كارآفرين و دانشمند ايراني چطور بازي را به نفع اينتل تغيير داد

منجی شركت اینتل در نبرد هوش‌های مصنوعی

تاریخ 1400/11/04 ساعت 11:32

خسروشاهی در حال حاضر علاوه بر طراحی و ساخت تراشه‌های هوش مصنوعی در اینتل، مسئولیت مهم دیگری هم به عهده دارد: متمركز شدن بر قابلیت‏های مثبت هوش مصنوعی

علاقه امیر خسروشاهي و دو موسس ديگر استارت‌آپ «نِروانا» به هوش مصنوعي، مانند بيشتر عاشقان آن تحت تاثير فرهنگ خوره‌هاي فناوري و كتاب‌هاي علمي‌-تخيلي يا فيلم‌هايي مانند ترميناتور و‌ ماتريكس است: «همه ما عشق فناوري بوديم و فيلم‌هايي درباره رايانه‌ها ما را در خود غرق مي‌كردند.» شوق نسبت به رايانه‌هايي كه مي‌توانند مانند انسان فكر كنند باعث شد خسروشاهي و دو همكار عصب‌شناسش بر عملكرد مغز متمركز شوند، موضوعي كه اساس پژوهش‌هاي هوش مصنوعي هم به شمار مي‌رود. اين سه علاوه بر اشتراك در رشته دوره دكترا، در زمينه كاري هم با يكديگر اشتراك داشتند و مسير آن‏ها يك بار ديگر به هم افتاده بود؛ زماني كه در شركت كالكوم مشغول به كار شدند و در آن‏جا بود كه صحبت‌هاي اوليه براي ايجاد استارت‌آپ خود را آغاز كردند. براي آن‏ها واضح بود كه هوش مصنوعي، در قالب يادگيري عميق، در حال جهشي سريع است و همزمان آن‏ها بر يكي از بزرگ‏ترين چالش‌هاي اين فناوري متمركز شده بودند: سخت‌افزار، و به صورت ويژه ريزپردازنده‌ها.
خسروشاهي درباره آن دوران مي‌گويد: «صحبت‌هاي جسته و گريخته ما در كالكوم به صحبت‌هايي جدي درباره ساخت پردازشگرهايي براي يادگيري ماشيني تبديل شد.» او مي‌گويد در ابتداي ايجاد استارت‌آپ نِروانا همفكري‌هاي زيادي هم با پسرعمويش دارا خسروشاهي داشته است: «...در دوران نوجواني، دارا ما را براي ماشين‏سواري مي‌برد و واقعا رانندگي‌اش افتضاح بود!»

عضوي از يك خانواده كارآفرين
خاندان خسروشاهي در عرصه كارآفريني ايران و جهان شهرتی انكارنشدني دارند. امير خسروشاهي يكي از اعضاي همين خانواده مشهور و كارآفرين است كه به گفته نشريه فورچون كسب و كار در خونشان جاري است. نسل‌هاي قبل از او در ايران تا پيش از انقلاب مالكان شركت‌هاي بزرگ تجاري و شركت صنعتی مینو بودند. پس از انقلاب و مهاجرات از ايران، اعضاي مختلف خانواده او در شهر وست‌چستر نيويورك گرد هم آمدند تا باري ديگر در كشوري متفاوت در حوزه‌هاي مختلف كسب و كار و تجارت مشغول به فعاليت شوند. علاوه بر دارا خسروشاهي پسرعموي او كه درحال حاضر مديريت شركت اوبر را به عهده دارد و پيش از آن نيز كسب و كارهاي متعددي را خلق كرده بود،‌ پسرعموي ديگرش كاوه خسروشاهي در شركت سرمايه‏گذاري آلن و شركا، و پسرعموي ديگرش مهراد در شركت مشاور كانفيدا مشغول به كارند. فرزين خسروشاهي پسرعموي ديگر او هم در گوگل مديريت بخش اپليكيشن‌ها را به عهده دارد.
امیر خسروشاهی از 9 آگوست 2017 معاون گروه محصولات هوش مصنوعی و مدیر ارشد فناوری گروه محصولات هوش مصنوعی در شرکت اینتل بوده است. خسروشاهی سوابق تجاری و پژوهشی متنوعی دارد. او هدايت برنامه حسگر آنالوگ نورومورفیک VLSI را در شركت کوالکام به عهده داشته است. تا آگوست 2017 به عنوان معاون رئیس و مدير گروه مرکز داده و مهندسی راه‏حل‏های هوش مصنوعی در شرکت اینتل مشغول به كار بوده است. او همچنين در استارت‌آپ‌هاي موفقي مانند Xl2Web (در حال حاضر با نام Google Spreadsheets شناخته مي‌شود) و Tellme Networks به عنوان مشاور حضور داشته است. خسروشاهي همچنين براي مدتي در شركت گلدمن ساکس در پست قائم‌مقامي مشغول به كار بود و تجارت مشتقات بازارهای نوظهور اين شركت را مديريت مي‌كرد. او همچنين در حوزه‌هاي ديگري مانند سرمایه‌گذاری اصلی، بازارهای سرمایه، M&A، معاملات سهام و امور مالی ساختاریافته در مقام مدير فعاليت داشته است. خسروشاهي تز دكتراي خود را با هدايت برونو اولشاوزن درباره «الگوریتم‌های یادگیری بدون نظارت در مقیاس بزرگ» در دانشگاه بركلي ارائه داد. تجربيات پژوهشي او شامل عصب‌شناسي تجربي، بینایی ماشيني، محاسبات موازی و یادگیری ماشینی روی خوشه‌ها و پردازنده‌های گرافیکی بوده است. خسروشاهی دارای لیسانس فیزیک و ریاضیات و فوق لیسانس فیزیک از دانشگاه هاروارد و دکترا در علوم عصب‌شناسي محاسباتی از دانشگاه برکلی است. او در حال حاضر در دانشگاه بركلي کالیفرنیا استاد مدعو است.

داستان نِروانا
خسروشاهي در دوران تحصيل در مقطع دكترا پژوهش‌هاي زيادي روي تراشه‌هاي جي‏پي‏يوی شركت انويديا انجام داد و در عين حال با شركت نروانا در دوران استارت‌آپي همكاري‌هاي نزديكي داشت. از اين رو به خوبي از ذائقه بازار تراشه‌ها مطلع بود. خسروشاهي به خوبي مي‌دانست كه بخشي از موفقيت انويديا مديون ابزارهاي نرم‌افزاري به نام CUDA است كه امكان برنامه دادن به تراشه‌ها را فراهم مي‌كند. به اين ترتيب خسروشاهي براي تراشه جديد اينتل نرم‌افزار MKLDNN را ايجاد كرد كه به گفته خود او، نوعي بازسازي CUDA است كه قرار است براي مدتي طولاني مورد استفاده قرار گيرد. او به همراه ناوين رائو، يكي ديگر از مديران اجرايي كنوني اينتل، استارت‌آپ هوش مصنوعي سیستم نِروانا را راه‌اندازي كرد. اين شركت در نهايت به قيمت 400 ميليون دلار توسط شركت اينتل خريداري شد. اولين محصول مشاركت شركت خسروشاهي و اينتل پردازشگر شبكه عصبي نِروانا اينتل بود كه بعد‌ها ليك كِرِست ناميده شد. درحالي كه شركت‌هايي نظير انويديا و زيلينكس و چندين استارت‌آپ ديگر چندين سال است كه در حوزه يادگيري ماشيني و هوش مصنوعي به شهرت زيادي رسيده‌اند، اما خسروشاهي پردازشگر محصول همكاري‌اش با اينتل را اولين پردازشگر شبكه عصبي جهان توصيف مي‌كند و خود و شركتش را در اين حوزه پيشگام مي‌داند. اما نروانا چگونه تشكيل شد؟
علاوه بر دارا خسروشاهي‌، برونو اولشاوزن استاد راهنماي امیر خسروشاهي هم او و همكارانش را به ايجاد استارت‌آپ نروانا تشويق بسيار كرد. با اين‏همه در دوراني كه همه هوش مصنوعي را غيركاربردي تصور مي‌كردند، جذب سرمايه‌گذار خود چالشي بزرگ بود. امیر خسروشاهي مي‌گويد بعضي از نزديكان به او مي‌گفتند هوش مصنوعي ايده بسيار بلندپروازانه‌اي است و شايد بهتر باشد اين كار را آغاز نكني. علاوه بر اين به گفته اين دانشمند ايراني شركت‌هايي كه بر توليد سخت‌افزار متمركز باشند همواره سرمايه‏گذاران را عصبي مي‌كنند و سرمايه‌گذاران علاقه‌اي به سرمايه‌گذاري روي برنامه‌هاي آن‏ها ندارند. اما در نهايت شركت ديپ‌مايند وارد ميدان شد.
گوگل اين شركت را در اوايل سال 2014،‌ يعني همزمان با متولد شدن نروانا خريداري كرد. در سال 2016 زماني كه سيستم آلفا‌گوی شركت ديپ‌مايند توانست قهرمان جهان بازي Go را شكست دهد، به شهرت جهاني دست پيدا كرد و هوش مصنوعي به‏ناگاه مورد توجه همه قرار گرفت. همين موضوع به نروانا كمك كرد تا توجه سرمايه‌گذاران را به خود جلب كند و خسروشاهي و همكارانش توانستند 600 هزار دلار سرمايه به دست آورند. مبلغي كه براي خارج شدن از شغل‌هاي پيشين و آغاز به كار جديد برايشان كافي بود. نروانا در نهايت در سال 2014 با كمك سرمايه‌اي كه جذب شده بود، توسط خسروشاهي و ناوين رائو تاسيس شد. در دوران پيش از شكل‏گيري شركت، خسروشاهي و رائو از عبارت هوش مصنوعي براي توصيف ايده خود استفاده نمي‌كردند، زيرا در آن زمان هوش مصنوعي عبارت خوشايندي نبود. نوعي نقص محسوب مي‌شد و در بهترين حالت ممكن آن را با فعاليت‌هاي هك يا خرابكاري مرتبط مي‌دانستند. هوش مصنوعي موضوع پژوهشي مرموز و پيچيده‏اي بود كه در دانشگاه‌ها و آزمايشگاه‌ها درباره آن بحث مي‌شد اما هيچ ارزش كاربردي، عملي يا تجاري براي آن درنظر گرفته نمي‏شد. در عوض در سالي كه خسروشاهي و همكارش نروانا را تاسيس كردند، به لطف ديپ مايند بحث يادگيري ماشيني داغ بود، يعني آموزش دادن مهارت حل مسئله به رايانه‌ها. خسروشاهي و رائو در همين دوران معمولا درباره موضوع ديگري كه چندان رايج و شناخته‏شده نبود هم صحبت مي‌كردند: يادگيري عميق.
يادگيري عميق شاخه‌اي از هوش مصنوعي است كه سيستم‌هاي رايانه‏اي را قادر مي‌سازد عملكرد مغز انسان را به واسطه شبكه‌هاي عصبي مصنوعي كه توانايي گردآوري، ضبط و پردازش داده‌ها و سيگنال‌ها و سپس دسته‌بندي آن‏ها به شيوه‌اي مشابه حافظه انسان را دارند، تقليد كنند. يادگيري عميق جرقه‌اي بود كه به كمك سيستم‌هاي قدرتمند‌تر محاسباتي و موج‌هاي جديد داده، منجر به انفجار هوش مصنوعي شد. اما يك مشكل در اين ميان وجود داشت. يادگيري عميق نيازمند محاسبات بسيار پيچيده‏تر و سنگين‌تري بود كه از توان تراشه‌هاي موجودي كه توسط شركت‌هايي نظير اينتل توليد مي‌شد، خارج بود. پردازشگرهاي گرافيكي ويژه بازي و كارهاي گرافيكي سنگين كه بيشتر آن‏ها محصول شركت انويديا بودند، عملكرد بهتري در اين حوزه از خود نشان مي‌دادند. به اين ترتيب غول جهان پردازشگرها خود را در ميانه بازاري به سرعت در حال رشد، بي‏رمق و ناتوان احساس كرد. انويديا به اندازه‌اي سريع رشد مي‌كرد كه توانست به سرعت فضاهاي ايجادشده را اشغال و خود را به عنوان شركت فناوري هوش مصنوعي معرفي كند. يادگيري عميق در چنگ انويديا افتاده بود و در همين زمان بود كه خسروشاهي، رائو و همكار ديگرشان بَنسل در مسير اينتل قرار گرفتند. در سال 2016 خسروشاهي و بنسل به دنبال جذب سرمايه بيشتر بودند كه راهي جديد برايشان باز شد. مذاكرات با شركت اينتل به سرعت از جذب سرمايه به تملك شركت تغيير حالت داد. خسروشاهي مي‌گويد: «فروختن نروانا براي ما موضوعي احساسي بود زيرا اين شركت مانند فرزندمان بود.» اما در تملك يك غول فناوري درآمدن به معني دسترسي پيدا كردن به منابع و امكانات بي‏نهايت بود. به گفته خسروشاهي «به كار بستن امكانات و دارايي‌هاي اينتل در مسير توليد پردازشگر فرصتي بسيار عالي بود. ما گروهي كوچك بوديم كه به اينتل مي‌پيوستيم، اما اينتل شرطي بزرگ روي ما بسته بود.»
 
خسروشاهي چطور وارد بزرگ‏ترين شركت سازنده پردازشگر جهان شد؟
اين اقدام شركت اينتل تنها يك دليل كوتاه و قانع‏كننده دارد: رقابت با شركت انويديا. اينتل سال‌ها بود كه در حوزه هوش مصنوعي در حال ضربه خوردن از اين شركت بود، از اين رو در سال 2016 روي شركت هوش مصنوعي نروانا شرطي بزرگ بست. به اين ترتيب سه بنيان‏گذار اين شركت اولين پردازشگر هوش مصنوعي اينتل را از اساس خلق كردند. و پس از آن بود كه بنيان‏گذاران نروانا بلند‌پروازي‌هاي متواضعانه خود را بر هدايت طرحي ابتكاري متمركز كردند كه مي‌توانست به پيشگامي اينتل در بازار داغ پردازشگرها كمك كند.
مديرعامل اينتل، اندي گروو شعاري مشهور داشت: «تنها پارانوئيد‌ها زنده مي‌مانند». اين شعار در دوران زندگي گروو به نوعي رجزخواني در سيليكون ‌ولي تبديل شده بود كه بر اهميت نظارت دقيق و وسواس‌گونه بر روند‌ها و تهديد‌هاي بازار تاكيد داشت. همين شعار در سال 2016 و پس از مرگ گروو به قلب تصميم بزرگ اينتل براي خريداري شركت هوش مصنوعي كوچك نروانا تبديل شد تا بتواند در بازاري كه چندان حرفي براي زدن در آن نداشت، ‌جايگاه قابل قبولي به دست آورد. زماني كه اينتل، نروانا را خريداري كرد، درحال زمينه‏سازي براي ورود به ميدان جنگي بود كه شركت انويديا يكه‌تاز آن بود تا بتواند در سلطه‌اي كه اين شركت در حوزه پردازشگرها ايجاد كرده بود، خللي ايجاد كند. براي موفقيت در اين نبرد، اينتل روي خسروشاهي و دو همكارش كه موسسان نروانا بودند حساب باز كرد؛ سه دانشمند عصب‌شناس و عشق فناوري كه اشتياق بالايشان به هوش مصنوعي آن‏ها را در خط اول نبرد اينتل و انويديا قرار داد. كمي پس از ورود به اينتل بود كه اين سه دانشمند اولين ضربه كاري خود به انويديا را رونمايي كردند: يك پردازشگر جديد. پردازشگر «اينتل نروانا» به اولين تراشه هوش مصنوعي تبديل شد تا بتواند توان عملیاتی فراوان مورد نیاز برای بهره بردن از هوش مصنوعی را تامين كند.
بخش هوش مصنوعي اينتل پيش از ورود خسروشاهي و همكارانش تراشه‌هايي با قابليت راه‌اندازي سيستم‌هاي هوش مصنوعي توليد كرده بود. اما محصول اصلي كه نوعي ضدحمله از سوي اينتل در بازار هوش مصنوعي به شمار مي‏رفت، همان تراشه اينتل-‏نروانا بود. خسروشاهي در حال حاضر علاوه بر طراحي و ساخت تراشه‌هاي هوش مصنوعي در اينتل، مسئوليت مهم ديگري هم به عهده دارد: متمركز شدن بر قابليت‏هاي مثبت هوش مصنوعي. او مي‌گويد: «اين فناوري مجموعه‌اي از قابليت‌هاي مثبت و قابليت‌هاي منفي را در خود دارد و مسئوليت من اين است كه اين قابليت‌هاي مثبت را برجسته‌تر و كاربردي‌تر نشان دهم.»