواجه شدیم که تنوع و گسترش سرمایهگذاری غیرمستقیم را در بر داشته است اما بی شک هنوز تا ایدهآل این حوزه اقدامات بسیاری باید صورت گیرد. نوسانات فعلی بازار سهام علیرغم اینکه سبب نارضایتی و افزایش موقتی عمق بازار سهام شد اما درس بزرگی به آحاد افراد جامعه داد تا بدون دانش کافی اقدام به سرمایهگذاری مستقیم در بازار سهام نکنند. ارکان بازار نیز از این اتفاقات تجربه بزرگی کسب کردند که به تدریج با تسهیل مجوزهای کسب و کار در حوزه بازار سرمایه شاهد نتایج آن هستیم.