
در سالی که بسیاری از کشورهای جهان از کرونا آسیب اقتصادی دیدند، ویتنام توانست رشد اقتصادی از خود بر جای بگذارد. در سال جاری هم علیرغم درگیری این کشور با کرونا، گویا رشد اقتصادی بیشتری در انتظار آنها خواهد بود. دلیل این قدرت اقتصادی ویتنام در دورهای بحرانی چیست؟
ترجمه: نسیم بنایی، آینده نگر/ اکونومیست
ویتنام که سال گذشته با مهار ویروس کرونا تمام جهان را شگفتزده کردهبود، در حال حاضر بدترین دوران شیوع این بیماری را از سر میگذراند. بخشی از این کشور در تعطیلیهایی سختگیرانه به سر میبرد و انبوهی از کارخانهها، از آنهایی گرفته که برای برند نایکی کفش تولید میکنند تا آنهایی که برای سامسونگ گوشی هوشمند میسازند، یا کُند شدهاند یا تعطیل و همین مسئله زنجیره تامین جهانی را دستخوش اختلال کردهاست. با اینحال، ادغام در تولید جهانی باعث شدهاست ویتنام بتواند اقتصاد خود را در دوره همهگیری سرپا نگه دارد. تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 2020 رشدی 2.9 درصدی را تجربه کرد و این در حالی بود که عمده کشورها با رکودهایی عمیق روبهرو بودند. علیرغم آخرین موج شیوع کرونا، در سال جاری رشد سریعتری در اقتصاد این کشور اتفاق خواهد افتاد: آخرین پیشبینی بانک جهانی که در روز 24 اوت منتشر شد، پیشبینی رشدی 4.8 درصدی در سال 2021 برای اقتصاد ویتنام دارد.
عملکرد خوب اقتصادی ویتنام نمایانگر دلیلی واقعی است که به موجب آن واقعا باید از این کشور تقدیر کرد. گشودگی ویتنام نسبت به تجار و سرمایهگذاری باعث شدهاست نقشی مهم در زنجیره تامین جهانی به این کشور اعطا شود. همین مسئله هم موتور محرک رشدی طولانیمدت و قابل توجه شدهاست. ویتنام طی 30 سال اخیر یکی از پنج کشوری بودهاست که سریعترین رشد اقتصادی را تجربه کردهاست و با توجه به نمودار متوجه میشویم که در این زمینه همسایههای خود را با اختلاف شکست دادهاست. رشد ویتنام نه مانند بسیاری از بازارهای پیشاهنگ شکلی انفجاری را از سر گذراندهاست، بلکه به شکلی با ثبات و پایا این مسیر طی شدهاست. دولت این کشور حتی رویاهای بزرگتری هم در سر دارد و میخواهد ویتنام تا سال 2045 به کشوری با درآمد بالا تبدیل شود که این هدف مستلزم داشتن رشد سالانه 7 درصدی است. حالا پرسش اصلی این است که راز اصلی موفقیت ویتنام چیست؟
*غول صادرات
ویتنام عمدتا با چینِ دهه 90 یا اوایل قرن بیستویکم مقایسه میشود و این مقایسه بیدلیل هم نیست. هر دو کشور، کشورهای کمونیستی هستند که نظام سیاسیشان زیر نظر یک حزب مدیریت میشود. هر دو کشور به سرمایهداری روی آوردهاند و مسیر رشد از طریق صادرات را در پیش گرفتهاند. البته تفاوتهای بزرگی هم بین این دو کشور وجود دارد. برای مثال توصیف اقتصاد ویتنام به عنوان کشوری صادرات محور خیلی درست نیست و نمیتواند به خوبی میزان فروش این اقتصاد در خارج از مرزها را توضیح دهد. تجارت اجناس ویتنامی بیش از 200 درصدِ تولید ناخالص داخلی است. کمتر اقتصادی در جهان وجود دارد، به جز کشورهایی با ذخایر غنی یا دولتشهرهایی که در تجارت دریایی حضور دارند، که در حد ویتنام روی تجارت سوار شده باشند.
مسئله اصلی سطح صادرات نیست، بلکه نوع صادرات است که ویتنام را از چین متفاوت میکند. در واقع پیوندهای عمیق این کشور به زنجیره تامین جهانی و سطح بالای سرمایهگذاری خارجی، ویتنام را بیشتر شبیه سنگاپور کردهاست. از سال 1990 میلادی به این سو، ویتنام به طور میانگین سالانه معادل 6 درصد تولید ناخالصی خود سرمایه مستقیم خارجی جذب کردهاست که این میزان بیش از دو برابر میانگین جهانی است و بسیار بیشتر از میزان جذب سرمایه مستقیم خارجی توسط چین و کره جنوبی در یک مدت زمان قابل توجه است.
در حالیکه باقی کشورهای آسیای شرقی با توسعه خود توانایی ارتقای دستمزدها را فراهم آوردند، تولیدکنندگان جهانی به خاطر هزینه پایین نیروی کار و نرخ ارز باثبات این کشور، وارد آن شدند. این مسئله منجر به رشدی انفجاری در صادرات ویتنام شد. صادرات بنگاههای داخلی ویتنام در یک دهه اخیر به شکلی خیرهکننده رشدی 137 درصدی را تجربه کردهاست و این عدد در مورد شرکتهای خارجی به 422 درصد میرسد. به احتمال زیاد همین چند عدد کافی است که بفهمیم ویتنام چطور حتی در برابر سختترین توفانهای کرونایی، قوت اقتصادی خود را از دست نمیدهد. به احتمال زیادی ویتنام به سرعت خود را به بخشی مهم در معجزه اقتصادی آسیای شرقی تبدیل کند و در آینده نزدیک تبدیل به بازیگری مهم در این جغرافیای اقتصادی شود.