
تا سال ۲۰۵۰ ارزش تولید ناخالص داخلی خاورمیانه به ۱۰ هزار میلیارد میرسد که در میان 9 منطقه مهم جغرافیایی کمترین سهم را در اقتصاد جهان به خود اختصاص میدهد
آینده نگر/ ترجمه مونا مشهدی رجبی/ منبع: گزارش افق تجارت جهانی
با وجود اینکه سال ۲۰۲۰ سال بسیار سختی برای اقتصاد دنیا بود ولی روند بازسازی اقتصاد جهان سریعتر از انتظار شروع شد و بسیاری از کشور در سال ۲۰۲۱ توانستند از بحران خارج شوند. کشورهایی در این زمینه موفقتر عمل کردند که توانستند با سرعت بیشتری بحران کرونا را مدیریت کنند و از چالشهای ناشی از همهگیری رها شوند. بنابراین سرعت واکسیناسیون در این روند بسیار اثرگذار بود.
بر مبنای گزارش افق تجارت جهانی که توسط دولت بریتانیا تهیه شده است، در دهههای آتی روند رشد تولید ناخالص داخلی در دنیا تسریع میشود. در دهههای پیش رو سهم تجارت در اقتصاد دنیا ارتقا خواهد یافت و کالاها و خدمات بیشتری برای عرضه به بازار جهانی وجود خواهد داشت. در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ میلادی، ارزش تولید ناخالص داخلی دنیا با نرخ ۲.۶ درصد در سال رشد میکند. بررسیها نشان میدهد در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ متوسط نرخ رشد اقتصادی سالانه در دنیا برابر با ۳.۵ درصد بوده است ولی در سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ و بعد از پشت سر گذاشتن بحران مالی سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱، نرخ رشد اقتصادی دنیا به مرز ۲.۹ درصد در هر سال رسید. دلیل کاهش نرخ رشد اقتصادی سالانه در دهه دوم قرن جاری در مقایسه با دهه اول را میتوان کاهش نرخ رشد جمعیت، کمتر بودن نرخ توسعه تکنولوژیکی و صنعتی در کشورهای در حال توسعه در مقایسه با کشورهای صنعتی و تضعیف زیرساختهای مالی و سرمایهگذاری دنیا دانست. البته سرعت پایین روند جهانیسازی اقتصادی هم در این تحول منفی اقتصادی تاثیرگذار بود.
تا سال ۲۰۵۰، ارزش اقتصاد دنیا سه برابر میشود
اما بعد از خارج شدن اقتصاد دنیا از دوره بحرانی کرونا، سرعت رشد اقتصادی هم بیشتر میشود. پیشبینی میشود در سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ ما شاهد بازسازی تدریجی اقتصاد دنیا و افزایش نرخ رشد اقتصادی باشیم. در دهه ۲۰۳۰ میلادی متوسط نرخ رشد اقتصادی سالانه در دنیا به ۲.۳ درصد و در دهه بعدی به ۲ درصد میرسد.
پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰ ارزش تولید ناخالص داخلی دنیا به مرز ۳۸۰ هزار میلیارد دلار میرسد در حالی که در سال ۲۰۱۹ ارزش تولید ناخالص داخلی دنیا برابر با ۸۷ هزار میلیارد دلار بود. این رشد اقتصادی معادل تجربه افزایش بالغ بر ۳۰۰ درصدی ارزش تولید ناخالص داخلی دنیا است که میتواند تاثیرات ماندگاری روی ساختار مالی دنیا بر جای بگذارد. در این گذر، هم سهم کشورها در اقتصاد دنیا تغییر میکند و هم الگوی مصرف و تولید متحول خواهد شد. بدون شک کشورهایی که در توسعه تکنولوژیکی پیشگام بودهاند بیش از دیگر کشورها سهم دریافت میکنند و کشورهایی که نتوانستهاند با دنیا در مسیر توسعه تکنولوژی همسو باشند، از مسیر رشد بازخواهند ماند.
مهمترین تحولی که در این سالها تجربه شده است، تغییر سهم کشورهای دنیا در رشد اقتصادی دنیا است. در شرایطی که در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹ سهم کشورهای اروپایی در رشد اقتصادی دنیا بالغ بر ۱۰ درصد بود، در سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۵۰ سهم این کشورها در رشد اقتصادی دنیا به ۷ درصد تقلیل خواهد یافت. سهم کشورهای امریکای شمالی هم در این دو بازه زمانی تغییر خواهد کرد و از ۱۹ درصد در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹ به ۱۸ درصد در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۵۰ میرسد.
سهم هر منطقه در اقتصاد دنیا چقدر است
در بخش دیگری از این گزارش به سهم هر منطقه در کل اقتصاد دنیا پرداخته و پیشبینیهایی برای سالهای ۲۰۳۰ و ۲۰۵۰ هم ارائه شده است. آمارها نشان میدهد در سال ۲۰۱۹ سهم امریکای شمالی در تولید ناخالص داخلی دنیا برابر با ۲۶.۶ درصد بود در حالی که در سال ۲۰۳۰ به حدود ۲۳.۵ درصد میرسد. این سهم در سال ۲۰۵۰ به ۲۰.۵ درصد تنزل خواهد یافت. در این بازه زمانی، کشورهای اروپایی شاهد افت سهم خود در تولید ناخالص داخلی دنیا از ۱۹.۹ درصد در سال ۲۰۱۹ به ۱۴.۱ درصد در سال ۲۰۵۰ خواهند بود.
در مقابل سهم کشور چین در اقتصاد دنیا با سرعت رشد خواهد کرد. در سال ۲۰۱۹ سهم این کشور در اقتصاد دنیا برابر با ۱۶.۹ درصد بود ولی پیشبینی میشود در سال ۲۰۳۰ به مرز ۲۱.۹ درصد و در ۲۰۵۰ به ۲۶.۹ درصد برسد.
در دورههای زمانی مورد بررسی سهم کشورهای جنوب آسیا، کشورهای افریقایی و کشورهای اروپای شرقی و آسیای مرکزی در تولید ناخالص داخلی دنیا رشد خواهد کرد در حالی که سهم کشورهای امریکای لاتین، بریتانیا و خاورمیانه با کاهش همراه خواهد بود.
تغییر سهم اقتصاد هر منطقه در کل تولید ناخالص داخلی دنیا ریشه در نرخ رشد اقتصادی و میزان تولید ثروت در منطقه دارد. باید در نظر داشت که کشورها برای حرکت در مسیر رشد نیاز دارند تا ساختاری پویا برای تولید ثروت داشته باشند و اگر در این مسیر از دیگر کشورها عقب بمانند با معضلات زیادی روبهرو خواهند شد. یکی از این معضلات هم کاهش سهم آنها در اقتصاد دنیا است که میتواند روی معادلات قدرت در عرصه اقتصادی و حتی سیاسی تاثیرگذار باشد.
سهم خاورمیانه از اقتصاد دنیا کاهش مییابد
این مطالعه نشان میدهد در سال ۲۰۱۹ ارزش تولید ناخالص داخلی اسمی در امریکای شمالی برابر با ۲۳ هزار میلیارد دلار بود و این منطقه بیشترین سهم را در تولید ناخالص داخلی دنیا داشت در حالی که اروپا با ۱۷ هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی جایگاه دوم را به خود اختصاص داده بود. در سال ۲۰۱۹ ارزش تولید ناخالص داخلی کشورهای چین و هنگکنگ برابر با ۱۵ هزار میلیارد دلار بود و این کشورها جایگاه سوم جهان را از نظر ارزش تولید ناخالص داخلی به خود اختصاص داده بودند؛ ولی تا سال ۲۰۵۰ میتوانند جایگاه اول را به دست بیاورند. پیشبینی میشود ارزش تولید ناخالص داخلی این کشورها در سال ۲۰۵۰ برابر با ۱۰۳ هزار میلیارد دلار باشد و این کشورها بزرگترین سهم را در تولید ناخالص داخلی دنیا به خود اختصاص دهند. در سال ۲۰۵۰ ارزش تولید ناخالص داخلی امریکای شمالی به ۷۸ هزار میلیارد دلار میرسد ولی از نظر بزرگی اقتصاد بعد از چین و هنگکنگ جایگاه دوم را خواهد داشت و اروپا جایگاه سوم را به خود اختصاص میدهد. نکته مهم این است که در سال ۲۰۱۹ در میان 9 منطقه مهم جغرافیایی در دنیا، کشورهای افریقایی جایگاه آخر را به خود اختصاص داده بودند و کشورهای خاورمیانه جایگاه هشتم را داشتند. ارزش تولید ناخالص داخلی افریقا برابر با ۲.۴ هزار میلیارد دلار و ارزش تولید ناخالص داخلی کشورهای خاورمیانه برابر با ۲.۸ هزار میلیارد دلار بود. ولی در سال ۲۰۵۰ جایگاه این دو منطقه در دنیا تغییر خواهد کرد. در شرایطی که کشورهای خاورمیانه به قعر جدول سقوط میکنند جایگاه کشورهای افریقایی به جایگاه هفتم تغییر میکند. ارزش تولید ناخالص داخلی افریقا از ۲.۴ هزار میلیارد دلار در سال ۲۰۱۹ به ۱۷ هز ار میلیارد دلار در سال ۲۰۵۰ میرسد در حالی که ارزش تولید ناخالص داخلی کشورهای خاورمیانه از ۲.۸ هزار میلیارد دلار در سال ۲۰۱۹ تنها به ۱۰ هزار میلیارد دلار در سال ۲۰۵۰ میرسد.
رشد جمعیت عامل مهمی در افزایش نرخ رشد اقتصادی خواهد بود
رشد جمعیت یکی از فاکتورهای بسیار مهم برای افزایش نرخ رشد اقتصادی است. از یک طرف رشد تقاضا به دلیل رشد جمعیت عامل تاثیرگذار در افزایش نرخ رشد اقتصادی است و از طرف دیگر جمعیت جوان سازنده نیروی کار در کشورها هستند که وجودشان برای ساختن اقتصادی پویا و صنعتی در حال رشد و نوآور ضروری است. پیشبینی میشود در سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰ جمعیت دنیا از ۷.۸ میلیارد نفر به بالغ بر ۸.۵ میلیارد نفر برسد که نشان از رشد حدود ۹ درصدی جمعیت دنیا طی یک دهه دارد و پایینترین نرخ رشد جمعیت ظرف 10 سال است که از دهه ۱۹۶۰ تاکنون تجربه شده است. آمارها نشان میدهد سرعت رشد جمعیت در دهههای اخیر پایین بوده است که تغییر الگوی زندگی یکی از دلایل آن است؛ ولی مسئله اینجاست که تنها در کشورهای صنعتی کاهش جمعیت و سالمندی جمعیت تجربه نشده است بلکه در سالهای اخیر در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و بازارهای در حال گذار هم این معضل تجربه شده است. برخی شرایط اقتصادی را دلیل اصلی نرخ پایین رشد جمعیت میدانند و گروهی دیگر تغییر روش زندگی را در این وضعیت تازه اثرگذار قلمداد میکنند. شناسایی دلیل این معضل و تلاش برای برطرف کردن آن موضوعی است که در سالهای اخیر مورد مطالعه قرار گرفته است و هنوز نمیتوان اینطور بیان کرد که دنیا توانسته به راهحلی دست پیدا کند.
باید در نظر داشت تاثیر کاهش نرخ رشد جمعیت روی اقتصاد ۱۵ تا ۲۰ سال بعد نمایان میشود؛ زمانی که نیروهای کاری قبلی بازنشسته شدهاند و باید گروهای تازه وارد بازار کار شوند ولی به دلیل کاهش زادوولد شمار آنها به اندازهای نیست که بتوانند جایگزین نیروهای خارجشده از بازار کار شوند.
از طرف دیگر باید این جمعیت تازهنفس آموزشها و مهارتهای لازم را نیز دریافت کنند ولی از آنجا که ۷۵ درصد از رشد جمعیت تا سال ۲۰۵۰ در کشورهای فقیر افریقایی و آسیایی محقق خواهد شد، سهم زیادی از این افراد نمیتوانند در توسعه اقتصادی دنیا نقشی ایفا کنند و حتی در رشد اقتصادی کشور خود نیز سهیم باشند.
بنابراین برای اینکه از رشد جمعیت در کشورهای فقیر به نفع اقتصاد دنیا بهره گرفته شود، باید سرمایهگذاری در زمینه توسعه زیرساختهای آموزشی و مهارتآموزی در این کشورها انجام شود. تلاشهای جهانی برای کاهش نرخ فقر در این کشورها و هدایت کودکان و نوجوانان به سمت آموزش میتواند بستر را برای رشد اقتصادی این کشورها و رشد اقتصادی دنیا فراهم کند که مسئله بسیار بااهمیتی است. این سیاست میتواند باعث رشد متوازنتر اقتصاد در دنیا و شناسایی افراد توانمندی باشد که میتوانند نقش مهمتری در اقتصاد دنیا به خود اختصاص دهند.
جهان به کدام سو میرود
در انتها باید به این مسئله توجه کرد که اقتصاد دنیا در مسیر حرکت به سمت و سوی تازهای است. معادلات قدرت اقتصادی در دنیا در حال تغییر است و چین و هنگکنگ در سالهای آتی به قدرت برتر اقتصاد دنیا تبدیل میشوند. بدون شک تبدیل شدن به قدرت برتر اقتصادی میتواند قدرتگیری سیاسی و جهانی را نیز به همراه بیاورد. از طرف دیگر جایگاه کشورهای غربی در این ردهبندی در حال کاهش است ولی همچنان این کشورها به تولید علم و تکنولوژی در دنیا ادامه میدهند و عضوی اثرگذار در جامعه جهانی خواهند بود. مسئله نگرانکننده افت جایگاه کشورهای خاورمیانه در ردهبندی اقتصادی دنیا است. مسئلهای که باید از امروز برای آن چارهای اندیشیده شود و سرمایهگذاریهای جدیدی برای هدایت به سمت توسعهیافتگی انجام شود. این سرمایهها باید صرف توسعه آموزش و ایجاد فرصتهای شغلی شود و ساختار مالی کشورهای این منطقه اصلاح شود. این افت جایگاه برای منطقهای که بزرگترین ثروت طبیعی را در اختیار دارد معضل بزرگی است و باید از همین امروز برای تغییر این وضعیت اقدام کرد.