
هیچکس منکر صدمه زیستمحیطی فلزاتی مثل آلومینیوم نیست. اما در عین حال همین فلز برای پروژههای سبز و به خصوص استفاده از انرژی خورشیدی حیاتی است و قیمتش نیز به همین دلیل رو به افزایش است
آینده نگر/ منبع: فایننشال تایمز
*روچیر شارما، استراتژیست ارشد و مدیر بخش بازارهای نوظهور در مورگان استنلی
جهان این روزها با پارادوکس فزایندهای در برنامه خود برای سبز شدن مواجه است. هرچه تلاش برای رسیدن به اقتصاد سبز بیشتر میشود، هزینهها بالاتر میرود و احتمال آن که عواقب وحشتناک تغییرات اقلیمی کنترل شود، کاهش مییابد. اما وقتی میگوییم «هزینهها» از چه چیزی حرف میزنیم؟ از افزایش تقاضا برای موادی که قرار است اقتصاد پاک را بسازند اما خودشان پاک نیستند.
دولتهای زیادی در تلاشاند که در چارچوب اهداف اقتصاد پاک، قوانین سبز تدوین کنند و به اصطلاح جلوی سرمایهگذاری در معادن، کارخانههای ذوب فلزات یا هر منبع دیگری که آزادکننده کربن است را بگیرند. نتیجه ناخواسته این وضع، تورم سبز است: افزایش قیمت فلزات و مواد معدنی مثل مس، آلومینیوم و لیتیوم که برای ساختن تجهیزات مربوط به انرژی خورشیدی و بادی، خودروهای برقی و سایر تکنولوژیهای تجدیدپذیر ضروری هستند.
در گذشته، گذار به سمت منابع جدید انرژی به معنی آن بود که منبع قبلی تقویت میشود. مثلا ظهور انرژی بخار باعث شد سازندگان کشتیهای بادبانی فکرشان را روی هم بگذارند و نوآوریهای زیادی را ظرف مدت کوتاهی در این عرصه ارائه بدهند. اگر انرژی بخار نیامده بود آنها هم به این فکرها نمیافتادند. اختراع برق هم تاثیر مشابهی روی تکنولوژیهای قبل از خودش گذاشت و آنها را بهینه کرد. امروزه ساختن اقتصاد سبز به معنی مصرف نفت بیشتر در دوره گذار است؛ اما تولیدکنندگان عملا واکنشی مثل سابق ندارند. علتش این است که آینده سوختهای فسیلی مدت زیادی است که تیره و تار شده و قوانین محدودکننده نیز در موردشان وجود دارد.
امروزه با وجود آن که قیمت نفت بالا میرود، سرمایهگذاری توسط شرکتهای بزرگ هیدروکربنی و کشورهای وابسته به این منابع، همچنان در حال کاهش است. به جایش قدرتهای نفتی دارند خود را احیا میکنند تا سردمدار انرژی پاک باشند. این وضع حتی در حوزه نفت شیل هم دیده میشود.
برای توضیح تناقضی که امروزه با آن مواجهیم به این نکته توجه کنید: دو تا از مهمترین فلزاتی که جهان برای تولید انرژیهای جایگزین به آنها نیاز دارد، مس و آلومینیوم هستند؛ اما سرمایهگذاری در این فلزات نیز به دلیل محدودیتهای زیستمحیطی، اجتماعی و حکومتی کاهش یافته است. درواقع دنیا برای آن که جلوی گرمایش بیشتر زمین را بگیرد، به مس بیشتری نیاز دارد اما همین اخیرا مثلا در آلاسکا جلوی استخراج معدن مس به دلایل زیستمحیطی گرفته شد. همچنین چین که تا یک دهه پیش، تولید مازاد موادی مثل سنگ آهن و فولاد را هم داشت و مازاد تولیدش را روانه بازارهای خارجی میکرد، حالا تولید را کاهش داده. تقریبا ۶۰ درصد از آلومینیوم دنیا از چین میآید و تولید آن هم کاهش پیدا کرده. حالا مشخص نیست فلزات لازم برای صنایع انرژی پاک قرار است از کجا تامین شوند و این تناقض بزرگی است.
البته هیچکس منکر صدمه زیستمحیطی این فلزات نیست. آلومینیوم یکی از غیرپاکترین فلزات موجود است. اما در عین حال همین فلز برای پروژههای سبز و به خصوص استفاده از انرژی خورشیدی حیاتی است. جالب اینجاست که تصور میشد چین همواره این مواد را به بازار جهانی عرضه خواهد کرد اما حالا مشخص شده که اینطور نیست.
تکنولوژیهای تجدیدپذیر به موادی متفاوت از تکنولوژیهای وابسته به سوختهای فسیلی نیاز دارند. مثلا نیروگاههای بادی و خورشیدی شش برابر بیشتر از نیروگاههای متداول از مس استفاده میکنند. تقاضا برای مس دارد در جهان بالا میرود و تورم سبز به همین منوال ادامه مییابد. از سال گذشته تاکنون، قیمت مس بیش از صد درصد و قیمت آلومینیوم بیش از ۷۵ درصد افزایش پیدا کرده است.
تا مدتی پیش، حرفزدن از حکومتداری مبتنی بر دغدغههای زیستمحیطی و اجتماعی مثل امتیازی بود که فقط کشورهای ثروتمند از آن برخوردار بودند. اما دیگر این طور نیست. بنابراین کشورهایی مثل چین و نیز کشورهای آمریکای لاتین دیگر قرار نیست تامینکننده مواد اولیه ناپاک برای انرژی پاک در کشورهای دیگر باشند. همین آمریکای لاتین که زمانی به عنوان «غرب وحشیِ استخراج معادن» شهرت پیدا کرده بود و برای این امور محدودیتی نداشت، حالا محدودیتها را پذیرفته است. تقریبا ۴۰ درصد از عرضه مس در جهان از شیلی و پرو میآید و در هردوی این کشورها، پروژههای استخراج معدن که قبلا پنج سال طول میکشیدند حالا بیشتر از ده سال به طول میانجامند. حتی یک پروژه استخراج مس بزرگ در پرو که قرار بود در سال ۲۰۱۱ تکمیل شود، هنوز هم تکمیل نشده است. شیلی نیز در حال تجدید نظر در قوانین خود برای سبز شدنِ اقتصاد است.
حل و فصل این تناقض بزرگ - اینکه چطور مواد ناپاک را برای تولید انرژی پاک استفاده کنیم- همچنان یکی از بزرگترین چالشهای آینده جهان باقی خواهد ماند. حالا باید دید دولتها و قانونگذاران چطور این چالش را از سر راه خود برخواهند داشت.