
کریستین لاگارد، رییس بانک مرکزی اروپا گفت که قیمت های بالاتر برای خدمات نشان دهنده فرصت های شغلی خالی در مکان های کاری پرمخاطب مانند رستوران هاست. این تشخیص درباره امریکا هم صدق می کند. به بیان ساده، زندگی هنوز به حالت عادی بازنگشته و تورم یک علامت است.
هیجان در میان برخی از سرسخت ترین اقتصاددانان چپگرای امریکا غیرقابل انکار است. هر زمان که کشورهای دیگر ارقام تورم را گزارش می دهند، آنها از آن به عنوان مدرکی که نشان می دهد افزایش قیمت های امریکا بخشی از یک روند جهانی است، استفاده می کنند. دن بیکر از مرکز تحقیقات اقتصادی و سیاسی در توییترش نوشت: «من متنفرم از اینکه پیروزی افرادی که لاف می زنند که قانون بهبودی و حمایتی بایدن تورم زا بوده است را خراب کنم. اما بریتانیا هم جهش تورمی بزرگی را تجربه کرده است، بدون اینکه محرک پولی و مالی داشته باشد.» اکونومیست در گزارشی به روند جهانی تورم پرداخته است.
چند روز قبل، پل کروگمن، نوبلیست اقتصاد، مقایسه مشابهی را میان اروپا و امریکا انجام داد. او گفت: «آنچه در ایالات متحده اتفاق افتاده است، عمدتا به سیاست مربوط نمی شود.» این استدلال اگر درست باشد، دارای اهمیت اقتصادی و سیاسی فوق العاده ای است. از نظر اقتصادی، مفهوم این خواهد بود که تورم تا حد زیادی از دست مقامات امریکایی خارج شده است. آنها می توانند اقداماتی را برای کمک به جریانات روان تر بنادر انجام دهند، اما در نهایت امریکا هم مانند همتایان خود در دیگر نقاط جهان گروگان اختلالات ناشی از بیماری همه گیر در زنجیره تامین جهانی است. از این منظر، بانک های مرکزی باید در مورد افزایش نرخ بهره احتیاط کنند چرا که هیچ کمکی به افزایش تولید نمی کند و نقطه اصلی مشکلات امروز است. از نظر سیاسی هم این ماجرا جو بایدن، رییس جمهوری امریکا را از انتقاد دور نگه می دارد. چرا که بسته محرک غول پیکری که او در اوایل سال جاری به راه انداخت، باعث مشکلات قیمتی امریکا شد.
آیا این اقتصاددانان حق دارند؟ آیا تورم امریکا که در حال حاضر به بالاترین حد خود در سه دهه اخیر رسیده است، جهانی است یا داخلی؟ مورد اولی ساده است. اکثر کشورهای ثروتمند، از بریتانیا گرفته تا استرالیا با فشارهای مشابهی رو به رو هستند. حتی آلمان که به بیزاری از افزایش قیمت ها شهرت دارد، شاهد رشد تورم به بالاترین حد در 28 سال گذشته بوده است.
یکی از وجوه مشترک این وضعیت، زنجیره تامین مشکل دار است که همه چیز را از ماشین گرفته تا اثاثیه کمیاب تر کرده است. یکی دیگر از موارد مشترک، تاثیر طولانی مدت همه گیری کرونا بر بازار کار بوده است. 19 نوامبر، کریستین لاگارد، رییس بانک مرکزی اروپا گفت که قیمت های بالاتر برای خدمات نشان دهنده فرصت های شغلی خالی در مکان های کاری پرمخاطب مانند رستوران هاست. این تشخیص درباره امریکا هم صدق می کند. به بیان ساده، زندگی هنوز به حالت عادی بازنگشته و تورم یک علامت است.
این دیدگاه جهانی، بدون شک مهم است. با این حال ناکافی است: در حال حاضر تورم در امریکا با کمی فاصله، بیشتر از هر اقتصاد پیشرفته دیگری است. اگرچه شاخص قیمت مصرف کننده در امریکا در ماه اکتبر نسبت به سال قبل 6.2 درصد افزایش یافت که سریعتر از سایر اقتصادهای ثروتمند بزرگ جهان است. با این حال بهترین مقایسه، مقایسه قیمت های امروز نسبت به 24 ماه قبل است. بر این اساس، قیمت مصرف کننده در امریکا حدود 7.5 درصد افزایش یافته است. بیش از دو درصد بالاتر از هرجای دیگری در کشورهای گروه G7.
این مساله به سیاست های غیرمعمول حمایت از رشد امریکا در طول همه گیری اشاره دارد. این وضعیت با چک های محرکی که دونالد ترامپ با افتخار امضا می کرد، آغاز شد و با طرح نجات امریکایی جو بایدن، سخاوتمندانه تر پیش رفت. براساس پیش بینی های دفتر بودجه کنگره، در طول سال های 2020 و 2021، کسری مالی امریکا به طور متوسط حدود 14 درصد از تولید ناخالص داخلی بوده است. این هم مانند نرخ تورم، بالاتر از کشورهای گروه G7 قرار دارد. در این میان فدرال رزرو هم به دلیل سیاست های بسیار سست خود مورد توجه قرار گرفت. دارایی های موجود در تراز نامه فدرال رزرو طی دو سال گذشته به عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی، دو برابر شده است.
درجه قابل توجه محرک به توضیح رونق خرده فروشی در امریکا کمک کرده است. شکی نیست که بیماری کرونا مصرف را از خدمات به سمت کالاها سوق داده است. حتی با این وجود، داده های امریکا شگفت انگیز است. در سه ماهه دو مسال 2021، هزینه های مربوط به کالاهای با دوام تقریبا یک سوم بیشتر از سه ماهه پایانی سال 2019 بوده است. رقمی که بسیار بالاتر از روند قبلی خود و به راحتی از افزایش در سایر اقتصادهای بزرگ پیشی گرفته است.
در واقع، تقاضای جاری امریکا ممکن است کمبودهای جهانی را تشدید کرده و به تورم بالاتر در جاهای دیگر سرایت کرده باشد. محموله های دریایی را در نظر بگیرید. ظرفیت بنادر در امریکا در سه ماهه دوم سال 2021، 14 درصد بیشتر از سال 2019 بوده است. سایر نقاط جهان وضعیت آرام تری را داشته اند: توان عملیاتی در اروپا یک درصد کمتر بوده است. اما نرخ حمل و نقل در همه جا افزایش یافته است، چرا که ظرفیت به تجارت وابسته به اقیانوس آرام منحرف شده است.