
فریال مستوفی، رئیس مرکز خدمات سرمایه گذاری اتاق بازرگانی تهران در یادداشتی به تحلیل تحولات منطقهای در حوزه حملونقل و لجستیک پرداخته و نسبت به تکرار فرصتسوزیها هشدار میدهد.
با بررسی آخرین تحولات ابتکار کمربند-جاده از منظر اتصالات و توسعه حمل و نقل در اروپا، منطقه مدیترانه، آسیای مرکزی، آسیای غربی و آسیای جنوب شرقی درمییابیم که پروژههای متعددی در قالب کمربند جاده و حتی خارج از آن توسط کشورها با اهداف و مدل های مختلف همکاری در حال انجام است. برخی از این پروژه ها توسط بانک توسعه آسیایی، بانک سرمایهگذاری زیرساختی آسیا و برخی نیز توسط کشور چین و یا خود کشورها تامین مالی شده است.
با نگاهی به توسعه اتصالات در بندر پیرئوس در یونان، راه آهن پرسرعت بوداپست-بلگراد، بزرگراه صربستان و مونته نگرو، کریدورهای ترانس-سیبری، ترانس- آسیا و ترانس- اروپا، گذرگاه باتومی در گرجستان، کریدور قزاقستان، آذربایجان، گرجستان، پل زمینی ترانس- سیبری، راه آهن چین، قرقیزستان و ازبکستان ، کریدور لاجورد، خط ریلی باکو-تفلیس-کارس می توان دریافت که کشورهای اروپای شرقی، آسیای مرکزی و قفقاز در حال گسترش اتصال و توسعه زیرساختهای حملونقل بین خود و سایر کشورهای آسیایی و اروپایی هستند.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود میتواند نقش مهمی برای اتصال این کشور به صورت شمال به جنوب و جنوب به شمال و همچنین غرب به شرق و برعکس داشته باشد که یک نمونه آن، کریدور حمل و نقل بین المللی شمال-جنوب است که میتواند به عنوان رقیبی برای سوئز عمل کرده و زمان و هزینه سفر را کاهش دهد. یا راهآهن تهران – مشهد و اتصال آن به ترکیه و در ادامه به اروپا.
با در نظر گرفتن اینکه کشوری مانند آلمان مقصد بیش از 50 درصد قطارهایی است که بین چین و اروپا در حرکت هستند و تقریبا به عنوان یک هاب بین اروپا و چین عمل میکند؛ ایران نیز چنانچه به موقع دست به کنش زده، از موقعیت ژئوپلیتیکی خود بهرهبرداری کرده و از منابع مناسب برای این موضوع استفاده کند میتواند نقش هاب را در منطقه غرب آسیا بازی کرده و به عنوان پل ارتباطی میان شمال و جنوب و شرق و غرب ظاهر شود و همچنین به عنوان یک بازیگر اقتصادی در کنار هند و روسیه و... قرار گیرد و موجبات رونق اقتصادی را فراهم کند.
بنابراین لازم است که برای توسعه حمل و نقل و پیوند با این اتصالات، یک استراتژی جامع انتخاب کرده و هر چه زودتر دست به اقدام بزنیم؛ چرا که انفعال و از دست دادن زمان منجر به از دست رفتن این فرصت می شود. آن هم در شرایطی که سایر کشورها نیز بیکار ننشسته و در حال تلاش و برنامه ریزی برای استفاده از فرصتهای اتصال هستند و هر چه، ایران در این زمینه تعلل کند، شرایط برای بهرهگیری از این فرصت دشوارتر خواهد شد.
توسعه اتصالات و حملونقل میتواند در ادامه به جذب سرمایهگذاری خارجی در سایر بخشها از جمله لجستیک، انرژی، بیمه و بانکداری، گردشگری، کشاورزی، شیلات، بخشهای خدمات و .... منجر شود و در صورتی که با برنامهریزی منسجم همراه باشد، بستر فقرزدایی و توانمندسازی نیروی کار محلی در کنار نیروهای تخصصی و نیز توسعه پایدار منطقهای و کل کشور را فراهم خواهد کرد.
