
ویروس کرونا و سیاستگذاریهای آن و اثراتی که در سیاست بینالملل گذاشته است برای همه سیاستگذاران و تحلیلگران در سراسر جهان دارای اهمیت است.
ایلونا کیکباش، آنا هولزشیتر / استادان علوم سیاسی/آینده نگر
جهان در طول همهگیری ویروس کرونا تجربه کرد که چطور ژئوپلیتیک سلامت جهانی یک ضرورت فوری است و برای حفظ جان میلیاردها نفر از مردم جهانی نیازی مبرم است. چالش مذاکرات برای رسیدن به یک توافقنامه درباره همهگیری ویروس کرونا در سطوح مختلف ژئوپلیتیک که به یکدیگر پیوسته هستند مشهود است.
یک مشکل کلیدی در مذاکرات رسیدن به توافق درباره همهگیری این خواهد بود که باید بر نظام سلامت جهانی که به دو بخش سیاسی مجزا تقسیم شده است، فایق آید. این مشکل چند علت دارد. اولین علت این است که نابرابری بهداشتی ناجوری در بین کشورها وجود دارد که جنوب جهانی دیگر نمیپذیرد چنین نقیصهای ادامه پیدا کند. علت دوم رقابت شدید بین قدرتهای بزرگ است. این قدرتها بهجای اینکه بر سر یک مسئله بهداشتی که جهانی است و همه کشورها و آحاد مردم را تحت تأثیر قرار داده همکاری کنند، با هم رقابت میکنند و جهان را تکهتکه کردهاند. همهگیری کرونا زمانی شروع شد که رقابتهای ژئوپلیتیکی و بیاعتمادی در حال اوجگرفتن بود و نتیجهاش این شد که حمایت برای نظام چندجانبه بهداشتی که برای کرونا لازم بود، بهدلایل مختلف بیش از گذشته تضعیف شود. هرچه تنشها بین چین و آمریکا بیشتر شد، نهفقط بر سازمان بهداشت جهانی اثر گذاشت و آن را تضعیف کرد بلکه همچنین توافقات در اجلاس کشورهای جی۷ و جی۲۰ را به محال نزدیک کرد، افزون بر اینکه رقابت را به جان کشورهایی انداخت که در پیشزمینههای زیادی از چند جانب با هم نزدیک بودند. این کار همچنین مانع پیشرفت عدالت در برخورداری از واکسن شد.
تغییر تحرکات سیاسی
آیا این ناتوانی در تصمیمگیری برای نشاندادن واکنش فوری به همهگیری ویروس کرونا منعکسکننده یک «مرحله» از ضعف چندجانبهگرایی بود یا انعکاس فقدان اراده سیاسی در رهبران جهان؟ تحلیلگرانی که در حوزه سیاسی تغییر اقلیم مطالعه کردهاند، استدلال میکنند که تحرکات و پویایی قدرت جدید در حال ظهور است که همین حالا هم خودش را در اجلاس اخیر گروه جی۲۰ و مذاکرات اقلیمی گلاسکو نشان داده است. امروز ژئوپلیتیک مربوط به جنگ سرد جدید نیست بلکه یک نظم فناورانه جدید را برقرار میکند که در آن، مدعی است که قدرت را نمیتواند به فناوری، علم، مالکیت دادهها و اقتدار در دنیای دیجیتال تفکیک کرد، یعنی ابعادی که با خودشان جنبههای جدید از نابرابری را میآورند. واکنشها به همهگیری فقط مربوط به امنیت بهداشتی و مدیریت دولتی بحران نیست بلکه همچنین ــ مثل تغییر اقلیم ــ حوزهای است که به نوآوری و فناوری و منابع چندگانه شرکتی هم ربط پیدا میکند که در هیچ یک از آنها قوانین بینالمللی وجود ندارد. بهداشتی جهانی، با پایههای قدرتمند علم و فناوری و دادههایش، اکنون بخشی از بازنگری در سیاست قرار دارد؛ بازنگری در این باب که سیاسی جهانی چگونه باید سازماندهی شود، طبق چه اصول و ارزشهایی باید پیش برود، کدام بازیگرانی باید در آن نقش بازی کنند و چه سلسلهمراتبی برای نهادها باید درست شود. این مسائل کار را برای رسیدن به توافق درباره اینکه کدام راه باید پیش گرفته شود دشوار میکند.
فقدان همبستگی جهانی باعث ایجاد نابرابری در برخورداری از واکسن شده است و برای بهداشتی جهان مشکلاتی درست کرده است. این مشکلات همین حالا هم بهشدت نابرابری جهانی در دسترسی به امور بهداشتی را درست کرده و موانع مضاعفی در رسیدن به حق برخورداری از بهداشت ایجاد کرده است. بنابراین دسترسی به واکنش و تشخیص بیماریها و درمان آنها دشوارتر شده است. جای تعجب ندارد که نهادهای جامعه مدنی درخواست «استعمارزدایی از بهداشت جهانی» کردهاند و برای رسیدن به جنبههای تجاری متعادلی در حوزه حق مؤلف مبارزه میکنند. برای جنوب جهانی، پذیرش یک توافقنامه مطلوب این است که به نیازهای آنان پاسخ بدهد. جنوب جهانی اصطلاحی است بهکاررفته در مطالعات فراملیتی و پسااستعماری، برای اشاره به آنچه که ممکن است «جهان سوم» نامیده شود، یعنی آفریقا و آمریکای لاتین و کشورهای در حال توسعه در آسیا. همچنین میتواند شامل مناطق فقیرتر «جنوبی» کشورهای ثروتمند «شمالی» باشد. جنوب جهانی بهطورکلی اشارهای است به تاریخچه همبستگی استعماری، امپریالیسم نو و تغییرات اقتصادی و اجتماعی ناهمسان در این کشورها که از طریق آن، نابرابریهای بزرگ در استانداردهای زندگی، امید به زندگی و دسترسی به منابع حفظ میشود. بنابراین یک توافقنامه که به کار کشورهای جنوب جهانی در زمینه همهگیری ویروس کرونا بیاید باید به نیازهای کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط پاسخ دهد، نیازهایی مثل برابری و حقوق بشر، اشتراکگذاری دانش، فناوری و نوآوری و تأمین مالی کالاهای عمومی جهانی در زمینه بهداشت. این توافقنامه فقط مخالف مواضع برخی از کشورها نیست بلکه با اغلب منافع بخش خصوصی هم منافات دارد.
همهگیری ویروس کرونا بههمراه تغییر اقلیم یکی از عظیمترین رویدادهای زمانه حیات ماست اما سیاست برای واکنش به آن برنخاسته است. قدرتهای بزرگ از سازمان بهداشت جهانی پشتیبانی نکردند، سازمانی بینالمللی که برای اطمینان از وجود بالاترین سطوح بهداشتی ممکن برای همه مردم ایجاد شد و بدنه مسئول هماهنگی و مدیریت نهادهای بهداشتی بینالمللی را انجام میدهد، مخصوصاً در مواقعی که وضعیت سلامت جوامع اضطراری است. همهگیری بهجای اینکه واکنشی جمعی به یک فوریت بهداشتی عمومی که دغدغهای بینالمللی است را ترغیب کند، رقابت بین کشورها را شدت بخشید. کنترل ویروس تبدیل شد به اسباب بهرهگیری از مزیتهای سیستمها، ملیگرایی در ساخت واکسن، سلطه بر زنجیره تأمین و یافتن فرصتهای ژئوپلیتیکی استراتژیک شد.
همهگیری ویروس کرونا تنشها و چالشهای ملی را چند برابر کرد، مثل رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری بین ترامپ و بایدن که اثر همهگیری در آن مشهود بود و تأثیرگذاری بر وضعیت بینالمللی چین و قدرت داخلی شی جینپینگ. در خیلی از کشورها این بحران بدل شد به آزمایشی سیاسی برای تثبیت جایگاه سیاسی حکومتها و این امر در رتبهبندی کشورهای جهان در زمینه واکنش به همهگیری هم مشهود بود. نبود دغدغه برابری دسترسی به واکسن در کشورها شمال جهانی همچنان به قوت خود باقی است.
اتحادیه اروپا از ریاست ایتالیا در اجلاس جی۲۰ استفاده کرد تا نقش ژئوپلیتیکی خود را در زمینه بهداشت پررنگتر کند و رهبری تأمین مالی مکانیزمهای جدید از جمله دسترسی به گسترش ابزارهای مبارزه با کووید ـ ۱۹ و نظام توزیع واکسن کوواکس را به دست آورد. این اتحادیه در سال ۲۰۱۹ یک برنامه پیشنهادی برای چارچوب واکنش و آمادهسازی به همهگیریهای جهانی ارائه کرده بود و بعد از همهگیری ویروس کرونا، از آن بهره برد. چارلز مایکل، رئیس شورای اروپایی، در نوامبر ۲۰۲۰ کشورها را فراخواند تا یک «توافقنامه همهگیری» را درست کنند که بر طبق اصول اساسنامه سازمان بهداشت جهانی باشد. دو انگیزه اصلی برای ارائه این پیشنهاد وجود داشت: اتخاذ روشی که منعکسکننده حاکمیت قانون باشد یعنی یکی از ارزشهای بنیادین اتحادیه اروپا و ایجاد مانعی برای پیشنهادهایی که ترویج میکردند مدیریت همهگیری از سازمان بهداشتی جهانی گرفته شود.
قصد فوری این بود که کشورهای عضو سازمان بهداشت جهانی بهسرعت توافق کنند روی مذاکره درباره ابزارهایی که بعد از اجلاس بهداشتی جهانی در ماه مه ۲۰۲۰ برای واکنش به همهگیری اعلام شد اما این فوریت، بهویژه بهعلت فشارهایی که آمریکا وارد کرد، به اجلاس ویژه بهداشتی جهان در نوامبر ۲۰۲۱ موکول شد. بحث دیگر این است که دولت جدید بایدن در آمریکا میخواهد در قبال سازمان بهداشت جهانی چه موضعی اتخاذ کند. به نظر میرسد که دولت بایدن میخواهد جایگاه سازمان بهداشتی جهانی ارتقا پیدا کند و همچنین نقش آمریکا در امور بهداشتی جهانی پررنگتر شود. اما کشورهای جنوب جهانی دیگر این سیادت آمریکا و کشورهای شمال را در حوزههای بهداشتی نمیپذیرند و نمود آن نیز در کشورهای رئیس اجلاسهای آینده جی۲۰ مشهود است: در سال ۲۰۲۳ اندونزی و در سال ۲۰۲۴ هندوستان ریاست اجلاسهای سالانه جی۲۰ را بر عهده خواهند داشت. افزون بر اینکه صدای بسیاری از کشورهای آفریقایی نیز بالا رفته آنها بهروشنی گفتهاند که فقط در شرایطی یک توافقنامه جهانی را درباره همهگیری خواهند پذیرفت که مسائل اساسی مربوط به برابری در آنها مورد تأکید قرار گرفته باشد.
شکاف همهگیری در بدنه بینالمللی
عالمگیری بیماری کووید ـ ۱۹ بدون شک شکافی را در حکمرانی بهداشتی جهانی ایجاد کرد، مخصوصاً باعث محدودیتهایی در نهادهای نظارتی بهداشت بینالمللی و ظرفیتهای نهادی سازمان بهداشت جهانی شد. اعمال مقررات شدیدتر، قدرت پیشبینی و نظارت و تحریم احتمالی نیاز به این دارد که گزارشدهی و شفافیت و تبادل بینالمللی دادهها و همچنین اطمینان از همکاری در توزیع واکسن و سایر اقلام بهداشتی افزایش پیدا کند. بسیاری از کشورها به این امید دنبال یک توافق جدید در زمینه همهگیری هستند که ابزار نویی پیدا کنند برای شکستن چرخه باطل نگرانی و بیاعتنایی، و نیز بتوانند شکاف سیاسی بین کشورها را در این زمینه بهوسیله سطوح بالاتری از اقتدار و نظارت کمتر کنند.
باید گفت که بهطورکلی وقتی که همهگیری ویروس کرونا در ابتدای سال ۲۰۲۰ رسماً اعلام شد و کشورها شروع کردند به مقابله با این همهگیری، از یک همکاری بینالمللی برخوردار نبودند و بهجای اینکه برای توزیع اقلام بهداشتی و سایر کمکهای پزشکی به یکدیگر کار کنند، دست به رقابت با یکدیگر زدند و عملاً عرصه بهداشت جهانی را تبدیل کردند به عرصه رقابتهای ملی. وقتی که بحث ابداع واکسن ویروس کرونا و همچنین ساخت و توزیع واکسن پیش آمد، این رقابتها به اوج خود رسید و کشورها همکاری ضعیفی با هم بر سر توزیع واکسن مخصوصاً در کشورهای کمتر برخوردار و توسعهیافته داشتند. از سازمان بهداشت جهانی هم کار چندانی برنیامد و برای همین است که نیاز به یک توافقنامه دیگر بهداشتی در سطح بینالمللی برای موارد مشابه همهگیری در آینده بهشدت احساس میشود. در این میان، کشورهای جنوب جهانی تلاش زیادی میکنند که مثل سابق از رقابتهای کشورهای شمال جهانی صدمه نخورند و مقاصد آنها نیز در توافقنامهها لحاظ شود.
منبع: بریتیش مدیکال ژورنال