درس‌های کارگردان کارآفرینان

اسپیلبرگ در 8 برداشت

تاریخ 1400/10/11 ساعت 12:12

وقتی اسپیلبرگ کارش را شروع کرد، تبدیل شدن به یک چهره معروف و ثروتمند دورترین فکری بود که می‌توانست به دهنش خطور کند. زمانی که او نخستین فیلم مستقلش به نام نور آتش را در سال 1963 کارگردانی کرد، کل سودی که از ساخت و فروش آن برد یک دلار بود! او قصد نداشت پول خوبی از ساخت این فیلم به جیب بزند و این کار را برای رشد هنری خودش انجام داد

استیون اسپیلبرگ، فیلم‌ساز و میلیاردر آمریکایی، یکی از شناخته‌شده‌ترین و تحسین‌شده‌ترین چهره‌های هالیوود است. او طی بیش از نیم قرن فعالیت در حرفه فیلم‌سازی بیش از 100 فیلم داستانی را تهیه و کارگردانی کرده است و عایدی‌اش از فروش باکس آفیس 25 میلیارد دلار بوده. او هم‌بنیان‌گذار و شریک مدیریتی شرکت فیلم‌سازی دریم ‌ورکز استودیوز است و ثروتش به 7.95 میلیارد دلار می‌رسد. نام او با نام تولیدات ماندگار و پرهوادار سینمایی مانند آرواره‌ها، ای‌تی، ایندیانا جونز، نجات سرباز رایان و البته فهرست شیندلر گره خورده است. هرچند نام و سابقه او به خاطر سینما شناخته شده است اما می‌توان در خاطر داشت که کارگردانان سرشناس و فیلم‌سازان بسیار موفقی بوده‌اند که مانند او در فهرست میلیاردرهای دنیا قرار ندارند. برای همین است که وقتی نام اسپیلبرگ به میان می‌آید همواره به این هم اشاره می‌شود که کارآفرینان، تاجران و اهالی کسب و کار می‌توانند از او به عنوان یکی از الگوهایشان استفاده کنند و یاد بگیرند. آنچه در این بخش می‌خوانید درس‌های اسپیلبرگ برای کسب و کار است. برداشت و ترجمه بخشی از مطلب که در سایت Addicted 2 Success منتشر شده است.

گوش به زنگ باشید
به خود غره شدن یکی از گناهان کبیره در عالم کارآفرینی است. اگر می‌خواهید تازگی و ارتباطتان با واقعیت را حفظ کنید باید چشم و گوشتان را باز نگه دارید و بیاموزید که با شرایط و مخاطرات چطور مطابقت پیدا کنید. وقتی اسپیلبرگ مشغول تهیه فیلم آرواره‌ها بود با مجموعه‌ای بی‌حد و حصر از مشکلات تکنیکی مختلف روبه‌رو شد که سرعت تهیه فیلم را با مشکل مواجه کرده بود. در واقع بسیاری از عوامل و بازیگران فیلم شکایت می‌کردند که به خاطر این دشواری‌های فنی همه‏چیز چقدر کند پیش می‌رود. با این حال اسپیلبرگ به این شهرت دارد که می‌تواند در حین کار به راهکارها هم فکر کند و از موقعیت‌هایی که سر راه قرار می‌گیرند بهترین حالت را بیرون بکشد. برای همین بود که آرواره‌ها عاقبت تبدیل به یکی از موفق‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما شد و سه جایزه اسکار را از آن خود کرد.

آماده اشتباه کردن باشید و از آن بیاموزید
وقتی اسپیلبرگ کارش را شروع کرد، تبدیل شدن به یک چهره معروف و ثروتمند دورترین فکری بود که می‌توانست به ذهنش خطور کند. زمانی که او نخستین فیلم مستقلش به نام نور آتش را در سال 1963 کارگردانی کرد، کل سودی که از ساخت و فروش آن برد یک دلار بود! او قصد نداشت پول خوبی از ساخت این فیلم به جیب بزند اما این کار را برای رشد هنری خودش انجام داد. این فیلم شاید جایزه‌ای نگرفته باشد اما اسپیلبرگ از این تجربه آموخت. کارآفرینان هم به همین شیوه باید از خطاهای محاسباتی که در ابتدای راه انجام می‌دهند یاد بگیرند. خطاها می‌توانند بهترین معلم ما باشند.

از نشان دادن خود نترسید
وقتی کارتان را راه می‌اندازید نباید انتظار داشته باشید که گروه مشتریان دوان دوان به سراغتان بیایند. باید اراده این را داشته باشید تا قدم جلو بگذارید تا درجاتی از موفقیت را ببینید. برای همین است که آدم‌ها باید بدانند شما که هستید و چه می‌فروشید و چرا آن‏ها باید پولی را که به خاطرش زحمت می‌کشند هزینه کسب‌وکار شما کنند.
اسپیلبرگ کارش را به عنوان یک کارآموز بی‌مزد در استودیو یونیورسال آغاز کرد. او می‌دانست که باید خودش را درست در مرکز همان صنعتی بگنجاند که دلش می‌خواهد در آن به موفقیت برسد، حتی اگر در این راه یک پنی هم دستش را نگیرد.

کاری که عاشقش هستید انجام دهید و آن را جدی بگیرید
اگر می‌خواهید در هر کاری که انجام می‌دهید موفق باشید باید آن کار ریشه در انگیزه‌ای قوی داشته باشد. بسیاری از فیلم‌های اسپیلبرگ متاثر از تجربیات دوران کودکی او است که در اعماق وجودش باقی مانده بودند. به عنوان مثال فیلم سوپر 8 (2011) آینه‌ای است از اشتیاق اسپیلبرگ کوچک که می‌خواست در سال‌های کودکی فیلم بسازد. در این فیلم بچه‌ها از یک دوربین دستی ارزان‏قیمت برای ساختن فیلم خانگی و برای بعضی از صحنه‌ها از اسباب‌بازی‌هایشان هم استفاده می‌کردند. اسپیلبرگ خودش در کودکی همین کار را می‌کرد؛ او از قطار اسباب‌بازی‌اش برای خلق صحنه‌های فاجعه‌بار فیلمی که با دوربین 8 میلی‌متری ضبط می‌شد استفاده می‌کرد. پس‌زمینه یهودی او هم در کارش اثرگذار بوده و منجر به ساخت فیلم فهرست شیندلر شد. او خودش در دوران کودکی به خاطر یهودی بودن از سایر بچه‌ها آزار می‏دید.

ترس فقط یک کلمه است
اسپیلبرگ در طول کار حرفه‌ای‌اش مشکلات و دست‌اندازهای بسیاری را دیده است. احتمالا او هم همیشه پاسخی برای تمامی مشکلات نداشته و نمی‌توانسته نتیجه نهایی کارهایی را که دست به انجامشان می‌زده ببیند اما هرگز نگذاشت ترس از ناشناخته‌ها در مسیر موفقیتش قرار بگیرد. اگر کاری درست پیش نرود او دیگران را سرزنش نمی‌کند و مسئولیت آنچه را رخ داده بر عهده می‌گیرد. به جای اینکه از ترس جا بزند تصمیم می‌گیرد به استقبال آن برود.
هر کارآفرین موفقی به شما خواهد گفت که در کسب و کار به جایی رسیدن به معنای این است که باید به خودتان ایمان داشته باشید و همین‌طور به محصولی که تولید کرده‌اید. در غیر این صورت به راحتی ممکن است تمرکزتان را از دست بدهید و از راهی که در آن هستید منحرف شوید.
هرچند یک مفهوم اولیه بوده که شما را از اول ترغیب به حرکت کرده اما باقی معادله بسته به اراده شما برای پیروی از آن تصویری است که در ذهن دارید. شاید همه متغیرها را ندانید و قطعا نمی‌توانید همه چیز را کنترل کنید اما گاهی فقط باید دل به دریا بزنید و امیدوار باشید که بهترین نتیجه را خواهید گرفت.

از ضعف‌هایتان استفاده و آن‏ها را به نقاط قوتتان تبدیل کنید
استیون اسپیلبرگ در مدرسه از زمره طردشدگان بود. تنها می‌گشت و دوستان بسیار کمی داشت. این تنهایی سبب شد که او برای خودش یک دوست خیالی داشته باشد که موجودی فرازمینی بود و بعدها مایه الهام یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین فیلم‌های او شد: ای‌تی. رویاپردازی بی‌حد او بعدا تبدیل به یک مهارت مثال‌زدنی برای قصه‌گویی از پشت دوربین شد. او به جای مخفی شدن در پس ضعفش از آن برای شناساندن خود استفاده کرد.
از آنچه که سبب شد فیلم‌سازی فراموش‌نشدنی بار بیاید چه می‌توان آموخت؟ از انعطاف و خدمات مخصوص به افراد به عنوان تکنیک بازاریابی خود استفاده کنید. این تکنیک می‌تواند رقبای بزرگ شما را غافلگیر کند. اگر شما را به چشم یک نارقیب و بازیگر کوچک می‌بینند می‌توانید از همین نکته به سود خودتان و کسب و کارتان استفاده کنید.

دست از رویاپردازی نکشید؛ به خلاقیت ادامه دهید
اسپیلبرگ دهه‌ها در این صنعت مشغول بوده است و با این حال به نظر می‌رسد که جادوی او برای ساخت فیلم‌هایی که در رتبه‌های بالا قرار می‌گیرند همچنان دست‌نخورده باقی مانده است. از او نقل شده: «ماهی یک بار آسمان انگار بر سرم خراب می‌شود و بعد فیلم دیگری پیش چشمم می‌آید که دلم می‌خواهد آن را بسازم.» ساده‌اش اینکه اسپیلبرگ از فکر کردن در مورد ایده‌های فیلم‌سازی دست برنمی‌دارد. او از اینکه پا به ژانرهای مختلف بگذارد نمی‌ترسد. او ریسک‌پذیر و خلاق است. آنچه از فیلم‌های او می‌گیرید سرگرمی ناب است حتی اگر درام سنگینی مانند فهرست شیندلر باشد یا فیلمی واقع‌گرایانه و نفس‌گیر مانند نجات سرباز رایان. از تلاش برای ساخت محصولات و خدمات جالب دست نکشید. کارآفرینی یعنی در همه حال وهمه وقت در صدر بمانید.

برند محکمی بسازید که ماندگار باشد
موفقیت در کارآفرینی یعنی کسب و نگه داشتن اعتماد مشتریانتان. اسپیلبرگ چه در مقام کارگردان و چه تهیه‌کننده همه آنچه را دارد در این راه می‌گذارد. از زمانی که او به صنعت سینما قدم گذاشته در مورد پروژه‌هایی که انتخاب می‌کند بسیار بااحتیاط بوده. البته که برخی از آن‏ها به شکست انجامیدند اما اغلب آن‏ها موفقیت خالص بودند. همین باعث شد که نامش آشنا باشد؛ یک برند ساده و درعین حال ستودنی در صنعت فیلم‌سازی. هربار نام او را در میان عوامل یک فیلم ببینید می‌دانید که آن فیلم، خاص است و به نحوی فیلم خوبی محسوب می‌شود. نام او به نوعی تبدیل شده است به «همین که این نام را بدانم کافی است» که بهترین نوع تبلیغ برای یک فیلم است. از کسب‌وکارتان با سابقه و کارنامه خوب پشتیبانی کنید؛ نامی که معرف «کامل بودن» است.
آخرین درسی که کارآفرینان می‌توانند از استیون اسپیلبرگ بگیرند این حقیقت ساده است که یک نفر باید به اندازه‌ای استقامت داشته باشد که دست آخر در آنچه انجام می‌دهد استاد شود. اسپیلبرگ تمام وقتش را صرف خواندن تئوری‌های فیلم‌سازی نکرد چون می‌دانست جز اینکه خودت تلاش کنی، نخواهی فهمید که کل این صنعت واقعا چیست.