
انگلیسیها از رایدادن به برگزیت و خروج از اتحادیه اروپا پشیماناند و آن را ایجادکننده هزینههای بسیار سنگین و برگشتناپذیر برای انگلیس میدانند. با این حال، دولت این کشور از انجام اقدام لازم برای بهتر کردن اوضاع عاجز است
آینده نگر/ منبع: فایننشال تایمز
بوریس جانسون نخست وزیر انگلیس میخواهد وانمود کند که حواسش به همه مشکلات امروز انگلیس هست، اما درواقع چیزی که بیشتر از همه چیز فکرش را مشغول کرده دعوا و مرافعههای پیاپی با فرانسه - این رقیب قدیمی اروپایی- بوده. رقابت و جدالهای لفظی بین این دو رقیب دیرینه حالا دارد به یک مشکل بزرگ بینالمللی هم بدل میشود. یک بار موضوع سر ایرلند شمالی است، یک بار سر سهم ماهیگیری و هزاران بار سر مسائل سیاسی نامربوط. کار به جایی رسیده که هر اختلاف نظر کوچکی بین پاریس و لندن خیلی سریع به مجموعهای از حملات و تهدیدها بین دولتهای دو کشور تبدیل میشود. البته همه میدانند که مشکل از ایرلند شمالی یا از ماهیگیری نیست؛ مشکل اصلی برگزیت است. بوریس جانسون نخست وزیر انگلیس مجبور است کاری کند که روند خروج این کشور از اتحادیه اروپا به خیر و خوشی بگذرد (که آن هم جای تردید دارد). از آن طرف، امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه میداند که برگزیت نمیتواند (و نباید) به خیر و خوشی بگذرد. این مصیبتی بزرگ برای اروپا و چه بسا جهان است.
برگزیت به خودی خود باعث بروز مشکلات زیادی از لحاظ اقتصادی و سیاسی در مناسبات دو کشور شد؛ اما این قضیه جنبههای دیگری نیز دارد. نامهای که اخیرا محتویاتش افشا شده و از سوی ژان کاستکس نخست وزیر فرانسه خطاب به اتحادیه اروپا فرستاده شده، بخش زیادی از ماجرا را توضیح میدهد. او در این نامه اعلام کرده که ضروری است که افکار عمومی اتحادیه اروپا به هزینه سنگین خروج کشورشان از اتحادیه اروپا پی ببرند. این مسئله در شرایطی که برخی کشورهای دیگر اتحادیه اروپا هم به سرشان زده که از این اتحادیه خارج شوند، اهمیت خودش را نشان میدهد. اتحادیه اروپا در جریان برگزیت دردسرهای زیادی را متحمل شد. اما یک واقعیت بزرگ دیگر هم وجود دارد: انگلیسیها از رایدادن به برگزیت و خروج از اتحادیه اروپا پشیماناند و آن را ایجادکننده هزینههای بسیار سنگین و برگشتناپذیر برای انگلیس میدانند. با این حال، دولت این کشور از انجام اقدام لازم برای بهتر کردن اوضاع عاجز است.
چنین وضعی برای آینده بوریس جانسون به شدت خطرناک است. دولت او زمستانی را پیش رو دارد که با افزایش شدید تورم و افزایش قیمت گاز و حتی کمبود برخی مواد مصرفی (به دلیل اختلال در زنجیرههای تامین جهانی) همراه خواهد بود. بنابراین جانسون چارهای نمیبیند که روی رقابت و درگیری با فرانسه و ماکرون بیشتر متمرکز شود تا حداقل بخشی از مشکلات را به گردن رقیبش بیاندازد. اینکه کالاهای مصرفی به میزان کافی و با سرعت کافی به بنادر انگلیس نمیرسند ناشی از برگزیت است؛ اما پیدا کردن مقصرهای دیگر هم برای آن در آینده سود زیادی برای دولت انگلیس دارد.
اما آینده امانوئل ماکرون هم اصلا درخشان و جالب نیست. او هم تحت فشارهای سیاسی شدید قرار دارد و در ماه آوریل نیز انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در پیش است. رقیب اصلی راستگرای او یعنی اریک زمور روی این موضوع تبلیغ کرده که انگلیسیها توانستهاند در غائله برگزیت پیروز میدان باشند و این ناقض همه مواضع دولت ماکرون مبنی بر ضرر دیدن انگلیس (یا هر کشور اروپایی دیگر) به هنگام خروج از اتحادیه اروپا است.
نکته دیگر هم به پیمان امنیتی جدید اوکاس برمیگردد که اخیرا بین استرالیا، انگلیس و آمریکا امضا شد و فرانسه به کل در آن کنار گذاشته شده بود. فرانسه تصور میکرد که انگلیس در دوران پس از برگزیت موضوعیت خود را در عرصه بینالمللی از دست داده و پاریس میتواند جایگاه لندن را در مسائل بزرگ جهانی اشغال کند. اما این پیمان امنیتی نشان داد که اینطور نیست.
اینکه دو قدرت اروپایی با این شدت به جان هم بیفتند البته در طول تاریخ موضوع بیسابقهای نبوده و بارها اتفاق افتاده است. اما در شرایطی که برخی صاحبنظران از افول موقعیت اروپا در سطح جهان صحبت میکنند، رقابت سنگین بین انگلیس و فرانسه ظاهرا فقط باعث دردسرهای بیشتر است. کار به جایی رسیده که از لزوم تشکیل کمیته مشترکی از سران دو کشور برای کاهش تنشها و افزایش همکاریها صحبت به میان آمده است؛ چیزی شبیه توافقنامهای که در اوج دوران رقابت دو کشور در سال ۱۹۰۴ به امضا رسید. البته به نظر نمیرسد که دو کشور برای چنین همکاریای آمادگی داشته باشند.
رقابت پاریس و لندن حالا دارد به اتحاد کشورهای غربی از جمله در گروه هفت نیز ضربه میزند و هدف مشترک غرب برای مقابله با چین و روسیه را دچار مشکل میکند. حتی احتمالش هست که انگلیس و فرانسه به ژاپن و کره جنوبیِ اروپا بدل شوند که از یک سو متحد آمریکا هستند و از سوی دیگر دائم در حال رقابت شدید با یکدیگر به سر میبرند. این دو رقیب آسیایی فعلا از رقابت دست برنداشتهاند؛ آیا امیدی هست که دو رقیب سرسخت اروپایی یعنی فرانسه و انگلیس وضعیت بهتری در آینده داشته باشند؟ این هم جای تردید دارد.