
با برنامه تعطیلی رآکتورهای هستهای آلمان، برق باید حتما در آلمان ارزانتر میشد تا شرکتهای آلمانی بتوانند به رقابت با شرکتهای بینالمللی ادامه بدهند. اینجاست که پروژه نوردستریم ۲ وارد میشود
آینده نگر/ منبع: پولیتیکو
پروژه خط لوله نوردستریم ۲ بالاخره دارد به نتیجه میرسد و حالا آلمان با خیال راحت از طریق لولههایی در کف دریای بالتیک، گاز مورد نیاز خود را از روسیه وارد میکند. آمریکا هر کار کرد نتوانست جلوی آلمان را در این خصوص بگیرد. علتش هم این بود که آنگلا مرکل دلایل خودش را برای روی خوش نشاندادن به روسیه در این پروژه دارد.
واقعیت این است که آلمان به شدت به یک منبع انرژی قابل اطمینان احتیاج داشت. سال آینده، آلمان با آخرین رآکتور هستهای خود خداحافظی خواهد کرد و برنامه این است که تا سال ۲۰۳۸ میلادی، تمام تولید برق مبتنی زغال سنگ هم در آلمان متوقف شود. با وجود آن که نقشآفرینی انرژیهای تجدیدپذیر در تولیدات برق آلمان رو به رشد است، اما باز هم به پنجاه درصد از مجموع تولید برق نمیرسد. معنیاش این است که یک حفره بزرگ در عرصه برق آلمان وجود دارد که برای پر کردنش باید از گاز طبیعی (که نسبت به زغال سنگ، پاکتر محسوب میشود) استفاده کرد. گاز همچنین برای گرمکردن ۴۵ درصد از منازل در آلمان به کار میرود.
پیش از این، روسیه و نروژ تامینکننده یکسوم از گاز مورد نیاز آلمان بودند. هلند نیز که تاکنون ۳۰ درصد از گاز مورد نیاز آلمان را تامین میکرد، قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ میلادی استخراج گاز را متوقف کند و همین مسئله نشانگر اهمیت به نتیجهرسیدنِ پروژه خط لوله نوردستریم ۲ برای آلمان است.
منتقدان این پروژه خط لوله، دائم بر این نکته پافشاری کردهاند که راههای زیادی برای آلمان وجود دارد که گاز طبیعی مورد نیاز خود را تامین کند؛ از جمله مسیرهای موجود شرق که از اوکراین یا بلاروس یا لهستان میگذرد. مسیر دیگر، مسیر جنوبی از طریق ترکیه است و مسیر دیگر هم از سمت غرب و از طریق کشتیهایی است که از آمریکا میآیند.
اما از دیدگاه آلمانها، هیچ یک از این مسیرها به سادگی، مستقیمی و اطمینانِ مسیر نوردستریم نیستند. به همین جهت، آلمان آمادگی آن را پیدا کرد که ناراحتی اوکراین و متحدان دیگر مثل لهستان و آمریکا را به جان بخرد و از روش مورد نظر خودش به گاز برسد. انگیزه خود مرکل از این اقدام هم مشخص و واضح بوده است. برای درک آن باید به سال ۲۰۱۱ میلادی برگردیم. در آن سال و به دنبال وقوع فاجعه هستهای فوکوشیما در ژاپن، مرکل به این نتیجه رسید که برنامه قبلی خود برای گسترش استفاده از رآکتورهای هستهای در آلمان را تغییر دهد. در آن زمان، آلمان در مرحله گذار به سوی انرژیهای تجدیدپذیر بود و در زمینه استفاده از انرژیهای خورشیدی و بادی به وضعیت ایدهآل نرسیده بود. به همین جهت برخی کارشناسان استدلال کرده بودند که این کشور برای مدت طولانیتری به انرژی هستهای نیاز خواهد داشت.
اما آلمانیها چنان از واقعه فوکوشیما شوک شده بودند که مرکل به سرعت تصمیم گرفت فعالیت رآکتورهای هستهای کشور را تا سال ۲۰۲۲ به کل متوقف کند. در آن زمان، انرژی هستهای تامینکننده حدود یکپنجم از برق تولیدی آلمان بود. این کار باعث شد گزینههای صنایع آلمان برای دسترسی به انرژی با قیمت مناسب کاهش پیدا کند. از سوی دیگر، هزینه استفاده از زغال سنگ نیز به خاطر معاهدات اقلیمی برای کاهش آزادسازی کربن بالا رفت. در نتیجه هزینه برق مورد نیاز برای صنایع آلمان به بالاترین سطح خود رسید. به گفته اولاف شولتز وزیر دارایی آلمان، برق باید حتما در آلمان ارزانتر میشد تا شرکتهای آلمانی بتوانند به رقابت با شرکتهای بینالمللی ادامه بدهند. اینجاست که پروژه نوردستریم ۲ وارد میشود.
شکی نیست که آنگلا مرکل و ولادیمیر پوتین بهترین رفقای یکدیگر نیستند. آنها طی سالیان اخیر در مورد مسائل مختلفی مثل اوکراین به شدت با هم اختلاف داشتهاند. اما مرکل در نهایت به این نتیجه رسید که برای تامین نیازهای انرژی آلمان، چارهای جز پروژه نوردستریم ۲ و همکاری با روسیه وجود ندارد. این شرایطی است که آلمان تا آینده نزدیک درگیرش خواهد بود و گزینه دیگری پیش رو نخواهد داشت.
در این میان، کشورهایی هم هستند که از افزایش نفوذ روسیه در اروپا از طریق این پروژه ناراحت و نگران شدهاند و امنیت انرژی اروپا را از این بابت در خطر میبینند. اما واقعیت این است که امنیت انرژی در اروپا پیش از این هم در خطر بود و از نظر آلمان، پاشنه آشیل به شمار میآمد. حالا روسیه نفع زیادی از پروژه نوردستریم ۲ میبرد، اما وضع برای آلمان هم کاملا رضایتبخش است. خط لوله نوردستریم ۲ تقریبا آماده است و قرار است گاز را در مسافتی ۱۲۰۰ کیلومتری در کف دریای بالتیک حمل کند و آن را از سنپطرزبورگ به سواحل شمالی آلمان ببرد. این آیندهای جدید برای انرژی در اروپاست.