چرا سیاست حمایت از داخل به شیوه سنتی دیگر فایده‌ای ندارد؟

حمایت لازم است، اما در جای درست

تاریخ 1400/08/04 ساعت 09:51

نباید فراموش کرد که مردم در آمار زندگی نمی‌کنند و شرایط زندگی آن‏ها با آنچه که در ارقام دیده می‌شود بسیار متفاوت است. واقعیت این است که مزایای گسترش شدید تجارت در جهان در دهه‌های اخیر اصلا به صورت مساوی بین طبقات مختلف توزیع نشده است

آینده نگر/ماری الکا پانگستو، اقتصاددان اندونزیایی و رئیس بخش سیاست توسعه در بانک جهانی

پروتکشنیسم (حمایت‌گرایی از داخل) پس از بحران کرونا به شدت در اکثر نقاط جهان افزایش پیدا کرده و تعجبی هم ندارد. خود من به عنوان وزیر بازرگانی اندونزی در دوران آغازین آزادسازی تجارت در جهان، شاهد بودم که چقدر مخالفان این ایده زیاد بودند و چقدر پروتکشنیسم طرفدار داشت. با بروز بحرانی جهانی مثل کرونا شرایط برای تداوم تجارت جهانی سخت‌تر هم شده است.

داده‌های اقتصادیِ کلی شکی برای ما باقی نگذاشته‌اند که افزایش شدید تجارت جهانی در سی سال گذشته، موتوری بسیار قوی برای رشد و رفاه بوده و به خصوص در کشورهای در حال توسعه به کاهش گسترده فقر انجامیده است. در فاصله سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۷ میلادی، سهم تجارت در تولید ناخالص داخلیِ کشورهای در حال توسعه از ۱۶ درصد به ۳۰ درصد رسید و باعث شد نرخ مردمی در جهان که در فقر مطلق زندگی می‌کردند از ۳۶ درصد به ۹ درصد برسد.

اما مردم که در آمار زندگی نمی‌کنند. شرایط زندگی آن‏ها با آنچه که در ارقام دیده می‌شود بسیار متفاوت است. واقعیت این است که مزایای گسترش شدید تجارت در جهان در دهه‌های اخیر اصلا به صورت مساوی بین طبقات مختلف توزیع نشده است. حتی این تاثیر نامساوی در بین صنایع و مشاغل مختلف نیز به وضوح دیده می‌شود. این تجارت گسترده عملا نتایجی بسیار عمیق‌تر و درازمدت‌تر از تصور ما بر جا گذاشته است.

درست است که کاهش یا حذف تعرفه‌های گمرکی معمولا به بسیاری از تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان سود می‌رساند، اما معاش عده‌ای دیگر نیز با این کار به خطر می‌افتد چون تاثیر توزیعی تجارت آزاد اصلا هموار نیست. به همین خاطر است که به جای حمله به یک ایده، بهتر است برندگان و بازندگان آن و شرایط منتهی به برندگی و بازندگی آن‏ها بررسی شوند و سپس دولت‌ها با سیاست‌های حمایتی لازم وارد میدان شوند و برای برقراری تعادل تلاش کنند. درواقع سیاست‌گذاران امروزی باید حتما به بررسی تاثیر تجارت -‏به خصوص در چارچوب بازار کار محلی- بپردازند و راهکارهایی برای مدیریت برخی از تبعات شوک‌های تجاری (مثل بحران کرونا) روی مصرف‌کنندگان و کارگران در دست تدوین داشته باشند.

یک پژوهش که اخیرا توسط بانک جهانی انجام شد، تاثیر توزیعی تجارت روی دستمزد، اشتغال و درآمد را در کشورهای در حال توسعه‌ای مثل بنگلادش، برزیل، مکزیک، آفریقای جنوبی و سریلانکا بررسی کرد. بر اساس یافته‌های آن، مثلا در بنگلادش متوسط دستمزد سالانه در مناطقی که در معرض تجارت بودند در فاصله سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶ افزایش پیدا کرد. اما این همه موضوع نبود. افزایش متوسط دستمزد برای مردان کاملا بیشتر از زنان بود. همچنین این افزایش دستمزد برای کارگران ماهر پنج برابر کارگران غیرماهر بود (نکته جالب این‏جاست که تجارت از جنبه‌ای دیگر بیش از آنکه به سود مردان کارگر تمام شود، به سود زنان کارگر بوده است. علت این است که تجارت باعث شده زنان بیشتری بتوانند در قیاس با گذشته، وارد اقتصاد رسمی شوند).

این یک نقشه راه را در برابر دولت بنگلادش قرار می‌دهد که مثلا تدوین قوانین برای کاهش شکاف دستمزد بین مردان و زنان و همچنین سرمایه‌گذاری برای افزایش مهارت‌های شغلی جزو آن‏هاست. در هر کشوری می‌توان از روش‌های مشابه برای کم‌کردن تبعات نامتوازن گسترش تجارت استفاده کرد.

مثلا با توجه به اطلاعاتی که از این پژوهش به دست آمده، می‌توانیم مورد سریلانکا را نیز بررسی کنیم. اگر در سریلانکا موانع تجاری از میان برداشته شوند، رشد تولید ناخالص داخلی بهتر می‌شود و فقر کاهش می‌یابد. اما آزادسازی تجارت در همان سطح محدود قبلی هم باعث شده که تبعیض دستمزدی شدیدی وجود داشته باشد و به خصوص مناطق شهری به شدت در قیاس با مناطق دیگر از این تبعیض سود ببرند. با توجه به این اطلاعات، دولت سریلانکا قادر خواهد بود جایی که سیاست‌های حمایتی لازم هستند را پیدا کند و مثلا روی تفاوت مناطق شهری و روستایی متمرکز شود.

همین پژوهش این را هم نشان داده که داده‌ها و روش‌های تحلیلی جدید به ما اجازه می‌دهند تاثیر محلی احتمالی تدابیر تجاری را پیش از به‌کارگیری آن‏ها پیش‌بینی کنیم و سیاست‌های موثر و لازم برای بیشینه‌کردنِ مزایای حاصل از تجارت را در میان گروه‌های مختلف مردم به کار بگیریم. واقعیت این است که تجارت می‌تواند رشد را بیشتر کند، به ایجاد فرصت‌های شغلی مختلف بیانجامد، فقر را کم کند و بنابراین برای احیای اقتصادها در دوران پس از بحران موثر باشد. اگر سیاست‌های مناسب حمایتی در کنار گسترش تجارت مورد توجه قرار بگیرند، می‌توان اطمینان حاصل کرد که دستاوردهای تجاری بین مردم توزیع می‌شود و رفاه برقرار می‌شود.