
آرزوی رسیدن فرانسه و ایتالیا به رهبری اروپا در مسیری پر از مانع قرار دارد. کشورهای اروپای شمالی قطعا با خرجکردنهای دستودلبازانه مورد نظر ماکرون و دراگی موافق نخواهند بود. همچنین کشورهای اروپای مرکزی و شرقی با مواضع ماکرون و حقبهجانبیاش در امور اروپایی مشکل خواهند داشت
آینده نگر/منبع: پولیتیکو
یک زوج سیاسی قدرتمند جدید این روزها در اروپا خودش را نشان داده و سودای رهبری قاره را در سر میپروراند؛ اما یکی از طرفین که قبلا آلمان بود حالا دیگر در معادله آنها جا ندارد.
در شرایطی که دوره صدراعظمی آنگلا مرکل در آلمان دارد به پایان میرسد و این کشور درگیر تبعات این تغییر است، دو چهره اروپایی دیگر یعنی امانوئل ماکرون (متحد سابق مرکل) و ماریو دراگی (نخست وزیر ایتالیا) به دنبال آن هستند که خلا ناشی از خروج مرکل از قدرت در اروپا را پر کنند. آنها میخواهند شیوهای جدید از رهبری در اروپا را در پیش بگیرند؛ شیوهای که در آن خرجکردن آسانتر و تصمیمگیری سریعتر است. حداقل این چیزی است که ماکرون با توجه به تجربه قبلیاش میخواهد.
ماکرون و دراگی و متحدان آنها در تلاشاند برنامه احیای اقتصادی ۷۵۰ میلیارد یورویی اتحادیه اروپا را به کار بیندازند، یک معاهده دوجانبه مبتنی بر همان مدل همکاری فرانسه و آلمان را نهایی کنند و در عرصه پروژههای صنعتی در اروپا نیز با یکدیگر مشارکت کنند. میشود گفت افق و برنامههای این دو رهبر فرانسه و ایتالیا به هم شباهت زیادی دارد. هر دو آنها پیش از این بانکدار عرصه سرمایهگذاری بودند و به اتحادیه اروپا به چشم پادزهری برای مشکلات داخلی کشورهایشان نگاه میکنند. تنها فرقشان این است که دراگی به عنوان ناجی ایتالیا به قدرت رسیده اما ماکرون تازه باید برای ماندن در قدرت تلاش کند و مخالفانش هم در فرانسه کم نیستند.
آرزوی رسیدن فرانسه و ایتالیا به رهبری اروپا البته در مسیری پر از مانع قرار دارد. کشورهای اروپای شمالی قطعا با خرجکردنهای دست و دلبازانه مورد نظر ماکرون و دراگی موافق نخواهند بود. همچنین کشورهای اروپای مرکزی و شرقی همچنان با مواضع ماکرون و حقبهجانبیاش در امور اروپایی مشکل خواهند داشت.
در پس اتحاد امروزی فرانسه و ایتالیا البته دورههای عظیمی از درگیری نهفته است. همین دو سال پیش، مناسبات دیپلماتیک دو کشور به خاطر مسائل مختلفی مثل مهاجرت و وضعیت لیبی به بدترین وضع خود رسیده بود و وزیر خارجه ایتالیا از اعتراض جلیقهزردها علیه ماکرون حمایت میکرد و فرانسه هم دائم سفیر ایتالیا را احضار میکرد. حالا چه شده که این دو کشور به هم نزدیک شدهاند؟ دو دلیل واضح برایش وجود دارد.
از یک سو آنگلا مرکل و آلمان به دلیل موافقت با پروژه خط لوله گاز نوردستریم ۲ و همکاری با روسیه در این خصوص مورد غضب برخی رهبران اروپایی قرار گرفتهاند و از سوی دیگر هم انگلیس با خروج از اتحادیه اروپا در شرایطی قرار گرفته که سران اروپا به مواضعش اهمیتی نمیدهند. اینها نقش کشورهایی مثل فرانسه و ایتالیا را حداقل برای مدتی پررنگ کرده است. مارک لازار استاد تاریخ سیاسی و جامعهشناسی در پاریس میگوید از آنجا که دراگی پیشتر رئیس موفقی برای بانک مرکزی اروپا بوده و در گلدمن ساکز هم سمت داشته است، ماکرون حس میکند که راحتتر از مرکل میتواند با او کار کند.
حالا دو رهبر فرانسه و ایتالیا حتی در نظر دارند توافق دوجانبهای با عنوان کوییرینال را هم به امضا برسانند که در چارچوبش همکاری بین مرزی بین دو کشور بیشتر میشود. جزییات دقیق از این توافق دوجانبه افشا نشده است؛ اما کریستف دی پمپئو یکی از حقوقدانان تیم ماکرون میگوید: «مسئله مهم در این توافق این است که خیلی زود تعادل مناسبات در اروپا قرار است دستخوش تغییر شود.» از آنجا که آلمان فعلا تا مدتی در مرحله گذار از مرکل به صدراعظم جدید بسر خواهد برد، میتوان این نظر را پذیرفت.
فرانسه و ایتالیا که مدتها در زمینه همکاریهای صنعتی نیز دچار مشکل بودند و مثلا در عرصه ادغام شرکتهای بزرگ کشتیسازی به نتیجه نرسیده بودند، حالا میتوانند ادغام شرکتهای بزرگ خودروسازی خود از جمله ادغام فیات کرایسلر با گروه پیاسای را شاهد باشند.
اما تغییر قوانین مالی اتحادیه اروپا از نظر فرانسه و آلمان فعلا در اولویت فعالیت اروپایی آنها قرار دارد. به گفته گرگوری کلایس اقتصاددان موسسه بروگل، فرانسه و ایتالیا هر دو معتقدند که چارچوب مالی اتحادیه اروپا بیش از اندازه محدودکننده است و باید در آن تجدید نظر شود.
در حالی که تمام این تحولات در افق آینده اتحادیه اروپا قرار گرفته، نباید این نکته را فراموش کرد که فرانسه قصد ندارد آلمان را از برنامههای درازمدت خودش کنار بگذارد و اصولا به قول دیپلماتهای فرانسوی، «آلمان همیشه در اولویت است». با این حال، به نظر میرسد که فرانسه به اتحادش با ایتالیا هم بسیار دلخوش کرده و ترجیح میدهد ایتالیا هم وارد بازی قدرت سهجانبه برای رهبری اروپا شده باشد.