نگاهی به نظام توزیع مطبوعات چاپی و تغییرات مدل کسب‌وکار آن‌ها

دکه‌های آفلاین دیروز و آنلاین امروز

تاریخ 1400/10/15 ساعت 07:41

سرانه مطالعه ۲ دقیقه و ۴۶ ثانیه‌ای روزنامه‌ها را باید کنار سرانه بالای یک ساعت و ۳۲ دقیقه حضور مردم در رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها گذاشت

اکبر منوچهری/آینده نگر

طبوعات چاپی ایران در ورطه‌ای افتاده‌اند که به این راحتی نمی‌توانند از آن بیرون بیایند، آن ورطه هم از دست رفتن مخاطبانشان است. طبق آنچه اهالی مطبوعات و مقامات سابق معاونت مطبوعات وزارت ارشاد گفته‌اند، تیراژ مطبوعات در بهترین حالت کمتر از یک میلیون نسخه است که حدود نیمی از آن‌ها برگشتی است، یعنی بدون پیداکردن مشتری به خود مطبوعات مرجوع می‌شود یا اینکه نشریات نو را به نام مطبوعات دست‌دوم به خریداران نشریات باطله می‌فروشند.
مرکز آمار ایران در آخرین گزارشی که از «طرح آمارگیری از فرهنگ رفتاری خانوار» ارائه کرد، اعلام کرد که بسیاری از مردم ایران دیگر روزنامه نمی‌خوانند و اخبار خود را از منابع دیگر به‌خصوص از رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی می‌گیرند. طبق گزارشی که روزنامه همشهری از طرح مرکز آمار ایران ارائه کرده است، ۷۷.۶ درصد ایرانی‌ها دیگر روزنامه نمی‌خوانند و فقط ۲۲.۴ درصد ایرانی‌ها هنوز اطلاعات مورد نیاز خود را از طریق روزنامه‌ها تأمین می‌کنند. از میان جمعیت بزرگسال ۱۵ سال به بالا، که جمعیتی نزدیک به ۵۵ میلیون نفر را شامل می‌شود، ۴۲ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر دیگر اعتقادی به روزنامه‌ها ندارند. در میان همین افرادی هم که روزنامه می‌خوانند، سرانه مطالعه به ۲ دقیقه و ۴۶ ثانیه در روز رسیده است. شهروندان استان‌های تهران و قزوین و قم و همدان بیشترین سرانه مطالعه روزنامه را در کل ایران دارند، اما میزان مطالعه روزنامه در این استان‌ها نیز در یک ‌ماه از ۲ ساعت و نیم تجاوز نمی‌کند. کمترین میزان مطالعه مربوط به استان‌های ایلام و بوشهر است که میزان مطالعه روزنامه به کمتر از ۲۰‌ دقیقه می‌رسد.
اما این سرانه مطالعه ۲ دقیقه و ۴۶ ثانیه‌ای روزنامه‌ها را باید کنار سرانه بالای یک ساعت و ۳۲ دقیقه حضور مردم در رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها گذاشت. بسیاری از افراد، خصوصاً اقشار جوان و تحصیل‏کرده، اخبار خود را از رسانه‌های اجتماعی می‌گیرند که نسبت به روزنامه‌ها محدودیت‌های بسیار کمتری دارند و با روایت‌هایی متفاوت از روایت‌های رسمی، اتفاقات و رویدادهای روز را گزارش می‌کنند. اطلاعات مرکز آمار نشان می‌دهد ۳۶ میلیون ایرانی در واتس‌اپ و ۲۷ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در اینستاگرام عضو هستند. تلگرام و پیام‏رسان داخلی سروش نیز در رتبه‌های بعدی قرار گرفته‌اند؛ به‌طوری که طبق آمارهای موجود تعداد کاربران تلگرام هم‌اکنون به ۲۷ میلیون نفر و پیام‏رسان سروش به یک میلیون ۸۰۰ هزار نفر رسیده است. فیس‌بوک، یوتیوب و توئیتر از دیگر شبکه‌های اجتماعی پرکاربرد در ایران هستند. در واقع، واتس‌اپ با ۸۸ درصد و پس از آن اینستاگرام و تلگرام به‌ترتیب با ۶۸ و ۶۶ درصد، بیشترین میزان عضو را دارند.
نکته این‏جاست که هرچقدر تعداد کاربران رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها در ایران افزایش پیدا کند، از میزان خوانندگان مطبوعات کاسته می‌شود. یکی از دلایل این ماجرا این است که کاربران از رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها استفاده خبری و اطلاع‌رسانی می‌کنند و بخش زیادی از آن‌ها این رسانه‌ها را جایگزین رسانه‌های رسمی کرده‌اند. محدودیت‌های شدیدی که بر رسانه‌های رسمی حاکم است، در رسانه‌های اجتماعی دیده نمی‌شود و به‌طور کلی، بسیاری از رسانه‌های سنتی نیز به تولید محتوا در رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها تمرکز کرده‌اند. مشکل بزرگ دیگری که علاوه بر محدودیت‌های مطبوعات در انتشار مطالب وجود دارد، درجا زدن مطبوعات در به‌روز کردن و استفاده از قالب‌های نوین رسانه‌ای است. اغلب مطبوعات هنوز در حال‌وهوای دوران ابتدایی رواج اینترنت در جامعه ایران و دوره پیش از ابداع رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها به سر می‌برند و به‌جز حضور روزمره در رسانه‌های اجتماعی، برنامه مدون و روشنی برای بهره‌گیری از رسانه‌های جدید ندارند.

تعداد زیاد مجوزها
یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که برای مطبوعات ایران برمی‌شمارند، تعداد زیادی مجوزهای صادرشده برای انتشار آن‌ها است. هر وزیر و مدیری در وزارت ارشاد برای اینکه کارنامه خود را ارائه کند، اعلام می‌کند که در دوره او تعداد مجوزهای انتشار مطبوعات افزایش پیدا کرده است. اما عده‌ای از کارشناسان ارتباطات تعداد بالای مجوزها را نه مزیت بلکه نقطه‏ضعف می‌دانند.
طبق آخرین آمار ارائه‌شده در وب‌سایت معاونت مطبوعات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تعداد مجوز نشریات صرفاً چاپی در کشور حدود ۷ هزار مجوز است که وقتی تعداد مجوزهای نشریات الکترونیکی برخط و غیربرخط به آن‌ها اضافه می‌شود، این تعداد به حدود ۱۳ هزار و ۵۰۰ مجوز می‌رسد. بخشی از این نشریات که به‌طور منظم منتشر می‌شوند و کیفیت مورد نظر در بخشنامه‌های وزارت ارشاد را دارند، یارانه نیز می‌گیرند. اساساً گرفتن رایانه مطبوعات نیز از دیرباز باعث شده بوده است که بخشی از مدیران مسئول به همین علت درخواست مجوز انتشار نشریه بدهند و با کمترین تیراژ ظاهراً مقررات اعلام وصول نشریات را رعایت کنند اما در واقع، از یارانه‌های مطبوعات بهره‌مند شوند. یارانه‌های مطبوعاتی در گذشته در قالب کاغذ یارانه‌ای بوده است اما بیش از ده سال است که به‌شکل یارانه‌های نقدی به مدیران مسئول پرداخت می‌شود. در سال ۱۳۹۹ به ۱۸۸۱ نشریه چاپی و آنلاین یارانه ارائه شده است که مجموع آن‌ها حدود ۱۱۵ میلیارد تومان شده است.
بیشترین مجوز نشریات در شهر تهران صادر شده است. به عبارت دیگر، نیمی از مجوزهای انتشار نشریه در تهران صادر شده است و بیشتر این مجوزها دارای گستره انتشار سراسری هستند. مرکزگرایی در حوزه روزنامه‌ها خیلی بیشتر از مجلات است و تقریباً تمام روزنامه‌های سراسری کشور از تهران مجوز گرفته‌اند، شاید به‌جز روزنامه‌هایی مثل «خراسان» و «خبر جنوب». در بین مجلات چاپی نیز اوضاع بر همین منوال است. علاوه بر مرکزگرایی، تعداد مجوزهای انتشار چنان زیاد است که به‌روشنی می‌توان گفت شاید یک‏دهم این تعداد مجوز نیز روی دکه‌های روزنامه‌فروشی حضور ندارند. تعداد مجوزهای صادرشده برای انتشار روزنامه، طبق آخرین آمار معاونت مطبوعات وزارت ارشاد، حدود ۳۳۰ عنوان است.

بازار دوگانه مطبوعات
مطبوعات چاپی در ایران، مثل هر کشور دیگری، دارای یک بازار دوگانه هستند که از قدیم‌الایام آن را حفظ کرده‌اند. اولین بازار مطبوعات مربوط به محتوای آن‌ها است که به مخاطبان و محتوای خود مطبوعات مربوط است. مطبوعات محتواهایی منتشر می‌کنند که آن محتوا را در ازای مبلغی به مخاطبان خود می‌فروشند. اما مطبوعات بازار دیگری هم دارند که بازار آگهی‌ها است. بازار دوم مطبوعات فروش دسترسی به مخاطبان به آگهی‌دهندگان از طریق جذب آگهی است. آگهی‌دهندگان خود نمی‌توانند به تک‌تک مردم وصل باشند و آگهی‌ها و تبلیغات خود را به اطلاع آن‌ها برسانند. بنابراین سراغ رسانه‌ها، از جمله آن‌ها مطبوعات، می‌روند که دسترسی‌های خوبی به مردم دارند. به آن‌ها آگهی می‌دهند تا در کنار مطالب رسانه‌ها منتشر شود و مخاطبان آن‌ها را ببینند.
مطبوعات تا حدود سیصد سال فقط روی کاغذ منتشر می‌شدند و آگهی‌های آن‌ها نیز کاغذی بود. اما بعد از دهه ۱۹۹۰ میلادی که اینترنت در جوامع رواج پیدا کرد و مطبوعات نیز با تأسیس وب‌سایت وارد اینترنت شدند، به‌تدریج تبلیغات اینترنتی در وب‌سایت مطبوعات شروع شد و آن‌ها توانستند از فروش آگهی در وب‌سایت‌هایشان نیز به درآ‌مدهایی برسند، هرچند که در معدود مواردی آگهی‌های آنلاین آن‌ها از میزان آگهی‌های چاپی‌شان بالاتر رفت.

افول روزنامه‌ها، رونق مجلات
روزنامه‌ها در دوران پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ اوج دوباره گرفتند. تا پیش از آن، در دهه ۱۳۶۰ مطبوعاتی که در ماه‌های بعد از انقلاب با عناوین پرشمار منتشر می‌شدند، تعطیل شدند و پنج روزنامه باقی ماندند که تا سال‌ها کل بازار روزنامه‌های داخلی را در اختیار داشتند. در دهه ۱۳۶۰، روزنامه‌نگاران حرفه‌ای به مجلات تخصصی روی آوردند و این مجلات را به نشریه‌هایی خواندنی تبدیل کردند. در سال آخر دهه ۱۳۶۰ بود که روزنامه «سلام» منتشر شد و تحولی در خط‌مشی روزنامه‌ها در ایران ایجاد کرد. در اوایل دهه ۱۳۷۰ نیز روزنامه‌های «همشهری» و «ایران» منتشر شدند. این سه روزنامه توانستند تا حدی بازار روزنامه‌ها را در کشور متنوع کنند، اما تنوع اصلی در روزنامه‌های دوران بعد از دوم خرداد ایجاد شد.
در امتداد تحولاتی که در بازار روزنامه‌های کشور شکل گرفت، انواع مجلات فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی وارد بازار مطبوعات چاپی شدند و تأثیر خود را بر جامعه و فضای فرهنگی و سیاسی کشور گذاشتند. با این حال، روزنامه‌ها و مجلات تغییر واقعی و چشمگیر را در دوران بعد از دوم خرداد تجربه کردند. در نبود تحزب واقعی در کشور، نشریات بخشی از مسئولیت و کارکردهای احزاب را نیز بر عهده گرفتند یا گاهی این نقش به آ‌ن‌ها تحمیل شد. هرچه بود، در نهایت نشریات نتوانستند این بار را تحمل کنند و فشارهای بیرونی از جانب نهادهای رقیب سیاسی نیز مزید بر علت شد و کار به توقیف‌های مکرر مطبوعات و در نهایت به توقیف دسته‌جمعی مطبوعات در اردیبهشت سال ۱۳۷۹ کشید.
بعد از توقیف‌های دسته‌جمعی مطبوعات، همچنان عمده منابع اطلاع‌رسانی و اخبار برای مردم به‌جز صداوسیما، مطبوعات چاپی بودند اما آن شور و حال دو سال اول بعد از دوم خرداد دوام نیافت. بازار مطبوعات به‌شدت افت کرد، هرچند که هنوز حاشیه سود خوبی برای ناشران مطبوعاتی داشت. در دولت‌های هفتم و هشتم هم مطبوعات کج دار و مریز کار خود را پیش بردند تا اینکه دولت نهم شروع به کار کرد و سیاست‌های فرهنگی و به‌خصوص معاونت مطبوعات وزارت ارشاد تغییر کرد و فشار روی مطبوعات زیاد شد. بعد از سال ۱۳۸۸ هم عملاً مطبوعات جایگاه سابق را نداشتند و نتوانستند آن را دوباره به دست آورند. این سال‌ها مصادف شد با رواج بسیار گسترده اینترنت در جامعه ایران و اوج‌گیری وبلاگ‌نویسی و وب‌سایت‌های خبری. به‌تدریج در اوایل دهه ۱۳۹۰ نیز رسانه‌های اجتماعی وارد عرصه شدند و مصرف رسانه‌ای و خبری در بین مردم به‌طور بنیادین تغییر کرد. می‌توان گفت که از سال ۱۳۷۹ تضعیف مطبوعات شروع شد و اما با رواج توده‌ای رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌ها، عملاً مرجعیت خبری مطبوعات چاپی از دست رفت.
در نیمه دوم دهه ۱۳۹۰، هرچقدر که روزنامه‌ها مخاطبان خود را از دست دادند مجلات توانستند مشتریانی برای خود پیدا کنند. شاید از منظری، بتوان گفت که نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ دوران رشد دوباره مجلات چاپی تخصصی در کشور بود. مجلات ادبی و فرهنگی و تخصصی زیادی در ایران شروع به کار کرده‌اند که بسیاری از آن‌ها همچنان نیز به کار خود ادامه می‌دهند. اما هنوز زود است برای اینکه بتوانیم قضاوت کنیم که این مجلات موجی واقعی در فضای رسانه‌ای ایران درست کرده‌اند و انتشارشان دیرپا است یا نه.

فکر فروش اینترنتی
مطبوعات همواره تلاش کرده‌اند در بازار دوگانه خود، بازار فروش مستقیم محتوا به مخاطب را از دست ندهند. تجربه‌های زیادی در طول سال‌ها از اتکای صرف به آگهی‌های مطبوعاتی وجود داشته است اما به‌تدریج نشریات دریافته‌اند که نمی‌توانند به‌راحتی از عایدی فروش مجله بگذرند. برای اینکه این شرایط روشن‌تر شود، ابتدا لازم است که سرمایه‌گذاری‌های مطبوعات و میزان درآمدهای آن‌ها را موشکافی کرد.
مطبوعات در ایران چند ممر درآمد دارند: درآمدهای حاصل از تک‌فروشی و اشتراک نسخه کاغذی و فروش آگهی به صاحبان آگهی دو راه اصلی درآمدزایی مطبوعات بوده است. یکی از راه‌های دیگر کسب‌ درآمد آن‌ها یارانه‌های مطبوعاتی بوده است که برای برخی از بنگاه‌های مطبوعاتی مبلغ هنگفتی است و گاهی به ارقام میلیاردی می‌رسد. یکی دیگر از راه‌های جذب سرمایه و درآمد برای مطبوعات، استفاده از بودجه‌های دولتی و عمومی یا کمک‌های حامیان مالی شرکت‌ها است. واقعیت امر این است که بسیاری از مطبوعات هرچقدر هم که تک‌فروشی و جذب آگهی داشته باشند، نمی‌توانند دخل‌وخرج خود را متعادل کنند و باز هم نیازمند کمک‌های مالی هستند. بسیاری از مطبوعات نیز در ایران وابسته به نهادهای دولتی و عمومی هستند و بنابراین از بودجه‌های عمومی استفاده می‌کنند و در فضایی غیررقابتی با مطبوعات بخش خصوصی می‌توانند از آن‌ها پیشی بگیرند و باقی بمانند.
در سال‌های اخیر، راه درآمدزایی دیگری نیز برای مطبوعات باز شده که همان فروش اینترنتی است. در سال‌های اواخر دهه ۱۳۷۰، بعد از اینکه مطبوعات تصمیم گرفتند از فضای اینترنت استفاده کنند و هریک برای خود وب‌سایت ایجاد کردند، هیچ به فکر استفاده از این فضا برای فروش نبودند. ورود مطبوعات به دنیای اینترنت به این امید بود که بیشتر دیده شوند و در واقع، وب‌سایت‌ها ویترینی بودند مثل دکه‌های مطبوعاتی یا کتاب‌فروشی‌ها که می‌توانستند میزان دیده‌شدن آن‌‌ها را افزایش دهند. اولین روزنامه‌ای که در ایران وارد دنیای اینترنت شد و وب‌سایت تأسیس کرد، روزنامه «همشهری» بود که در سال ۱۳۷۳ به اینترنت پیوست. تا اوایل دهه ۱۳۸۰ نیز تقریباً مطبوعات مطرح کشور وب‌سایت داشتند. پس از این دوران بود که مطبوعات غربی شروع کردند به جذب اشتراک آنلاین اما مطبوعات ما تلاشی در این زمینه نکردند. انواع روش‌های فروش اشتراک آنلاین از سال ۲۰۱۲ در مطبوعات جهان رشد کرد و با اینکه در سال‌های اول موفقیت‌های چندانی کسب نکردند اما اکنون می‌توان گفت که مخاطبان با این شیوه‌های فروش و اشتراک اینترنتی آشنا و خوگیر شد‌ه‌اند.
در ایران، در سال‌های میانی دهه ۱۳۹۰ روزنامه «شرق» و سپس روزنامه «اعتماد» تلاش کردند که نوعی از اشتراک آنلاین را به راه بیندازند اما مخاطب ایرانی به‌شدت به محتوای ارزان عادت کرده است و به‌راحتی نمی‌توان او را به پرداخت پول برای خواندن محتوای روزنامه‌نگارانه ترغیب کرد. این‏چنین بود که هر دو روزنامه شرق و اعتماد تصمیم گرفتند که دوباره به شکل سابق خود بازگردند و محتوای خود را به‌شکل رایگان روی وب‌سایت خود قرار دهند. معدود روزنامه‌هایی مثل روزنامه «هفت صبح» تصمیم گرفته‌اند اشتراک آنلاین بفروشند و البته کار سختی نیز در پیش دارند. در این بین، تعدادی از مجلات نیز تلاش کرده‌اند که اشتراک دیجیتالی بفروشند که مجلاتی همچون «پیوست» و «بازخورد» که از قضا هردو در حوزه ارتباطات فعالیت می‌کنند از آن جمله‌اند. اما به‌صورت کلی باید گفت که نشریات چاپی بیش از اینکه مشتاق باشند محتوای خود را به‌شکل اشتراک آنلاین به فروش برسانند، تمایل دارند که اگر از ابزارهای دیجیتالی استفاده می‌کنند نیز آن را در فروش نسخه‌های چاپی خود به کار بگیرند. در عوض، محتوای خود را به‌شکل رایگان ــ‏چه به‌روز و چه با تأخیرــ روی صفحات وب بگذارند و از این طریق، بتوانند آگهی برای وب‌سایت خود جذب کنند.
در سال‌های اخیر که رسانه‌های اجتماعی وارد مدل کسب‌وکار رسانه‌های چاپی شده است، مطبوعات سعی کرده‌اند از این ابزار نیز برای جذب مخاطبان بهره بگیرند اما بیش از اینکه این ابزارها محملی برای ارائه مستقیم محتوای نشریه به‌شکل آنلاین باشد، محلی برای تبلیغات مجله بوده است. در واقع، در بیشتر موارد، مجلات در رسانه‌های اجتماعی تلاش نمی‌کنند که مخاطب مستقیم از صفحات رسانه‌های اجتماعی به وب‌سایت نشریه و مطلب مورد نظر برسد بلکه مخاطب را با روش‌های بازاریابی دیجیتال ترغیب می‌کنند که نسخه چاپی مجله را بخرند. البته این مدل کسب‌وکار برای نشریات ایرانی که محتوای خود را رایگان روی وب‌سایت قرار می‌دهند یا اینکه اصلاً محتوای خواندنی در وب‌سایت خود قرار نمی‌دهند، قابل‌توجیه است. مطبوعات در ایران هنوز نتوانسته‌اند مخاطب را در رسانه‌های اجتماعی‌شان به وب‌سایت خود هدایت کنند در آن‏جا او را قانع کنند که اشتراک آنلاین بخرد.

نظام توزیع مطبوعات چاپی
اهالی مطبوعات می‌گویند که یکی از نقاط ضعف بزرگ کسب‌وکار مطبوعات در ایران نظام توزیع آن‌هاست. بسیاری از مدیران مطبوعات اعتقاد دارند که مطالب باکیفیت و جالبی برای مخاطبان منتشر می‌کنند اما به‌علت کاستی‌های نظام توزیع، مخاطبان اصلاً از وجود این مطالب آگاه نمی‌شوند و بنابراین محتوایشان به فروش نمی‌رود. یکی از مثال‌های تکراری درباره نظام معیوب توزیع مطبوعات دکه‌های مطبوعاتی است که اهل نشریات معتقدند بیش از اینکه جایگاهی برای عرضه مطبوعات باشد، به جایی برای فروش تنقلات و دخانیات تبدیل شده است. انتقادها به نظام توزیع مطبوعات چندان هم بیراه نیست. با اینکه خود مطبوعات نیز نتوانسته‌اند به‌قدر لازم و شایسته محتوای حرفه‌ای و باکیفیت تولید کنند و از نظر مدل کسب‌وکار و تأمین سرمایه کافی برای ادامه با موانع عظیمی روبه‌رو هستند، تا جایی که فعالیت مطبوعات برای کمتر بنگاهی صرفه اقتصادی دارد، اما بخشی از علت‌های به وجود آمدن این وضعیت هم بیرونی است و یکی از آن‌ها کمبودهای نظام توزیع مطبوعات است. در حال حاضر، مطبوعات چاپی به دو صورت توزیع می‌شوند: از طریق دکه‌های روزنامه‌فروشی و از راه کتاب‌فروشی‌ها. این دو روش دو طریق سنتی فروش مطبوعات از دهه‌های گذشته بوده‌اند. نظام توزیع مطبوعات در گذشته‌های دور مربوط به هر نشریه بوده‌اند، به این معنی که روزنامه‌ها خود مأمور توزیع آنچه منتشر می‌کرده‌اند به جایگاه‌های مطبوعاتی بوده‌اند. در دوران پیش از انقلاب حتی دکه‌های مطبوعاتی نیز به‌شکلی که اکنون وجود دارد نبوده است. بعدتر که دکه‌های مطبوعاتی شکل واحدی به خود گرفتند، نظام توزیع نیز تغییر کرد و شرکت‌های توزیع مطبوعات متمرکز شدند و برخلاف گذشته که فروشنده‌های مطبوعات برای تحویل‌گرفتن نشریات به مراکز توزیع می‌رفتند، خود شرکت‌های توزیع مطبوعات تازه را به دکه‌ها و فروشگاه‌ها می‌رساندند و نشریات مرجوعی را از آن‌ها پس می‌گرفتند و تسویه‏حساب می‌کردند.
مطبوعات ایران از دو نوع شرکت‌های توزیع بهره می‌گیرند: شرکت‌های توزیع کتاب که مجلات را در کتاب‌فروشی‌ها توزیع می‌کنند و شرکت‌های توزیع مطبوعات که روزنامه‌ها و مجلات را در دکه‌های مطبوعاتی پخش می‌کنند. طبق سالنامه آمار فرهنگ و هنر در سال ۱۳۹۸، در ایران حدود ۳۱۴۰ دکه مطبوعاتی وجود دارد که ۳۳۹ مورد آن‌ها در تهران قرار گرفته‌اند. شرکت‌های توزیع مجلات را با وانت و اتوبوس و قطار و گاهی نیز با هواپیما به سایر شهرها می‌فرستند و بقیه راه از مراکز استان با وسایل حمل‌ونقل موتوری به آخرین حلقه‌های فروش می‌رسد. مدیران مطبوعات از این شکایت دارند که روزنامه‌ها و حتی مجلات به‌موقع به مراکز فروش نمی‌رسند و هنگامی به مخاطب عرضه می‌شوند که اخبار کهنه شده‌اند یا انواع تحلیل و تفسیرها درقبال اتفاقات روز را از سایر رسانه‌ها گرفته‌اند. روزنامه‌ها به ‌خودی خود همیشه با این نقد مواجه می‌شنوند که مطالبشان به‌روز نیست و از گزارش وقایع روز جا می‌مانند، اما با تعلل شرکت‌های توزیع، این انتقاد به‌طور مضاعف به روزنامه‌ها وارد می‌شود چون در بسیاری از شهرها، بعدازظهر روز انتشار روزنامه یا حتی فردای روز انتشار روزنامه به کیوسک‌های مطبوعاتی می‌رسد.
در کنار شرکت‌های سنتی توزیع مطبوعات، می‌توان از مؤسساتی نام برد که توزیع دیجیتالی مطبوعات را بر عهده دارند. این مؤسسات دو نوع هستند: مؤسساتی که نسخه دیجیتالی مطبوعات را به فروش می‌رسانند و مؤسساتی که نسخه چاپی مطبوعات را در درگاه‌های مجازی به فروش می‌رسانند. فروش نسخه دیجیتالی مجلات، چه در قالب پی‌دی‌اف و چه در قالب کتاب الکترونیک، در سال‌های اخیر عمدتاً در سه پلت‏فرم «فیدیبو»، «طاقچه» و «جار» انجام می‌شود و درگاه دیگری به جمع این‏سه وارد نشده است. اما برخلاف نسخه دیجیتالی، وب‌سایت‌ها و صفحه‌های رسانه‌های اجتماعی زیادی در حوزه فروش فیزیکی مجلات کار می‌کنند که از جمله آن‌ها می‌توان به «۳۰بوک»، «شهر کتاب آنلاین»، «دکه»، «پاکت» و «نهنگ» اشاره کرد. تعداد این وب‌سایت‌های فروش مجلات هر روز بیشتر از گذشته می‌شود و دلیلش هم این است که فروشگاه‌های اینترنتی کتاب در حال رونق‌گرفتن هستند و بسیاری از این فروشگاه‌ها فضایی نیز برای فروش مجلات دارند. به همین دلیل، وب‌سایت‌هایی که فروش کتاب را انجام می‌دهند عملاً به دکه‌های آنلاین و جایگزینی برای بخشی از دکه‌های فیزیکی برای فروش مطبوعات تبدیل شده‌اند.