بحران عقب‌ماندگی در صنعت ساختمان کشور

صنعتِ زمین‌گیر

تاریخ 1400/11/13 ساعت 09:41

ایران کشوری صنعتی است، اما در صنعت ساختمان و تولید صنایع ساختمانی در موج دوم صنعتی شدن هستیم. حتی ساختار بنیادی یا فرایند تولید ساختمان همچنان در شرایط سنتی و ماقبل صنعتی متوقف مانده و از مزایای برجسته تولید صنعتی محروم است

آینده نگر/عبدالرضا فرید نائینی، کارشناس ارشد معماری و شهرسازی

ایران کشوری صنعتی است؛ اما در صنعت ساختمان و تولید صنایع ساختمانی در موج دوم صنعتی شدن هستیم. حتی ساختار بنیادی یا فرایند تولید ساختمان همچنان در شرایط سنتی و ماقبل صنعتی متوقف مانده و از مزایای برجسته تولید صنعتی محروم است. با بهره‌وری و کیفیت نازل رقابت‌پذیری را ازدست‌داده‌ایم. قیمت تمام‌شده نامناسب، سرعت کم و خواب سرمایه (6 تا 8 برابر استاندارد جهانی)، عدم تحقق فراگیر مقررات ملی و ضوابط لازم‌الاجرا، اعتبار ساخت‌وساز ما را مورد سؤال قرار داده است.

مسئله ایمنی به‌عنوان مهم‌ترین دغدغه جامعه مهندسی طی هفت دهه، به‌طور فراگیر تأمین نشده است و مراکز جمعیتی در شرایط بحرانی قرار دارند. شوربختانه جان‌ها و سرمایه‌های کلان ملی ما قربانی این غفلت خسارت‌بار است.

انتظارات امروزین از ساخت‌وساز برنمی‌تابد که در قبال هر زمین‌لرزه خسارت سنگین جانی و مالی به جامعه تحمیل شود. این در شرایطی است که از مزایای نسبی صنعت ساختمان ما، جامعه بزرگ مهندسی است (بیش از نیم میلیون عضو) که به دانش روز مجهز است و قادر است تحول بنیادی در فرایند ساخت و توسعه صنعتی ساخت‌وساز را مدیریت کند. لیکن، روش‌های سنتی تولید ساختمان، مانع اصلی در توسعه و تعالی صنعت ساختمان و بهره‌گیری از نوآوری و خلاقیت‌های جامعه مهندسی ساختمان کشور است.

به یاد می‌آوریم که صنعت ساختمان ما در دهه پنجاه خورشیدی، با فاصله‌ای کوتاه از جهان پیشرفته، به‌سوی تولید صنعتی ساخت‌وساز برنامه‌ریزی و حرکت کرد و با جذب همکاری شرکت‌های صاحب فناوری در سطح جهان و اجرای پروژه‌های متعدد و متنوع به روش صنعتی در مدتی محدود، در جایگاه پنجمین کشور جهان به جهت رشد ضریب ساخت صنعتی ساختمان قرار گرفت. این تحول در مدت محدود، حاکی از ظرفیت قابل‌توجه صنعت احداث کشور و توان بالقوه مهندسی و برنامه‌ریزی در بخش ساخت‌وساز است. برنامه‌ریزی برای تولید صنعتی ساختمان بستری را برای نوآوری و خلاقیت فراهم کرد که ازجمله، یک معمار جوان ایرانی دومین، بزرگ‌ترین مجموعه مسکونی جهان در آن زمان را از نقطه صفر بنیان‌گذاری و مدیریت کرد (شهرک اکباتان). توسعه صنعتی ساختمان به آرمان جامعه مهندسی بدل شده بود.

پس از انقلاب با تغییر در سیاست‌های توسعه مسکن، روند توسعه صنعتی موقتاً متوقف شد. در این شرایط لازم بود انگیزه توسعه صنعتی ساخت‌وساز به‌عنوان اولویت نخست بخش ساخت‌وساز و تجربیات ارزشمند دهه پنجاه حفاظت شود.

 کم‌کاری دولت و جامعه مهندسی باعث شد که این تجربیات به‌مرور از حافظه مدیران مستقر و جامعه مهندسی فاصله بگیرد و جامعه مهندسی از نگاه توسعه‌ای به بخش ساخت‌وساز و از آرمان توسعه صنعتی ساختمان تهی شود. چنان‏که حتی به مباحث نظری مربوط به توسعه صنعتی نیز بی‌اعتنا ماند. و لاجرم جامعه مهندسی از تحولات جاری در فرایند تولید ساختمان در سطح جهان بی‌بهره و بیگانه شد.

جامعه مهندسی و تشکل‌های مهندسی، بر پایه سیاست نگاه به دولت، همه امور را از طریق مطالبه‏‌گری از دولت توقع می‌کردند و چون جامعه مهندسی فاقد نگاه سیستمی و نگاه توسعه‌ای به بخش ساخت‌وساز بود، مباحث توسعه‌ای در زمره مطالبات ایشان قرار نمی‌گرفت. لذا طی این مدت در جهت تحول بنیادی در فرایند ساخت و توسعه صنعتی ساخت‌وساز عملاً گام مؤثری برداشته نشد و حتی زیرساخت‌های لازم فراهم نگردید. فرایند طراحی و تولید ساختمان در شرایط سنتی و ماقبل صنعتی متوقف ماند. نظام دانشگاهی نیز در رابطه با پشتیبانی علمی و آموزشی از فرایند ذوجوانبی توسعه صنعتی ساخت‌وساز در حد لازم تأثیرگذار نبود. لذا امروز صنعت ساختمان ما با بحران عقب‌ماندگی مواجه است. انتظارات به امروز تعلق دارند و فرایند طراحی و تولید به گذشته دور. اگرچه بهره‌گیری از صنایع ساختمانی نوپدید، ظاهر ساخت‌وساز ما را روزآمد نشان می‌دهد، لیکن در پس این ظاهر نازیبا و ناهماهنگ عقب‌ماندگی و ناکارآمدی حاکم است.

بخش ساخت‌وساز فاقد برنامه‌های راهبردی و توسعه‌ای است. فقدان برنامه‌های راهبردی باعث شده که نسبت به ساماندهی زیرساخت‌های ساخت‌وساز نیز بی‌توجه بمانیم و در این رابطه با معضلات متعددی روبه‏‌رو هستیم. نیروی کار فاقد گواهی تخصص فراگیر است، مواد، مصالح به‌ویژه خدمات فاقد استاندارد فراگیر و الزام‌آور است، نظام کنترل کیفی به جنگ جهانی اول تعلق دارد، ساختار ارائه خدمات سنتی و ناکارآمد است، و... . به علاوه بی‌عملی طولانی‌مدت و عدم توجه دولت و جامعه مهندسی به‌پیش‌نیازهای لازم جهت تولید صنعتی مسکن ازجمله طرح جامع توسعه صنعتی مسکن، تدوین ضوابط طراحی و تولید صنعتی ساختمان، آیین‌نامه تشخیص صلاحیت و رتبه‌بندی دست‌اندرکاران طراحی و تولید صنعتی، طرح‌های راهبردی، برنامه‌های اجرایی مربوط به طراحی و تولید صنعتی، و... .

درنتیجه هنگامی ‌که طرح‌های مسکن استیجاری به‌ویژه طرح عظیم مسکن مهر، منابع قابل‌توجهی را در قالب پروژه‌های انبوه و متمرکز به‌سوی احداث مسکن ارزان‌قیمت روانه کردند و دولت با تعریف مزایای ترجیحی از تولید صنعتی پروژه‌ها حمایت کرد و بدین ترتیب بستر بسیار مساعدی جهت اقدام عملی در تولید صنعتی ساخت‌وساز فراهم شد، ابتدا به نظر می‌رسید که جامعه مهندسی به آرمان خود نزدیک می‌شود، لیکن نابسامانی در زیرساخت‌ها و فقدان پیش‌نیازها مانع از فهم مشترک و تعامل سازنده بین دست‌اندرکاران طراحی و اجرای پروژه‌ها بود و حمایت از تولید صنعتی ساختمان را به سطح شعار تقلیل داد. به علاوه، با کمال شگفتی، مهندسان مشاور و طراحان با تحلیل یک‌سویه با طرح مسکن مهر فاصله گرفتند و به این فرصت تاریخی برای تحول بنیادی در فرایند ساخت پشت کردند.

فقدان برنامه‌ها، آماده نبودن بسترها و عدم همکاری مهندسان مشاور و طراحان و غیبت نظام دانشگاهی درنهایت موجب شد که دولت در تولید صنعتی مسکن موفق نباشد و پس از احداث بیش از دو میلیون واحد مسکونی با هدف تولید صنعتی تجربه قابل‌ارائه‌ای در دست نیست و پیش‌نیازهای طراحی و تولید صنعتی همچنان در ابهام است.

در مقام مقایسه، در تجربه مشابهی در کشور همسایه غربی، موفق شدند با طراحی و اجرای 250 ‌هزار واحد مسکونی در قالب انبوه‌سازی. توسعه صنعتی ساخت‌وساز را ریل‌گذاری کنند و از این طریق صنعت ساختمانشان به بازارهای منطقه و جهان و به درآمدهای ارزی قابل‌توجه دسترسی یافت. لیکن، ما در خلال تجربه‌ای به وسعت ده برابر و علی‏رغم ایجاد انگیزه قادر نبوده‌ایم گام مهمی درجهت تولید صنعتی ساختمان برداریم و این بخش وسیع از اقتصادمان را از ورطه عقب‌ماندگی برهانیم.

چه عواملی باعث شد که جامعه بزرگ مهندسی ساختمان کشور و دولت که تلاش می‌کرد از طریق مزایای ترجیحی از ساخت صنعتی مسکن حمایت کند، نتوانستند از این فرصت تاریخی در جهت تحول بنیادی در فرایند ساخت بهره گیرند؟

 – فقدان نگاه سیستمی و نگاه توسعه‌ای به بخش ساخت‌وساز به‌ویژه بخش مسکن

- فقدان برنامه‌های راهبردی ازجمله طرح جامع توسعه صنعتی ساخت‌وساز

- فقر مباحث نظری در مورد توسعه صنعتی در بین جامعه مهندسی ساختمان کشور به‌ویژه تشکل‌های مهندسین مشاور

– فقر مسئولیت‏‌پذیری و آرمان‏گرایی

- درون‏گرایی و روزمرگی دولت و جامعه مهندسی که اولاً مانع از مطالعات تطبیقی و برداشت واقعی از شرایط بین‌المللی بوده است. دنیای پیشرفته تولید صنعتی را پشت سر گذاشته و به تولید فراصنعتی روی آورده است. این در شرایطی است که جهانی شدن اقتصاد و الزام به رقابت آزاد بین‏‌المللی پیش روی ماست. ثانیاً روزمرگی نه ‏تنها مانع از برنامه‌ریزی و اجرای طرح‌های بنیادی نظیر طرح توسعه صنعتی ساخت‌وساز بوده، که در این فاصله در مورد طرح‌های کوتاه‌‏مدت و بسیار حیاتی نظیر نظام هماهنگی مدولار، استاندارد ساختمان سبز و پایدار، نوسازی ساختارهای ارائه خدمات و به ویژه ساماندهی زیرساخت‌های ساخت‌وساز و... نیز اقدامی صورت نگرفته است. به علاوه نظام فنی اجرایی حاکم بر فرایند طراحی و ساخت، نظامی سنتی است و راه را بر هر نوع خلاقیت و نوآوری مسدود کرده است و در این مدت برای طراحی و تولید صنعتی گزینه‏‌ای به آن افزوده نشده و این‏همه، به بحران عقب‌ماندگی صنعت ساختمان افزوده است.

طی این مدت علی رغم یادآوری و پیگیری مکرر از طرف این انجمن صنفی، دولت به جز حمایت کلامی گامی در جهت تدوین طرح جامع توسعه صنعتی ساخت‌وساز که کلید ورود به تولید صنعتی مسکن است برنداشته است. این غفلت بخش گسترده‌ای از اقتصاد کشور را زمین‏‌گیر کرده است. به علاوه، چون مسکن بخش پیشگام و بخش استراتژیک اقتصاد ما است، رکود و عقب‌ماندگی در این بخش بر سایر بخش‌های اقتصاد ما نیز اثرگذار است.

به جز دولت جامعه بزرگ مهندسی ساختمان کشور با بیش از نیم میلیون عضو و تشکل‌های مهندسین مشاور که مسئولیت برنامه‌ریزی توسعه بخش را به عهده دارند. در این رابطه مسئولیت جدی دارند.

امروز تأمین مسکن اقشار کم‌‏درآمد و طبقه متوسط در شرایط بحرانی قرار گرفته است. روزمرگی و برنامه‌های کوتاه‏‌مدت و ضربتی نمی‌تواند این بحران عمیق را مدیریت کند.

تجربیات متنوع کشورهای توسعه‌‏یافته در دهه سی تا هفتاد میلادی و پیشرفت‏‌های فوق‌العاده پس از آن، به علاوه تجربیات دهه پنجاه کشور در اختیار ما است. ما همه منابع و عوامل لازم جهت توسعه صنعتی ساخت‌وساز را در اختیار داریم. عزم ملی و برنامه‌های راهبردی به ویژه طرح جامع توسعه صنعتی ساخت‌وساز کارساز خواهد بود.

کارشناسانی که از منظر توسعه به ساخت‌وساز می‌نگرند توسعه صنعتی ساخت‌وساز را اولویت نخست توسعه بخشی و در زمره اولویت‌های توسعه ملی می‌دانند.

جهانی شدن اقتصاد نماد جامعه فراصنعتی است. کشورهای پیشرفته تولید انبوه و صنعتی را از اوایل قرن بیستم آغاز کردند، در طول قرن بیستم به رکوردهای فوق‏‌العاده‏ای در رابطه با اهداف تولید دست یافتند و در پایان قرن از تولید انبوه و صنعتی عبور کردند و در شرایط جامعه پست مدرن یا جامعه اطلاعات به تولید فراصنعتی روی آوردند. کشور ما که در دهه پنجاه خورشیدی در جایگاه پنجمین کشور جهان از جهت رشد ضریب ساخت صنعتی ساختمان قرار داشت، امروز در بحران عقب‌ماندگی زمین‏گیر است هیچ برنامه‏‌ای برای تولید صنعتی مسکن تدوین نکرده و در دست اجرا ندارد و ظرفیت‌های فوق‌العاده کشور در تولید صنعتی ساختمان راکد مانده است. با جهانی شدن اقتصاد و الزام به رقابت آزاد بین‌‏المللی رقابت‌پذیری و توسعه صنعتی مسکن در مسیر بحرانی قرار گرفته. فرصت‌ها کوتاه و مغتنم است. کم‌کاری دولت و جامعه مهندسی باعث شد که این تجربیات به‌مرور از حافظه مدیران مستقر و جامعه مهندسی فاصله بگیرد و جامعه مهندسی از نگاه توسعه‌ای به بخش ساخت‌وساز و از آرمان توسعه صنعتی ساختمان تهی شود.