انگلیسِ امروز چطور اروپا و آمریکا را از دست داد؟

جعبه لوکس خالی

تاریخ 1400/09/21 ساعت 09:37

جانسون همواره مدعی بوده که دولتش اشراف اطلاعاتی بر کشورهای مختلف و نیز مناسبات دیپلماتیک عالی در سطح جهان دارد، اما ماجرای افغانستان باعث شد توخالی‌بودن حرفش به‏شدت ثابت شود

آینده نگر/ منبع:‌ کارنگی

در هفته‌های اخیر و همزمان با پیشروی‌های طالبان در افغانستان، خبر عجیبی به شدت مورد توجه رسانه‌های انگلیس قرار گرفته بود و آن هم کمبود میلک‌شِیک در مک‌دونالدزهای این کشور بود و همه با حرارت در این خصوص بحث می‌کردند. در کشوری با نخست‌وزیری بوریس جانسون، مسئله میلک‌شیک به یکی از راه‌ها برای توصیف چالش‌های پیش روی اقتصاد انگلیس هم بدل شد.

انگلیس این روزها دوباره با یک پرسش قدیمی مواجه است: حالا که واشینگتن به لندن پشت کرده و لندن هم از بروکسل روی برگردانده، جایگاه انگلیس در دنیا قرار است چه باشد؟

در سال‌های اخیر پاسخ‌ها به این سوال معمولا روی توهمی بنیان شده که دولت بوریس جانسون سعی در زنده نگه‌داشتنش کرده است: اینکه انگلیس واقعا مناسبات بسیار خاصی با آمریکا دارد و برگزیت (خروج انگلیس از اتحادیه اروپا) می‌تواند باعث افزایش رفاه در داخل و افزایش نفوذ انگلیس در خارج از کشور شود. جانسون به این ترکیب نامتجانس حتی اسم «بریتانیای جهانی» هم داده است.

موضوعات بی‌ربط به هم مثل خروج نیروهای غربی از افغانستان (و سقوط دولت) در کنار نایاب‌شدن میلک‌شیک در انگلیس هر دو می‌توانند توهم عظیم ایده «بریتانیای جهانی» را آشکار کنند. اصلا اوضاع طوری شده که این ایده در رسانه‌ها مسخره می‌شود؛ درست همان طور که بیست سال پیش ایده «موج سوم» تونی بلر و ده سال پیش هم ایده «جامعه بزرگ» دیوید کامرون مسخره می‌شد. اگر بخواهیم منصفانه حرف بزنیم، این دو ایده آخری خیلی هم بد نبودند. بلر فکر می‌کرد با موج سوم می‌تواند از درگیری فلج‌کننده بین چپ و راست در انگلیس عبور کند. کامرون هم می‌خواست نقش جوامع کوچک‏تر در داخل جامعه انگلیس را گسترش دهد و آن را به ملت تعمیم بدهد.

چالش پیش روی هردوی آن‏ها ‏این بود که ایده ریشه بدواند و قبل از آنکه منتقدان کمر به نابودی‌اش ببندند، قدرت و احترامی به دست آورده باشد. بلر و کامرون که موفق نشدند و بوریس جانسون هم در همان مسیر ناکامی آن‏ها ‏قرار دارد.

همین ماجرای افغانستان می‌تواند موضوع را روشن کند. جو بایدن رئیس جمهور آمریکا بدون آنکه با متحدان نزدیک کشورش مشورت کند تصمیم گرفت نیروهایش را از افغانستان بیرون ببرد. البته انگلیس تنها متحد شوک‌زده از این تصمیم نبود. اما از آنجا که جانسون همواره مدعی بوده که دولتش اشراف اطلاعاتی بر کشورهای مختلف و نیز مناسبات دیپلماتیک عالی در سطح جهان دارد، توخالی‌بودن حرفش به شدت ثابت شد. از آن مناسبات خاص با آمریکا هم هیچ خبری نبود تا بتواند جلوی تحقیر شدن جانسون در این مسئله را بگیرد.

از آن بدتر اینکه جانسون حین ریاستش بر گروه هفت، طی جلسه مجازی با رهبران این گروه تلاش کرده بود بایدن را به عقب‌انداختن ضرب‌الاجل خروج نیروهای امریکایی از افغانستان ترغیب کند اما بایدن آشکارا این درخواست را رد کرد. داشتن چنین موضعی از سوی آمریکا جای تعجب نداشت، اما اینکه جانسون چنین اشتباه محاسباتی داشته باشد و فکر کند که دسترسی خاصی به راهروهای قدرت در واشینگتن دارد، جای تعجب داشت.

دوباره به موضوع میلک‌شیک‌های مک‌دونالدز برگردیم. بحران خاصی در این زمینه وجود ندارد. درست است که بسیاری از رستوران‌های فست‌فودی انگلیس در زمان‌های مختلف در یک سال و نیم اخیر دچار کمبود مرغ شدند، اما کمبود مواد غذایی وضعیت جدی ندارد. با این حال، کمبود برخی کالاها در سوپرمارکت‌ها و خالی‌ماندنِ جایشان دارد توجه مردم انگلیس را جلب می‌کند. علت این است که موعد تحویل کالاها دائم عقب می‌افتد و این مسئله اصلا به مذاق رای‌دهندگان خوش نمی‌آید. حتی پیش‌بینی شده که بوقلمون هم برای کریسمس به اندازه کافی در دسترس نباشد.

مجموعه دلایل مختلفی پشت این کمبودهاست. مهم‌ترینش این است که شهروندان اتحادیه اروپا که بار را با کامیون‌هایشان بین انگلیس و کشورهای اروپایی دیگر جابجا می‌کردند، پس از برگزیت دیگر به راحتی موقعیت این کار را ندارند. کارگران فصلی نیز که هرساله برای کمک به برداشت محصول و رسیدگی به مزارع و گلخانه‌ها از کشورهای دیگر اروپایی به انگلیس می‌آمدند، دچار محدودیت شدید شده‌اند. تازه تاثیر بحران کرونا هم سرجای خودش است. حالا صاحبان کسب و کارها خواهان تغییر قوانین شده‌اند تا این مشکلات برطرف شود اما وزرای کابینه انگلیس هنوز راه‏حلی برای آن ندارند.

با توجه به همه این مسائل، بالاخره جایگاه انگلیس در دنیا در حال حاضر چگونه است؟ مقامات دولت جانسون از لزوم همکاری‌های بین‌المللی برای مقابله با چالش‌ها حرف می‌زنند اما این دولت عملا تمایلی به همکاری با اتحادیه اروپا نشان نمی‌دهد و حس می‌کند که آمریکا هم دورش زده است. به این ترتیب، انگلیس اول باید قبول کند که موقعیت قبلی‌اش را در سطح بین‌المللی ندارد و بعد راهکارهای تطبیقی جدیدی برای وضع موجود ارائه بدهد. تنها حالتی که ایده «بریتانیای جهانی» می‌تواند در آینده کار کند همین است.