
اصولا نزدیک به ۸۰ درصد از تاثیر زیستمحیطیِ هر محصول در مرحله طراحی آن تعیین میشود. اما تولیدکنندگان از مشوقهای کافی برای طراحی محصولات پایدار (که جایی در اقتصاد چرخشی داشته باشند) برخوردار نیستند
آینده نگر
*اندرو شنگ، اقتصاددان انستیتو ایژا گلوبال در دانشگاه هنگکنگ
* شائو گنگ، رئیس انستیتو امور مالی بینالمللی در هنگکنگ
هر سال ۴۰۰ میلیون تن فلزات سنگین، رسوبات سمی و زباله صنعتی روانه آبراههای زمین میشود. حداقل هشت میلیون تن پلاستیک سر از اقیانوسها در میآورد. حدود ۱.۳ میلیارد تن ماده غذایی (یعنی یک سوم مواد غذایی تولیدشده) یا خراب میشود و یا به زباله افکنده میشود و این در حالی است که صدها میلیون نفر در نقاط مختلف جهان گرسنه هستند. در اقیانوسها صید بیش از اندازه صورت میگیرد و زمینها بر اثر استفاده بیش از حد فرسایش پیدا میکنند. تنوع زیستی در جهان دارد با سرعت عجیبی کم میشود. در همین حال، بلایای طبیعی در اقصی نقاط دنیا به شکل سیل، حمله حشرات و آتشسوزی جنگلها دیده میشود. اینها همگی نشانهای از پایدار نبودنِ الگوی تولید خطی جهانی و همین طور مصرف در جهان است که مبنایش «منبع را بگیر، محصول درست کن، زباله بساز» بوده است.
اما واقعیت این است که بشر دیگر نمیتواند با تکیه بر این الگو به کار خود ادامه دهد. درواقع اگر ما تا سال ۲۰۵۰ این الگو را به کل کنار نگذاشته باشیم، آن وقت به معادل سه زمینِ دیگر نیاز خواهیم داشت تا منابع طبیعی قابل مصرف را در اختیارمان بگذارد تا به سبک زندگی امروزی خود ادامه دهیم؛ سبکی که دقیقا بر همان مبنای «منبع را بگیر، محصول درست کن، زباله بساز» تعریف شده است. اگر میخواهیم از این افق تیره و تار برای آینده نجات پیدا کنیم، چارهای نداریم جز آن که اقتصاد چرخشی یا دورانی را مورد توجه قرار دهیم.
اقتصاد چرخشی میتواند رشد را از مصرف منابع پایانپذیر جدا کند، محصولات و مواد اولیه را در حالت استفاده نگه دارد و نظامهای طبیعی را از نو بسازد. سادهترش این است که در اقتصاد چرخشی، محصولات برای آن که دوام بیاورند طراحی میشوند. مواد اولیه باکیفیت برای ساخت آنها استفاده میشود و روند جداسازی و استفاده مجدد و تبدیل آنها به محصول دیگر هم آسان است. اتحادیه اروپا از مدتی پیش دارد همین رویکرد را پیاده میکند. برنامه اقتصاد چرخشی که توسط اتحادیه اروپا مورد توجه قرار گرفته و ستون اصلی معاهده سبز اروپا هم هست، بنیانش درواقع تدابیر حقوقی و غیرحقوقی است که بتوانند کل چرخه حیات محصولات را تحت تاثیر قرار بدهند. نگاهی که در این خصوص باید وجود داشته باشد، این است که نه تنها در مورد مواد صرفهجویی شود، بلکه راه برای ایجاد فرصتهای شغلی، بهبود رفاه بشر و حفاظت از محیط زیست نیز هموار شود.
بخش تولید را میتوان از این نقطهنظر مورد بررسی قرار داد. اصولا نزدیک به ۸۰ درصد از تاثیر زیستمحیطیِ هر محصول در مرحله طراحی آن تعیین میشود. اما تولیدکنندگان از مشوقهای کافی برای طراحی محصولات پایدار (که جایی در اقتصاد چرخشی داشته باشند) برخوردار نیستند. برنامه اتحادیه اروپا این است که این مشوقها را از طریق قانون بیشتر کند.
این شرایط درواقع کمک بزرگی به تولیدکنندگان خواهد بود. در حال حاضر، مواد اولیه تشکیلدهنده ۴۰ درصد از هزینههای تولید هستند. اگر چرخه بستهای مثل اقتصاد چرخشی در روند تولید توسط آنها مورد توجه قرار بگیرد، سوددهیشان بالا میرود و در برابر تغییرات قیمت مواد اولیه نیز مقاومت خوبی پیدا میکنند. این نکته آخر، نشاندهنده ابعاد ژئوپلیتیکی اقتصاد چرخشی است؛ به خصوص چون بسیاری از کشورهای دنیا از جمله کشورهای اروپایی در همان مرحله مواد اولیه به واردات از چین نیازمندند.
اتحادیه اروپا پیشبینی کرده که با بهکارگیری اصول اقتصاد چرخشی قادر خواهد بود تا سال ۲۰۳۰ میلادی تولید ناخالص داخلی خود را به میزان نیم درصد افزایش دهد و حدود ۷۰۰ هزار فرصت شغلی نیز ایجاد کند. این روش میتواند در سطوح محلی و دولتی و منطقهای به اجرا دربیاید. ظاهرا اتحادیه اروپا قصد دارد رویکردی مستقیمتر به سمت پیشرفت جهانی را با استفاده از اقتصاد چرخشی در پیش بگیرد و به همین جهت نیز این موضوع را در مذاکرات تجاری اخیر خود - مثلا با کشورهای آفریقایی- مورد توجه قرار داده است.
اما کار اصلا به این سادگیها نیست. علتش هم نحوه نگاهکردن ایدئولوژی اقتصادی جریان غالب به مسئله طبیعت است. این رویکرد مکانیکی و خطی باعث شده که مسئله رشد اقتصادی صرفا به عنوان رشد تولید ناخالص داخلی مورد توجه قرار بگیرد و عوامل دیگر در آن دخیل به حساب نیایند. علت اینکه اوضاع زمین و بشر به نقطه ناهنجار کنونی رسیده است نیز همین است. با این حال، بسیاری از کشورها و همین طور سازمان ملل متحد حالا به این نتیجه رسیدهاند که غیر از کنار گذاشتن روش «منبع را بگیر، محصول درست کن، زباله بساز»، چارهای برای آیندهشان باقی نمانده و اینجاست که اقتصاد چرخشی میتواند ظرفیتهای خود را نشان بدهد. حتی کشوری مثل چین به این رویکرد نام «تمدن اکولوژیکی» نیز داده است.
البته در خصوص تعریف و اجرای اقتصاد چرخشی اختلاف نظر زیادی در سطح جهان وجود دارد، اما همین که این مسئله و تعهد به آن مورد بحث قرار گرفته، امید زیادی برای آینده ایجاد میکند و میتواند برای تامین اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد و بقای درازمدت بشر روی زمین کاملا موثر باشد.